Fall in Love with Soon Jung

Fall in Love with Soon Jung (순정에 반하다)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Falling in Love With Soon Jung E12 FOrum kOrean-Dream ir
A Commentary by sunflowermag
(maryamagh)ترجمه و زیرنویس:مریم

Tags

other
Published on: 2015-05-26
Downloads: 16
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

قسمت دوازدهم این روزا خیلی تنها و بیپاره به نظر میاید رئیس-

....بیچاره

از این حالتتون دارم دیوونه میشم

آه...چون نمیتونم کاری بکنم دیوونه تر میشم

قلبم سنگینی میکنه

منم دارم دیوونه میشم چرا اینقدر بی مصرفم

من اون آدم بی مصرفم

بله؟- این واقعاً منم؟-

چی؟ راست گفتی که دلت برام میسوزه؟

یعنی....امیدوار باشم؟

چی دارین می گین؟

مشخصات اهدا کننده ما دونگ ووک-

February 9, 2015 11:30 pm

یعنی با حرفی که زدی...میتونم امیدوارم باشم یه کم دوستم داری؟

داره دیر میشه. من دیگه میرم

ممنون

هر چی بگی، معنیش اینه که احساست نسبت به من یه کم تغییر کرده

امروز روز سخت و آزار دهنده ای بود

اما آخرش خوب بود و من الان احساس خیلی خوبی دارم

رئیس، این حرفا رو نزنین

اگه به حرفای من که معنی خاصی ندارن معنی بدین، خودتون اذیت می شین

اذیت شدن عادت منه

رئیس- من بیشتر کار می کنم-

و یه کم دیگه هم صبر میکنم

حتی اگه سخت و بد باشه، چون زنده ام میتونم حسش کنم

آره، کانگ مین هو از ما دونگ ووک قلب گرفته

میخوام بیشتر در مورد اهدای قلب بدونم

با ایمیل اطلاعاتی که لازم داری رو برات می فرستم

این انرژی زیاد دلیلش چیه؟

من باید قوی بمونم. نباید احساس ناتوانی کنم

کسایی هستن که فقط به من امید بستن و به من نگاه می کنن

میخواین چکار کنین؟ نقشه ی خاصی دارین؟

حالا که به اینجا رسیده میخوام تبلیغ روی کِرِم کهکشانی رو به تبلیغ روی یه چیز دیگه تبدیلش کنم

میخوام شرکتای اصلی رو هم چک کنم

آره خوبه

چه چای سبز باشه چه جوی دو سر باید تیم درست رو پیدا کنیم

پیداش میکنیم- بریم-

یاااااا

پلیس پلیس تلفنت

به رئیس کاگ بگو بیاد بیاد بیرون. فکر میکنی ما نمیدونیم؟

بگو الان بیاد بیرون

ما این همه کار کردیم اونوقت شما فقط یه عکس از تولید برامون فرستادین؟ ما اینا رو نمی خوایم

