The first 200 lines.
بین خیر و شر توازنی در دنیا وجود داره
این توازن حالا یکم به سمت خیر پیش رفته
تو نیکی وارد این دنیا میکنی، دل
مشکلت برای ترک "بیول" چیه؟
مشکلی وجود نداره
من خیلی سعی کردم بفهمم به کجا تعلق دارم
اینجا مکان درستیه برای من
آیزاک، گوش کن به من. برو غرب. همون دانشگاه درس بخون
زندگیتو بکن
دوباره همو میبینیم؟
سلام، فرانک - جریان چیه؟ -
چیز جالبی نیست
استیو - رئیس، حالت خوبه؟ -
بد خوابیدم
من بازرس فیشر هستم. مایلم چند تا سوال ازت بپرسم
میشه بگی درباره چیه؟ - همکار سابقت، چاک کاستیانوس -
"نورث سیتی" داشت به فنا میرفت. واحدمون، انجمن برادری رو تشکیل داد
من از نیروی انتظامی اومدم بیرون، قبل از اینکه بدهیمو صاف کنم
سوگندم رو شکستم
بنا به دلایل کسشری، ما باور داریم مستحق زندگی خوب نیستیم
ولی هستیم
من دیگه طبق قوانین پیش نمیرم
من به خوبی ازت مراقبت میکنم، گریس
روز خوبی میشه
شاید
بله؟
من فقط میخوام مطمئن شم این اعداد و ارقام...
بله، شانس خوبی دارین
من دنبال یه مبلغ 6 رقمی ام. 150، 200 هزار دلاری چیزی
اول باید حرف بزنین. دلایل خودتون رو مطرح کنین
حالا هر کدومتون که مایله
خودم انجامش میدم - شک ندارم -
یعنی چی؟
این رقمی که گفتی، غیرمنطقی نیست
ولی مذاکره زمان میبره. ازت میخوام...
سلام. فکر میکنم همه همو بشناسیم.
سو هرلیتز هستم، دادستان ناحیهای شهرستان فایت
بو دیویس، نماینده اداره زندانهای ایالتهای مشترکالمنافع
...منم خانوم - شروع کنیم؟ -
خانواده پو منو برای این پرونده استخدام کردن
ما ادعا میکنیم، در میان سایر ناکارآمدیهایی این ایالت،
متمم هشتم در مورد حفاظت در برابر خشونت، عامدانه مورد بی توجهی قرار گرفته
و امیدواریم این مذاکره از یک محاکمه طولانی مدت جلوگیری کنه
به نظرم گریس پو مایله اظهاراتش رو از طرف خونواده بیان کنه
سلام، سو هرلیتز، دادستان ناحیهای
ایشون پسرمه، بیلی...
که همین الان لنگان لنگان روی صندلی نشست
شاید به جا بیاریش چون بدون هیچ مدرک موثقی فرستادیش زندان
جایی که وحشیانه مورد ضرب و شتم قرار گرفت و به کما رفت
خوشبختانه این صحنهها رو یادش نیست
ولی حالا بعد از 4 ماه داره از بیمارستان توانبخشی مرخص میشه
و ممکنه هیچوقت سلامت کاملش رو پس نگیره
سو هرلیتز، هفتهی بعد تو کاندید انتخاب مجددی
و میدونم دلت میخواد بهعنوان دادستان ناحیهای ادامه بدی
پس اگه نمیخوای یه بلندگو به ماشین وصل کنم و
تو کل شهر بچرخم و به همه یادآوری کنم که
چه بلایی سر بیلی پوی بیچاره آوردی...
بهتره آماده باشی اوضاع رو درست کنی. به گمونم متوجه منظورم هستی
دقیقاً
شما میخوای اظهاراتی داشته باشی؟
نه
ممنون برای اظهاراتت. طی رایزنی صورت گرفته با اداره،
ما آمادهایم تمام هزینههای درمانی تا کنونِ آقای پو رو پرداخت کنیم
همچنین تمام هزینههای توانبخشی 6 ماه آینده ایشون رو هم شامل میشه
علاوه بر این، برای جبران درد و عذاب تحمیل شده به آقای پو،
دیهای به مبلغ...
