Halo

Halo

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Halo S01E06 Solace 720p/1080p WEB H264-CAKES
Halo S01E06 Solace HDR 2160p WEB H265-GLHF
Halo S01E06 WEBRip x264-ION10
Halo S01E06 WEBRip x264-XEN0N
Halo S01E06 WEB XviD-RMX
Halo S01E06 XviD-AFG
Halo S01E06 WEB x264-TORRENTGALAXY
Halo S01E06 WEB x264-PHOENiX
Halo S01E06 Solace 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Halo S01E06 Solace 2160p HDR10Plus DV WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
A Commentary by Ali99
🔴 ‫🔴 30Nama ⸾ علی اکبر دوست دار و آرین Cardinal

Tags

webrip
web
x264
BRip
XviD
HD
720p
720
1080
x265
HEVC
2CH
Published on: 2022-04-28
Downloads: 72
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫« آنچه در هیلو گذشت… »

‫تو منو دزدیدی

‫همه چیزو توضیح میدم

‫کورتانا!

‫رابط عصبی خاموش شد

‫دکتر هالزی توی خونه‌م بود

‫و والدینم هنوز زنده بودن

‫اون بهم دروغ می‌گفته

‫شخصاً این رو پیگیری می‌کنم

‫تو به کمیته قول دادی که ‫کورتانا ۱۱۷ رو کنترل می‌کنه

‫اون همون‌طور که باید کارشو می‌کنه

‫و سلاحی که باعث پیروزی‌مون توی ‫این جنگ میشه رو برامون میاره

‫مهمون داریم

‫جان، باید اون شیء رو به‌ دست‌مون برسونی

‫دریافت شد

‫- کای آسیب دیده ‫- چیف، این کارو نکن

‫باید از شیء حفاظت کنی

‫نمی‌تونم بذارم بمیره

‫چیف… شیء

‫خوب جلوه‌ش بده

‫چیف، علائم یه انسان رو تشخیص میدم

‫میشه بین خودمون بمونه؟

‫- ولم کن! ‫- تو همه‌مونو نجات میدی

‫چه بچه‌ی خوش‌شانسی هستی

‫راستش، منم که خوش‌شانسم

‫آروم باش، کای. ‫حواس‌مون بهت هست.

‫مداوات می‌کنیم

‫اثرش داره میره. ‫دوباره بزن.

‫مقاومت نکن، کای

‫کای، مقاومت نکن!

‫گندش بزنن!

‫دردش شدیده. دوباره بزن

‫چیزی نمیشه

‫حالت خوبه

‫حالت خوبه، کای

‫مستر چیف؟

‫مستر چیف، حالت بده

‫تماس با شیء بزرگتر ‫به سیستمت فشار آورده

‫دست از سرم بردار

‫نمی‌تونم. وظیفه‌م محافظت از توئـه

‫به مراقبت پزشکی نیاز داری

‫چیف؟

‫سروان

‫سنسورهای زمینی موفق نشدن

‫سفینه‌ی کاوننت رو قبل از ورودش

‫به فضای فرانور بالای اریدنس ردیابی کنن

‫تقصیر منه

‫به‌خاطر من شیء رو از دست دادیم، قربان

‫تو جون ۱۵۰ نفر رو نجات دادی،

‫از جمله من

‫اگه پسش نگیریم، ‫آدم‌های بیشتری کُشته میشن

‫یه بار پیداش کردی، ‫باز هم پیداش می‌کنی

‫حالا اونو گرفتیم

‫قبل از بی‌هوشی،

‫به میراندا گفت که کاوننت‌ها

‫توی بچگی دزدیدنش

‫و از اون موقع زندانی‌شون بوده

‫حالت خوبه؟

‫- سیستم‌هات رو بررسی کردی؟ ‫- نه، قربان، چیزیم نیست

‫من سیستم‌هاتو بررسی کردم،

‫خیلی هم یه چیزیتـه

‫چیزیم نمیشه

‫قربان، چیزی تا ریچ نمونده

‫سفینه‌ی بیمارستانی یو.ان.اِس.سی، ‫سولِس، فرود اومده؛

‫و مشغول تخلیه‌ی ‫جنازه‌های و زخمی‌هاست

‫خیلی‌خب، ستوان. ‫ببرمون داخل.

