Release info

Still Marry Me E10 فارسی
A Commentary by kiyavash62

Tags

other
Published on: 2014-12-15
Downloads: 21
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

ترجمه ترکيبي KIYAVASH62-کره تي وي

بازنويسي و ترجمه خط هاي جاه افتاده :kiyavash62

Episode 10

شين يانگ ،قلبم امروز سنگينه

خيلي دلم مي خواد با تو يه فنجون چاي بخورم

من دارم ميرم حمام نزديک خونه ي تو

پس اگه تونستي بيا يه دقيقه ببينمت

منتظرت ميمونم

کي بيدار شدي ؟

همين الان

ميرم يه کم اب بخورم زود برميگردم

سنگ وو

تو واقعا يه احمقي

چرا به من زنگ زدي؟

واسه چي منو صدا ميزني وقتي داشتم وانمود ميکردم چيزي نديدم داشتم ميرفتم بيرون

مچم رو گرفتي

من بهانه اي نميارم

.. سنگ وو

...سانگ وو راستش من نمي خوام الان چيزي بشنوم

بعدا با هم حرف ميزنيم

عزيزم چرا قيافت اين شکلي شده؟

من يکم خسته ام

ميشه بريم خونه؟

قرار بود امشب اينجا بخوابيم

بيا اينجا بخوابيم،و فردا صبح با هم صبحانه بخوريم

به هر حال من امشب نمي تونم برم خونه

چرا؟

دوستي که باهاش زندگي مي کنم امشب مهمون مخصوص داره

تو با دوستت زندگي ميکني ؟

بله. اينطوري شد ديگه

آهنگ شاد داري با هم گوش بديم؟

در واقع اينطوري بهتره که راهمون معلوم شد

هوم؟

چي گفتي ؟

آه،هيچي

از اين آهنگ خوشم مياد

مچم رو گرفتي

من بهانه اي نميارم

خواهش مي کنم تند تر بريد من عجله دارم

بله خانوم

! سانگ مي

! سانگ مي

متاسفم

ديدم سوار تاکسي ميشي

بخاطر همين دنبالت اومدم

پاهات يخ زده

بزار برسونمت خونه

من خونه ندارم

ميدونستم شوهرم داره

....بهم خيانت ميکنه ولي

اين اولين باري بود که شخصا مچش رو ميگرفتم چندين بار بهم هشدار داده بودن

اون با زن هاي ديگه مياد هتل

امروز

امروز

من مي خواستم با چشماي خودم ببينم

متاسفم

... خواهش مي کنم

ميتوني منو از اينجا ببري؟

برات يه ليوان اب داغ ميارم

لطفا چراغ روشن نکن

اينجا

اينجا

حالت خوبه؟

انقدر باهام مهربون نباش

لازم نيست ازم تعريف کني

...با من مثل يه ادم خاص رفتار نکن

اين کار منو ناراحت ميکنه

من بايد ديگه برم

خواهش مي کنم نرو

دو تا موضوع هست که بايد اعتراف کنم دا جونگ

...اول اينکه من

يک بار به خانومه

لي شين يانگ شکلات دادم يه جعبه شکلات

ميفهمم اون بيمارت بوده

بله!مي خواستم ازش به خاطر اينکه بيمار خوبي بوده تشکر کنم

البته صادقانه بگم ،يه کوچولو هم دوستش داشتم

فقط همين

هيچ وقت هيچ اتفاقي نيفتاد اينو جدي ميگم

من ميترسيدم اگه بعدها بفهمي ....درباره من اشتباه فکر کني

من بچه نيستم چرا بايد بخاطر همچين چيزي ناراحت بشم

نکته دوم اينه که لازم نيست نگران پدرم باشي

من يه نقشه دارم ما باهم اين مشکل رو حل ميکنيم نگران نباش

پس لطفا

بمن اعتماد کن دا جونگ

من شکي ندارم که تو

همون مردي هستي که تمام زندگيم منتظرش بودم

احساس ميکنم کسي که هميشه منتظرش بودم و پيدا کردم

من بهت اعتماد دارم نابان سئوک وطاقت بيار

! داجونگ

! نا بان سئوک

!واي ،واقعا

اه،چقدر سرده

نميدونم چطور مي تونه انقدر هوا سرد باشه

داجونگ،سرده،ميخواي بريم خونه من ويکم شراب بنوشيم وخودمون رو گرم کنيم؟

ببخشيد؟

هيچي ندارم بپوشم اين اواخر لباسام رو اصلا نشستم

اوه نه،چي کار کنم؟

بايد چي کار کنم؟

من خيلي وقت ندارم

اه ،اشکالي نداره

اوه . اوه،نه

چي کار کنم "؟نمي دونم

به جهنم من که نميخوام باهاش برم سونا

باشه پس فقط يه گيلاس بزنيم

باشه فقط يه گيلاس

اه،هوا خيلي سرده

اينجا براي يه ادم مجرد زيادي تميزه

من سه روزه دارم تميزش ميکنم

خونه ات خيلي خوشگله

خوشت مياد؟

وقتي ازدواج کنيم اين ميشه خونمون

واي خدا...