28 هزار و 400 دلار پیشنهاد میدیم
!چی؟ - !یعنی چی؟ -
جرأت داری این مبلغ رو تو صورتم بگو
ای جندهی از خود راضی - وایسا. عقب نکش -
مثل مرد وایسا و این مبلغ رو به زبون بیار
ما با با حُسنِ نیت اومدیم اینجا
کاری نکن بیفتم دنبالت!
!همگی لطفا - قبول میکنم -
چی؟ - بیلی، چرا چرت و پرت میگی؟ -
قبول میکنم
اگه همین الان چک بنویسین، قبول میکنم
نه، بیلی، نه
5 دقیقه بهم وقت بدین
بسته بمبگذاری شده. انفجار کوچیکی بود
بیشتر میخ و پرتابه بود ولی قربانی مُرده
در تلاشیم همسرش رو پیدا کنیم، دخترش مدرسهست
همسایه دیده که کامیون پست از محله دور شده
حداقل برای تولدت یکم هیجان گیرت اومد
جدی؟
نظری ندارم
بیخیال. پیر شدن پروسهی قشنگیه. برای من که خوب بوده
به لطف مرطوب کننده فاقد چربی و لباس زیر راحتم
میخواستم بگم اون لباس زیرت خیلی بهت ساخته
پس تو هم فهمیدی - ...البته منظوری نداشتم ولی -
باز داری زیاد حرف میزنی. سینتیا، برو کامیون رو پیدا کن
حالت خوبه؟ - آره، مرسی -
پسر شَلمون هم آزاد شد!
سلام، پسر
یالا، پسر سرسخت. از پسش برمیای
حداقل بیا کیفم رو بگیر
چرا اونوقت؟ کیف خودته
خیلی ممنون
من فیلم "نقط کور" و "ویپلش" رو دیدم
فقط با سختگیری مشفقانه، تو زندگی پیشرفت میکنی، پسر
فیلم "نقطه کور" که موضوعش این نیست
معلومه که هست - نه -
همون فیلم بسکتبالی با بازی "جین هکمن"
نه - جدی؟ -
هی، بیلی، جریان چیه؟
آیزاک دعوتم کرد تو خونهش بمونم
آیزاک، لطف داری ولی توی کلبه براش تخت آماده کردم
مامان، من داخل دستشویی تو و هریس پا نمیذارم
ولی اون زیاد سر نمیزنه...
اوه، اون فیلم بوکس بود! با بازی "مارک والبرگ"
...هی، میدونی - ...ولش کن -
مراقب باش - !خوش بگذره -
شاید اینطوری بهتر باشه
جدی؟
خب، منظورم اینه، اگه هریس زیاد سر نمیزنه،
میدونی، شاید یه فرصتی نصیب من بشه یواشکی بیام پیشت
اتفاقاً دارم ازخودگذشتگی میکنم. من فقط و فقط
لذت تو برام مهمه
هی!
هی، با تو ام!
اگه یه روز بچه دار شدی، امیدوارم امروز رو به یاد بیاری،
و یادت بیاد چی از پسرم گرفتی
کارما بدجور دهنت رو...
از من فیلم میگیری؟ - ...آره، گریس -
کون لقت. جندهی حرومزاده - تمومش کن. نه، نه -
بذار کار به اونجا نکشه - !کون لقت -
خوبی؟ خیلی خب
اسم قربان، لیام مککنا، هست. در تلاشیم همسرش رو پیدا کنیم
پروفسور زمینشناسی در دانشگاه "کارنگی ملون"
درباره سنگ درس میده؟ - سنگهای قدمتدار -
خارج شهر تو یه کنفرانسی حضور داشت. تو مسیر کامیون مأمور داشتیم
راننده...
