The Chronicles of Narnia: Prince Caspian

The Chronicles of Narnia: Prince Caspian

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Chronicles Of Narnia-Prince Caspian[2008]720p brrip-Tabrizi29yahoo com
A Commentary by hamid_achilay
فقط هماهنگ كردم

Tags

brrip
720p
720
Published on: 2011-06-27
Downloads: 69
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

حوله

لرد ميراز؟

صاحب پسر شديد

آسمانها به ما رحمت دادند

فرمان رو ميدونيد

ژنرال گلوزل؟

بله سرورم

پنج دقيقه ديگه

ستاره ها رو مشاهده نخواهيد کرد شاهزاده من

بياييد.بايد عجله کنيم

-پروفسور،چه خبر شده - زن عموي شما وضع حمل کرده...

....يه پسر

بيا

بايد به سمت جنگل بريد

- جنگل؟ - اونجا نميتونند دنبالتون بيان

سالها از عمر من صرف شده تا اين رو پيدا کنم

تا به هنگام بزرگترين نيازتون ازش استفاده نکنيد

شما رو دوباره خواهم ديد؟

مشتاقانه اميدوارم،شاهزاده من

چيزهاي زيادي مونده که بايد بهتون مي گفتم

هر آنچه رو که براي ايجاد تغيير بايد بدوني

دروازه رو ببنديد

حالا،برو

- ايست - ايست

يه پسر ! يه پسر

بانو پرونا پريسيما در اين شب پسري به لرد ميراز عطا نمود

کداميک از شما پيرزنهاي خرافاتي ميخواهد که شب رو در سلول بگذرونه؟

اون ما رو ديده

ازش محافظت کنيد

نه

-مراقب باش،عزيزم -متاسفم

نکاه کن کجا داري ميري

صبر کنيد

به سنت فيبرگاس ميري؟

درسته

من ساکن منزل هندون هستم اونطرف خيابان

شما رو ديدم

که تنها نشستيد

آره،خب،ترجيح ميدم تنها باشم

منم ، همينطور

اسمت چيه؟

فيليس سوزان

بهتره سريعتر بياي

روزنامه

روزنامه بخريد

ادموند

يالا!بزن تو صورتش

بس کنيد.تمومش کنيد کافيه.يالا

همينه.بلند شو

درست رفتار کن

-بفرماييد - من مرتبش کرده بودم

اين دفعه ديگه سر چي بود؟

- اون بهم تنه زد - براي همين تو هم زديش؟

نه.بعد از اينکه اون بهم تنه زد اونها ازم خواستن که ازش عذرخواهي کنم

- براي همين زدمش - واقعاً؟

-اومدن به پياده روي انقدر برات سخته؟ - من مجبور نيستم

منظورم اينه که،از اينکه مثل يه بچه رفتار بکنيد خسته نشديد؟

ما بچه هستيم.

خب،من هميشه يه بچه نبودم.

الان يکسال شده

انتظار داره براي چه مدت منتظر باشيم؟

فکر ميکنم وقتشه که زندگي در اينجا رو بپذيريم

وانمود کردن هيچ فايده اي نداره

اوه،نه

- وانمود کنين که دارين با من حرف ميزنين - داريم باهات حرف ميزنيم

- ساکت،لو - يه چيزي نيشگونم گرفت

- منو نکش -من بهت دست نزدم

ببينيد،ميشه همه شما فقط...اون چي بود؟

- مثه يه جادو بود - همه دستهاي هم رو بگيريد

- من دست تو رو نمي گيرم -... فقط

خجالت داره که به سريعي من نيتي ، اد

هر کي آخر شه تخم مرغ گنديده ست

مواظب باش

داره مياد

يه لحظه صبر کن

يالا سوزان،عجله کن

يالا.کيف داره

ادموند

اد؟اد

- اين چيه؟ - فکر ميکنيد کجا هستيم؟

خب،تو چي فکر ميکني؟

خب،من هيچ ويرانه اي رو تو نارنيا بخاطر نميارم.

تو فکرم کي اينجا زندگي ميکرده

فکر کنم ما

هي،اون مال منه

-يه مهره از شطرنجمه - کدوم شطرنج؟

من يه شطرنج از طلاي خالص که تو فينچلي نداشتم،داشتم؟

ممکن نيست

- نميبينيد؟ - چي رو؟

ديوارها رو تصور کنيد

و ستونهاي اونجا رو

و يه سقف شيشه اي

کاير پاراول

صبرکنيد.صبرکنيد،سرورم اونجور که فکر ميکنيد نيست

پس چطوريه؟

ما دقيقاً مطمئن نيستيم

غير ممکنه

من به اين شورا هشدار دادم که اعتماد کردن به لرد ميراز

. عواقبي خواهد داشت - نه

ما نميتونيم بدون دليل لرد حامي رو متهم کنيم

تا چه مدت ميخواهيم پشت چنين عذري پنهان بمونيم؟

تا زمانيکه تمام صندليهاي اين تالار خالي بشند؟

سروران شورا،عذر من رو بابت تاخير بپذيريد.

از اينکه جلسه داريم بي اطلاع بودم

بدون شک شما به گونه ديگر مشغول بوده ايد

سرورم؟

از زمان مرگ کاسپين نهم

به گونه اي رفتار کرده ايد که انگار شما پادشاه هستيد

اکنون به نظر ميرسد در بيرون از اين ديوارها شاهزاده کاسپين ناپديد گشته اند

عميقترين تاسفات من رو بپذيريد،لرد ميراز

بخاطر،گم شدن برادرزاده تون

، وارث به حق سلطنت

آنهم درست در شبي که همسر شما فرزند پسري بهتون عطا کرد .

