The first 200 lines.
« آنچه در هیلو گذشت… »
تو منو دزدیدی
همه چیزو توضیح میدم
کورتانا!
رابط عصبی خاموش شد
دکتر هالزی توی خونهم بود
و والدینم هنوز زنده بودن
اون بهم دروغ میگفته
شخصاً این رو پیگیری میکنم
تو به کمیته قول دادی که کورتانا ۱۱۷ رو کنترل میکنه
اون همونطور که باید کارشو میکنه
و سلاحی که باعث پیروزیمون توی این جنگ میشه رو برامون میاره
مهمون داریم
جان، باید اون شیء رو به دستمون برسونی
دریافت شد
- کای آسیب دیده - چیف، این کارو نکن
باید از شیء حفاظت کنی
نمیتونم بذارم بمیره
چیف… شیء
خوب جلوهش بده
چیف، علائم یه انسان رو تشخیص میدم
میشه بین خودمون بمونه؟
- ولم کن! - تو همهمونو نجات میدی
چه بچهی خوششانسی هستی
راستش، منم که خوششانسم
آروم باش، کای. حواسمون بهت هست.
مداوات میکنیم
اثرش داره میره. دوباره بزن.
مقاومت نکن، کای
کای، مقاومت نکن!
گندش بزنن!
دردش شدیده. دوباره بزن
چیزی نمیشه
حالت خوبه
حالت خوبه، کای
مستر چیف؟
مستر چیف، حالت بده
تماس با شیء بزرگتر به سیستمت فشار آورده
دست از سرم بردار
نمیتونم. وظیفهم محافظت از توئـه
به مراقبت پزشکی نیاز داری
چیف؟
سروان
سنسورهای زمینی موفق نشدن
سفینهی کاوننت رو قبل از ورودش
به فضای فرانور بالای اریدنس ردیابی کنن
تقصیر منه
بهخاطر من شیء رو از دست دادیم، قربان
تو جون ۱۵۰ نفر رو نجات دادی،
از جمله من
اگه پسش نگیریم، آدمهای بیشتری کُشته میشن
یه بار پیداش کردی، باز هم پیداش میکنی
حالا اونو گرفتیم
قبل از بیهوشی،
به میراندا گفت که کاوننتها
توی بچگی دزدیدنش
و از اون موقع زندانیشون بوده
حالت خوبه؟
- سیستمهات رو بررسی کردی؟ - نه، قربان، چیزیم نیست
من سیستمهاتو بررسی کردم،
خیلی هم یه چیزیتـه
چیزیم نمیشه
قربان، چیزی تا ریچ نمونده
سفینهی بیمارستانی یو.ان.اِس.سی، سولِس، فرود اومده؛
و مشغول تخلیهی جنازههای و زخمیهاست
خیلیخب، ستوان. ببرمون داخل.
چشم، قربان
بعد از تجدید قوا، یه نقشهی جدید میکشیم
بله، قربان
باید مداوات کنیم، چیف
میشه بین خودمون بمونه؟
« کانال رسمی تیم ترجمهی ۳۰نما » :. @CinamaSub .:
« آزمایشگاه اچ۷ » « ورود ممنوع »
چه خبره؟
مگه همه چیزو نمیدونستی؟
چی راجعبه رومن کوئین میدونی؟
رومن کوئین: تولد ۲۴۷۴، وفات ۲۵۴۴
مهندس هوا و فضا و طراح سفینه. آهای!
جان؟
کوئین یه سفینهساز معمولی نبود
کل ناوگان رو مدرن کرد
- جان؟ - ولی نبوغ اصلیش
توی تشخیص محدودیتهای هوش خودش بود
عجیبه، مگه نه؟
یالا این درو باز کن!
چرا دکتر هالزی رو توی آزمایشگاهش حبس کردی؟
ببین، کوئین میدونست که تمام فناوریها،
هر چقدر هم که پیشرفته باشن، از خرابی در امان نیستن
پس یه خرابیایمن لازمـه
خرابیایمن رو توی تمام تجهیزاتش لحاظ کرد
به جز یکی
سیستم آلایشزدایی فرابنفش
« سیستم آلایشزدایی فرابنفش » « آمادهی کارکرد »
جان « سیستم آماده است »
از قرار معلوم
توقف خودکار سنسورهای توی آزمایشگاه مشکل داشت
هنوز هم داره
خیلی ساده بود
فقط یادش رفت
و آفتاب عمر رومن کوئین اینجوری غروب کرد
تو که…
مسترچیف، تو خستهای و به سیستمهات فشار وارد شده
نه، تا حالا به این خوبی نبودهم
هیچ میدونی اگه دکتر هالزی داخل باشه و
سنسورها کار نکنن چه اتفاقی میفته؟
- جان! - میدونم
پرتو بارون میشه
- جان! - بدترین بخشش
سوختن نیست، آبشدنـه
تا چند روز داشتن با سطل دل و رودهی کویین رو جمع میکردن
درو باز کن. یالا
وادارم کن
- نمیتونم - معلومه که میتونی
- تو حکم خرابیایمنم رو داری - اینطور نیست
درو باز کن
جان، درو باز کن، یالا!
