Specials

Release info

Beyond the Clouds E15 140407 HDTV H264 720p-LIMO FOrum KOrean-Dream
A Commentary by sunflowermag
ترجمه و زیرنویس: سحر

Tags

HDTV
hdtv
720p
720
HD
Published on: 2014-04-17
Downloads: 22
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

فکر مي کنم پليسه. من ميرم

رئيس هان يونگ وون

بله

ما از بل لا فير ميايم من بازرس لي چا يون از بخش محلي هستم

اگه در مورد لي اون سوئه، بيايد بعدا حرف بزنيم

بله، مي فهمم

بريم

اون سو

اومدن منُ دستگير کنن

هر چيزي که بين منُ تو اتفاق افتاده

همشُ فراموش کن

و منُ اينجوري که الان هستم به ياد بيار

کسي که الان ازت فرار مي کنه

چقدر رفتارم بچگانه و نامردي بود

خوب نگاه کن، و اونُ بياد بيار

حتي به خاطر خودت

جايي داري که بري؟

مجبوري اينکارُ بکني؟

من همه چيزُ رها مي کنم و دست خالي مي رم

عاليه

مهم نيست که بخشيدنش چقدر سخته، تو چطور مي توني جلوي خبرنگارا

بگي پدرم يه کلاهبرداره؟

حداقل اميدوارم، اتفاق بدي براي هر کسي که توي اين خونه زندگي مي کنه نيوفته

...پس

چرا بهم حقيقتُ دربار? ووجين گفتي؟

پس

تا کجا مي خواي پيش بري؟

مسئله ي پولشوي وقتي اتفاق افتاده که تو رئيس بودي

فکر مي کني تومقصر نمي شي؟

اين تنها حرفيه که داري بهم بزني؟

تو با عشق کور شده بودي

مي خواي به جاي جونگ سه رو انتقام بگيري؟

پدر با ووجين اونکارُ کرد

و موقعيت اجتماعيه اون سو رو نابود کرد

با دونستن همه ي اونا ازم توقع داري چطور رفتار کنم؟

فکر مي کني من چند روز در عذاب بودم و بعد بهتر شدم؟

خواهر درسته که گفتم من به هيچي جز خودم اهميت نمي دم

ولي اينُ مي دونم

تو مي توني يه مردُ دور بندازي

مي توني مامانُ ول کني، و منم همينطور، ولي پدرُ نه

حتي اگه منُ مادرُ دور بندازي، پدر تنها خانواده تِ

اگه جلوي پدر بايستي اوقاتُ به خودت سخت مي کني

نه

براي من، سخته که تو و مادرُ ول کنم

پس خواهش مي کنم منُ ول کن

به خاطر پدر، لي اون سو به ناحق

متهم به قتل شد و پنج سالُ توي زندان گذروند

حتي اگه منُ بندازه تو رودخونه ي هان حرفي ندارم که بهش بزنم

ولي اون مي ترسيد که من بفهمم پدر چکار کرده، اونوقت مي دوني اون چي گفت؟

که خودش با ووجين اونکارُ کرد

يونگ جون ،اين براي اون کافي نيست که ازم متنفر باشه و تحقيرم کنه

من هيچي نمي دونستمُ بهش گفتم کلاهبردار

ولي اون بازم

منُ دوست داشت

"مي دوني پدرت چکار کرد؟"

