Release info

Glorious Day E18 XviD HDTV H264 720p-iPOP-WITH-BarosG-LIMO-HANrel
A Commentary by StarTak
Saman76 ll Starmovie.xzn.ir

Tags

HDTV
hdtv
720p
720
XviD
HD
Published on: 2014-09-27
Downloads: 16
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

تهيه تنظيم و ترجمه ســـامــــان جلالــــي

ول کن

خواهش ميکنم

ول کن

سونگ جئونگ

اون شوهره؟

اون پدر بچه هاست؟ اين مرد کيه؟

من اوپاشم

اوپا؟ درسته

من اوپاي هان سونگ جئونگ هستم

آه...خوب

درودم طول کشيد

من شوهر سابق اين نويسنده هان سونگ جئونگم

به عنوان پدر سه دختر

بريم

گفتم بريم

چطور ميتوني چيزي مثل اين رو قايم کني؟ قسمت هجدهم

کل اين وقت،چي،کجا و

چطور زندگي ميکردي؟

فقط به بچه هام نگو

بچه ها هيچي نميدونن

مشکل بچه ها نيستن

قلبت تو آرامش بود که گفتي پدرشون که زنده است،مرده؟

اوپا،دا اين کوچکتري

هان دا اين ــه،نه جئونگ دا اين

اون مرد ديونه بود

اگه طلاق نمي گرفتيم،فکر کردم که مي ميريم

وقتي دا اين رو حامله بودم طلاق گرفتيم ولي

يه زن ديگه هم بچه داشت

براي همين گفت که نميتونه فاميلشو بذاره روش

براي همين کشتمش

دا اين رو روي فاميل خودم گذاشتم

و با قلبم کشتمش

چون واقعاً نمي تونستم،چون واقعاً نمي تونست اتفاق بيفته براي همين با اين قلب اين کارو کردم

کافيه

به من هيچي نگو،به من داد نزن بهم نگو که اشتباه کردم

تنهايي ميخواستم چيکار کنم؟چيکار بايد ميکردم؟

موقع زندگي کردن،هزاران بار راجبش فکر کردم

حرومزاده بدجنس،آشغال نفرت انگيز

آرزو داشتم که چقد خوب بود که يه اوپا داشتم که از بابت خودم بزنمش تا زماني که راضي بشم

چقدر خوبه که يه مادر داشته باشم که با پاهام که روي ديوار دراز کشيده شده،گريه کنم!

چرا،چرا نتونستي کمي ديگه تحمل کني؟

و بايد طلاق ميگرفتي؟اگه پدري داشتم که اينطوري سرزنشم ميکرد،چقدر خوب ميشد!

ولي چرا ازم ميخواي همينجا بس کنم؟

از اينجا ميرم بيرون

چرا؟

اوه خداي من دوباره فراموش کردي؟

امروز،اگه با هم بريم و گير بيفتيم،تو دردسر بزرگتري مي افتيم

من يه زنم که امروز يه قرار معين شده داشت

سئو جائه يو؟

خانم جئونگ دا جئونگ،رفتن به يه قرار معين شده،چيزيه که باهاش ميشه لاف زد؟

بايد بدوني که چقدر بايد سپاسگزار باشي که فراموش کردم،حتي با وجود اينکه راجبش ميدونستم

خوب من...منظورم اينه که

نميگم که ستودني ــه

کمربندتو ببند

ما نبايد

خوب

ميدوني،ديدمت که ميخندي

تو سريعتر از من شدي اين خوب نيست

من اول ميرم،براي همين تا 100 بشمار

99،100 جائه يو

اوني،دوباره داري ميري دستشويي؟

اومدم پايين تا برم

اوني،اوني حالت خوبه؟

اوني اوني،چيکار بايد کنيم؟ دوباره درد داري؟

اوني اوني

اوه نه اوني چه خبره؟

اون تنها فرزند يه خونه ي باغي بود

اون بدون نگراني راجب پول زندگي ميکرد

نميدونم چجوري ورشکست شدن

با ديدن طوري که دنبال من اومده،لابد تو وضعيت وخيمي بوده

نميدونم که اذيتت ميکنه يا نه،براي همين تظاهر کن که نميدوني

اون به اذيت کردنت ادامه ميده

اگه بفهمه که پولي ندارم،مطمئناً بس ميکنه

موقع نوشتن زندگي نامه نام گونگ يئونگ متوقف کردم

اون بايد رابطه ي منو با نام گونگ يئونگ رو سوء تفاهم گرفته

ميخواست يه بازي راه بندازه براي همين بهم گفت صندوق سرمايه گذاري بيارم

چي؟

اون آشغال سرعقلش نيست

اوپا

اگه والدين واقعي مون که مارو دور انداختن بيان دنبالمون چي

و پدرمون شبيهش باشه چطور ممکنه؟

نمي تونيم تظاهر کنيم که نميدونيم و نمي تونيم هم قبولش کنيم

سخته،نه؟

براي بچه هام

نميخوام همچين باري رو روي دوششون بذارم

لطفاً از بچه ها به عنوان راز نگهش دار

يئونگ

هيونگ،تو اول برو

خيلخوب

راجب زندگي نامه است،باور دارم که حل شده

جريمه نقض قرارداد

پولي که شبيه خونه،نذار جايي ليز بخوره و خوب ازش مراقبت کن

براي تو،شايد مبادله کوچيکي باشه

ولي براي من،پوليه که مثل خونه

براي همين نذار جايي بيفته و ببرش

فقط تو نبودي،منم اينطوري زندگي نکردم

منم سخت تلاش کردم و صادقانه زندگي کردم پول زيادي دارم و يه زن لازم داشتم

که بتونه غرورمو به پا داره و حرف مبادله کنه

اين دليلي نيست که من تورو به جانبم خواستم

از اونجايي که پولي که براي هتل ازش استفاده ميکردم رو برگردوندم،يه بار ديگه براي من يه کلاه برداري