پولمو بدین. من پولمو میخوام

لطفاً آروم باشین و توی اتاق منتظر بشین

مشکل چیه؟

بالاخره اومدی؟

رئیس کانگ شما میخواین چکار کنین؟ ما داریم به خاطر این شرکت خیلی اذیت می شیم

میخواین چکار کنین؟

رئیس مشکل داریم. همکاران طلایی دفتر کل ما رو دیدن

باید چکار کنیم؟- نه تنها کارمندامون گزارش میدن-

بلکه دفتر حسابرسی شرکتهای وابسته مون هم گرفته شده

ببخشید مزاحم شدم

از شعبه ی مرکزی تلفن زدن. مشکل بزرگی داریم

چه...مشکلی؟

هی هی گوش کن

یه لحظه صبر کن...لطفاً هی، سون جانگ؟

الان اونا دارن بسته ها، کامیونا و مواد اولیه رو می برن

دارن همه چیزو با خودشون می برن

شرکتای وابسته دارن همه چیز غیر از تولیدات خراب رو می برن

آقای لی، دارین چکار می کنین؟

حقوق به ما ندادن، باید چکار کنیم هان؟

حتی کارمندا هم غوغا کردن و دارن تولیدات تموم شده رو می برن. گیج شدم

حالا چکار کنیم؟ اگه اینطوری پیش بره تولید جدیدمون نابود میشه

ما باید وامهامونو پس بدیم حتی اگه قرار باشه براش وام خصوصی بگیریم

وگرنه حق مالکیت تولید جدید ازمون گرفته میشه و ورشکست می شیم

باید چکار کنیم؟ میزان مقبولیت رئیس کانگ داره خیلی کم میشه، تا فردا ورشکست میشه

حتماً سرت شلوغه

از صبح اوضاع خوب نبوده

میدونم. باید با شرکتای وابسته هم به توافق برسیم

چه حسی داره هان؟ خیلی ناراحتی؟ کار خودتونه

امروز ظاهرت بهتره

چی؟- چه حسی داری؟

چطوره که می بینی رئیس کارنگ داره ذره ذره از بین میره

حالم خیلی خوب نیست. به اندازه ی رئیس حالم بده

تا کجا میخوای پیش بری تا راضی بشی؟ من الانش هم دارم خیلی اذیت میشم

مگه همینو نمیخواستی ببینی؟

مراقب فردا باش

تو واقعاً- سون جانگ، مردم

فردا بهت نشون میدم. اون عوضی فردا از بین میره

آماده ی رفتن شید

کجا می ریم؟- الان وقت الاف بازی نیست

اگه الان شکست بخوریم برای همیشه از بین می ریم. باید هر کار می تونیم بکنیم

میدونم، اما باید از کجا شروع کنیم

دارم بهش فکر میکنم

این لیست جاهای خصوصیه که می تونیم وام بگیریم

رئیس قبلی این لیستو تنظیم کرده

خوب؟ باید سرمایه گذار پیدا کنیم-

با تکنولوژی کنونیمون امکان پذیره

میدونی پیدا کردن سرمایه گذار برای تکنولوژی چقدر سخته؟

ولش کن، ما چطور می تونیم توی یه نصف روز سرمایه گذار تکنولوژی پیدا کنیم؟

باید...این کارو بکنین

باید هی امتحان کنین اگه فایده نداشت

کسی که تمام تلاشش رو برای مردمی که بهش اعتماد مردن میکنه تا زنده بمونه....میتونه باقی بمونه مدیر یعنی این

اینو فراموش نکنین رئیس

بیاین این کارو بکنیم

اینکارو می کنیم. باید اول چکار کنیم؟

اینا فایلای عادی نیستن. فایلای شرکتن. اینم آدرسا

رئیس

یه کم فوریه

چه اعتمادی؟ سرمایه گذاری تکنولوژی؟ تازه کیخواین توی کمتر از یه روز تصمیم بگیرم؟ متأسفم

اینو بخونین رئیس

دوباره نگاه کنین- بله رئیس. اگه بتونین اون مدارک رو نگاه کنین

...پر رو

...نه، هرمی

واقعاً که

...من برگشتم. من

اون دوتا دارن چکار می کنن؟

چرا تو عقل نداری؟ چته؟

ساکت باش

واقعاً که- خوب بگو. چی شد؟-

نه تنها ساعت مچی بلکه هر چی اونا می فروشن این مارکو داره

واقعاً؟- اما جالبتر اینه که کارآگاه ما -

یکی از این ساعتا رو به عنوان هدیه برای دوستش خریده

چی؟ راست میگی؟ این طور به نظر میاد-

پس اون آشنا باید تو صحنه ی تصادف بوده باشه

چی؟ چی داری میگی؟

هیچی

واقعاً که کانگ مین هو. این دیگه کیه

فهمیدی چرا کانگ مین هو دنبال اهدا کننده می گشته؟

من گزارش پزشکی رو چک کردم

بعد از جراحی توی رفتارش تغییراتی ایجاد شده

تغییر شخصیت

جنیفر مرتب خواب قتل می دید

من بارت انجامش میدم. باید جلوی مادرت خوش تیپ باشی

وقتی بهت نگاه میکنم خوش تیپی

وقتی نگات میکنم خوش تیپ تری

چرا هر وقت می بینمت حس کثیفی میکنم؟

اگه این طور...

