The first 193 lines.
آقای کیلیون عزیز...
...من قویاً معتقدم که اسمشون باید روی لوح یادبود باشه،
یعنی اسم کسانی که در لقاح لوئیز براون، اولین نوزاد لقاح مصنوعی، کمک کردند.
به خصوص در مورد جین پردی این حس رو دارم... - حواست باشه!
...کسی که برای تمام ده سال با من به اولدام سفر کرد
و به اندازه ما در این پروژه سهیم بود.
من زیستشناس بودم،
پاتریک، متخصص زنان و زایمان،
و جین...
خب، بدون اون،
هیچکدوم از اینا ممکن نبود.
مواظب کمرت باش!
اوه... لعنتی.
برای مصاحبه با دکتر ادواردز اومدم.
ایشون وسط یه آزمایش هستن. اگه دوست دارید، میتونید همونجا پارک کنید.
چه لطفی. من پارک کردن رو دوست دارم. - فقط، خب...
وسایل رو جابجا کنم؟
اگه با رادیاتورتون کفشم رو خشک کنم، مشکلی ندارید؟
اوه. میبینم که در مورد دکتر ادواردز تحقیق میکردید.
کار ایشون روی تکامل پستانداران واقعاً...
فوقالعادهست. میدونم.
اگه از دیدن پای برهنه ناراحت میشید، پیشنهاد میکنم نگاه نکنید.
اوه لعنتی. جوراب شلواریام سوراخ شده. انگشت پام معلومه.
اوه. دو تا انگشت.
امم...
بهش خبر میدم که اینجایید.
بله، میفهمم. بله.
ببینیم میتونیم اون رو از پلاسما جدا کنیم.
کاندیدای بعدی اینجاست، باب.
یا خدا!
یا خدا! همه متوقف شید!
سیلویا فرار کرده، و من تازه باردارش کرده بودم.
باب، خدایا!
لطفاً مراقب باشید کجا میایستید. ارزش اون بیشتر از کفشای شماست.
سیلویا.
سیلویا. - اونجاست!
وای. - کجاست؟ نمیبینمش.
اونجا. زیر میز. - اوه، سیلویا.
میدونم از اینکه پتی زایمان کرده ناراحتی.
بیا. بیا. - برای تو هم اتفاق میفته، سیلویا.
فقط باید چند تا تنظیم انجام بدم.
اگه سر و صدایی بشنوم، خیلی خوب بلد نیستم خودم رو قاطی ماجرا نکنم.
شما کی هستید؟ - جین پردی.
برای سمت مدیریت آزمایشگاه اینجا هستم.
فقط یه لنگه کفش پاته.
لنگه دیگه کفشم الان داره تو دفترتون خشک میشه.
هوم. رازت برای گرفتن موش چیه؟
دستای تمیز و صبر. مال شما چیه؟
فکر کنم الان بهت یه کار پیشنهاد دادم.
اما شما مهارتهای من رو نمیدونید. کارم در پرستاری و تحقیقات.
روشهای من در طول دورهی دکترا خیلی دقیق هستن تا بهترین متقاضیان رو شناسایی کنن. میتونی رانندگی کنی؟
در بیمارستان آدِنبروک آموزش پرستاری دیدم.
در بیمارستان ساوتهمپتون کار کردم.
اخیراً هم در پاپورث مشغول مطالعه روی رد پیوند بافت بودم.
عالیه. ۸ صبح، دیر نکنی. یه متخصص زنان و زایمان داریم که باید پیداش کنیم.
آرون، لطفاً. سیلویا رو برگردون تو قفس. ممنون.
یک... دو... یک، دو، سه...
پاتریک استپتو تازگیها کاملترین راهنمای لاپاراسکوپی رو منتشر کرده.
شورای تحقیقات پزشکی اکثراً ازش متنفرن،
اما... فکر میکنم، با اون مهارتهای جراحی لاپاراسکوپیش،
عضو فوقالعادهای برای تیم ما خواهد بود.
بله، این تیم، که هنوز به من توضیحش ندادید.
اوه، ما قراره ناباروری رو درمان کنیم.
قراره به دنیا اومدن بچه رو ممکن کنیم.
شما رو شوکه کردم.
میدونستم به تولید مثل علاقهمند بودی. فکر نمیکردم...
