The first 200 lines.
"Moon river team"ترجمه و زیرنویس از به کانال تلگرامی و صفحه اینستاگرامی ما به آدرس moonriverteam@مراجعه کنید
!نه
قسمت 15
چرا این ریختی شدی؟
نتونستی بخوابی؟
نکنه
مریضی؟
نه من خوبم
- این مال منه؟ - نه مال منه
... من قطره قطره با دقت درستش کردم
....پس میتونم از قهوه ام لذت ببرم
سر به سر نزار
بخورش و به خودت بیا
مریض ها خوش حال نمیشن که ی دکتر مریض ببینن
واقعا میتونم بخورمش؟
میتونم بخورمش؟ دارم واقعا میخورمش هاااا
خوشمزه اس
الان میری سر کار؟
- امروز زود تر میای خونه نه؟ - نه
- نمیدونی امروز چه روزیه؟ - میدونم
براهمینم که قراره دیر کنم
- سه را - بذار برم
امروز چ روزیه؟
امروز داره خوب پیش میره
- خسته نباشین, خانوم سه را - بله... مراقب باشین
- مراقب باشین - ممنون - سخت کار کردی
"جو اینها"
- خانوم سه را؟ - دکتر چا
اون روز راحت به خونه رسیدین؟ یادم رفت بپرسم
همممم، خیلی زود دارین این سوال رو ازم میپرسییین!
متاسفم به جاش امروز میتونم شام مهمونت میکنم
به جای خوردن بریم مست کنیم
برو لباستو عوض کن منم میرم رستوران منتظر می مونم
اوکی
"خواهر"
شماره مورد نظر خاموش می باشد
من دارم میرم نمیخوام دیر کنم
لازم نیست همیشه بهم گزارش بدی
باشه
ببخشید
حالا لازم نبود منو با ماشین برسونین زحمت شد
نمیرسونمت که مسیرمون یکی عه
بهت گفتم اونجا کارهایی هست که باید انجام بدم
بله
ممنون واسه سوار کردنم :)
آه، بهت گه گفتم، من تو رو نمیرسونم
اگه بخوای هی همینو بگی همین الان پیاده شو
اوکی
کجای پاجو؟ آدرس رو وارد کن
"خواهر"
مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد
لطفا بعدا شماره گیری بفرمائین
چیزی شده؟ امروز ی جوری این!
راستش من از ی همچین جایی خوشم میاد
- عجیبه؟ - نه خوبه
تنهایی خیلی زدی بالا
بیا امشب کل شبو مست کنیم
اما این چیه؟
... اه یادم رفت این واسه توئه سه را
این چیه؟
این مال تو نیست سه را؟ مال توئه درسته؟
ولی این با می یون بود
اون گفتش که شما انداختینش جعبه آشغالی ... ولی من باور نکردم
حتی داشتین برای گرفتنش با دکتر جو دعوا میکردین
پس منم کیف رو از می یون گرفتم بدم به شما من کاره درستو کردم مگه نه؟
دکتر چا
شما ترسناک تر از چیزی هستین که فکر شو میکردم
پیش شما کم میارم خانوم سه را
تو چی میدونی؟
چیو میخوای از من بفهمی؟
حقیقت
اگرچه آشکار کردنش یک به یک بیشتر حال میده
اما من خسته ام واسه این کاراگاه بازیا
اگه بهم راستشو بگین خوب میشه
... دوست دختری که هان سانگ باهاش قرار میذاشت
این تویی نه؟
نه
میخوای حقیقت رو بدونی؟
اون اولش با جو این آه قرار گذاشت اما من اونو ازش دزدیدم
این آه از دبیرستان عاشقش بود ولی هانگ سانگ منو ترجیح داد
همیشه مردا شبیه همن
اون با ی نگاه از من خوشش اومد
چرا اون کار رو کردی؟ اشتباه دکتر جو چی بود؟
کدوم اشتباه؟
جو این آه ...
اون همه چیزمو ازم گرفت
- سه را - مامان!
- بیا تو مشکلی نیست بیا تو - بیا تو
سه را جان از این به بعد اونی صداش کن
اون قراره خواهر بزرگترت بشه
- سلام اونی این آه - سلام
- اون عالیه نه؟ - جو این آه!
اون هم خوشگله هم باهوش
- آفرین! - آفرین!
- این آه - خیلی خوب
اون وانمود کرد که خوبه باهوشه مثل اینکه دختر واقعی اوناس
اینطوری همه چیزمو ازم گرفت
خوب الان گرفتن ی مرد کوچیک ازش چ اشکالی داره؟
سه را...
میدونی چی بیشتر جالبه؟
به خاطر اون دارم بهتون نزدیک میشم نه به خاطر اینکه شما لایقین
اما چون من شما رو مثل این آه میشناسم
می تونین به دکتر هان زنگ بزنین یا به خود این آه
من اصلا نمی ترسم
ببخشید
تلاشم کردم که امسال باهم بیاییم ... با سه را
... ولی نتونستم
مطمئن باشین سال بعد باهم میاییم
قول میدم
دلم واسه جفتتون تنگ شده
آه چ جنده =|
آااو
چی"جنبه
میدونی من چجور آدمین؟ میدونییی؟
- احمقی - چی گفتی؟ بیا اینجا ببینممممم
من فک میکردم شما فقط با هم راه نمیایین
ولی من نمیدونستم که شما خواهر خونی نیستین ...