‫چشم، قربان

‫بعد از تجدید قوا، ‫یه نقشه‌ی جدید می‌کشیم

‫بله، قربان

‫باید مداوات کنیم، چیف

‫میشه بین خودمون بمونه؟

« کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما‌ » :. @CinamaSub .:

‫« آزمایشگاه اچ‌۷ » ‫« ورود ممنوع »

‫چه خبره؟

‫مگه همه چیزو نمی‌دونستی؟

‫چی راجع‌به رومن کوئین می‌دونی؟

‫رومن کوئین: ‫تولد ۲۴۷۴، وفات ۲۵۴۴

‫مهندس هوا و فضا و طراح سفینه. آهای!

‫جان؟

‫کوئین یه سفینه‌ساز معمولی نبود

‫کل ناوگان رو مدرن کرد

‫- جان؟ ‫- ولی نبوغ اصلیش

‫توی تشخیص محدودیت‌های هوش خودش بود

‫عجیبه، مگه نه؟

‫یالا این درو باز کن!

‫چرا دکتر هالزی رو ‫توی آزمایشگاهش حبس کردی؟

‫ببین، کوئین می‌دونست که تمام فناوری‌ها،

‫هر چقدر هم که پیشرفته باشن، ‫از خرابی در امان نیستن

‫پس یه خرابی‌ایمن لازمـه

‫خرابی‌ایمن رو توی تمام تجهیزاتش لحاظ کرد

‫به جز یکی

‫سیستم آلایش‌زدایی فرابنفش

‫« سیستم آلایش‌زدایی فرابنفش » ‫« آماده‌ی کارکرد »

‫جان ‫« سیستم آماده است »

‫از قرار معلوم

‫توقف خودکار سنسورهای ‫توی آزمایشگاه مشکل داشت

‫هنوز هم داره

‫خیلی ساده بود

‫فقط یادش رفت

‫و آفتاب عمر رومن کوئین ‫این‌جوری غروب کرد

‫تو که…

‫مسترچیف، تو خسته‌ای و ‫به سیستم‌هات فشار وارد شده

‫نه، تا حالا به این خوبی نبوده‌م

‫هیچ می‌دونی اگه دکتر هالزی داخل باشه و

‫سنسورها کار نکنن ‫چه اتفاقی میفته؟

‫- جان! ‫- می‌دونم

‫پرتو بارون میشه

‫- جان! ‫- بدترین بخشش

‫سوختن نیست، آب‌شدنـه

‫تا چند روز داشتن با سطل ‫دل و روده‌ی کویین رو جمع می‌کردن

‫درو باز کن. یالا

‫وادارم کن

‫- نمی‌تونم ‫- معلومه که می‌تونی

‫- تو حکم خرابی‌ایمنم رو داری ‫- این‌طور نیست

‫درو باز کن

‫جان، درو باز کن، یالا!

‫هالزی کل عمرم ‫بهم دروغ می‌گفته

‫- جان! ‫- دید که دارم حقیقت رو می‌فهمم

‫تو رو توی بدنم گذاشت ‫تا افسارم رو بگیره تو دستش

‫پس یالا!

‫یا وادارم کن درو باز کنم، ‫یا خالقت می‌میره

‫من فقط می‌تونم به ‫مسیرهای عصبیت فشار وارد کنم و

‫یه توقف موقت به وجود بیارم

‫اختیار تو دست من نیست. ‫تو عصبی و ناراحتی.

‫- جان! خواهش می‌کنم ‫- درک می‌کنم

‫تو یه رباتی. ‫هیچ درکی نداری.

‫جان!

‫- درو باز کن ‫- خودت بازش کن

‫- نمی‌تونم ‫- دروغ میگی!

‫چند ثانیه‌ی دیگه می‌میره؛ ‫خواهش می‌کنم، جان

‫جان!