هالزی کل عمرم بهم دروغ میگفته
- جان! - دید که دارم حقیقت رو میفهمم
تو رو توی بدنم گذاشت تا افسارم رو بگیره تو دستش
پس یالا!
یا وادارم کن درو باز کنم، یا خالقت میمیره
من فقط میتونم به مسیرهای عصبیت فشار وارد کنم و
یه توقف موقت به وجود بیارم
اختیار تو دست من نیست. تو عصبی و ناراحتی.
- جان! خواهش میکنم - درک میکنم
تو یه رباتی. هیچ درکی نداری.
جان!
- درو باز کن - خودت بازش کن
- نمیتونم - دروغ میگی!
چند ثانیهی دیگه میمیره؛ خواهش میکنم، جان
جان!
بازش کن!
جان! نه!
- جان! - جان، خواهش میکنم!
نه!
به دلت صابون نزن
فقط میخواستم بفهمم محدودیتهای هوشمصنوعیت چیه
دفعهی بعد دیگه نجاتت نمیدم
متأسفم
« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و آرین » :. Ali 99 & Cardinal .:
اگر به فکر بیرونرفتن و شرکت در جشنوارهی ایکوناکس هستید،
پس شانستون زده؛ هوا فوقالعادهست
بچه، پدربزرگ و مادربزرگهاتون رو هم بیارید
اصلاً همه رو بیارید
من سگم رو میبرم
حیوانات خونگیتون رو هم میتونید بیارید
یه انسان بین کاوننتها زندگی میکرده؟
به حق چیزهای نشنیده
پس اون چیه؟
پناهجوئـه؟ یا رزمندهی دشمن؟
در حال حاضر، جفتشـه
گفته حاضره راجعبه کاوننتها بهمون اطلاعات بده؛ ولی
فقط با مستر چیف حرف میزنه
فکر خوبیـه؟
اگه زبون باز کنه، آره
سپردن این کار به ۱۱۷ درستـه؟
چیف از صدها نفر اطلاعات گرفته
میتونه خبرچین رو از جاسوس تشخیص بده
مستر چیف سابق شاید،
ولی این یکی توی از دستدادن شیء دوم بیتقصیر نبود
موضعش رو ترک کرد
تا جون رزمندهها رو نجات بده
مهم مأموریتـه، نه رزمندهها
دو کلام از کسی که تا حالا لباس جنگ نپوشیده
متأسفانه من با بوتا همنظرم
دو تا اسپارتان وظیفهشون رو انجام ندادن
حالا کل برنامهی اسپارتان رو میبرید زیر سؤال؟
برنامهی اسپارتان رو زیر سؤال نبُردن
من رو بردن زیر سؤال
مگه نه؟
یالا، حرفتونو بزنید
فرمانده هود نگران شده
ما خیلی از منابعمون رو صرف
گیرآوردن سلاحی کردیم که ممکنه اصلاً وجود نداشته باشه
حالا هم، بعد از شکست اریدنس…
فرمانده مدنظر داره که بخش ۳ رو منحل کنه
تا اسپارتانها مستقیماً از یو.ان.اس.سی دستور بگیرن
این همه سال میگفتن من شکاکم
مارگارت، هیچکس با تو مشکلی نداره
پس کی این افکار رو بهش تحمیل کرده؟
خودت روال کار رو بلدی
اگر کمیتهی به نتایج مطلوبی نرسه،
دنبال یه سپرِ بلا میگرده
بهش سخت بگیر، چیف
این کلهماهیها کسی رو گروگان نمیگیرن
از خودشونـه
مطمئنم
همه چیز ردیفـه
راحتی؟
آره، مرسی
سعی میکنیم چند تا لباس جدید برات جور کنیم
من جان هستم
تو همون اهریمنی
سنگیلیها بهت میگفتن اهریمن
اسمهای بدتر از این روم گذاشتن
من چی صدات کنم؟
مکی
مکی
پس تو اسیر کاوننتها بودی؟
سالها
No comments yet. Be the first to leave one.