The Valdemar Legacy II: The Forbidden Shadow

The Valdemar Legacy II: The Forbidden Shadow

La herencia Valdemar II: La sombra prohibida

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Valdemar Legacy The Forbidden Shadow 2010 BluRay 720p
A Commentary by anewage
(www.BaranMovie.In)

Tags

BluRay
720p
720
Published on: 2012-01-25
Downloads: 53
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

مطابق با يک افسانه

در اواخر قرن نوزده ...اتفاق وحشتناکي براي

والدمار" ها افتاد"... ...آنها هنر هاي

خطرناک غيبي را آغاز کرده بودند

و طي يک جلسه

اطلاع پيدا کردند که ديگر اين موضوع از کنترل آنان خارج ميشود

...نتيجه چيرگي آنها اين بود که

لئونور"ـِـ خوش چهره قرباني شد"...

امکان داشت اجداد وي براي هميشه ...به يک نفرين تبديل شوند، به عنوان

ميراث "والدمار"

خانه "والدمار" براي سال ها متروکه و مهر وموم شده باقي ماند

کسي جرات رفتن به داخل را نداشت

،تا دو هفته قبل يعني ...وقتي که يک مورخ متخصص

بسيار علاقه مند شد به رازهاي آنجا

و جرات کرد که داخل عمارت برود

اما هيچ وقت از وي خبري نشد

افسانه، حال به زندگي واقعي برگشته است

و چهره هاي جديدي در داستانش ظاهر شده اند

"لوئيسا لورنته"

يک قيمت گذار ملکي، که براي پايان دادن کار فرد قبلي فرستاده شد

او دريافت که چه اتفاقي سر همکارش آمده

و سرانجام، با سرپرست عمارت آشنا شد

او بعدا توانست بگريزد

ولي معلوم نشد که کجا رفت

چهار روز بعد از گمشدن او

"رئيسش، "ماکسيميليان کولوين کاراگاه "نيکولاس ترامل" را مسئول کرد

تا او را پيدا کند و به اين ماجراهاي عجيب گم شدن ها خاتمه دهد

"ترامل" به همراه دکتر "نورا سرويا"

به يک سفر بسيار عجيب

به آن خانه راهي شد

همان معاون "ماکسيمليان"، کسي که او را از افسانه "والدمار" با خبر ساخت

اما او همچنان

راز هاي مسلمي را، از او پنهان نگه داشت

سرنوشت يکساني، انتظار "ادواردو" و آنا" را ميکشيد"

همکاران "لوئيسا"، همان هايي که متوجه نيستند

که چرا هنوز پاي پليس به ميان نيامده

و يا اينکه چرا "ماکسيمليان" به آنها دستور داد که فورا به تيم جستجو اضافه شوند

که از اسرار بسيار مبهم خانه "والدمار" اطلاعات جمع آوري کنند

سري که در بين تاريکي ها، پنهان شده

و از هر چيزي ترسناک تر است و مدام هم در حال پيشروي ست

سايه ممنوعه

عزيزم تقريبا رسيديم ديگه؟

ديگه اثري از آدما اينجا نميشه ديد

اونا حتما با يه زبون ديگه اينجا زندگي ميکنن

آنا" چي شده؟"

چيز بدي گفتم؟

نه عزيزم جدي ميگم

ما سه ماهه که باهم کاري نکرديم

...اميدوار بودم آخر اين هفته

ميدونم. ولي آخه به تازگي اينهمه کار پيش اومده

...ولي بعد اينکه "لوئيسا" رو پيدا کرديم - بابا اون يه چيز ديگست -

من منظورم اون نبود

از اينکه اينجوري مخفي نگهش ميدارن خوشم نمياد

اينموبرانس" هميشه تو" ابهام نگهش داشته

ما يه قرارداد مهرمانه باهاش بستيم

...حقوق خوب، حقوقي

که از اين بهتر نميشه... ولي هيچ سوالي پرسيده نميشه

ولي اگه بپرسيم چي ميشه آخه؟

جوابش چي ميتونه باشه؟

،دو تا کار نامعلوم و مخفي، بدون هيچگونه اظهاراتي ...دو نفر هم گم شده

به احتمال زياد ما داريم الکي بزرگش ميکنيم لوئيسا" که بچه نيس"

مراقب باش

حالت خوبه؟

آره

کجا داري ميري؟ - تو همينجا بمون -

تنهام نذار - صبر کن -

لعنتي

با گوشيت زنگ بزن کمک بيار

آنا" چي شد؟"

تو داشتي راجب سال گذشته حرف ميزدي

و بعد از طلاق دادن؟

من تو ناپلس بودم و داشتم رو پرونده "غول فلورنس" کار ميکردم

و بعدش اومدم اينجا

من دفتر نمايندگي کاراگاهي خودم رو باز کردم

فکر کنم ديگه الان منو ...بيشتر از

روان پزشک خودم بشناسي... حالا تو خودتو معرفي کن

ميخواي راجبم اطلاعات کسب کني؟

دارم بهت هشدار ميدم، زندگي من مثل زندگي تو پر از هيجان نيست

...فقط اميدوارم که

ما تشريفات رو ديگه کنار بذاريم و باهم بيشتر صميمي باشيم

باهم شام ميخوريم ديگه

خيله خب

...يکم بيشتر راجب قلم

نوسنده کتاب بهم بگو...

