The first 200 lines.
اگه جوابهایی که میخوایم
که سویتار رو متوقف کنیم و تو رو نجات بدیم، تو آینده هستند
پس من باید برم به آینده
تو مال قبل از مردن اون هستی درسته؟
تو سویتار رو تو اسپید فورس زندانی کردی
فقط بگو چجوری
یکی کمکم کرد. اسمش تریسی براون بود
اون تلهی اسپید فورس رو برام درست کرد
دارید میگید که ایدههای من راجع به اسپید فورس...
- من راست میگم؟ - در آینده
باید این تله رو الان بسازیم
کیتلین دنبال تریسیـه
یعنی داره برای سویتار کار میکنه
- پس با سیسیل حرف زدی؟ - بهش همه چیزو گفتم
گفتم که دوستش دارم گفتم که تو فلش هستی
همونطور که از اول بهت گفتم...
من فلش آینده هستم
مثل نگاه کردن تو آینه میمونه
البته نه زیاد
بدون اون زره زیادم ترسناک نیستی
چی میتونم بگم؟
من قرمز رو هم پشت سر گذاشتم
میدونم چی هستی
تو یه اثر زمانی هستی
یه کپی وقتی
که وقتی به گذشته سفر کردی و خودت رو دیدی
خلق شدم
سال پیش یه اثر زمانی آوردی تا زوم رو شکست بدی
کپیت وقتی داشت دنیاهای دیگه رو نجات میداد مرد
در حالی که تو به زندگی شادت ادامه دادی
و اینطوری هم میموند
ولی تصمیم گرفتی نقش خدا رو بازی کنی
فلش پوینت رو ساختی و همه چی رو تغییر دادی
رفتم به آینده
نسخهی آیندم گفت که
اثر زمانی ساخته تا جلوت رو بگیره
ولی همهشون رو سلاخی کردی
همه جز یکی
خودم رو
من زنده موندم
ولی زنده که موندم
یه اتفاق جالب افتاد
تو جو
والی، سیسکو
همهتون ازم دوری کردین چون من بری الن واقعی نبودم
یه گمراه بودم
یه قهرمان از دست رفته
خود آیندهات اینو نگفت، نه؟
چطوری سویتار شدی؟
دلشکسته بودم
و تنها
میخواستم درد و عذابم به پایان برسه
و اونموقع بود که حقیقت رو متوجه شدم بری
خدا دردی حس نمیکنه
تنها کاری که باید میکردم خدا شدن بود
و فقط دو چیز نیاز داشتم
یکی مردن آیریس
تا تو به قدری در تاریکی غرق بشی
که من بتونم متولد بشم
اون یکی چی؟
شاید از اونجایی که مخاطبم خودمم حرفی که میزنم کنایه آمیز به نظر برسه
ولی این یکی رو پیش خودم نگه میدارم
اگه خودم رو بکشم چی میشه؟
اگه من بمیرم، تو هیچوقت خلق نمیشی
علت و معلول چیز حساسیه
واسه ادی که خوب جواب نداد، داد؟
به سینهی خودش شلیک کرد...
ولی تاون هنوز هست
این خاصیت سفر در زمانه، بری
هر چه بیشتر انجامش بدی قوانین کمتر شاملت میشن
ولی الان که داریم این بحثو میکنیم
داریم آینده رو تغییر میدیم
واقعا؟
خداییِ من نزدیکه
وقتی کنترل کل زمان رو به دست بگیرم
تو اونی میشی که بیکسه و فراموش شده
همینجا میکشمت!
یادم رفت بهت بگم...
لباس من باحالتر از لباس توئه
ترجمه از رضا حضرتی و کیارش عباسی Ki@rash , DeathStroke
محاله
متوجه نمیشم چطور ممکنه سویتار تو باشی؟
من نیستم خود من نه
اون بدترین بخشهای توئه
مثل استارترک. وقتی انتقال دهنده
کیرک رو به کیرک خوب و بد تقسیم میکنه
لطفا بگو حداقل تو زمینتون استارترک داشتین
- مسافر - از اسپینآفها متنفرم
این توجیه میکنه که چرا کیتلین حاضر بود ازش اطاعت کنه
- اون صورتی داره که کیتلن بهش اعتماد داره - البته نصف صورت
وقتی افسانهها اون پیامت رو تو موجسوار که
خود قدیمت گفته بودی به بری آلن اعتماد نکنید، پیدا کردن
منظورش بری النِ سویتار
الان همه چی داره با عقل جور درمیاد
البته در بدترین صورت
گفتی سویتار رو خلق کردی؟
- چطوری؟ - اینجا رو نگاه کنین
چهار سال دیگه
فلش آینده...
