The first 200 lines.
چي؟
دوباره بگو
...فکر کنم
پشت مرگ من يه ماجرايي هست
...يه چيزي پشت
مرگ تو هست؟...
چي؟
...يه دسيسه ي
ترسناک...
دسيسه؟
...دسيسه؟
...يه نفر
سعي کرده تو رو بکشه؟
آره، دکتر
داروتُ خوردي؟
يه شب بيرون موندي، يادت رفت دارو بخوري؟
خوردم
هميشه براي اطمينان دارومُ برمي دارم
اين يه تصور فوق العاده فعال ـه
تو روانشناسي، عشق بصورت يه اختلال رواني جدي تفسير ميشه
تو عاشق شوهرتي
تو نسبت بهش يه حالت فوق العاده فعال داري
تصور فوق العاده فعال
!اينطور نيست، دکتر
آجوما
پس ما کجاييم؟
...يه رستوران
که تعطيله؟
تعطيل نيست
داره به زودي افتتاح ميشه
آرزوي چه يون اين بود که يه رستوران خانوادگي باز کنه
من ميخوام آرزوشُ به واقعيت تبديل کنم
...من و تو
بايد قراردادمونُ به نتيجه برسونيم...
و هر کدوم به راه خودمون بريم
...کانگ جون
خونه نيودم؟
آره
انگار اين اواخر يه سرگرمي داره
تو اين دوهفته اي که تا ازدواج مونده چه اتفاقي مي تونه بيافته؟
من بهت خبر دادم
حالا اون دستبندُ بهم بده
وسايلتُ جمع کردي؟
تو هم جمع کردي
چه اتفاقي افتاده باشه يا نه در هر حال شما يه شبُ با هم گذروندين
ازدواج خيلي زود کنسل ميشه
اگه يکي سعي کرده باشه منُ بکشه چي؟
بدون اين که حقيقتُ پيدا کني داري ميري؟ چطور مي توني؟
تو خودتُ مسخره کردي
...حقيقت
احتماً
اگه اتفاقي براي من بيافته
سعي نکن دليلشُ بفهمي
...گاهي اوقات دونستن حقيقت
دردناکتره...
...اين حرف بابا
...يادت باشه
دکتر
مثل تصادفي که تو تجربه کردي
خيلي وقت پيش منم يه حادثه ي بزرگُ تجربه کردم
اما حقيقت؟
گاهي دونستن حقيقت دردناکتره
براي همين، فراموشش کردم
توهم بايد همينکارو بکني
فقط بيخيالش شو
...اما
نمي تونم فراموشش کنم
يه توطعه پشت اين ماجراست
چطور مي تونم ناديده ـش بگيرم؟
شوهرم زنگ زده
عصباني ميشه
مي خوايي هر کاري تا الان کرديم خراب بشه؟
بله، کانگ جون
سارا
چي شد؟
سئولي؟
داره مياد
خوشحالم که تو مشکلي با اين موضوع نداري
اما، من در مورد اين توطعه مي فهمم
اين جوري اگه با شوهرم ازدواج کنم احساس آرامش مي کنم
مريضي؟
ماده ي 34 قرارداد
قوانين مربوط به رفتار تو
مرگ يا زندگي
...اگه ته هي بگه زندگي کن، زندگي کن و
اگه بگه بمير، بمير
اين يعني هر چي من بگم بايد انجام بدي
دسيسه يا هر چيز ديگه رو فراموش کن
برو بيرون
!بيرون
باشه
مامان
بابا
اگه اتفاقي براي من افتاد
سعي نکن بفهمي
بخاطر امنيت خودت
مامان
!بابا
مامان
!بابا
!مامان
!بابا
!بابا
!بابا
وقتي افتادي
ليوان زخميت کرد
...تو اينکارو کردي
...مثل زمانيه که
ياد اون حادثه مي افتم
چون حقيقتُ فراموش کردي
قلبت بيماره؟
فکر مي کني اشکال نداره؟
...مخفي کردن حقيقت
واقعاً مشکلي نداره؟
شوهرت ـه
همينجا بمون
نميذارم بياد تو
استراحت کن
خوب نيست
هان؟
مخفي کردن حقيقت
خوب نيست
...پس
بيا با هم به حقيقت مرگت پي ببريم
واقعاً دکتر؟
باشه، عاليه
از بين ماهي ها، تو تاج ماهي هستي دنده ي گاو و شکم ماهي تنُ داري
تاج ماهي، گوشت دنده؟
اون ديگه چيه؟
بهترينِ بهترين
خدايااااا
شوهرم
باز داري بدون برنامه ريزي عجله مي کني
برا اين که تو اون لحظه ي حساس فرار کردي چه حرفي داري؟
بهونه اي داري؟
کانگ جون
سارا، چي شده؟
کسي مرده؟
...سگم
مرد...
سگ ـت؟
من با سگم تنها زندگي مي کردم
سگم مثل خانواده ـم بود
يه تماس تلفي داشتم که سگم با يه ماشين برخورد داشته
خيلي شوکه شده بودم
برا همين رفتم
بايد به من مي گفتي
ترسيده بودم
...اسم سگم
صورتي بود...
...يه سگ خوشگل بود مثل رنگ صورتي
درست مثل خودم...
صورتي من
من عاشق صورتي بودم
گو چه يون ـه
يه مهموني خانوادگي قبل از ازدواج؟
ميخواست براي يه مهموني خانوادگي برم خونه ـش
چرا منُ دعوت کرد؟
من که خانواده يا دوستش نيستم
نمي دوني؟
داره سعي مي کنه قلمروشُ مشخص کنه
ميمون ها و گوريل ها از اين روش براي مشخص کردن جفتشون استفاده مي کنن
ميخواست بهت نشون بده لي کانگ جون اينجاست
داره خودشُ نشون ميده
...واي
حتي داره براي خودش يه قلمر درست مي کنه
همونطور که از چه يون انتظار ميره
چه يون ـه
چه يون منم دعوت کرده
خوبه
بيا با هم از خانواده ي شوهرت تحقيق کنيم
تو ميخوايي اون توطعه رو فاش کني، درسته؟
نه
تو تحقيق مي کني
تا - دا
دستبند، اسپري، ضبط کنندهLEDعينک هاي
پودر اثر انگشت، پودر رد پا، مايع تست خون
هرچي براي تحقيق لازم داري استفاده کن
..اون وصيت نامه
جعبه ي سياه ماشينتُ پيدا کن
و به هر قيمتي شده ببين کي پولتُ برداشته
بيا بفهميم کي پشت اين توطعه است
از حالا به بعد
ما کارآگاهيم
از اين خوشم مياد
...اما
اگه من تحقيق کنم
تو چيکار مي کني؟
..من
فرمانده ـم
تو کارآگاه
من رهبري مي کنم
کارآگاه، فرمانده
سارا
ممکنه راحت نباشي
فکر نکنم خوب باشه بيايي
کانگ جون
اين بالا چيکار مي کني؟
سارا الان رسيد
دوباره بزنش، هيچ وقت يه کاريُ درست انجام نميدي
No comments yet. Be the first to leave one.