تنها سرمایه گذار باقی مونده این آدمه

اون یه مادربزرگه- اون یه شرکت وام خصوصی داره که مال میونگ دانگه-

پروفایل سرمایه گذار

نام مستعار: مادربزرگ سوپ لوبیای قرمز. توی میونگ دانگ بهش میگن خانوم جانگ

اون یه رستوران سوپ لئبیای قرمز موفق داره

مهم اینه که یه پسر با ناتوانی ذهنی داره

که حتی یه لحظه هم از خودش جداش نکرده

اون یه زندگی ساده داره اما شایعاتی هست که میگه اون نصف میونگ دانگ رو صاحبه

اون به طور کلی کارای سرمایه گذاری و مبادلات دلار میکنه اما سرمایه گذاری تکنولوژیک نمیکنه

پس چرا باید بریم پیشش؟ مشخصه که کمکمون نمیکنه

چون اون توی کشور بیشترین پول رو داره

ببخشید

برو کنار

ها؟- بدون اینکه ببینمتون میدونم-

من سرمایه گذاری نمیکنم. برین

لطفاً اینطوری نگین مادر بزرگ. من مسئول 4500 نفرم

اینو یه بار بخونین

فکر می کنین فقط شمائین که پول میخواین؟

نمیخوام دیگه حرف بزنم. برین

مادربزرگ لطفاً کمکوم کنین

لطفاً اگه میشه گوش کنین ما اومدیم

برین داخل- یه بار گوش کنین مادربزرگ-

خواهش میکنم. پدرم با خون دل این شرکتو ساخته

دارم میگم برین

کجایی کیم گون؟

نمیتونم برم مادربزرگ

این آخرین امید منه

تا اینو نخونین از اینجا نمی رم مادربزرگ

پررویی نکن

من از کجابدونم این آخرین شانسه توئه یا نه

برو

منظورم این نبود. اینو بخونین لطفاً خاله! نه! مادربزرگ

بذار برم یه نگاه به خودت بکن

رئیس

مادربزرگ! خاله! مادر! مادربزرگ یه بار به حرفم گوش کنین

خدای من رئیس! خوبین؟

واقعاً که

بهتر بود حداقل سوپ لوبیای قرمز رو بخوریم

آره

حتماً دارین از جایی میاین

بیاین با هم یه فنجون چایی بخوریم

روز موعود فرداس

تونستی چول رو جور کنی؟

چی فکرکردی؟

از ظاهرت پیداس جور کردن پول سخت بوده

یعنی تصمیم گرفتی حق مالیکت تولید جدید رو به همکارن طلایی واگذار کنی؟

همکاران طلایی

طبیعیه که اینطوری میشه

رئیس کانگ هم میگفت هرمیا ما

چطور...جایگاه من و تو عوض شد؟

قلب کانگ مین هو از ما دونگ ووکه

تعجب میکنم

اینطوری نگام نکن

همه اش به خاطر خودته. به خاطر کارایی که کردی

من فقط خودم با اون کارای تو وفق دادم

چی؟

من فردا یه دستور توقف برای همه ی کارای این شرکت صادر میکنم

با بهونه ی شکست خوردن این شرکت صمیم دارم نجاتش بدم

عوضی- درسته. ممنون که بهونه دستم دادی-

این کار کثیف یه بهونه نیاز داشت

میدونی؟ رئیس همکاران طلایی اجازه ی فروش اینجا رو به من داد

متأسفانه تو خودت این کارو قبول نکردی

هی، تو چرا اینقدر بی پروایی؟

پدرت برای نجات شرکتش جلوی سهامدارا زانو زد نه؟

برای اینکه نجاتش بدی میتونی این کارو بکنی

چطوره؟ بهتره تو هم سعی کنی زانو بزنی

کی میدونه؟ شاید اینطوری بیشتر بهت وقت بدم

خیلی جالبه که ببینم اینطوری راحت روی زانو می شینی

اینطوری به من نگاه نکن. همه اش کارای خودته

به طودی تکنولوژی جدید تموم میشه

اونوقت خیلی خوب کار میکنه

حتی اون تکنولوژی رو هم باید بفروشیم

More Farsi Persian subtitles for Fall in Love with Soon Jung

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left