سه را از من خیلی بدش میاد
ولی الان میفهمم که چ دلیلی داره که اونطوریه
اما من اون موقع اینو نمیدونستم
حتی اگه میدونستمم کاری از دستم بر نمیومد
بعد از رفتن ... خونه به خونه به خانواده های مختلف
من همیشه نگران بودم که اگه دوباره بیرون انداخته بشم چکار کنم...
باید هر طوری که میشد طاقت میاوردم
به جز سخت تلاش کردن و سخت درس خوندن راه دیگه ای بلد نبودم
پدر مادر واقعی ات چی؟
درست نمیدونم
من چهار پنج سالم بود ...
... وقتی که منو گذاشتن پیش خاله زاده اشون
اشکالی نداره الان من ی خانواده دارم
من پدر و مادری داشتم که منو به فرزند خوندگی قبول کردن و منو بیشتر از هر چیزی دوست داشتن
و همچنین سه را ، دختره ی....
سه را میخواد که جدا زندگی کنیم ولی من نمیتونم
هر چقدرم که اون با من بد باشه بازم تنها خانواده ایِ که دارم
من به والدینم قول دادم که تا همیشه ازش مراقبت میکنم
واسه همینه که سر هرچیزی به خاطر خونه مون ریسک میکنم
این خونه ایِ که والدینمون بهمون دادن
این تنها راهیِ که میتونم باهاش باشم
خوب راجب اون ۲۰۰ میلیون ...
نمیشه یکم عقب بندازیش ؟ موعد پرداخت بدهی رو..؟
- دکتر هان - بله؟
این چیزی بود که میخواستی بگی ؟
فکر کردی با این داستان مسخره ت ،خر میشم؟؟؟؟
حرفای من هیچ تاثیری روت نداشتن؟
الان ، قیافه ت ... قیافه من چی ؟
قیافه من چشه مگه ؟
بسه اینقدر نخند ،
اوووه ، این همه ترافیک واسه چیه ؟
ترافیک نیست
از نظر من ترافیک سنگینه
بله . اینجوریه.
سه را!
سر به سرم نزار
حالم ازت بهم میخوره گفتم توام اینقدر سربسرم نزار لطفا
تو ...تو اینکارو با والدینمون میکنی ؟ سالگرد فوتشون رو اینجوری میکنی فقط برای اینکه از من متنفری؟ فقط برای اینکه من حالتو بد میکنم ؟
پدر مادر بیچارمون وقتی تو رو اینجوری میبینن باید خیلی احساس بدی داشته باشن
پس دلیلت اینه؟ هنوزم میخوای نشون بدی تو خوبتری
هنوزم میخوای خودتو برای اونا که مردن خوب نشون بدی؟؟؟
دیگه غر زدن رو تموم کن
والدین ما الان دیگه رفتن
آه ،تو فکر میکنی من الان دارم غر میزنم؟
آره ،تو تو این ده سال هیچ تغییری نکردی
این تقصیره منه که تو نتونستی وارد اون دانشگاهی که میخواستی بشی
این تقصیره منه تو نتونستی مجری خبر بشی
حتی این بدهی که بالا آوردی اونم تقصیره منه ، درسته؟
برام مهم نیست که ازم متنفری،...
اما دیگه با مقصر دونستن من ! زندگیتو تلف نکن
یک چیز دیگه هم هست که تقصیره توئه
بخاطر تو
اونا بخاطر تو مردن
پدر و مادرِ من
!تو اونا رو کشتی
آفرین... من اومدم
سه را، سه را !این آه امتحان ورودی دانشگاه پزشکی هانکوک رو قبول شد
امروز اعلام کردن
منم ی دکتر خوب میشم منم عین مامان و بابا یه دکتر خوب میشم حالا میبینین
من تمام تلاشم رو میکنم
امروز بیرون غذا بخوریم ؟؟؟ اینکارو بکنیم ؟
اوکی ،همه با هم بریم
!امروز همه مهمون بابا هستن من نمیام
مشکلت چیه ؟ نمیخوای امروز جشن بگیریم ؟
سه را ، بیا با هم بریم؟؟؟
دلم نمیخواد، گفتم نمیام
...خب بدون من برید جو سه را
اون چشه ؟ سه را
اون خونه دوستاش نیست ، کتابخونه هم نرفته
یعنی کجاست ؟؟
کجا ؟؟؟ باشه ، ممنونم
مامان یه نفر سه را رو دیده کجا بود ؟
تو یه کافه ، نزدیک مدرسه من اونجا رو بلدم
بریم آره ، بریم
این آه ببخشید امروز ما باید یه جشن برات میگرفتیم
اشکالی نداره
معمولا اون دختر خوبیه
اما نمیدونم این اواخر چش شده ؟
اون حتی نمیخواد با ما حرف بزنه
اون خوب میشه منم دوران بلوغ همینجوری بودم
چی؟ مثل اون ی باری که کلاسو پیچوندی و رفتی کارئوکی؟
ما نگرانت بودیم چونکه تو خیلی زیاد ساکت بودی
هم خوب نیست (درونگرایی منظورشه
No comments yet. Be the first to leave one.