فوقالعادهست. قراره فوقالعاده باشه!
حالا، اگه تخمدانها بتونن از قبل معاینه بشن...
ممنون.
...ما هشدار قبلی در مورد آندومتریوز خواهیم داشت.
میتونستیم ببینیم چند تا تخمک در حال رشد هستن.
حالا، مشکل اینه که ما روش مشخصی برای این کار نداریم.
لاپاراسکوپی.
خب چیزی که من امروز، امم، دوست دارم مطرح کنم
توسعه یک لاپاروتومی جدید هست، یکی با توانایی...
لاپاراسکوپی بهتر خواهد بود.
تنها راه برای دیدن تخمدانها و رسیدن به منشأ آندومتریوز
با لاپاروتومی ممکنه.
باز کردن شکم با یه برش بزرگ... اینجا...
...یا اینجا. - مزخرفه. شما کاملاً در اشتباهید.
این یه سخنرانیه. نه یه جلسه.
اون داره وقتش رو روی علم ناکارآمد هدر میده.
اینجا انجمن سلطنتیه، آقا.
شاید کمی احترام برای "علم ناکارآمد" من لازم باشه.
لاپاراسکوپی بهم اجازه میده تخمدانها، لولههای فالوپ رو ببینم،
و بقیه قسمتهای دستگاه تولید مثل رو،
بدون اینکه نیاز باشه برشهای بیشتر از خیلی کوچیک روی پوست ایجاد کنم.
لاپاراسکوپی یه روش به شدت خطرناکه.
جراحی به اصطلاح شما، دست بردن تو ناشناختههاست،
بدون اینکه به بیمار یا بیماری توجهی بشه.
و اینجا جای سخنرانی شما نیست.
احسنت!
میدونم. متاسفم. لطفاً منو ببخشید.
اما اجازه هست فقط برای اثبات حرفم،
با چند تا اسلاید...
...که اتفاقاً همراهم آوردم؟
اوه، آقای استپتو. باب ادواردز. - بله؟
چند ماه پیش تلفنی با هم حرف زدیم.
آقای ادواردز، انتظار ندارید هر تماس تلفنی رو یادم بمونه.
بله. اگه فقط یک دقیقه وقت داشته باشم.
خیلی مشتاقم در مورد جراحی لاپاراسکوپی بشنوم.
متاسفانه سرم شلوغه.
با همینایی که شما رو تبعید کردن اولدهام؟
از شما متنفرن.
ایشون جین پردی هستن. ایشون مسئول آزمایشگاه ما میشن.
اوه، واقعاً؟ هر دو موفق باشید.
با تجهیزات شما،
ما میتونیم با کمترین آسیب به تخمدانهای یک زن دسترسی پیدا کنیم.
اولدهام یه بیمارستان فوقالعاده خوبیه،
و هیچ نوبت خالی تو لندن نبود.
عجیبه که برای همدورهایهاتون نوبت بود،
کسایی که دوستشون داشتن.
در مورد من تحقیق کردین؟
نه، من این کارو کردم. اون داره برای شما تکرارش میکنه تا به حرفای من گوش بدین.
استراتژی عجیبیه، جین.
مشکل گرمایش رو چطور حل کردید؟
کدوم مشکل گرمایش؟
ببینید، باید برگردم اولدهام. برای قطار ۳:۲۵ دیرم شده. بهم خبر بدید.
۳:۲۵؟ نیم ساعت خوب وقت داریم. با شما میایم.
در طول لاپاراسکوپی، شما به یه منبع نور برای دوربینتون نیاز دارید.
در غیر این صورت، عملاً دارید تو تاریکی کورمالی میکنید.
اما لامپها همه چیز رو گرم میکنن، پس چطور داخل بدن این زنها رو نمیسوزونید؟
آلمانیهای غربی یه لاپاراسکوپ دارن
که نور از یه لامپ پروژکتور آینهای منتقل میشه.
بدون لامپ. بدون سوختن.
نگفتم بهتون که اون نابغه است؟ - آلمانیهای غربی نابغهن.
ما هدف مشترک داریم. میخوایم مشکل ناباروری رو حل کنیم.
مشکل اینجاست که علم شما محدودیتهای خودشو داره، و مال ما هم همینطور.