یه اثر زمانی برای مبارزه با سویتار به وجود میاره
ولی سویتار اجازه میده اون اثر زمانی زنده بمونه
تا بعدا بتونه سویتار بشه
وقتی سویتار در اسپیدفورس زندانی بود
این اثر زمانی دیوونه میشه
و برمیگرده به گذشته
و به سویتار تبدیل میشه
موقعیتی رو به وجود میاره که اولین تندرو باشه
افسانهاش رو به بقیه میگه و در طی سالها دستیارانی برای خودش میگیره
باعقل جور در نمیاد
کدومش اول خلق شده؟ سویتار یا اثر زمانیش؟
یه حلقهی بستهست شروع و پایانی نداره
یه گردش بیپایانه
همون سناریوی تخم مرغ و مرغ
یه اثر زمانی...
یه کپی از توئه، درسته؟
احساساتت رو داره خاطراتت رو داره
پس چرا میخواد بهمون صدمه بزنه؟
چرا باید بخواد آیریس رو بکشه؟
اچ آر، تریسی با تلهی اسپیدفورس در چه حاله؟
خوبه آره. خوبه کند پیش میره
بگو سرعتش رو بیشتر کنه، خب؟
الان میرم میگم چشم
اگه سویتار یه نسخه از بری در آینده باشه
و هر چی که بری انجام میده رو به یاد داره
چطوری یه نقشه برای جلوگیری از به یاد آوردن سویتار بشیم؟
چه شکلی بود؟
ناامید
راستش...
کل این مدت فکر میکردم سویتار...
یه هیولاست
سخته تصور کرد چه اتفاقی افتاده و...
اینکه تویی که...
میدونم تو نیستی
بخشی از اون منم
اون گفت مثل نگاه کردن تو آینه میمونه و راست میگفت
ولی نه فقط قیافهاش
بلکه...
چشماش
دردی که توشون بود
اونو تو چشمام دیدم
وقتی بهش فکر میکنم...
اینکه پدر و مادرم چقدر وحشیانه کشته شدن...
بعضی وقتا میخوام این وحشیگری رو با وحشیگری جواب بدم
میخوام یه نفر دیگه...
به اندازه من درد بکشه
ولی هیچوقت این کارو نکردی
تو اون نیستی تو آدم خوبی هستی
ولی داخل وجودمه داخل منه
اون قدرت، اون درد
سویتار از اونجا اومده از فقدان
از از دست دادن تو
منو از دست نمیدی
شنیدی؟
جلوی سویتار رو هم میگیریم
و تو تنها نیستی اون تنهاست
و اون خدا هم نیست
جی بهم گفت که ما خدا نیستیم
در اشتباه بود
میتونیم باشیم
هر تندرویی و زحمت زیادی هم نداره
وقتی عشقی که در دلهامون احساس میکنیم
غرق در خشم و عصبانیت بشه...
وقتی خاطرات بد در برابر خاطرات خوب سنگینی کنن
اونوقت باید چی بشم که بتونم جلوش رو بگیرم؟
هی! زمان بدیه؟
نه پسر چه خبر شده؟
بهترین ایدهی ممکن به فکرم رسید
البته شایدم بدترین ایدهی ممکن بشه
- ولی... - هر چی نباشه یه ایده ست
یه ایده ست!
نمیخوای توضیحی، چیزی بدی؟
واسه موهات نیست، استیل ماگنولیا
واسه مغزته، خب؟
میخوام دیگه نتونی خاطرات جدید داشته باشی
منظورت چیه؟
سویتار از همه کارامون خبر داره
چون انجامشون رو یادشه
اون یه بری آینده ست
اگه بری یادش نیاد الان چیکار میکنیم چی؟
میخوای مغزش رو دستکاری کنی؟
یه کوچولو
یه رویه جزئیه
هنوزم همون بریای میشه که میشناسین و عاشقشین
فقط نمیتونه خاطرات و اطلاعات جدید رو نگه داره
دو نوع حافظه داریم، الن کوتاه مدت و طولانی مدت
- طولانی مدتش که... - خیلی خب جولیان، تمومش کن
من باید بگم، من متخصصش هستم
بخشی از مغزته که اطلاعات جدید رو نگه میداره
قبل از فرستادنش به محلیه که تاابد نگه داشته بشه
اگه این زنجیر رو قطع کنیم...
با یه مختل کننده مغناطیسی...
سویتار استراتژیای که برای شکست دادن اون
طرح میکنیم رو یادش نمیاد
این یعنی دیگه دو قدم از ما جلو نیست
یکم شانس بیاریم یه قدم هم ازش جلو میزنیم
چه عالی
علت و معلول
بری نظرت چیه؟
بریم تو کارش
صبر کن ببینم، اینجا مگه کیتلین متخصص مغز نبود؟
No comments yet. Be the first to leave one.