The first 53 lines.
میتــونم ببیــنمت؟
حتـی وقتی که نبــاشی؟
میتـونم زنده بمـونم؟
نــه
نمیتــونم
دارم برمیگردم تا
به دستت بیارم
عــزیــزم
فکـر نکنم بتونم بـذارم که اینجـوری بری
به انتهـایِ اعمــاق سقوط کردم
مثلِ یه دیوِ حریص غرّش میکنم
ناله های غمناکی که توی گوشت و پوست رخنه میکنن و
کاری میکنن تا اون برگرده
میتـونی فـریادِ منــو بشــنوی؟
آره
میتـونی فـریادِ منــو بشــنوی؟
آره
مشکـلاتِ زیادی دارم
اما به چیزی نرسیدن یکی از اونا نیست
روم حساب کن
بــرات فــریاد میکشــم
دلتنگــتم
صـدات میزنـــم
بــرات فــریاد میکشــم
با تمـامِ وجــودم
دیگه هرگز از دستت نمیدم
تو رو جوری در آغوش میگیرم که
تا همیشه با هم باشیم
چشمانِ زیبات رو میپوشونم
تا نتـــونی جایــی بری
تو رو توی خودم حبس میکنم
با تـــو
تا فقط تو بتــونی بشنــوی
با تـو
تا تویِ گوش هات موندگــار بشــه
دوباره و دوباره فریاد میکِشم
تا بهــم یه نگـاه بنــدازه
چـون اگـه صدایِ نفس زدنام به گوشش برسه
اون دوباره بــرمیگــرده
جـاری میشــه و
سقــوط میکــنه
حتی اشک های تو هم مثلِ منه
اشکـالی نداره
گــریه نکــن
تــو با منــــی
میــدونم که خوشحــالی
دستــم رو بگیــر
جــدایی بینِ ما دوتا
چهـره های سـرد
نگـاه به پشتِ سر
جوری رفتار میکنی انگار دیـوونه م
چیکی بنــگ
عشـقِ تو دروغــه
No comments yet. Be the first to leave one.