The first 200 lines.
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
ويديا؟
ويديا؟
آمادهاي که بريم؟- آره-
داره دير ميشه
هميشه ديرمون ميشه
الان چند روزه که اون ازمون ميخواد بريم پيشش
به محض اينکه به اونجا رسيديم شروع به متلکانداري ميکنه، خودت ببين
هي؟- ولم کنيد--
ويديا؟
فرار کن، کارتار، فرار کن
!فرار کن
ويديا؟
بايد حدودا سي ساله باشند ويديا؟-
ازت دزدي کردند؟
نه
بهت آسيبي رسوندند؟
براي چي؟
من از کجا بايد بدونم براي چي بهم اسيب رسوندند؟
جناب دکتر شغل من، سوال پرسيدنه
اونها حتي انگشت هم به تو نزدند
تو نه سعي کردي همسرتو نجات بدي و نه دنبالشون رفتي
...يادت مياد چه شکلي بودند يا
حالا بگذار من چندتا سوال ازت بپرسم جناب بازپرس
کي رئيسجمهور اين مملکته؟
دکتري که چشمهاي اونو معالجه کرده کيه؟
تو ميدوني؟
رفتار اونها توي زندان چطور بوده؟
خوب بوده، قربان
هردوي اونها ساکت و آروم توي کارگاه، کار ميکنند
براي کسي دردسر درست نميکنند قربان
اگه هزينه گرفتن وکيلو داشتند احتمالا نجات پيدا ميکردند
اونها فقط به ازاي پونصد روپيه قرارداد قتل بستند
چطور ميتونند هزينه يک وکيل خوبو داشته باشند؟
اين سطح از فقر دليل بيش از حد شلوغ بودن تيهاره
سرزنشت نميکنم
من تنهايي چه کاري از دستم برمياد؟
قسمت پنجم غذاي زندان
بيا داخل- قربان-
حالت چطوره، گاپتا؟
قربان
اوه
کي هست؟
قربان، هفته ديگه
اميدوارم از يک بازرسي لعنتي آسونتر باشه
حتما، قربان
اعدامها هميشه آروم و بيدردسر انجام ميشند
بازرسها ازمون انتظار دارند بهشون مالياتي پرداخت کنيم
که بيشتر از کل حقوقمونه
من تازه شروع کردم و !چيزيه که توش گير افتادم
هي ببين؟ مامان اينجاست
سلام
امروز مگه کيک نخوردي؟
خوب؟
خوب؟ مشکلش چيه که قبلا کيک خورده؟
اون به يک جشن تولد رفته
ظرفيت قند بدنش براي امروز پر شده
چرا براي چيز به اين کوچيکي اينقدر ديکتاتوروار رفتار ميکني؟
واقعا ميزاني براي غذا وجود داره؟
پس بايد به مقدار موردنيازش رسيده باشه
که با اوقات تلخي روبرو بشه
به نظر ميرسه هيچوقت تمومشدني نيست
پيهو؟ برو دستهاتو بشور
گفت برو دستهاتو بشور
چندبار بايد بهت بگم؟
...جلوي اون، منو تحقير نکن
الان مشکل بزرگش چيه؟
تو چندتا بچه بزرگ کردي؟
همون چندتايي که تو بزرگ کردي
و واقعا فکر ميکني بستني خريدن براش
وظايف پدريتو کامل ميکنه؟
فقط آخر هفتهها پدر بودن کار آسونيه
سعي کن شش روز هفته ازش مراقبت کني، مثل کاري که من ميکنم
بعد حرف بزن
پس به خونه برگرد
اون موقع، من هر روز هفته، هستم
من نميخوام توي اون زندان، زندگي کنم
دخترمون داره بزرگ ميشه
اگه توسط مجرمين احاطه بشه چي ياد ميگيره؟
...کاري که من ميکنم
شانيليا
دارم تلاشمو ميکنم
من غير از شما دوتا توي دنيا کيو دارم؟
خيلي خوب، پس
يک خونه توي شهر متمدن دور از اون آشغالدوني برامون پيدا کن
و ما برميگرديم
بهاي؟ اگه احساساتتو سرکوب کني
و يکهو جلوي غريبهها بترکي
تنها چيزي که ميتونم بگم اينه که به کاري که ميکني، فکر کن
پس الان ديگه براي تمام افراد خونه بايد خودمو توجيه کنم
!کار ديگهاي براي انجام دادن، ندارم
اونها اين ازدواجو نميخواستند
من اعتراضي ندارم اما بقيه، آشفتهاند
بهش گفتم ساکت بمونه
اگه حرف نزده بود هنوز مراسم ازدواج، برگزار ميشد
اونها طايفه ما رو پس زدند
کسي چيزي به بيبي نميگه !همين
نميبيني؟
!پسرمون رفتار عجيب و غريبي داره
