The first 200 lines.
...آنچه گذشت
تیجِی گفت که خودش میخواد حلش کنه
پسر من داره با تو حرف میزنه؟
تو فقط بدترش میکنی
خیلی زوده
آره
چی شده؟
میخوام تو آدمهات از اینجا برید
هنوز 9 تا انگشت داری دیان
میخوام کوین رو معرفی کنم، سرآشپزتون
نمیتونی بیای و بگی کی چیکار کنه
قراردادی که بستیم، میگه میتونم
خدایا، عجب عوضیایه
وقتی به خودش میگه سرآشپز، دلم میخواد به چاقو زبون بزنم
رفیق، میخوای؟
،به خدا قسم، هر دفعه دهنش رو باز میکنه
انگار امریل لاگاس داره حرف میزنه
بهش گفتم قبلاً جنگ رفتم
طرف هنوز فکر میکنه من خدمتکارم
نگاه کن. شبیه پرستارها شدیم
شاید هنوز بتونم دوباره کامیون حمل غذا رو بگیرم، میدونی؟
بچهها بیخیال
میدونید که اینجا چقدر برای من و دیان مهمه
آره، کوین یک شوخیِ بده، خب؟
ولی وقتی افتتاح کنیم، تیریو عالی میشه
باید ازش مطمئن بشیم
چجوری؟ - من یک ایده دارم -
،چطوره که دعوتش کنیم بالا
و خیلی آروم و منطقی، از سقف پرتش کنیم پایین؟
میرم بیارمش
فقط من دعوت نیستم؟
نه جداً، وقت استراحته؟
ما 2 هفته دیگه وقت داریم
که کل منو رو آماده کنیم
یالا. بریم سر کار
بله، سرآشپز
ببخشید مرد، میخواستم بندازم تو سطل
فکر میکنی کارهای این هفتهات منو میترسونه؟
،یک بار یکی منو تو یخچال زندانی کرد
گردنش رو شکوندم
میتونی با من بد باشی
ولی من سرآشپز اینجام. من جایی نمیرم
بیای سراغم، نابودت میکنم
بریم. مهمونی تمومه
گوشت پاچه رو باید آماده کنی
کار من نیست. براش آدم داریم
.یک: اون آدم اینجا نیست دو: من اخراجش کردم
و سه: الان کار توـه
تام
راجع به لیست شرابها یک فکرهایی دارم
فقط دارم میگم که منو ما الان محلیـه
خوب نیست اگه شراب خارجیای به مردم بدیم
که حتی اسمش رو هم نشنیده باشند
!پییلار
وقتی من بخوام، به گوششون میرسه
!سرآشپز ماهونی، بله؟ سلام... و اسم من پیلاره
صبح بخیر تامی - صبح بخیر -
بازرس بهداشت رو 2 شنبه بیار اینجا
نمیخوام یک روز قبل افتتاحیه
مجبور بشیم سر یک چز الکی کنلسش کنیم
خب راستش اینجوری نیست
باید کلی فرم پیچیده پر کنیم
...و بعد اونها - این کار توـه پییلار -
میدونم از پسش برمیای
البته. درستش میکنم
و اسمم پیلاره
از پسش برمیای؟
...گوش کن، دیشب وقتی
آره متاسفم
نه. من متاسفم. خیلی بی ادبی کردم
نه
من فکر میکنم تو عالی هستی
من هم راجع به تو این فکرو میکنم
،الان همه چیز دیوونه کنندهست
آماده شدن برای افتتاح
...و من فکر میکنم خوب میشه اگه
خوشحالم که اینجایی
من هم راجع به تو این فکرو میکنم
هِی پدر. جات خوبه؟
...نگران نباش. حواسم به همه چیز هست
آسیاییها، کار، همه چیز
وارد عمل میشم
به روش تو عمل میکنم
حرومزاده بدبخت
متاسفم. حتماً خیلی براتون سخته
چطوره؟
،19 ضربه چاقو خورده
،تعدادی از ارگانهای اصلی آسیب دیدند
...و کلی مشکل دیگه در
همه اینها رو میدونم. چطوره؟
خب پس باید بدونید که وقتی هنگام جراحی
کسی سکته میکنه، نفس کشیدنش هم معجزهست
خب بعدش چی میشه؟
هیچی
از یک جا به بعد، دیگه کاری از دست ما ساخته نیست
تصمیم با شماست که درخواست ادامه معالجات داشته باشید یا خیر
...داری میگی ممکنه بمیره
ولی شما نمیزارید بمیره
...آقای ووچیک، من قولی نمیدهم، خوب یا بد
ببخشید
هِی دِیوی. مامان سرش شلوغه. همه چیز مرتبه؟