بفرمایید. محدودیتهای منو بگید.
به نظر من، شما به تازگی روشی برای قرار دادن اسپرم ابداع کردید
داخل لوله فالوپ.
اینو از کجا خوندین؟ - نتیجهای نخواهد داشت.
نه نتایج قابل توجهی. چرا؟ چون اسپرم نمیتونه خودشو کنترل کنه.
اما تصور کنید اگه بتونیم یه تخمک بارور شده رو داخل همون لوله قرار بدیم.
شما یه تخمک رو خارج میکنید،
با استفاده از تجهیزات فوقالعاده و دانش خودتون.
شما اون رو به ما میدین، ما اون تخمک رو خارج از بدن بارور میکنیم،
با استفاده از تجهیزات فوقالعاده و دانش خودمون،
و بعد شما اون رو دوباره داخل بدن قرار میدید.
شانس یک بارداری موفق سر به فلک خواهد کشید.
بارور کردن تخمک خارج از بدن... واقعاً باور دارید میتونید این کارو بکنید؟
اسلاید ندارم، اما خیلی بهش نزدیکم.
ممنون.
...برای قطار ساعت ۵:۳۵...
شما در کمبریج تدریس میکنید، دکتر ادواردز، درسته؟
بله. - تمام نمونههای بالینی من تو اولدهام هست.
کمبریج... ۲۰۰ مایل دورتره.
خب، در کوتاه مدت، ما تو محل شما مستقر میشیم. فقط چهار ساعت رانندگیه.
و در بلند مدت، از شورای تحقیقات پزشکی پول میگیریم،
و شما رو به جنوب منتقل میکنیم.
اوه، یعنی، اگه شما... مایل باشید به جنوب منتقل بشید.
ممکنه... متقاعد بشم.
ما به زنها نیاز خواهیم داشت.
زنانی که مایل باشن بافت تخمدان اهدا کنن.
من چند تا بیمار دارم که هیسترکتومی شدن،
که اگه براشون توضیح بدم چیکار داریم میکنیم، ممکنه کمکمون کنن.
آه. اون نه تنها مهارت داره، بلکه ارتباطات هم داره.
میدونید که با تمام قدرت با ما برخورد میکنن؟
کلیسا، دولت، کل دنیا.
همهشون رو علیه خودمون متحد خواهیم کرد.
اما مادران رو خواهیم داشت. مادران از ما حمایت میکنن.
خب، اگه الان نرم، قطار ۵:۲۵ رو از دست میدم،
و هیچوقت به خونه نمیرسم.
باب. جین.
شما... شما هستید؟
قبول کردید، نه؟
امیدوارم به زودی با هم حرف بزنیم.
خیلی خوبه، جین. اوه! خیلی خوبه!
کنایهها در مورد اولدهام، خیلی مفید بود.
اوو!
شما واقعاً غیرممکن هستید، نه؟
داریم غیرممکن رو ممکن میکنیم، جین.
همینطوره. خواهید دید.
بیا مامان.
میدونی کشیش پاولسون دوست نداره، مگه اینکه ۳۰ دقیقه زودتر برسیم.
خب، بیا دیگه.
کندی.
بیا شرط ببندیم.
کمرتو صاف بگیر. - قوز نکردم.
قوز کردی. اینطوری خودتو خوب نشون نمیدی.
بفرما. یه شیرینی یخچالی میل داری؟ یا شاید هم یه کلوچه؟
پس من چی؟ اون از من خوشش میاد؟ من که خوشمزهام، مخصوصاً وقتی کره میزنی.
طرز حرف زدنت.
طرز حرف زدن من همونطوریه که تو وقتی چندتا رام اَند بلک میخوری حرف میزنی.
و میدونی که حق با منه. - اوه. صبر کن. چینیات رو دارم.
اوه.
چقدر خوب ازم مراقبت میکنید خانمها.
اوه، باید ازت مراقبت کنیم. خیلی لاغر شدی.
کیک میوهای من.
رویه شیرین اضافی، فقط برای تو.
مراسم خوبی بود. من خطبه رو دوست داشتم.
ممنون، جین. - پدر روحانی.
رام اَند بلک. - من خوبم، مامان. واقعاً خوبم.
No comments yet. Be the first to leave one.