The first 200 lines.
اسم من ایکابد کرینـه
،در سال 1781 در میدان نبرد کُشته شدم
حالا بعد از گذشت 250 سال در سرزمینی
...که دیگر نمیشناسم بیدار شدم
اسلیپی هالو
تو منتخب شدی تا از جامعه انسانیت
...در برابر نیروهای جهنمی دفاع کنی ما هر دومون انتخاب شدیم
باید با تمام جونی که برامون مونده بجنگیم
من با سوار بیسَر رو در رو شدم
حتی متوجه شدم که پسر خودم سوار جنگ"ـه"
بذار ما هم سوار خودمون رو آزاد کنیم
اونها قبل از اینکه کشورمون بهوجود بیاد داشتن نقشه این کارو میکشیدن
برای امنیت همه باید چیکار کنیم؟
جنگ به اسلیپی هالو نمیاد
خیلی وقته که اینجا منتظر بوده
خدانگهدار، پدر
!نه! نه
ستوان؟
ستوان، لطفاً
کسی نیست؟
سورپرایز
این یه جشن سورپرایز کنندهاس
که من برات گرفتم
یه جشن غافلگیرکننده
و شما برای چی باید این
این جشن وحشتناک رو با دسر بگیری؟
شرمنده که نتونستم یه کیک که
251شمع روش جا بشه پیدا کنم
تولدت مبارک
...خب، با اینحال
باید خودم رو حیرتزده در نظر بگیرم
حالا، چی؟ باید بهش خیره بشیم؟
فوتش کن
یه آرزو بُکن - اوه، آرزو؟ -
یه جور رسم مدرن دیگه - و منم فکر میکردم -
!علم در آمریکای مُدرن بر خرافات چیره شده
خیلی خب، یه آرزو
...آرزو میکنم - بلند نگو -
پایانی برای این تولد مسخره وجود نداره؟
فقط یه آرزوی خوب بُکن
با تمام چیزایی که پشت سر گذاشتیم
میتونیم یه جشن کوچولو بگیریم
انتقام اونا رو بر نمیگردونه
نه، اما بهطورِ
قابل قبولی راضی کننده میشه
تقریباً یه سال شده
آینده به اندازه کافی خطرناکه
ترجیح میدم که در مورد گذشته حرف نزنم، ممنون
امروز تنها چیزیه که داریم
داریم ازش دوری میکنیم
ازش دوری میکنیم چون که سخته
سخته که باور کنی
حتی قبول کردنش از اون هم سختتره
ما هر دومون کسایی که دوستشون داشتیم رو از دست دادیم
بذار همینطوری بمونه
...من فقط
فکر نمیکنم بدون تو بتونم موفق بشم، کرین
منم همینطور، ستوان
: تماس گیرنده اداره پلیس
میلز هستم
خیلی خب، همین الان میام
جشن تمومه
خدا رو شکر
اداره پلیس نگفت که چرا
این شخص درخواست کرده که ما رو ببینه؟
فقط اینکه یه پروفسور
توی انجمن تاریخدان هاست
نمیتونست صبر کنه
،یه چیزی داره که میخواد بهمون نشون بده
فکرکردم ممکنه تو خطر افتاده باشه
و مخصوصاً ما رو احضار کرده؟
آره
خب، بهنظر خوب نمیاد
سوار
برگشته
واسه همین داشتیم تمرین میکردیم، آماده ای؟
من 200 ساله که منتظرم
کسی نیست
دیر رسیدیم
پروفسور
:اولین بنیان گذاران
تأثیر بنجامین فرانکلین"
"روی استعماری آمریکا
تأثیر"؟"
با این تعداد فاحشه که هست
!حتماً کمرش حسابی شکسته
برفرض میگیرم که فرانکلین رو میشناختی
من شاگردش بودم
بخاطر پافشاری جنرال واشنگتن
مرد غیرقابل تحملی بود
داریم در مورد بنجامین فرانکلین حرف میزنیم دیگه؟
ویراستار بیانیهی آزادی؟
پرحرف، لافزن، احمق
و یاوهگو
اون یه احتیاج ارضانشدنی داشت که ثابت کنه
بیشترین هوش رو در کنار اطرافیانش داره
میتونم ببینم که چقدر برات سخت بوده
سوار دنبال یه چیزی بوده