بيخيال، اون يک پسر بالغه
اون هميشه ناراحته، استرس داره، پريشونه
من تنها کسيم که اينو ميبينه؟
اذيتت ميکنه چون اين تنها چيزيه که ميخواي ببيني
اوه پسر! بهاي؟ تو برو سرکارت
باشه ميرم
بيشتر والدين بچههاشونو تشويق ميکنند از تلاشهاشون قدرداني ميکنند
همه اينجا طوري رفتار ميکنند که انگار خجالت ميکشند انگار مرتکب جرم شدم
باشه، تو بهمون بگو
واقعا از چي تو قدرداني کنيم؟
اين شغل، چيش عاليه؟
بهمون بگو تا به در و همسايه بگيم
واي! کار معرکهاي که بيبيمون داره رو ببينيد
باشه، بهت ميگم
يک هفته بهم وقت بده
بيبي بتا؟ بايد ازت يک خواهشي بکنم
خاله جي؟ داره ديرم ميشه بعدا باهات حرف ميزنم
...زياد طول نميکشه- بعدا حرف ميزنيم-
اومدند
همراه با نيروهاي بيچاره شون
!سلام، خوش اومديد
چيه؟ چرا منتظر نگهشون داشتيد؟
...قربان
متاسفم قربان- منگت-
بله قربان- لطفا ببريدشون-
و يک کم شربت براشون بياريد امروز، هوا گرمه
بله، قربان
خواهش ميکنم بفرماييد- بله-
خواهش ميکنم بفرماييد
از اين طرف، قربان
درو باز کنيد
سونيل، کدوم گوريه؟
حکم سياهشون، صادر شده؟
بله، قربان
پس چرا پيش من اومدي؟
قربان، قبلا که حقوق ميخوندم سخنرانياي
در دانشکده حقوق انجام داديد
بارون شديدي ميباريد و چتر نداشتيد
دويدم و يک چتر براتون آوردم
قربان؟ بعدا که ازم تشکر کرديد اين هم گفتيد که
توي زندگيم مشکل قانوني برام پيش اومد بايد بيام يشتون
خوب، الان اينجا هستم
قربان، مشکل اينه که
حدود هشتاد تا نود درصد زندانيان اينجا هنوز محاکمه نشدند
بيشترشون يا بيگناهند يا محکوميتشونو انجام دادند
هنوز هزاران نفرشون، پشت ميلهها هستند
به نظرت بايد چيکار کنيم؟
...قربان
5,175 بنويس اون ماشين حسابو ولش کن، پسر
25رو با 5175 و بعد 5000تاي ديگه جمع کن
قهرمانمون اومد
تمام صبح کجا بودي؟
گوپتا؟
به من نگاه کن پسر
اين هفته قرار بود فقط روي حسابرسيها تمرکز کني
خدا ميدونه کجا رفتي
بايد کون يک نفرو بوسيده باشه، لعنتي- !داهيا-
خفه شو
ديگه دعواتون بسه، عوضيها
فقط باهم دست بديد، پسر
يا شايد من فقط بايد بهتون غر بزنم
گوپتا، بيا دربارهش حرف بزنيم، پسر
بيايد فقط بخاطر اتفاقي که افتاد معذرتخواهي کنيد و ازش بگذريد
گويند؟ به راتور بگو بياد اينجا
!گويند؟
برو اون يکي خائنو بيار
و به اينجا برگرد
تو توي تيم مني مثل داورها رفتار نکن
تو بزرگترين عوضياي هستي که وجود داره
اول بهم بگو 88 ضربدر 88 چندتا ميشه؟- خفه شو-
مطمئن ميشيم که متهم
مشاوره حقوقي مناسب و و وکيل خوبي
در طول دادگاههاش دريافت ميکنه تا از حقوقش، محافظت بشه
مراقب غذاخوريهاتون باشيد و به حسابهاتون رسيدگي کنيد
انگار که فرشتگان مرگ در بين ما فرود آمده باشند
بقيه کارهاتونو کنار بگذاريد
و مراقب اونها باشيد
بله قربان
انجام شد، قربان
بگذار ببينم- بله قربان-
ميتونيم پيش بريم
قربان؟- بله؟-
جايي ميريد؟- آره، به کارگاه ميرم-
بايد پيش حسابرسها بشينم چيه؟
قربان، ميخواستم يک چيزيو نشونتون بدم
وقتي حسابرسي تمام شد حرف ميزنيم و اوضاعو راست و ريست ميکنيم، خيلي خوب؟
قربان؟
به ما گفته شده که طاووسها دور و بر تيهار پرسه ميزنند
ما هنوز يکي از اونها هم نديديم
من هم اينو شنيدم
چاي؟- نه قربان-
ممنونم، قربان
برو درست کن
قربان؟
قربان
بخورش
قربان؟
چايو بخور
ميخواي يک سيستم کمک قانوني درست کني؟
بله قربان
No comments yet. Be the first to leave one.