The first 162 lines.
مترجم حمید (HAMID SUBARU) کپی ممنوع مخصوصا فردی به نام
کورومی_سان
کورومی-سان بیدار شو
سو_سان
چه آروم خوابیده بودی دلم نیامد بیدارت کنم
ولی همه رفتن خونه
ها؟
چرا اینقدر نگرانی
اولین بار همچین نامهای
از
یکی میگیرم
جدی؟
جدی
ولی مطمئنم جوابت از قبل آماده هه
:
آره
ولی هنوز از سرم بیرون نرفته
...بیرون رفتن با یه پسر
خب حداقل این هفته میتونی استراحت کنی
خودم ٱوضه دارم باسه خودم یه عشق گیر بیارم
کوهام
کورومی-سان
کی انتخاب میکنی من یا اون یارو
ع
...خب
تو رو انتخاب میکردم
اون روز خیلی خوش گذشت
مثل هروز دوست داشتنی
زندگی اونقدرم سخت نیس
دنیا کینه ای نداره
ولی امیدوارم یه روز عشقمو پیدا کنم
منم بهت قول میدم
اونموقع ازت حمایت کنم
تا چیزی از دست ندی قدرتشو نمیدونی
نمیدونستم اون روزا چقدر برام مهم بود
بخاطر همین نمیخوام دیگه هیچوقت همچین اتفاقی برام بیفته
انیمه فوق العاده زیبا قرارویژه Date a live که در این قسمت Date a Bullet معروف است
حمید (HAMID SUBARU) Date a Bullet قسمت 02
کپی ممنوع مخصوصا فردی به نام
ارباب عروسک کدوم گوریه
در رفت
اگه بخوای میتونی بری دنبالش
عمرا حرف کسیکه تازه دیدم باور کنم
هرکاری دوس داری بکن
بگیر
الف
چته هیوکی یم بابا شلیک نکن
پس زنده ای
پس فک کنم خوب باشه
معلومه که خوبه
کورومی-سان
چرا از خودت دفاع نمیکنی؟
میخوام آخرین مبارزه بین من و تو باشه
چطوره تا وقت هس بریم یه جا دیگه
درسته
این کلاس خالیه
قبلا ازش استفاده میکردن؟
قبلا اینجا پراز سر بود
کهاینطور
یاد چیزی انداختت
...خب
آره درسته
یاد شخص خاصی افتادم
اسمش چی بود؟
عمرا بگم
خیلی بدی
حرف زدن درباره خاطرات خوب سخته
چیزای زیادی هس که آرزو میکنی کاش واقعی نبودن
مثل عشق؟
معلومه که نه
دیگه درمورد من کافیه
هیوکی_سان یکم درباره خودت بگو
درمورد خودم؟
گفتی که میخوای کسی زنده کنی میگم
بهم خیانت شده
خیانت؟
درسته.بهم خیانت شده
دوس مهمی داشتم که بهم خیانت کرد ولی بیدلیل مرد
اون کار اشتباهی نکرده بود
بجز اینکه جای اشتباهی بود بخاطرش راحت کشته شد
بخاطر همین میخوام برنده شم و آرزوم برآورده شه
ولی واسه برنده شدن تو رو هم باید شکست بدم توهم که خیلی قویای
چیزی شده
پس تصمیم (هدف) گرفتی که برنده شی؟
...وقتی اینجوری میگی خب
ولی آره قرار نیس تسلیم شم
بهت آسون نمیگرما
اشکال نداره اشکال نداره
همین بود؟
خفهشو خفهشو
شنیده بودم که تو و ایمه کاتیشکا
جزو قوی ترین سرها دنیای همسایه بودین
ایمه تاکیشتا چه فکری میکنه وقتی تورو اینطوری ببینه
درسته
ایمه میگفت که از شمشیر زنیم خوشش میاد
شمشیر بی عدالتی
حالا وایسا تا شمشیر اسامی هیجیکتا ببینی
از اولش باید اینطوری میبود
دقیقا بهمون اندازه قویی که انتظارشو داشتم
تو فقط به اندازه ی یه تار مو خطا زدی
این تنها چیزی بود با شمشیر بلد بودم و ایمه ازش خوشش میاومد
خیلی بد شد که کمکی نکرد
...ایمه میبینمت
...دفعه بعدی
...صبر کن
ملکه میخواد کار خودشو بکنه
چی؟
دیگه ادامه دادن این مسابقه أهمیتی نداره
فهمیدم پس میخوای بری اونو بکشی
اینجا چه ساکته
چی اون گربهه؟؟
چی گفتی گربه؟
آره اونجا
کورومی-سان فهمیدم گربه ها دوست داری
ولی خودت جمع جور کن
تو دنیا همسایه هیچ گربهای وجود نداره
چرا بود حتی نازشم کردم
دروغگو
پس بهت ثابتش میکنم
وای نه... مثل اینکه جدیی
کورومی _سان وایسا هنوز وسط این مسابقهایما
وایسا
بالاخره وایستادی
خطرناکه همینطوری اینطرفا پرسه بزنی
بیا بریم یه جا امن
این چیه؟
یتو
کورومی _سان کجا غیبت زد؟
کورومی-سان
بالاخره پیدات کردم
یکمی بیاحتیاطی که وسط این مسابقه گاردت بیاری پایین اینطوری فکر نمیکنی؟
من آدمیم که در هر لحظه زندگی میکنه
خندت عجیبه منو میترسونه
از خندم بخاطر کار بدی که انجام دادی ترسیدی
معلومه که نه
کمکم کن
میشه اینو توضیح بدی
اگه یه قدم جلو بیا شلیک میکنم
ملکه
چی میگی کورومی-سان
چطور میتونم ملکه باشم این غیرممکنه
گفتم شلیک میکنم نگفتم
درد میکنه...
چرا یه دفعهای بهم شلیک میکنی؟؟؟
به دو دلیل ۱-دیگه به هیچکس جز خودم نمیتونم اعتماد کنم
۲-با مدرکی فهمیدم تو
۲-با مدرکی فهمیدم تو دشمنی
...نه حرفمو باور کن من
باور نمیکنم
داشت خوب پیش میرفتا
قضیه نجات دوستت دروغ بود درسته؟
فک کردم اگه اینو بهت بگم کمکم میکنی
خیلی خوب میشد تا آخرش نقش دوستتو بازی میکردم
کی فکرشو میکرد یه تیکه کاغذ همه چیو خراب کنه
سلام
توکیساکی کورومی
تو کی هستی؟
نمیدونی؟ کورومی توکیساکی
خب فکر کنم پرسیدنش زیادی بود
من بخشی از توهم که رهاش کردی
نکن از اینجا دور شو
ملکه
No comments yet. Be the first to leave one.