اون فقط بايد اونُ مي گفت

چون فکر مي کرد من صدمه مي بينم

نمي تونست تا آخر چيزي بگه

من همه چيو مي دونم

پس چطور مي تونم طوري رفتار کنم که اونُ نميشناسم؟

پس؟ پس مي خواي با جونگ سه رو همدست شي

و پدرُ به لب? پرتگاه ببري؟

آره

اين تمام کاريه که مي تونم بکنم

من ... ديگه خواهرت نيستم

من دخترـِ پدر نيستم. عضوي از اين خانواده نيستم

...هيچ خانواده اي ندارم

من الان فقط اونُ دارم

پس خواهش مي کنم منُ ول کن

بهش به عنوان آخرين کاري که مي توني برام انجام بدي فکر کن

به هر حال تو اونقدرا هم منُ دوست نداري

من بالاخره شروع کردم که دوستش داشته باشم، ولي هيچ بهونه اي ندارم که جلوشُ بگيرم

درست مي گم؟

اون اومد

درسته؟

...در مورد پدرتون، هان ته اُه

شما کسي هستيد که مدارک پدرتونُ فاش کرديد

...هر چي که گفتم

همش راسته

آنسوي ابرها قسمت 15

در کنفرانس مطبوعاتي امروز، سناتور جونگ سونگ هيون

ليست شخصيه رئيس هان ته اُه رو در معرض ديد قرار داد

که شامل اسم 10 سياستمدار و تاجر بود که در پول شويي مشارکت داشتند

ساعت يازده صبح، سناتور جونگ در کنفرانس مطبوعاتي، در مورد پست اينترنتي

اعلام کرد که مدارک مربوط به اين 10 نفر

توسط شخص ناشناسي براش فرستاده شده

اين افراد از بل لا فير ، که به وسيله ي هان يونگ وون اداره مي شده

و جدول توزيع اچ کي در هونگ کونگ استفاده کردند

اين مدارک نشون داده که اونا پول شويي مي کردن

سناتور جونگ با شدت از بازرس درخواست کرده ، براي اينکه همه ي حقيقت رو افشا کنه

اسم کسايي که درگير بودن و مدارک اصليه معامله

...هويت اونا

بيا فايل رو به سناتور جونگ بديم

اوم

سه رو اصل مدارک رو به سناتور جونگ مي ده

بايد جلوشو بگيريم قبل از اينکه کاري بکنه

اگه هان ته اُه، سقوط کنه، ما هم سقوط مي کنيم

داداش... داداش

داداش چيه؟

الان وقته ملاقات با سناتور جونگه

اُه ! واقعا؟

به نظر خوب نمي رسي

تو اثر جانبي اي بعد از تصادف نداري؟

چه اثر جانبي اي؟

فکر مي کنم بايد بري بيمارستان

حالا، من تو ديدم، نمي دوني؟

کي مي دونه چه اتفاقي ميوفته اگه من تعقيب کردنُ تموم کنم

خوبه، داري خوب دنبالش مي کني؟

.:.sahar1993 سحر:ترجمه و زيرنويس : نام مترجم:.:. .:.: FOrum.kOreanDream:.:. .:.: FOrum.kOrean-Dream:.:.

بله. الان مشکلي نيست

نذار سناتور جونگ، سه رو رو ببينه

اگه سه رو رو ديدي ، بگيرش

فهميدم

بدش به من

زيردست پارک کانگ جه بودي

کاراي کثيف زيادي ياد گرفتي جونگ سه رو اول بهمون خيانت کرد

پس داداش کانگ جه بايد به خاطر اونا ببخشتش؟

اين پول وافاداريته؟ حالا وفاداري يا برادري

سعي نکن مثل يه گانگستر رفتار کني، آشغال

تو حتي نميتوني وظيفه تُ تشخيص بدي

پيداش کردم

پيداش کردي؟ خسته نباشي

فورا صحت مدارکُ بررسي کن، ببين که کپي اصلي هست يا نه

اه، عوضي

چي شده؟

متاسفم، ولي اين کپي اصلي نيست

اونا ما رو از قصد دور کردن، چون فکر مي کردن تعقيبشون مي کنيم

چي؟

پس کپي اصلي چي؟

...شما کسي هستيد که تماس گرفت

اين کپي اصليه

ممنونم. به خوبي ازش استفاده مي کنيم

خواهشا خوب ازش مراقبت کن

اطلاعات تماست؟

همونجا بمون

چا پيو گير افتاد

من شکستش مي دم، ولي تو سريع از اينجا برو، فورا

الو، هونگ؟

هونگ؟

جونگ سه رو ... کجاست؟

اگه مي خواي هونگُ ببيني

بيا دفتره داداش کانگ جه نيا، داداش-

اين تله اس ... براي گرفتن تو. پس نيا

الان ميام

اين دفه حس بدي دارم

کپي هاي اصلي به دست کي ميرسه؟

نمي تونم زياد صبر کنم

ما بايد پاکش کنيم، قبل از اينکه بازرسا سرزده برسن

تمام فايلاي منشي کيمُ بسوزون، و تمام سخت افزار هاي کامپيوتر از بين ببر

پس اونا حتي نمي تونن به گَردش برسن

...ولي... مدارکي که منشي آن مخفي کرده چي

...اگه نتونم جلوشو بگيرم

چرا مي خواي داداش سه رو اينجا بياد؟

واقعا سعي داري دوباره بفرستيش زندان؟

صادقانه تو کسي هستي که بايد بره زندون

اين فقط پيغام رساني نبود؟

متاسفم

فکر نمي کردم پليس به بچه ي جووني مثل تو مشکوک بشه

اين دنيا عادلانه نيست

تو خودت اين بلا رو به روز خودت آوردي حالا مثل يه بازنده، دنيا رو سرزنش مي کني

حالا

من هم سن توام؟

...اونجوري حرف زدن پس بايد داداش صدات بزنم، وقتي که منُ توي دامت انداختي؟-

بازم ، من

به داداش سه رو رازتُ نگفتم

به خاطر تو پدر داداش سه رو تصادف کرد

چطور با حيله بازي حقيقتُ مخفي کردي

و چطور با داداش سه روي بي گناه بازي کردي

بعد با هان ته اُه دست به يکي کردي و

اونُ به يه دزد تبديل کردي

...در طول روز بارها مي خواستم بهش بگم

اين خيلي منزجر کننده و پيچيده بود که يه راز نگهش داشتم

...داداش

تو الان مي توني بري

مي ري؟

هونگ ... برو

من جلوي درَم

داداش

کپي هاي اصل؟ درست نشنيدم، درسته؟-

کپي هاي اصلي کجاست؟

اشتباه شنيدم، درسته؟ کپي هاي اصلي کجاست؟-

اين موضوع قبلا تموم شده . بهم بگو

دقيقا چي شنيدم؟

پدرم چي؟

وقتي داشتم تعقيبش مي کردم

اون تصادف کرد

جواب بده

جواب بده! پدرم چي؟

الماساي گونگ ووجينُ، ما دزديديم

تصميم گرفته بوديم که تقسيمش کنيم

پدر عاليت اينُ گرفتُ و فرار کرد

و من تعقيبش کردم

ما توي خيابوناي تاريک بانکوک مثل سگا

مي دويديم

اونوقت ... جلوي چشمام

چرا هيچي بهم نگفتي؟

من کسيم که گونگ ووجين رو توي مغازه ي پدرت زنداني کردم

و من کسي بودم که اونُ مجبور به فرار کرد

چرا يه کلمه هم نگفتي؟ هر روز، توي صورت نگاه مي کردي

وانمود مي کردي که بهترين داداش توي دنيا هستي، ولي همه ي اونا رو مخفي کردي

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left