The first 200 lines.
.آهان، برو تو ميدون ."بِجُنب "پيتي
،از توپ نَتَرس. برو جُلوش وايسا .بِجُنب، پسر
.هَمينِه، پيتي .آها، چوبو به موازات چشمت تاب بده
.چِشاتو بِدوز به توپ، پيتي .بِجُنب، تو ميتوني
،آها، بيا بگيرِش .به موازات زمين تاب بده
.بسيار خُب، چيزي نيست .هِي، پيتي، چيزي نَشُدِه
چِشا به توپ. اماده باش که يه ضربه يِ .خوب بزني. آهان، پيتي
به نظر سُرِحال ميآي، "مارتا". دوست داري .بياي تو بازي؟ يه خَط نِگَهدار مي خوايم
داري سعي مي کني مَنو بِکُشي، "چانسي"؟ - .ازين حرفا نَزَن -
.قراره از هَمَمون بيشتر عُمر کني
.هي، بِزَن بِريم، پيتي !بِجُنب، آهان
.آهان، برو تو کارش .توپو بِزَن
.همينه .تو مي توني
.اين ضربه يِ توئه، پيتي .آهان، بِجُنب، اين يکي مالِ خودته
.توپو بزن .همينه، پيتي
.بعدِ اون همه تمرين، وقتِ نتيجه گرفتنه .بجنب، پيتي
!همينه پسر، پيتي
!اينطوريه که انجامش ميدي
،اينطوريه که انجامش ميدي .همينه، بچّه
.يکي بِرِه بياردِش .اونا هر کدومشون چهار دلار مي ارزه
!ضربه يِ عاليِ بود، پيتي !کارِت دُرُستِه
* habib20 : ترجمه *
.اين همه وسايلو ببين .فکر کنم هَمَشونو بايد بسته بندي کنيم
نگراني درباره اينا رو بِذار .بَعدِ مراسم ترحيم
.من هنوز نمي تونم اينو باور کنم
اون دو بار سرطانو شکست داد که بعدش اينطوري بميره؟
.به خاطر ضربه يِ يه توپ بِيسبال
.حَدِّاَقَل دردي نَکَشيد
.اُه، ماهياش .اونا بايد گُشنَشون باشه
.بفرمائيد
.مي دونم
.مَنَم دلم براش تنگ شده
اون چيه؟
.بيشترشون قَبضَن .من ميدمشون به وکيل
... "بِث"
.بِث، اينو ببين
اين چِيِه؟ يه توپِ بيسباله؟
.تاريخِش سه شنبَس .سه روز قبلِ فوتشه
: مانک، فصل هشتم اپيزود هفت * آقاي مانک و جادوي سياه *
.اون بيرون يه جَنگَلِه
.بي نظمي و سَردَرگُمي همه جا هست
.مِثِّ اين که، هيچکي اهميّت نَميدِه
.خُب، بُرا من مهمّه
هِي، کي اينجا مسئوله؟
.اون بيرون، جنگله
.سَم، تو هر هواييِه که ما تنفُّس مي کنيم
هيچ ميدوني، توي آبي که مي خوري، چِيِه؟
.خُب، من ميدونم
.اين جا-لِ-بِه
مردم فکر ميکنن که من ديوونَم
.چون هميشه نگرانم
اگه شماها هم توجّه کنيد؛ .نگران خواهيد شد
،شماها هم بهتره که توجّه کنيد
،وَاِلّا، دنيايي که اينهمه دوسِش داريم
.ممکنه بِکُشِه شماها رو
شايد الآن در اشتباه باشم
ولي من اينطور فکر نمي کنم
.چون اون بيرون، جنگله
.اون بيرون، جنگله
.بِهِش دست نَزَن - .دست نمي زَنَم -
.من اصلاً نمي خوام نِگاش کنم
.ممنون بابت اومدنتون .ما اينجا يه موضوع عجيبي داريم
.منظورم اينه که اين يه موضوع عادي نيست - چي شُدِه؟ اينجا رو چي کارِش کردين؟ -
.دکور اتاق رو عوض کرديم .فکر کنم که بايد از اول توضيح بِدَم
روز جمعه، زني به نامِ .مارتا مُرفي" به قتل رسيد"
.يه توپ بيسبال بِهِش خورد
اون، در حال پياده روي استقامتي، داشت از زمين بيسبال نوجوانان رد مي شد؛
که يه بچّه يِ دوازده ساله به نام ،"پيتي کانينگهام"
ضربه اش به توپ، از بالاي حصار .رَد شد و خورد، به سمت چپ سَرِش
يعني، احتمالش چقدره، هاه؟ يک در ميليون؟