حدس ميزنم کار تو کاملا واضحه

پيدا کردن يه زن گمشده

موارد بي ربط ديگه، فقط باعث حواس پرتي ميشه

من فکر کردم شما، از کمک کردن به من ...خوشحال ميشين

البته تو هر زمينه اي که تونستين - خيله خب -

ديگه دليلي نميبينم که به حرفت گوش نکنم

بيا يه قرار تازه باهم بذاريم

من راجب گذشته، بيشتر بهت اطلاعات ميدم ولي به شرطي که بيشتر رو زمان حال تمرکز کنيم

ميخوام بدونم چه برنامه اي داري واسه ادامه تحقيقاتت

عاليه

قبوله

من کجام؟

...سرم

چيزي نيست جات امنه

اسم من "سلنه" هست

تو بدجوري سقوط کردي

اين منطقه، پره از خندق و غار

ولي تو خيلي شانس آوردي

اين فقط يه خراشه

ولي بدنت همچنان ضعيفه

يه مرحم از ليمو که يه مرحم طبيعيه برات درست کردم

دوباره بدنتو قوي ميکنه

لطفا به خودتون زحمت نديد من نميتونم اينجا بمونم

خيله خب برو بيرون

به هر جهت که بخواي بري پنج مايل جنگل جلوته

...تنها راه منتهي

ميشه به يه کاخ متروکه بزرگ...

ولي تو همونجا بودي ديگه مگه نه؟

از من چي ميخواي؟

من هيچي ندارم

احمق نباش

من چي ميتونم ازت بخوام؟

اگه بري، اونا پيدات ميکنن

و بهم اعتماد کن، اونا باهات خوش رفتاري نميکنن

تو از کجا ميدوني...؟ - که اونا دنبالتن؟ -

از اونجا که تو اولين آدم نيستي

ولي ما مطمئن ميشيم که تو آخرين نفر هستي

"بعد از داستان "والدمار

لازارو" خواست که دوباره زندگيش رو به چنگ بياره"

ولي به جاي مديريت هوشمندانه ثروتش

اون تمام سرمايه اش رو روي يه کتاب عجيب و ممنوعه، جمع کرد

قربان، شما چند روزه غذا نخورديد

محض رضاي خدا

اينجوري نميشه ادامه داد

!شما رو چه به توهين به مقدسات کراهت داره

اگه اونرو يه جاي ديگه دفن کنيد بيماري ريشه کن ميشه

برو بيرون برو

قربان، من از زمان بچگي شما، به شما خدمت کردم

من شاهد بزرگ شدنتون و مرد شدنتون بودم

ولي الان برام به يه غريبه تبديل شدين

و شما داريد منو به همون اندازه

که منو تحت پوشش خودتون دادي، ميترسونيد

برو بيرون

چشم قربان ميرم

ولي اول يه چيزي بايد بگم

بانو کاري کردند که با افتخار مُردند

ايشون هرچيزي رو فداي شما کردند

ايشون آخرين نفس هاشون رو به شما واگذار کردند

حرفمو قبول کنين، ايشون دوست ندارن

که شمارو تو اين وضع ببينن

از اينجا برو بيرون

گفتم برو بيرون

ديگه هيچوقت اسم اونو نيار

هيچوقت

چشم، قربان

ميرم

اون نمرده

ميشنوي "خرواس"؟

لئونور" نمرده"

ميدونم منظورت چيه "همون "نکورنوميکُن

کتاب مردگان

...اينجا

فقط تقريبا 10 فحه راجبش مطلب نوشته

دقيقا

احتمال داره کليسا هم اونو يکم اذيت کرده

ولي اون يه ساتانيست، يا مخالف دين نبود

"مذهب اون اعتقاد به "خداهاي قديمي اما بزرگ که مردم هم ازش خيلي حرف ميزنن داره

"خداها، بر هر ديني مقدم ترند"

...بعد از سال ها گشتن و جستجو کردن، بلاخره

تونست، اون کتابو از تاجراي شمال ايران بخره

ولي چيزي که هيچ وقت معلوم نشد، اين بود که چرا اون کتابو ميخواست

شايد نقشه ي تازه اي داشت که فکر ميکرد ميتونه بهش کمک کنه

بلافاصله بعد از اون، اون دوباره سلامتيشو به دست آورد و دوباره برگشت

به کلاس بالاي خودش

سلام

عصر بخير

خوش اومدين عصرتون بخير

حالتون چطوره؟

عصر بخير

عصر بخير

من عاشق تزئيناتي که اينجا کردين شدم

مرسي

شک نداشته باشيد که، اثري از يک زن توي اينکارا هست

...اگه منو مرخص کنين

آقايون

برادرتو ببر بيرون

چه بي ادب

اون ديگه کيه؟ - نميدونم -

"لووکرفت"

دنبالم بيا

تو اينجا چيکار ميکني؟ يادم نمياد تورو دعوت کرده باشم

اينکه يادت نمياد، اذيتت ميکنه يا اينکه من اومدم؟

چي ميخواي؟

...هرجايي که من ميرم ...استانبول، پاراگوئه، تهران

ديگه دنبال من نيا به هيچوجه "نکورنوميکُن" رو بهت نميدم

نه، نميخوام که اونو بدي اينجا نيومدم کهاونو ازت بخوام

ولي اومدم که تورو از شرش خلاص کنم

البته پول اصلا هدف من نيست هرچيزي که بخواي رو بهت ميدم

مشکل اينجاست که،‌من اصلا قصدي واسه از دست دادن کتاب ندارم

اينجوريه؟

حداقل ميتونم يکم بررسيش کنم؟ فقط واسه يه لحظه

بعدش ديگه ميرم

مطمئنا اين همون اصلشه

يه نسخه از يه نوع

بهت دروغ گفتم

من بظاعتشو ندارم که بتونم اينو بخرم حتي نميتونم يه خورده از مطالب اينو هم بخرم

The Valdemar Legacy II: The Forbidden Shadow subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left