The first 154 lines.
چطوره؟ چی چطوره؟
قسمت8
تو یکجوری رفتارمیکنی انگار خیلی بافکری ولی اصلا اینطوری نیستی
چی میتونه باشه؟
تو تصمیم گرفتی اینجا بمونی تا اماده بشی
پس برات خوبه خوب درمورد این کارو مزایاش فکر کنی
میدونی نتیجه گیری که میکنی خیلی عجیبه؟
میدونم اخرش همیشه حق بامنه
میدونی خودت و نتیجه گیریات همشون عجیبن؟
همه ادم های عالی یکجورایی عجیبن
ادم هایه معمولی نمیتونن این چیزارو بفهمن
حتی درگذشته هم ادم های موفق عجیب بودن
فهمیدی؟
گرفتی؟
اره
من بهشون گفتم اینجا رو تمیز کنن و وسایل مورد نیازم فراهم کنن
اون کارتی که بهت دادمو هنوز داری؟
اره
من اونو به هرکسی نمیدم پس ازش خوب استفاده کن
میگم برات فردا یک گوشی بگیرن تا بتونی ازش استفاده کنی
نه. من نمیتونم بیشترازاین زیر دین تو برم
ای بابا باز شروع کرد
تو همین الانشم کلی بهم بدهکاری
100درصد بشه101درصد که خیلی فرقی نمیکنه
مجبورم نکن این حرف هارو علیهت بزنم
تو ممکنه بخوای بیای برای من کار کنی
واگه بیای این چیزها خیلی زیاد نیست
من هنوز به طرز حرف زدنت عادت نکردم
اما اینجوری درنظر میگیرم که قصدت خوبه
بخاطر حمایت هات ازت ممنونم
هیچی مجانی نیست
فکر نکن با یک تشکر کردن میتونی دینتو به من اداکنی
همه این چیزارو حفظ کن و فردا هم همینطوری رفتار کن
من میخوام تورو تو همهچیز تحت فشار بزارم
شب بخیر. و یادت نره که تحت فشار باشی
یک چیز ترسناک درموردش هست
اینکه اگه یکبار بهش عادت کنی اون همش به نظرت جذاب میاد
نمیتونی پیشبینی کنی که میخوااد چکار کنه و هرلحظت بالحظه های دیگت متفاوته
من حتی نمیتونم بفهمم که قراره چه اتفاقی بیافته
من احساس میکنم که میدونم
من احساس میکنم که باید بدونم
من احساس میکنم باید یکجوری بدونم ولی بازم اخرش نمیدونم
مدیر ما همچین ادمیه
اما
اما فکر نمیکنید این دفعه همه کاراش قابل پیشبینی شده؟
این علائم چیزی نیست که ما میدونیم؟
بدون دلیل خوشحالی و همینطور الکی حالت خوبه
و همش فکر میکنی تو یک حالت خوب قرار داری
بعدش حتی نمیتونی چشم از گوشیت برداری
اون هیچی نمیدونه چون تویه کوه زندگی میکرده
فراموشش کن
الان خیلی دیره و یک مرد هم همیشه باید شخصیت خودشو حفظ کنه
بعدش همش فکراریه بیخود میکنی
میخوای بهترین هارو برای دختره فراهم کنی
واو
چندتان؟
"حتی اگه پول دارم باشی بازم روی تخت ساده بخواب"
"مهم نیست مالک چقدر اززمین هستی بازم درحد خودت استفاده کن"
پدربزرگ این وضعیت موقتیه پس لطفا نگران نباش
من فقط میخوام دینمو ادا کنم
واینکه اون ادم بدی به نظر نمیرسه
اما یکم عجیب میزنه
چرا تلفن برنمیداره
الو؟
چراانقدر طول کشید که تلفن جواب بدی؟
احیانا تا الان که خواب نبودی؟
نه بیداربودم
فقط مطمئن نبودم که باید تلفن جواب بدم یانه
البته که میتونی.بیابیرون بریم صبحانه بخوریم
اوه اما من همین الان دارم میخورم
تو انگار یک مسائلی باخوردن داری
این حتی نزدیک به 9ظرف غذا هم نیست
تو چرا انقدر گیر دادی به این قضیه9ظرف اطراف غذا؟
درسته