بله؟
میتونم باهات صحبت کنم؟
جدی دوباره پیدات شد؟
این یارو ول کن نیست. ما وسط یه جلسه مهمیم
دست من نیست
مگه تو رئیس نیستی؟
در حضور اون نه
بشین - زیاد نمیمونم -
لطفاً
تو و چاک کاستیانوس همکار بودین
هر سری میخوای همینو بپرسی؟
من قانونمندم
بیشتر وسواسی و دیوونهای. از این کلمات استفاده کن
همکار بودین
نه، نقش بازی میکردیم
اون از نشان پلاستیکی و تفنگ اسباب بازی لذت میبرد
منم عاشق روزی 10 ساعت رانندگی و حقوق پایین بودم
معلومه خوشت نمیاد درباره چاک حرف بزنی
خوشم نمیاد با تو درباره چاک حرف بزنم - که اینطور -
ما 3 ماهه که همین مکالمه رو داریم
من برگشتم "پیتسبرگ"، جایی که حس میکنم...
باید جواب بدی؟
نه
مطمئنی؟ - آره -
میخوام چیزی که اخیراً کشف کردیم رو نشونت بدم
ما تمام دوربینهای امنیتی در شعاع 5 کیلومتری غذاخوری رو بررسی کردیم
از شبی که بازرس کاستیانوس به خودش تیر زد
این عکس رو بیرون از یه استودیوی یوگا پیدا کردن
مردی که کنار چاک هست رو میشناسی؟
متاسفانه عکس تاره
اصلاً نمیشناسیش؟
نمیتونم ببینمش
شکل سَر طرف، موی کوتاه؟ خط فک؟
ببخشید
خیلی خب، بذار درباره چیزی که اخیراً بررسی میکردیم
ازت سوال کنم
تقریباً 12، 13 سال پیش، قبل از اینکه برای اولین بار از نیروی انتظامی بیای بیرون،
روی پروندهی تعرض جنسی به یک کودک کار میکردی که مظنونش یک معلم مدرسه کاتولیک بود
درسته؟ - آره -
پرونده داشت به دادگاه کشیده میشد که یهو اوضاع تغییر کرد. مختومه اعلام شد
معلمه مهاجرت کرد. یادته؟
آره
طی همون سال، همون معلم در "ویسکانسین"، مورد اصابت گلوله قرار گرفت
شنیدم
احیاناً نمیدونی بازرس کاستیانوس
در این قتل نقش داشت یا نه؟
شوخی میکنی دیگه؟
نه، اصلاً
ببین. اگه اطلاعاتی در میون بذاری،
میتونم یه قاضی جور کنم که بهت مصونیت بده
نیازی به مصونیت تو ندارم
اگه میخوای همکار سابق منو متهم کنی به قتل یک مظنون برای من
که بیش از یک دهه پیش اتفاق افتاده، بهتره مدرک موثقی داشته باشی
میخوای منو متهم کنی؟ بکن. میخوای یه پلیس فوت شده رو متهم کنی؟ بکن
من دیگه حرفی ندارم
این آخرین فرصتته تا بذاری تو این قضیه جونت رو نجات بدم...
نیازی نیست تو برام کاری کنی
یا خدا!
سلام
ممکنه تیر بخوری، اینطوری پشت آدما ظاهر میشی
اگه کسی روم نشونه بگیره، بلدم از خودم محافظت کنم
از قصد میخوای تو رو هدف بگیرم؟
نمیدونستم اسلحه داری
من تو یه کلبهی جنگلی زندگی میکنم و اکثراً تنهام
پس آره، اسلحه دارم و ثبت هم شده، اگه برات جای سواله
اگه اشکالی نداره، میخوام چند تا سوال بپرسم
درباره شبی که در "ویرجینیای غربی" چند فقره قتل اتفاق افتاد
No comments yet. Be the first to leave one.