خجالت کشيدم

فقط اميدوارم بتونيم هر چه زودتر ازدواج کنيم

(*A play on Da Jung's name which means peaceful or tranquil).

ولي با مخالفت پدرت چي کار کنيم

نگران اون نباش بذارش به عهده من

داجونگ ميخواي همراه با شراب

فيلم هم ببينيم؟

بنظرم يه چيزي رو موهاته

...عزيزم

!بيا امشب با هم باشيم

...نابان سئوک

تو چت شده؟ !داجونگ

تو به من اعتماد داري،درسته؟

بله دارم،چرا؟

داجونگ !تو مي دوني که من تو عشق بازي خيلي خوب نيستم درسته؟

تو نميتوني فکر کني من پسر بديم

!تو تنها کسي هستي که من دارم،داجونگ

من ميدونم که هستي

...ولي من امشب نميتونم

يه کلمه نگو

!بيا با هم بمونيم

! اه داجونگ

...من همه چيز رو به پدرم گفتم

که ميخوام براش نوه بيارم

!پس داجونگ ،بي .بي بيا امتحان کنيم تا موفق بشيم

... داجونگ ،بيا

!از امروز شروع کنيم

نابان سئوک ،چرا اينجوري مي کني؟

تو اول به کاري که ميکني فکر نميکني؟

تو واقعا منو همينقدر ميخواي؟

داجونگ ، تو از قلب من خبر داري

پدرت همينجوريشم از من خوشش نمياد اگه ما بچه دار شيم چي ميشه؟

فکر ميکنه من يه عوضيم

اين فکريه که مي خواي بکنه

! داجونگ من اشتباه کردم

واقعا احمق بودم

چي کار کنم؟ !بذار برم

!بذار برم

!بذار برم

!داجونگ !نرو

!من اشتباه کردم

اين اولين باره که من با يه دختر صبحانه ميخورم

حس خوبيه

شنيدم اهنگ سازها معمولا ساعت 3 بعد ظهر بيدار ميشن

من فرق دارم

من صبح بدون هيچ مشکلي از خواب بيدار ميشم

درسته

شنيدم تو دانشگاه

نمره هاي خيلي خوبي ميگيري

وقتي سال دوم دبيرستان بودم

شروع کردم گيتار رو يواشکي ياد گرفتن

مي خواستم يه گرو ه فورا تشکيل بدم

اما بعدا تصميم گرفتم اول برم کالج

واسه همينه که درکت ميکنم

منظورت چيه؟

منظورم اينه که ميفهمم که چرا انقدر

فکر تو سرته

پس دليل اينکه با من دوست شدي چي بود؟

اين يه عشق واقعيه

نمي دونستم اينجوري ميشه

ميخواي مستقيم بري سر کار؟

بايد برم خونه لباسامو عوض کنم

تو چي

منم ميرم خونه بايد مادرم رو ببينم

چند هفته پيش بد جوري باهم دعوا کرديم

مادرت بايد خيلي جوون باشه

بهتره گاهي سه تايي غذا بخوريم

نگو که هم سن منه.درسته؟

نگران نباش

بهت زنگ ميزنم

سانگ مي؟

پس واقعا رمز رو عوض کرده

تو پشت در خونه من بودي؟

بنظر مياد سرما خوردم

ما بايد صحبت کنيم . بيا همديگر و ببينيم ،سنگ وو

يه وقت ديگه الان نه

من جلسه رو به تاخيير انداختم که تو رو ببينم

فقط يه کوچولو باشه؟

من به هامين جائه علاقه دارم

فکر کنم عاشقش شدم

ولي فاصله سنيمون ناراحتم مي کرد

با خودم فکر کردم شروع يه رابطه

وقتي ميدونم به جايي نميرسه بي معنيه

پيشنهاد دادم فقط 10 روز باهم دوست باشيم

پس جريان اين

ده روز اين بود

بله

بهت دروغ گفتم

More Farsi Persian subtitles for Still, Marry Me

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left