نمیدونم. کی بهت مسیج داد؟
سریع زنگ بزن مامان
آهان، اون
نه. من خوبم
نگران نباش. چیزی نیست
همه چیز مرتبه
باشه
ترجمه از: میلاد علیزاده و کیارش Mili_legolas -- Kiarash_TopHero
«اين قسمت «سس رمزی
اینو با ساق گوساله که دیان درست میکنه سرو میکنیم
.خیلی خوبه - درسته،اون تانینها-
ساختار فوقالعادهاش
این باعث میشه مغازه آبجو فروشی بسته بشه
لامپهایی که میخواستی رو پیدا کردم رئیس
کدوم لامپها؟ همه چراغها که کار میکنند
نه، اینها برای تحویل غذا هستند که غذا گرم بمونه
چی؟ نه، نه
قرار نیست بشقابها رو بذاریم
که مردم ببینند و دهنشون آب بیوفته
طرحها رو دیدی؟
ببین
اینجا. ری همش رو برنامه ریزی کرده خب؟
اینو ببین. اینجا صفحه نصب میشه
که آشپزخونه دیده نشه
بدون سر و صدا و حواس پرتی
تمرکز باید روی غذا باشه
پس صفحهها جلوی لامپها قرار میگیرند
نه. لامپی در کا نیست، خب؟
باید دقیقاً جوری باشه که ری گفته
به نظر گرون میاد
ولی اینجا رستوران توـه
آفرین پترز
وقتی تموم شد، بندازش تو این مواد
موادش چیه؟
رازه
اون باید بره
.منو نگاه نکن - به خودش میگه سرآشپز -
یک سُس مخصوص داره
مک دونالد سُس مخصوص داره
چیکار کنم، هان؟ پدرم پول نمیده
و دیگه راه حلی برای شرایط سخت ندارم
که میتونستیم جلوش رو بگیریم
اگه تو انقدر برای افتتاح عجله نداشتی
و اون قرارداد رو میخوندی
!تو خوبی
منو به خاطر توجه کردن به رویامون سرزنش میکنی
،ببین حتی اگه از شرش هم خلاص بشیم
الان وقت نداریم از اول منو رو آماده کنیم
من میتونم منو رو درست کنم
نه جداً. فقط آشپزخونه خودم رو میخوام
دیان، فراموش کن، خب؟ گول خوردیم
باید باهاش کنار بیایم
حداقل خوبه که شراب 9 موسولینو رو دوست داره
اونقدر هم احمق نیست
فهمیدم. گرفتم چی شد
،تا وقتی که شرابهای دوست داشتنیات رو داشته باشی
.با کوین مشکلی نداری - دیوونه شدی؟ -
خب داری باهاش کنار میای
خوش بگذره
با اون دوست شراب خورت، خب؟
فکر کنم دیگه به طرحهای ری نیازی نباشه
چه غلطی داری میکنی؟
خیلی خب
خوبه. آره
این همون تامیایه که من میشناسنم و دوستش دارم
!عصبانی میشه که شاید همش رو از دست بدیم
فکر میکنی دلم میخواد شرابم
رو با گوشت مخصوص سرو کنم؟
من هم مثل تو گیر افتادم دیان
.تعطیله - ولی باید طبق طرحها بریم جلو، خی؟ -
...اگه ما - مشکلت چیه؟ -
بهت که گفتم تعطیله
کَری؟ گمشو برو بیرون
هِی
چی شده داداش؟
چه خبر مرد؟ نمیدونستم آزاد شدی
یالا. بریم بیرون، هان؟
یالا بریم
چه خبر؟
برید سر کار
بابت پدرت متاسفم
یک چیزی دادم نگهداری
بگو جاش امنه
آره، جاش امنه
و شبها بیدار میمونم تا حواسم بهش باشه
قسط رو میخوام زیاد کنم. 6 هزارتا میخوام
پاتریک، بیخیال. من دارم رستوران باز میکنم
خرج داره. من کلی زجر میکشیدم که
رقم توافقی رو پرداخت کنم
تنها چیزی که توافق داریم اینه که تو برای من کار میکنی
،وقتی میگم قسط 6 هزار تاست تو هم باید همینو پرداخت کنی
روشنه؟
سوداها رو بستهبندی کن
برای کار نیومدم. امروز
اونجا کار میکنم
،منظورت بازیگریه دیگه
نقش مدیریت یک رستوران رو بازی میکنی؟
.میدونم دارم چیکار میکنم - پس چرا اینجایی عزیزم؟ -
چون خواهرها به هم کمک میکنند
No comments yet. Be the first to leave one.