‫بازش کن!

‫جان! نه!

‫- جان! ‫- جان، خواهش می‌کنم!

‫نه!

‫به دلت صابون نزن

‫فقط می‌خواستم بفهمم ‫محدودیت‌های هوش‌مصنوعیت چیه

‫دفعه‌ی بعد دیگه نجاتت نمیدم

‫متأسفم

« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و آرین » ‫:. Ali 99 & Cardinal .:

‫اگر به فکر بیرون‌رفتن و ‫شرکت در جشنواره‌ی ایکوناکس هستید،

‫پس شانس‌تون زده؛ ‫هوا فوق‌العاده‌ست

‫بچه، پدربزرگ ‫و مادربزرگ‌هاتون رو هم بیارید

‫اصلاً همه رو بیارید

‫من سگم رو می‌برم

‫حیوانات خونگی‌تون رو هم می‌تونید بیارید

‫یه انسان بین کاوننت‌ها زندگی می‌کرده؟

‫به حق چیزهای نشنیده

‫پس اون چیه؟

‫پناهجوئـه؟ یا رزمنده‌ی دشمن؟

‫در حال حاضر، جفتشـه

‫گفته حاضره راجع‌به کاوننت‌ها ‫بهمون اطلاعات بده؛ ولی

‫فقط با مستر چیف حرف می‌زنه

‫فکر خوبیـه؟

‫اگه زبون باز کنه، آره

‫سپردن این کار به ۱۱۷ درستـه؟

‫چیف از صدها نفر اطلاعات گرفته

‫می‌تونه خبرچین رو از جاسوس تشخیص بده

‫مستر چیف سابق شاید،

‫ولی این یکی توی از دست‌دادن شیء دوم ‫بی‌تقصیر نبود

‫موضعش رو ترک کرد

‫تا جون رزمنده‌ها رو نجات بده

‫مهم مأموریتـه، نه رزمنده‌ها

‫دو کلام از کسی که تا حالا ‫لباس جنگ نپوشیده

‫متأسفانه من با بوتا هم‌نظرم

‫دو تا اسپارتان وظیفه‌شون رو انجام ندادن

‫حالا کل برنامه‌ی اسپارتان رو ‫می‌برید زیر سؤال؟

‫برنامه‌ی اسپارتان رو زیر سؤال نبُردن

‫من رو بردن زیر سؤال

‫مگه نه؟

‫یالا، حرف‌تونو بزنید

‫فرمانده هود نگران شده

‫ما خیلی از منابع‌مون رو صرف

‫گیرآوردن سلاحی کردیم که ‫ممکنه اصلاً وجود نداشته باشه

‫حالا هم، بعد از شکست اریدنس…

‫فرمانده مدنظر داره که ‫بخش ۳ رو منحل کنه

‫تا اسپارتان‌ها مستقیماً از ‫یو.ان.اس.سی دستور بگیرن

‫این همه سال می‌گفتن ‫من شکاکم

‫مارگارت، هیچ‌کس با تو مشکلی نداره

‫پس کی این افکار رو ‫بهش تحمیل کرده؟

‫خودت روال کار رو بلدی

‫اگر کمیته‌ی به نتایج مطلوبی نرسه،

‫دنبال یه سپرِ بلا می‌گرده

‫بهش سخت بگیر، چیف

‫این کله‌ماهی‌ها کسی رو گروگان نمی‌گیرن

‫از خودشونـه

‫مطمئنم

‫همه چیز ردیفـه

‫راحتی؟

‫آره، مرسی

‫سعی می‌کنیم چند تا لباس جدید ‫برات جور کنیم

‫من جان هستم

‫تو همون اهریمنی

‫سنگیلی‌ها بهت می‌گفتن اهریمن

‫اسم‌های بدتر از این روم گذاشتن

من چی صدات کنم؟

‫مکی

‫مکی

‫پس تو اسیر کاوننت‌ها بودی؟

‫سال‌ها

More Farsi Persian subtitles for Halo

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left