Loot

Loot

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Loot 2022 S03E10 720p WEB-DL x264
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2025-12-10
Downloads: 41
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

SANDS Movie

‫حالا خیلی‌ ها این رو عروسی قرن میدونن،

‫چون جان نواک، میلیاردر فناوری، ‫این آخر هفته داره ازدواج میکنه...

‫با لوچیانا موتزابوراتا، ‫چهره‌ اجتماعی ایتالیاییِ پر شر و شور.

‫اه، این که اسم نیست. ‫این فقط دو نوع پنیره.

‫و حالا من پنیر میخوام. ‫لعنت بهش.

‫حالا، این زوج قصد دارن ‫توی حومه‌ ایتالیا ازدواج کنن،

‫توی یه کلیسای ۷۰۰ ساله که با خاک یکسانش کردن ‫تا ویلای بزرگ و مسخره‌ جدیدشون رو بسازن،

‫مزرعه پانستا.

‫جزئیات عروسی مخفی نگه داشته شده، ‫ولی لوچیانا آخر هفته رو جشن گرفت...

‫با یه مهمونی مجردی جنجالیِ ‫چهار میلیارد دلاری که توی فضا برگزار شد.

‫- باکلاس. ‫- عروس توی "ایکس" از ایستگاه ‫فضایی بین‌ المللی پست گذاشت.

‫"خواهرانه در میان ستارگان، ‫این آخر هفته رو هیچ‌ وقت فراموش نمیکنم."

‫"روحت شاد، نیکول. ‫دلمون برات تنگ میشه."

‫هی، من داشتم اون رو تماشا میکردم.

‫ببخشید خانم.

‫این الان مدرک توی تحقیقات ماست.

‫من این رو بی‌ جواب نمیذارم، میدونی.

‫من سرسختم.

‫۷۲ تا پله تا پایین ساحل من توی مالیبو هست ‫و من اغلب اوقات همش رو تنهایی میرم پایین.

‫من میخوام افکار عمومی رو با خودم همراه کنم.

‫من یه زن میانسال در دوران پیش‌ یائسگی ام.

‫مردم این رو دوست دارن.

‫- سوفیا. ‫- پترا.

‫هیچ وقت دیدن سوفیا سالیناس رو ‫توی لباس شلوار فراموش نمیکنم.

‫یادته توی جنبش اشغال وال استریت ‫سه بار توی یه روز دستگیر شدی؟

‫دفعه دوم حتی دستبندها رو باز نکردن.

‫میدونستن برمیگردم.

‫متاسفم برای اتفاقی که ‫برای بنیاد ولز داره میفته.

‫فکر میکنی نماینده واتکینز بتونه کاری بکنه؟

‫ما کارهای خیر زیادی توی منطقه‌ش انجام دادیم.

‫خب، میتونیم وقتی از چرت ‫بعد از ظهرش بیدار شد ازش بپرسیم.

‫بین خودمون باشه، ‫واتکینز داره میره.

‫فقط ۸۷ سالشه، ‫پس برای کنگره جوونه.

‫ولی داره کم کم تحلیل میره…

‫و زیاد زمین میخوره.

‫فهمیدم.

‫خب، میدونی که باید امتحان میکردم.

‫ما در واقع دنبال جانشینش میگردیم.

‫به یه نفر جوون، باهوش نیاز داریم، با یه پیشینه فعال. ‫یه کسی که مردم بتونن باهاش هیجان‌ زده بشن.

‫هوم. خب، موفق باشید. ‫عالی به نظر میرسه.

‫خب، به نظر من، ‫اون آدم تویی.

‫چی؟

‫اضطرابم از کنترل خارج شده و نمیتونم کاریش کنم، ‫چون توپ‌ های استرس بائودینگم رو مصادره کردن.

‫باشه، اون عوضی‌ ها عروسک‌ های ‫تودرتوی روسی دمی لواتوی من رو گرفتن.

‫اون فقط کوچیک و کوچیک‌ تر میشد، ‫و حالا دیگه نیست.

‫خب، میدونم شماها دوست ندارید این کار رو ‫انجام بدید، ولی شاید وقتشه که بالاخره دعا کنیم.

‫اینزلی، لطفاً. ‫این حس و حالش نیست.

‫اوه. باشه.

‫جلسه چطور پیش رفت، سوفیا؟

‫پترا کمکی کرد؟

‫هیچ کاری از دستش بر نمیاد. ‫لوچیانا همه برگ‌ ها رو دستش داره.

‫اوه، یعنی... یعنی این پایانه؟

‫خیلی متاسفم، بچه‌ ها.

‫احساس میکنم شاید یکم زیادی ‫سخت به میلیاردرها گیر دادم.

‫شاید اگه انقدر کاریزماتیک نبودم،

‫یا اگه کمتر توی دوربین خودم رو نشون میدادم، ‫یا اگه اون فاکتور غیرقابل وصف رو نداشتم،

‫- الان توی این دردسر نبودیم. ‫- نه. بسه. معذرت‌ خواهی نکن.