چرا باید یه پروفسور تاریخدان رو که در مورد
بنجامین فرانکلین تحقیق میکرده رو بخواد؟
همه شاگردان فرانکلین
مثل خودش زیرک
و خِبره بودن
آه
پشتکار"
"مادرِ خوش شانسیه
و ما هم میتونیم الآن یه کوچولو ازش استفاده کنیم
!کرین، بخواب
!تیرهای تقدیس شده
تیرهام تموم شد
تیرهای کالی
!ستوان
اون همین امشب میمیره
!کرین - تقاص چیزی که گرفته رو پس میده -
نباید اینکارو کنیم منو ببین
اون زن منو کُشته
و خواهر منو
مهماتمون کمه
اون بخاطر یه دلیلی اینجا بود
ما به ماموریت خودمون برسیم
حالت خوبه؟
آره
چیزی که اومده بود دنبالش رو داریم
حالا دلیلشو باید بفهمیم
و این اسناد مال کتابخونههای فرانکلین
از سرتاسر کشوره
آلبانی، بوستون، فیلادلفیا
اینجا چی داریم؟ بوستون
این نوشته میگه که اون
تصویر یه کلید زُغالی رو توی بایگانی
دانشگاه هاروارد پیدا کرده
اون دانشگاه هنوز وجود داره؟
من این کلیدُ میشناسم
فرانکلین ازم توی آزمایشاتش
روی الکتریسیته درخواست کمک کرد
وقتی که داشت توی هوای طوفانی یه کایت رو پرواز میداد
پیشش بودی؟
البته، من شاگردش بودم
،اون تازه از انگلستان برگشته بود
جاییکه ادعا میکرد یه انجمن مخفی ناشناخته
مثل انجمن هلفایر بهش رخنه کرده
اونا روی تلاش آمریکا برای آزادی
تلاش کردند
و به نوعی
،پدر مؤسس ما بود
در حالتی بی شرمانه پیداش کردم
!کرین
فقط دارم یه حمام هوا میگیرم
قبل از اینکه هوا تاریک بشه
خیلی خوبه
اینقدر کوتهفکر نباش، ایکابد
واضحاً تو آکسفورد بهت یاد ندادن که یه گره رو چطوری ببندی
خب، به گمونم باید زمان بیشتری رو نسبت
به مطالعه تو انجمن هلفایر بگذرونم
از من و، واشنگتن و جفرسون و آدام درس یاد بگیر
تو دیگه یکی از مایی
یه آمریکایی
یه طوفان داره میاد به سمت مون، پسرجان
باید خودمون رو آماده کنیم
!ًقربان، لطفا
!باید برگردیم داخل
!هنوز نه
نه تا وقتی که رعد و برق به این کلید اصابت کنه
چی شده؟
ناموفق بود
این کلید نمیتونه نابود بشه
متوجه نمیشم، قربان
امیدوار بودم رعد و برق آسمان
،این رو خنثی کنه
اما فایده ای نداره
احتمالاً یه جورایی پنهان شده باشه
دور از چنگال شیطان
پس، آزمایشات اون هیچ ربطی
به الکتریسیته نداشت
درسته
اون سعی داشت این کلید رو نابود کنه
اما چرا؟
نوشته های پروفسور بهش به عنوان
کلید دوزخ" اشاره کرده"
چی؟
" دوزخ "
این اسم قلمرو
بین مرگ و زندگیـه
همچنین به عنوان برزخ ازش نام میبرن
: یه قانون برزخ
یه روح نمیتونه برزخ رو ترک کنه مگر اینکه یکی دیگه جای اونو بگیره
درسته - اشتباهه -
این کلید میتونه اون قانون رو بشکنه - یه راه فرار -
راهی برای آزاد کردن روح های گیرافتاده تو برزخ
چی میشد برمیگشتیم یه سال پیش
کرین، میدونی این چه معنی میده؟
این کلید میتونه بذاره هر کسی
یا هر چیزی از اونجا خارج بشه
مالوک
البته
اون نگهبان برزخـه
بخاطر همین، اون توسط همین قوانین اسیر شده
،ستوان
،اگر اون از وجود این کلید باخبر بشه
تمام فداکاری هایی که کردیم بی ارزش میشه
No comments yet. Be the first to leave one.