.يک در ميليارد، شايد - شماها دکور اتاقو عوض کردين، چرا؟ -
.به نظر، اينطوري، کارآييش بهتره
.ما،به پنج واحد مجزّا تقسيمش کرديم
.در واقع، اينطوري خيلي بهتر کارايي داره - .حالا هرچي. نِگا، اينو گوش کن -
ديروز، اقوامِ مارتا با پرواز از .دِنوِر" اومَدَن"
اونا رَفتَن به خونَش.قراره که به مسائل .مربوط به مادربزرگ رسيدگي کُنن
حدس بِزَن چي پيدا کردن؟
... تو سي سال خدمت به عنوان مجري قانون - اين چيزيه که من نمي فهمم؛ -
همون طوري که بود، چه اشکالي داشت؟-
اون طوري که قبلاً بود همون ... طوري بود
.که هميشه بوده
من هنوز، حتي، به موضوع .جادو،جَنبَل نرسيدم
جادو؟ - ،منظورم اينه که، اين خيلي تصادفيه - اينطور نيست؟
شماها همه اين چيدمان دلبخواهي ... رو ترتيب داديد و
يعني، کي ميتونه اين جوري کار بکنه؟ .ديوونه واره
.باشه! من نميدونم چي تو فکرم بوده
رَندي"، بيا همه وسايلو، همون طوري" .که قبلاً بوده، برگردونيم سرجاشون
چي، منظورت همين الآنه؟ تا کي؟
.تا وقتي که مانک بميره
.دستور کاپيتانو شنيدين که
بياين ميزا رو برگردونيم همون جايي .که قبلاً بودَن
.بِجُنب، گروهبان
.بيا سَرِ اين يکي بِهِم کمک کن
.کاپيتان، اره - .بذار فقط اينو بِکِشَم اونجا -
.هي، آقايون. بِزَن بريم.، آهان، بِجُنب
.همه روزو وقت نداريم .آهان همونه.آره، ممنون
.به اون دست نَزَن .آها، کاپيتان
آره، اگه فقط بتوني اون يکي رو .بِکِشي اونوَر
.همينه .بِزَن بريم
.بسيار خوب
.صندلي
.آها، اون يکي يه کمي کَجِه
.اون يه کمي اُريبِه ... مي دوني، يه جورايي
.خُب، حالا، يه کَم زيادي حرکتش دادي ... خيلي بُرديش
.اين همون جوريه که قبلاً بود
.آره، تقريباً
خُب، شما تو خونه اش چي پيدا کردي؟
.بياين اينجا
.(عروسک جادوگري(سياه
ما قبلاً رديابيش کرديم؛ رسيديم .... به يه مغازه اي تويِ
مغازه (فروش) وسايل جادويي ."کشيش "جورگِنسِن
فِندِرمِن" و "کَرِيمِر" رو فرستاديم اونجا" ..يه تحقيقي بِکُنَن
.سه شنبه قبل از "ناب هِل" پست شده
.از طربق اداره پُست بررسي کرديم
تاريخ)مُهرِ روي تمبر) .صد در صد درسته
بنابراين؛ اينا چيزاييه که .الآن ما داريم
عروسک، سه روز قبل از اينکه .اون خانم فوت کنه، پست شده بود
.و حالا من دارم بِهِش نگاه مي کنم .ولي فقط اينکه، اين غيرممکنه
.يه لحظه صبر کن
چيه؟
ببخشيد؟ به يه چيزي درباره جادوي سياه اشاره کردي؟
اون (خانم) داشت ورزش مي کرد؟ - .بله، آقا -
،راهپيمايي استقامتي .کارِ هر روزش بود؛ بعد از ظهرا
هر روز سَرِ يه وقت خاص؟
.... ،فرق مي کرد؛ سه و نيم، چهار - .پس اون داشت تو اين مسير پياده روي مي کرد -
.که توپ از بالاي حصار اومد اينوَر
زياد پيش مياد که توپا از روي اين حصار رَد شَن؟
.نه هميشه .بعضي وقتا، احتمال داره
.يه ضربه استثنايي عالي بود، حقيقتش .يعني، البته براي خانم مُرفي خيلي بد بود
.امّا در واقع همه افتخارش برا پيتيِه .چون چشماتو رو توپ نگهداشتي
،تو بِهِم گوش کردي .منتظر فرصت مناسب شدي
.اون يه ضربه زيبا بود
،يعني، غير از وقتي که .خودتون که مي دونين
