The first 200 lines.
اوه خدای من
تو مثل اینکه از آمادگی به دور شدی. به خدا قسم
اون یه سارای خفنه
تو... تو حمایت مادرت هم داشتی اینطور که من میدونم.
- اونی که با کلاسه موندنی ولی هنوز تازست بله.
- البته. - ما مردمان خوب و ستاره ای و همه چی تمومی داریم
ما داریم میریم به یه جزیره ی خالی از سکنه.
- وای خدا جون! - ده تا از اونا فقط داریم!
-این یه خبر وحشتناکه. - ما سرگرمی میخوایم.
-اونجا چیزخاصی نداره. - من اونجام.
- آره تو خیلی قشنگی - من داستانای زیادی دارم
اونجا فقط خیلی دوره من میتونم ببینم تو رو و خوشحال باشم که تو خیلی خوشگلی
بعدش البته باید دنبال سطل آشغال بگردم. میفهمی که منظورمو؟
- آره بابا - من خیلی دهن سرویسم تو خوشحالی
تو که میدونی منم آدم شادیم خوشحالم که اینجایم
منم خوشحالم و هیجانی
& اونارو واسه ی من بقاپ عشق من&
اوه آره
& اونارو واسه ی من بقاپ عشق من&
اوه آره...
- وای خدا - وای خدا
- "ما اینجا سرطان گرفتیم" - من حتی نمیتونم....
- مثل اینکه خیلی دیوونگیه.... - حسم میگه باید بریم اونجا
و بگیم بهشون که اون رو بیارن پایین.
حداقلش اونا این رو آوردن جلو و صادقن راجبش
- دلیلش رو معمولا تو میدونی - کاملا درسته
کسی نگفته به تو ولی تو میدونی که تو آخرشی
- با شپش های دردآور - کامل میشه
این خیلی خیلی منزجرکنندست
مواظب باش کجا تکیه میدی
و وقتی تو زیر آسمون آبی گم میشی
پایین رو نگاه کن تا من رو ببینی
آره
- ما اینجاییم - میدونم
- خیلی وقته داریم میایم - دارم دیوونه میشم
- چقدر واسه تو طول کشیده - مثل 8 سال
هشت سال؟ تورو خدا راست میگی
این خیلی عجیب غریبه. اینطور نیست جدی میگی؟
- سارا... - اینطور نیست؟
- چرا ابی چنین جایی نشسته بود؟ - اوه
چرا اینو نباید به من بگی تو؟
چقدر کارت بد بود !
بیا به این به عنوان یه شانس نگاه کن
- اون... - بیابابا همه چی خوبه
- این کار یه جورایی بی عقلیه - بیا.
- هی ابس.. - چیکار میکنی؟
- یه بغل بهم بده. - چی کار میکنی؟ نه. نه
- دوسم داشته باش دیگه - این چیه دیگه؟
تو خوب بودی "بیا این آخر هفته با هم باشیم . تو و من"
- میدونم. - ما میخوایم بریم خارج از جزیره
ما در تماسیم. این خیلی وحشتناکه. تو و من
- من میدونم - آره کایندا بود کایندا،چی داری به من میگی
- معذرت میخوام،میدونم. - تو و من.
- معذرت میخوام - تو چی فکر میکنی که من مثه...
- من کلی وقت گذاشتم اومدم اینجا - میخوای با مشت بزنی تو صورتم؟
من جدا در حال حاضر زندگی گندی دارم میفهمی؟
من نه وقت دارم نه انرژی نه علاقه ای...
- بزار یه چک بزنم تو گوشت. - این چطور برخوردیه
- وضعیت گهی دارم، میفهمی؟ - ولی همه چی روبه راه میشه.
تو میتونی صدام کنی ابی نمیخوای مرض مزخرف جزام بگیری؟
- آهای آهای ایاالناس - مرسی لو، ممنون
بی خیال ... بابا این میتونه خیلی اتفاق خوبی باشه
- ما اینجاییم - باشه، من میخوام برم.
پس آخر هفته ی خوبی داشته باشین اگرچه
خیلی خوب شد که دیدم جفتتون رو صادقانه میگم
منو ببخش منم با ابی تو این مورد موافقم
جدا؟! اما چیزی که من شیندیم این بود که بچه کجایی و چقدر خوشگلی
با اینکه کارت خوب بود ولی خاطره ی خوبی زنده نشد
این مثل این میمونه که ...
خیلی خوب فقط بزارین...
ما اینو میزاریم واسه دفعه ی دیگه
من سرطان دارم
چی؟
من نمیخواستم چیزی بگم من نمیخواستم تعطیلات رو خراب کنم
من نمیخواستم این ماجرا به این شکل مطرح شه. من میخواستم که فقط کنار هم باشیم
آنها گفتن 4 تا 6 ماه فرصت زندگی دارم چی؟
اونا گفتن 4 تا 6 ماه ولی جدا من اومدم تا یه جورایی مبارزه کنم باهاش
من خوبم
من خوبم این چیزیه که من بیشتر از همه میخوام
بیشتر از همه چیز تو زندگیم
میتونیم وداع خوبی با هم داشته باشیم
فقط ما سه تا کنار هم
آیا ما میتونیم انجام بدیم اینو؟
- آره، آره - میتونیم انجام بدیم اینو
- البته - بله، آره
میتونیم اینو انجام بدیم؟ بله، ما میتونیم؟
-آره ، آره -جدا، ما میتونیم؟
اینه من گیج شدم با این تو میدونی؟
فقط ... این مربوط به همه جاست.