چرا تو برای مدیر جانگ 9ظرف غذا رو درست کردی ولی برای من نه؟
چطور میتونم تو اشپزخونه ای که اولین باره ازش استفاده میکنم9ظرف غذا درست کنم؟
راست میگی
چطور برنج درست کردی؟
مدونی چطور ازاون وسیله برقی استفاده کنی؟
دستورالعملش روشه چطور نتونم ازش استفاده کنم؟
تو از اجاق برای برنج استفاده میکردی
مثکه نمیخوای بخوری؟
چرا نخوام؟
48000تا ویژگی دهست که من باید درمورد تو کشف کنم
اما یک ویژگی خوبی که ازت فهمیدم
مهارت اشپزیته
خوب از چی باید شروع کنم
خوشمزه است
من هیچوقت برای اون 9ظرف غذا درست نکردم
چی؟
وقتی مدیرجانگ اومد من 5ظرف غذا براش درست کردم
دروغ نگو!من شنیدم9تابوده
شاید اون سس و کیمچی و سوپم حساب کرده
میدونی که نباید اونا رو به عنوان ظرف اطراف غذا حساب کنی درسته؟
اه دلم
اون خیلی اسکله
برای همینه که مردم شرکتشو به حساب نمیارن
چطورمیتونه نفهمه که غذایی که میخوره9تاست یا5تا؟
هی
معلومه که اگه من5ظرف غذا بخورم
اون خپل فکرکنه که9تاظرف غذا خورده
چطور من باید این خبرو بهش بدم؟
شاید بهتر باشه بایک شماره ناشناس بهش پیام بدم
یانه این درست نیست؟
هی
اه دلم خل شده
خل شده هیچی نمیشنوه
الان کاملا عقلشو از دست داده
باید الان بهش پیام بدم؟
نه این چیزی نبود که من میخواستم بگم میخواستم بگم شما چتون شده؟
این چیزیه که من میخوام از شماها بپرسم شماها اینجا چکار میکنید؟
مشکل همیشه شما بودین نه من
شما الان دارید با یوریونگ چکار میکنید؟
میشه بگید؟
من دارم کاری میکنم که راضی شه قرارداد امضا کنه
واقعا شما سعی دارید قرارداد امضا کنید
یادارین سعی میکنید قرار ازدواج باهاش بزارید؟
چی؟ چرا به نظر میاد که دارین باهاش قرارمیزارید؟
چرا؟چرا؟چرا اینجوری به نظر میاد؟
چی؟
شماها صبحانه چی خوردین؟
چی خوردین که باعث شده این مزخرافتو بگین؟
چی؟درمورد چویی ساهون چی گفتی؟
شما اون دختری که ردش کردو میشناسین؟
یوریونگ
اونا میخوان باهاش قرارداد ببندن
چی؟قرارداد؟
اون نمیخواسته باهاش قرار بزاره بلکه میخواسته معروفش کنه
من شنیدم اون خیلی سخت تلاش کرده تا باهاش قرارداد ببنده
اونا بهش مورد شانس میگن
شما هیچ چیز خاصی درش ندیدین؟
چوساهون کلید کرده روی این موضوع؟
عالیه
اگه شماها همینجوری ادامه بدید
من حسابی گیج میشم
مگه من همیشه اینجوری نیستم؟
شما اونو رسوندین؟و باهاش صبحانه خوردین؟
بچه های شرکت حتی شمارو از نزدیک ندیده بودن
حداقل یک سال بعد از امضایه قرارداد
حتی معروف ترینشون تو ویلایه سوک بوده
و حتی اونم بعد امضا قرارداد رفت اونجا
حتی مین جو که خیلی خاص بودم دستیارمراقبش بود
اینا تازه بهترین نمونه هایه شرکت ما بودن
درسته کاملا درسته
شماها کی هستین؟
کی؟
کی؟
مین جو این طوری رفتار میکنه انگار نمیدونه
تو منو نمیشناسی؟
تو واقعا نمیدونی من کیم؟
چرا اون باید اینو بدونی؟ منظور منم همینه
شما فقط میتونید بگید که اون بابقیه فرق داره
شما به صورتشو لباش توجه خاصی میکنید
بعدش دوست دارید کاری انجام بدید
No comments yet. Be the first to leave one.