متشکرم،لرد سوپسپيان

همدردي شما در اين زمان پرمخاطره مايه شفقت است

ازتون استدعا دارم به ما بگيد چگونه چنين حادثه غم انگيزي رخ داده است

اين آزار دهنده ترين خبر تمام اين دورانه

کاسپين دوست داشتني ما ربوده شده است

بوسيله اهالي نارنيا

به بيراهه ميري،ميراز

از ما انتظار داري خاموش بشينيم وقتي که گناه چنين جنايت خشني رو به قصه هاي پريان نسبت ميدي؟

چي؟

فراموش کرديم،سرورم،که نارنيا يک سرزمين وحشي بوده است

مخلوقات درنده در آن آزادانه پرسه ميزنند

خون بسياري از اجداد ما بدين خاطر ريخته شده

که اين جانوران موذي رو نابود کنند

ياحداقل ما اينطور پنداشته ايم

اما تا زمانيکه در بين خودمان دعوا و مناظره داشته باشيم

آنها به مانند سوسکهاي زير صخره به زندگيشون ادامه ميدهند

قويتر رشد ميکنند.ما رو نظاره ميکنند

و منتظر حمله ميمونند

و شما در عجبيد که چرا ما شما رو دوست نداريم

خب،قصدم اين بود که پاسخ متقابل داده باشم

حتي اگر مجبور بشم تمام درختان جنگل رو قطع کنم ،

بهتون اطمينان ميدم،شاهزاده کاسپين رو پيدا خواهم کرد.

و آنچه رو که نياکانمون شروع کرده بودند به پايان ميرسونم

- کاتا پولتس چي؟

همينجوري اينطور نشده کاير پاراول مورد حمله قرار گرفته

گمان نمي کنم کبريت داشته باشي،داري؟

نه ، اما

اين کمکي ميکنه؟

بايد اونرو يه خورده زودتر نشون ميدادي

نميتونم باور کنم همه اونا هنوزم اينجاند

خيلي قد بلند بودم

خب،تو اونموقع بزرگتر بودي

درست برخلاف صدها سال بعد....که جوونتر بودي

اين چيه؟ شيپور من

بايد اونرو در اونروزي که برميگشتيم تو خورجينم جا گذاشته باشم

هنگاميکه اصلاً دندانهايش را برهنه سازد زمستان مرگش را ملاقات ميکند

هنگاميکه که يالهايش را تکان ميدهد

ما دوباره بهار را خواهيم داشت

همه اونهايي که ميشناختيم ... آقاي تامنوس و سگهاي آبي

همه شون مرده اند

فکر ميکنم وقتشه که بفهميم چه اتفاقاتي افتاده

اون از خيره شدن دست بر نميداره

خب نگاهش نکن

اينجا به اندازه کافي دور هست

بندازش

کلاغها و ظروف گلي

"بندازش"!

اون بهترين کاريه که ميتونستيد انجام بدين

يه "متشکرم" ساده کافي بود

بدون کمک شماها هم اونا ميتونستن من رو به خوبي بندازن

شايد بايد اين اجازه رو بهشون ميداديم

بگذريم،چرا اونها سعي داشتن تو رو بکشن؟

اونها تلمارينها هستن اين هم جز کارهايي که انجام ميدن

تلمارينها؟ در نارنيا؟

اين چندصد سال گذشته شماها کجا بوديد؟

داستانش يه خورده طولانيه

اوه، شماها من رو دست انداختين

شماها اينطور هستين؟

شما پادشاهان و ملکه هاي کهن هستين؟

شاه پيتروالا،ملقب به باشکوه

شايد بهتر باشه از اين برخورد باهاش دست بکشي

شايد

بايد شگفت زده شده باشي

تو که نميخواي اين کار رو بکني؛ پسر

من نه.اون ميکنه

ادموند

چطوري؟

ريشها و تختخوابها

شايد اون شيپور عمل کرده باشه

کدوم شيپور؟

اين نون خيلي بياته

براش يه خورده سوپ ميبرم اون بايد بزودي برسه

فکر نميکنم اونو به اندازه کافي محکم زدم

نيکابريک،اون فقط يه پسره

اون يه تلمارينه،نه يه توله سگه گم شده تو گفتي که ميخواي از شرش خلاص بشي

نه.من گفتم که ازش مراقبت ميکنم.

ما الان نميتونيم اونرو بکشيم تازه سرش رو پانسمان کردم

اين مثل اين ميمونه که يه مهمون رو به قتل برسوني

فکر کردي دوستان اون با مهموناشون چنين رفتاري مي کنند؟

ترامپکين ميدونست که اون داره چکار ميکنه اين تقصير پسره نيست

بسه!بسه

دست نگه داريد.نه،نه

بهت گفته بودم وقتي که فرصتش رو داريم بايد اونرو بکشيم

تو ميدوني که چرا نميتونيم اگه راي گيري کنيم،من با اونم

نميتونيم بذاريم اون بره.اون ما رو ديده

بسه ديگه،نيکابريک

يا اينکه مجبورم دوباره رو سرت بشينم؟

More Farsi Persian subtitles for The Chronicles of Narnia: Prince Caspian

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left