‫معنیش اینه که ما داشتیم اونا رو میترسوندیم.

‫اینکه داشتیم کار درست رو انجام میدادیم.

‫باید به کاری که کردیم افتخار کنیم. ‫من افتخار میکنم که باهات کار میکنم.

‫- آره. ‫- آره.

‫ممنون، بچه‌ ها. ‫این خیلی برام ارزش داره.

‫زود باشید، باید یه چیز دیگه پیدا کنیم.

‫ببینید، من این رو دوست ندارم، ولی چی میشه ‫اگه لوچیانا و جان رو پیدا کنیم و التماس کنیم؟

‫فقط پاچه خواریشون رو بکنیم.

‫یا چی میشه اگه گندشون رو در بیاریم؟

‫اوه، یه چیز سمی داره میاد. ‫دارم مور مور میشم.

‫لوچیانا داره در مورد اینکه ‫کی هست دروغ میگه، مگه نه؟

‫چی میشه اگه تهدید کنم که ‫توی عروسیش رسواش میکنم؟

‫اون میخواد اون روز همه چی عالی پیش بره.

‫شاید بترسه و قبول کنه که عقب نشینی کنه.

‫نمیدونم دختر عمو. اون اینترنت رو ‫از هویت قدیمیش پاک کرده.

‫هیچ مدرکی وجود نداره.

‫یه چیزی پیدا میکنم.

.خیلی خب، تیم

.وقت ریسک بزرگه

‫همگی، برید خونه، ‫بهترین لباس هاتون رو جمع کنید.

‫- بزنید بریم عروسی یه میلیاردر رو خراب کنیم. ‫- آره!

‫اوه، من خیلی هیجان زده‌م.

‫من قبلاً عروسی های زیادی رو خراب کردم، ‫ولی هیچ وقت یه عروسی دگرجنسگرا رو نه.

،هی بچه ها .مارو هم باهامون میاد

‫و اون یه چیزی برای گفتن داره،

‫که واقعاً نقطه قوتش نیست، ‫ولی زندگی همینه.

‫اوه، سلام به همگی.

‫خیلی ممنونم که اجازه دادید من رو ‫با خودتون به این سفر کاری کوچیک بیارید.

‫اوم، من هیچ وقت کار نداشتم، ‫ولی نمیدونم چرا همه ازش شکایت میکنن،

‫چون این خیلی باحاله.

‫منظورم اینه، ‫یه خانم جدی دارید،

‫یه سیاه پوست بامزه،

‫یه کلون بلوند،

‫یه سفید پوست معمولی هم ته صف.

‫و، منظورم اینه، میدونستم یه همجنسگرا هم هست، ‫ولی اون آسیایی هم هست.

‫خیلی عالیه.

‫- خب، بشینیم؟ ‫- آره. آره.

‫- اوه… سلام. ‫- اوه.

‫- فکر کنم، این… ‫- اوم، مارو.

‫من… هنوز رسماً با هم آشنا نشدیم.

‫من آرتورم.

‫اوه خدای من، ‫البته، آرتور.

‫خیلی از دیدنت خوشحالم.

‫مالی قشنگ ترین چیزها رو ‫در موردت توی خواب میگه.

‫- چی؟ من میگم؟ ‫- اوه، آره.

‫و، هی… تو همونی هستی که برچسب ها رو ‫روی دکمه های توالت هوشمند گذاشت؟

‫آه، آره. آره، اون… ‫اون کار من بود.

‫منظورم اینه، اون دکمه بیده کاملاً ‫شبیه سیفون به نظر میرسه، مگه نه؟

‫برادر، اگه تو نبودی هنوز اونجا بودم.

‫- بیا بغلم. ‫- باشه.

‫بیا دوست جدید. بیا.

‫میخوام ببینم وضعیت کراتین ‫توی آشپزخونه چطوره.

.خوبه

‫متاسفم.

‫التماس کرد که بیاد چون میخواست ‫یه میکل آنژلوی واقعی رو ببینه.

‫اون لاک پشت مورد علاقه‌شه.

‫امیدوارم خیلی عجیب نباشه.

‫نه، نه، نه. نیست.

‫ام، خب، معلومه که من… ‫من ناراحتم که اوضاع خوب پیش نرفت.

‫ولی، ام، چیزهای مهم‌ تری ‫الان در حال اتفاق افتادنه،

‫و من فقط میخوام اینجا باشم ‫تا به بنیاد کمک کنم.

‫- پس من… من خوبم. ‫- آره.

‫آره؟ ممنون که این رو گفتی.

‫خیلی خیالم راحت شد.

‫اوه، خوبه.

‫راستش، من، اوه، یکم توی ‫قرار آنلاین دست و پا میزنم.

‫- باشه. ‫- یه سرویس خاص هست.

‫فقط برای حسابدارهای رسمیه.

‫و اسمش اینه، گوش کن، ‫اوه، معجون عشق شماره ۱۰۹۹.

‫اوم.