.درسته
.سلام، پيتي
خانم مُرفي رو مي شناختي؟
.نه، آقا
من قراره بِرَم زندان؟
.احتمالاً نه
خُب، نظرت چيه؟ کار خدا بوده، آره؟
آره، پس موضوع عروسکو چطوري توضيح ميدي؟
.هنوز توضيحي بَراش ندارم
ميخواين شروع کنم به جمع کردن متخصصين جادوگري؟
،اين احتمالاً اجتماع جالبي بشه .به نظرم
.مي دونين، اين اصلاً هم خنده دار نيست .مَنَم قبلنا عادت داشتم بِهِش بخندم
به چي؟
.جادوگري، جادوي سياه
،وايسا بينَم، تو نمي توني، حقيقتاً .به اين جور چيزا اعتقاد داشته باشي
يه کسي پيش بيني کرده که يه توپ بِيسبال به اون زن بيچاره مي خوره؛
،سه روز قبل از اين که اتفاق بيفته، واقعاً حالا تو اينو چطوري توضيح ميدي؟
... خُب ... يعني
... شايد - .خُب، وايسين، فهميدم -
خُب، اون هر روز اين جا پياده روي مي کرد، درسته؟
،پس شايد قاتل، يه جايي همين دور و بَر ،منتظر وايساده
.پشت همين درخت با يه تفنگ بيسبالي
يه تفنگ بيسبالي؟ .همچين چيزي وجود نداره
.آره، ولي دستگاه توپ پرت کُن وجود داره
(باشه، ولي چطوريه که اين (به اصطلاح .... قاتل تفنگ بيسباليِ شما
.اتفاقاً اسم خوبيه براش- ....چطوريه که او مي دونه -
،يه کسي، دقيقاً سَرِ همون موقع يه همچين ضربه خوبي مي خواد بِزَنِه؟
و اين موضوع که اون يکي توپ بيسبال چي شده؟
.آره، توپ ديگه
.اين کار جادوي سياهه .واقعيه، و مردمو مي کُشه
يه بيمه نامه (فوت .داشته، با شرط اين که بر اثر خودکشي نباشه
پس لازم بوده که يه جوري نشون بده .که به نظر اتفاقي بياد
اومده اينجا، منتظر اون ضربه خاص شده؛
،توپو برداشته و زده به کَلَّشو !مُخِشو شکونده
با يه توپ بيسبال؟ جمجمه خودشو شکونده؟
اون اينقدر قوي بوده؟
.تمرين مي کرده - .تمرين کرده
به نظر من؛ جادوي سياه تئوري .خيلي بهتريه
.بسيار خوب، بياين منطقي باشيم .ما تو دنياي واقعي زندگي مي کنيم
دنيايي که علوم، فيزيک و قوانين .طبيعت دَرِش حکمفرماست
هميشه، هميشه؛
يه توضيح غير جادويي براي .هر چيزي وجود داره
.بِجُز (خودِ) جادو
من نمي فهمم؛
،مگه يه کولي، وقتي که بچه بودي جادو جَنبَلِت کرده؟
نمي خوام دربارَش صحبت کنم - .الآن خودمونو مي رسونيم اونجا -
رَندي، چي شده؟
.يه عروسک ديگه پيدا شده
.سلام، ستوان
صحنه جنايت اينجاست؟ - .نمي دونم. فکر کنم -
من اصلاً نمي دونم اين چه کوفتيه - .اِد"، فقط چيزي رو که به من گفتي، بِهِش بگو" -
باشه، اينو از دو روز پيش يادته؟ .تو آسمون رعد و برق بود
.يارو داشت به گُلف بازيش ادامه ميداد
،يادته گفتين يارو عجب احمقيه
و اين که چطوري، به تنهايي، نظريه داروين رو اثبات کرده؟
خُب، حالا چي شده؟ - اسم طرف "رالف فِريس"ه، خُب؟
.اينجا خونَشِه هيچ فاميلي نداره، خُب؟
امروز صبح، خدمتکار اومده که ... وسايلو جمع و جور کنه
و چي؟
.و اين
.يه هفته پيش پست شده، از ناب هِل
.بفرما بازش کن
.نه، شما بازش کن، جناب - .من بازش مي کنم -
.گرچه، اصولاً، من فقط يه مشاورم
،گروهبان
.اين کارات کمکي نمي کنه - .بله، قربان -
.من بازش مي کنم
No comments yet. Be the first to leave one.