چی؟
منو سر کار گذاشتین در حال حاضر؟
-من میدونم ... -تو سرطان لعنتی رو نداری
نه... من سرطان ندارم
-وای خدا جون -ولی من ... خوبی دارم
-واخدا جون تو مثل یه سوراخ کون میمونی - گفتی که سرطان داری
- که ما با همیدگه..؟ - همه ی اینا که میگید خودتونید...
-من سرطان ندارم -خداییش؟
-اوه -ولی فکرشم
نگاه کنید، به خودتون اون خوب بود
این هم گفتنش بده و هم تو عمل انجام شده قرار دادنش
نباید اینطور چیز وحشتناکیو اینطور بگی
این کار مزخرفیه واسه اینجا من یه فکری دارم:
ما هممون مردیم این ولی عین واقعیته
ما هیچ نظری نداریم چی داره سرمون میاد جدا نمیدونم
ما ممکنه فردا با یه اتوبوس تصادف کنیم به این فکر کردین؟
- ما میتونیم ... ما نمیدونیم چه اتفاقی میخواد بیوفته - وای خدای من
و من بهت یه چیز میگم واسه همه ی حرفات تو این جزیره اتوبوسی نیست
- باشه - تو میدونی ، ما میتونیم بریم بیرون و از دست اتوبوسا خیالمون راحت باشه
- کاری که درسته - من هنوز میخوام ... من نمیتونم
- ریدن بهترین کاره... - تو مثه یک ...
-ازتون میخوام برگردین - این خیلی بده
-بگید آره دیگخ - ای خدا
- شما طوری به من نگاه میکردید که انگار آره من همچین بلایی سرم اومده -تو یه سوراخ کونی
بگو آره ابس یه آره نمیگی؟
-من میخوام ولی خوشحال نیستم -یای..
-عاشقتم -متنفرم ازت
بیاید چادر بزنیم خیلی خوب میشه بچه ها
هوای تازه، میفهمی؟
شروعی دوباره
آغازی تازه
اونجا یه دختره خیلی خوشگله
- اوف - سفر درجه یک
چند تا چیز بنداز واسه من
حتی میدونی چطوری موتورش شروع به کار میکنه؟
منظورم اینه که من زیاد فکر میکنم
اون عینک آفتابی داره
اوه معذرت
من اینو گرفتم
سلام این یه گره خیلی بزرگه
بزار دستتو بگیرم مرسی
خوش اومدین - و اینطور میشه که تمام مشکلات حل میشه
-اینو گرفتی؟ - Ta-da.
-حالا بریم -بزن بریم
حالا داریم میریم بچه ها
- بیشتر به سمت چپ؟ - به سمت راست
- به سمت راست؟ - اونجا یه سخره شبیه این هست
آره
وای خدا واییی خدا
وای خدای من من نمیخوام
-وای خدای من، ابی -وای خدای من
این خیلی زود بود
-خیس شدم واو
آفرین خانوم آره
وای خدای من
وای خدای من شاید نیاز باشه یه کمی درش بیاری؟
آره، تو فکر میکنی؟ وای خدا...
من صورتم در حال خندس من صورتم در حال خندس - تو خیلی خوبی
رفقا کار خیلی خوبی کردین
کار خیلی خوبی بود اونو نگاه کنین
وای، تو یکی از بهترینایی سارا
آیا من فکر میکردم که آب
اینقدرسرد باشه؟
-یوپ - اوه
-وای خدای من -چقدر قشنگه بچه ها اینطور نیست؟
نگاه کن منظورم اینه که به منظره نگاه کن
-میدونم -خیلی قشنگه
این بوی همونو میده
این من یاد دوران بچگی میندازه
اگر من موبایلم رو خیلی سریع چک کنم راجع به من که فکر و خیال بدی نمیکنین که؟
مثل این میمونه که بری خاطرت رو بکشی؟
- نه راحت باش چی کار میخوای بکنی؟ -کای
وضعیت تکس اضطراری
نه، فقط معتاد موبایلم شدم
Lol. Omg.
من حتی فکر نکنم مردم از این بیشتر بگن
اوو
به هر حال
من سرپرستی نمیکنم اینجا هیچ پذیرایی در کار نیست
من خیلی خوبم با این
چکار باید بکنیم وقتی که ما اینجاییم؟
اینجوریه؟
اینطوریه خداییش، این طوری نیست؟
- نه؟ -من یه نقشه دارم
- مثل نقشه ی سارا؟ - واو، یه لحظه وایسا
- سارا یه نقشه داره؟ - البته که سارا یه نقشه داره
باشه
اوه نه وای خدا باشه
- خیلی خوب بچه ها چشاتون رو ببندید - باشه
بسته نگهشون دارید
ما هستیم
بیاید پایین از پله ها...
-پله های خیلی خیلی تاریک - من میترسم
تو زیرزمین
و اونجا گِرگ هست
و همینطور اون با همه ی دوستاش هست
- و ما میخوایم... دبیا - معذرت
ما میندازیمش بیرون و میشینیم
-و 100 بار میشینیم می بینیم - "Goonies."
- "Goonies"! - وای خدا تو باعث رسوایی هستی.
- تو یه نقشه آوردی برای این زمان؟. - آره
- وای پسر، بیا بریم - فقط وایسا
تو انجامش دادی
- یکی برای شما خانوم - اوه، ما هر کدوممون تنهایی گرفتیم
- یکی برای تو خانومی - من هیجان زده شدم
- اینا دارن میان به ما کمک کنن - بچه ها نگاه کنید
- اینطوری نبود؟ - اینطوریه
- جدا؟ - این خیلی عالیه، خوشتیپ
این نقشه ی ماست
- نگاه کن اینو، ما اینجاییم - نه، اینطور که من گرفتم ما اینجاییم
ولی عزیزم من فکر کنم این راه ما رو به جایی نمیرسونه
No comments yet. Be the first to leave one.