‫مثلاً… اونا عدد ۹ رو دوست دارن،

‫- ولی ۱۰۹۹ رو گذاشتن، میفهمی؟ ‫- آره.

‫که یه… یه فرم مالیاتی خیلی معروفه.

‫منظورم اینه، احتمالاً هم‌ ردیف ‫با W-2 یا W-4 هست.

‫فکر میکنی داری یکم ‫اطلاعات زیادی بهم میدی؟

‫- یکم، آره. ‫- منم همینطور.

‫اوه، الان میتونیم بلند بشیم. ‫ما حاضریم.

‫بچه ها، شاید باید یکم خوش بگذرونیم ‫و یکم غذا و نوشیدنی بگیریم.

‫این میتونه آخرین بار ما توی ‫جت شخصی برای کار بنیاد ولز باشه.

‫من به یه چیزی نیاز دارم ‫که استرس رو کم کنه.

‫باورم نمیشه که همه چی داره تموم میشه.

‫خب، من سرمایه گذاری ‫بعدی خودم رو میدونم.

‫میخوام برای رقص با ماشین ها امتحان کنم.

‫- اون چیه؟ ‫- همینه که میخوام بفهمم.

‫تو چیکار میکنی، سوفیا؟

‫اگه همه اینا تموم بشه؟

‫چی باعث میشه این سوال رو بپرسی؟

‫- تو چیزی میدونی؟ ‫- نه، من... من هیچی نمیدونم.

‫و نمیخوام بدونم. ‫به خاطر همینه که خیلی خوشحالم.

‫باشه. خب، من به آینده فکر نمیکنم، اینزلی.

‫پس، اینقدر سوال نپرس.

‫تو کی هستی، ریدلر؟

‫خب، میدونی، در واقع، با وجود ‫اون علامت سوال ها روی لباسش،

‫ریدلر بیشتر با معماهای منطقی سروکار داره تا...

‫باشه، همتون خفه بشید. ‫به تلفن هاتون نگاه کنید.

‫این یه دستوره.

‫این کاپیتان شما از کابین پروازه.

‫- ما داریم شروع به فرود میکنیم. ‫- فرود؟

‫فقط شیش ساعت گذشته.

‫نمیدونستم ایتالیا این همه ‫مرکز خرید متروکه داره.

‫اونا مرکز خرید متروکه نیستن، اینزلی.

‫اونا زندان ها و مرغداری های صنعتی هستن.

‫ما یه انحراف کوچیک داریم، بچه ها.

‫به دلاور خوش اومدید.

‫اه، چرا؟

‫اگه میخوایم لوچیانا رو منصرف کنیم،

‫باید ثابت کنیم که اون واقعاً ‫اشلی کیت از دوور، دلاوره.

‫من میخوام برم دبیرستانش،

‫میخوام یه سالنامه قدیمی پیدا کنم، ‫و بعد میخوام اون رو به عروسی ببرم.

‫باشه، عالیه.

‫منم میام.

‫اوه. خیلی لطف داری عزیزم، ‫ولی نمیخوام زیاد جلب توجه کنم.

‫و فکر نمیکنم اونجا ‫از این چیزها زیاد داشته باشن.

‫بهتره آرتور رو ببری.

‫اون کاملاً جور در میاد. ‫اون اهل دلاوره.

‫اوه، نه، من اهل رود آیلندم.

‫همونجاست.

‫- نه، نیست. ‫- پس یه تفاوت اساسی رو نام ببر.

‫باشه، آره، خب… ‫تقریباً همون چیزه.

‫من... من، منم میام.

‫توی باند فرودگاه سگ‌ های مرده زیادی هست.

‫این یه چیز منطقه ایه؟

‫چرا همه دبیرستان‌ ها یه بوی یکسانی میدن؟

‫مثل بوی عرق لیمو ‫با یه ته بوی حشیش.

‫«خانه مواد شیمیایی مبارز ابدی.»

‫اوه.

‫- منظورشون با ما بود؟ ‫- نمیدونم.

‫من از لبخندهاشون خوشم نمیاد، ‫دندون های تیز کوچولوشون.

‫- اوه، دلم برای این سن تنگ نشده. ‫- نه.

‫- من اشتباهات زیادی کردم. ‫- اوه. منم همینطور.

‫هر روز، من از همون ادکلن امضای ‫چارلز بارکلی استفاده میکردم.

‫اسمش خطای فنی بود.

‫خب، من سوتینم رو با کش مو پر میکردم.

‫برای همین، همه من رو ‫سینه برآمده صدا میکردن.

‫خب، خدا رو شکر که ‫همه اونا پشت سر ماست.

‫اوه، نمیدونم.

‫هنوزم حس میکنم دارم ‫اشتباهات احمقانه زیادی میکنم.

‫اوه، خب، شروع میکنیم.

‫برو توی نقش.

‫من برندام، تو دیوی.

‫- باشه؟ ‫- باشه.

‫این هیجان انگیزه.

More Farsi Persian subtitles for Loot

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left