استفاده کردن از هتل بدون هشدار و نصب غير مجاز

برگرد به سابق و همون کلاه بردار باش هان سونگ جئونگ

خوشبختانه،درجه حرارت بالايي نداري

ولي امکانش هست که عفونت يا التهاب مغده داشته باشي براي همين مطمئن شو که ميري بيمارستان و چکش ميکني

باشه متاسفم

تو يه احمقي؟احمق؟

کي يه دفعه اين قدر ماست ميخوره؟

چه نااميد کننده واقعاً

آره اين دفعه تو اشتباه کردي

ديگه ماستي واست نيست

جئونگ دا جئونگ چرا براي يه زن اين قدر ستمگري؟

چطور يه دفعه ميتونه خوردن اون ماست خوشمزه رو ول کنه؟

تو اينو به مردم هم انجام ميدي،هرچه بيشتر مي بينمت،بيشتر دل سرد مي بينمت

اون چي ميگه؟

بذار بريم الآن هم يه لحظه صبر کن

بايد مايعاتت دوباره پر بشه براي همين مطمئن شو که آب ولرم بخوري باشه

وقتي ميري بيمارستان،مي توني رو سئو جائه يو حساب کني

وقتي از بيمارستان برميگردي،هرروز يه بار ماست بخور

هي هي عزيزم،نبايد دا اين باشه بلکه دا جئونگه

امروز،دخترا رو واسه يه قرار ازدواج مخفي بردم و جائه يو اونجا ظاهر شد

جائه يو اومد؟

آره

موقع حرف زدن راجب يه عکس

اون دا جئونگ رو برد و گفت که بايد ببرتش به دفترش

خوب وقتي که تو مکان قرار زوجي ظاهر شد

ناراحت به نظر مي يومد اين عجيب نيست؟

خوب راجب يه عکسه،احتمالاً راجب کارشه

گفتي دا جئونگ اين يو رو دوست داره

بخاطر همين

دا جئونگ توي اين يو ــه

آه اينطور نيست؟

عزيزم فقط بس کن و

بذار صبر کنيم تا جائه يو خودش بهمون بگه

بخاطر اينه که ميترسم يه دختر زمخت بياره

سلام

چرا همتون از اونجا مي يايد بيرون؟

اوه اونا اومدن ببينن اوني مريضه

ها؟چرا؟

چرا مريضه؟

شديد نيست ولي

مادراي کشورمون تو مواقع خيلي مهم سريعن

ولي دکتر کانگ کجا رفت؟

چرا دا اين تو اون اتاقه و اتاق عوض شده؟

بريم

اوپا متشکرم برو برو

اين حالت چشه؟

خوبه

يه چيزي هست که فقط من بازم نميدونم؟

بذار اينطوري زندگي نکنيم

همم؟تو بدي خيلي بد

تو بدي ها؟

بريم

اگه اتفاقي بيفته بهم زنگ بزن

اوني،تو با اوپا جائه يو قرار ميذاري؟

ساکت باش

چطور شماها مي تونيد مارو گول بزنيد؟

هي،بهت گفتم که ساکت شي

ول کن

دکتر کانگ رفته،چطور بهش بگم؟

وقتي دا ئه کمي بهتر شد ميگم

بابت اوني دا ئه متاسفي؟

پس من چي؟ميدوني چقدر اوپا جائه يو رو دوست دارم؟

فکر کنم بخاطر همين اون خيلي واسم شکست ناپذيره

واقعاً نميتوني به خونه ي بغلي بگي دليل بدون من گفتنش رو ميدوني نه؟

منظورت راجب کيک آوردن به خونه و با شروع کردن يه چيزي راجب يه روزي که يادت بياد؟

چي خيلي جالب بود؟ها توضيح بده

اين...حالا که تصميم گرفتيم تحت شرايط سختي ملاقات کنيم

ميدوني که کتاب بچه هاي توسط دي سنت اگزوپري

خوب،يه چيزي شبيه معجزه بود

تا بتونم اون روز رو يادم بياد

بس کن بس کن خداي من،احساس حسادت ميکنم

دا اين

بي خيال،جي هوي من خيلي خوش قيافه است،براي همين نگهش ميدارم

اين درست نيست

سلام اوني

درست ميگي،جي هو ات خيلي خوش قيافه است

مراقب باش

ما بخاطر اوني دا ئه نقل مکان کرديم ولي اون بهم زد و

تو يکي رو گرفتي

چه خبره؟

من نميگمش تا احساس بدي داشته باشي تقصير تو نيست

تبريک ميگم

متشکرم

اوه درسته،من شيشه هاي دوغ رو تميز نکردم

لطفاً بذار با اين شخص زندگي کنم

فقط يه ماه،مادر،فقط يه ماه

مادر

مادر!

ها؟فکر کنم خواب رفتم

چه احساسي داري؟

متاسفم،لاکتوباسيلوس زيادي خوردم

چون روده هام کاملاً پاک شدن

فکر ميکني کمي وزن هم کم کردم؟

پوستم هم احساس خوبي داره،نه؟

از اونجايي که تو واقعاً مريض بودي،خوشت مي ياد چون نميتوني به چيز ديگه اي فکر کني؟

از کجا فهميدي؟

وقتي مريض بودم،نمي تونستم راجب چيزي فکر کنم

بريا همين دوباره انجامش بده

من عمداً اينو تميز نکردم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left