The first 200 lines.
"ناشناس" ترجمه ای از وبسایت بالیوود وان
زود باش ممکنه قطار و از دست بدی
من سریعم بهش میرسم
حرکت کنین ، خانوم
ببینیم چطور پول میدی آقای خوشتیپ
از چهره اش معلومه تازه اومده
انگار نسخه ی مرد ایشواریا رای عه
!پلنگ سیاه
لعنتی ! مادرتو ماشینو نگهدار
پسرهی ، احمق
ابله دیوانه ،خل شدی؟
کی به توی احمق گواهینامه داده؟
حاضرم قسم بخورم چیزی از تامیل حالیت نمیشه
تاکسی؟
آره ، ولی بدون آینه
مشکلی نیست؟
چرا سر صبحی اعصاب خودتو خرد میکنی؟
یکی سر صبحی زد اعصابمو داغون کرد
بنظر به ماشینت زده تا به صورت تو که ناراحتی؟
اون بر نمیگرده که خسارت بده
نه ، همچین چیزی نگفتم
فقط بگو میخوای کجا بری
اندری
باشه میبرمت
بدش من
بنظر اینم مخش تاب داره
امروز سر صبحی همه چی چپه شده
از کجا میای؟
تو اهل مدوری هستی؟
چطور فهمیدی؟
از زبون تند و تیزت فهمیدم
اینطور
از کی توی بمبی هستی؟
پانزده سال چطور؟
ازدواج کردی؟
...آره پنج ساله
بچه چطور؟
دوتا دارم
چرا اینقدر کم؟
بجای اینکه من ازش بپرسم ، همش جای من داره سئوال میکنه
چرا اینجوریه؟
باید هر طور شده یک سئوال قبل رسیدن ازش بپرسم
!صبر کن
من باید حداقل یک سئوال ازت بپرسم
!باشه
!حرفمو قطع نکن
باشه
...چطور شد که به اینجا
همینجاست
بپیچین به چپ
!امروز عجب مشتری انگار روزم کامل نحسه
پیاد شو
یک مرد باید اجازه بدی طرف مقابلش حرف بزنه
چقدر حرف زد
...پول من
صبر کن ، میرم برمیگردم
داداش- یک چای بهم-
بزار من حرف بزنم
من میدونم که تو چای میخوای
من کریشنا از چنای اینم کارت شناسایی البته-
میتونیم راه بیوفتیم؟
چرا اینقدر ساکتی؟
چرا چیزی نمیپرسی؟
مگه میزاری حرف بزنم؟
خودت مثل یک پلیس داری منو بازجویی میکنی
من چیزی در موردت نمیدونم
میخوای همه چی رو در موردم بدونی؟
هر چی میخوای بپرس
ممنون
ما از اینجا رد نشدیم؟
اینجا هم همینطور
درسته
کم کم دارم حس میکنم تاکسی و بزارم کنار
بنظر میاد توی شهرشون از این جاهایی که نوشیدنی میفروشن نداره که اوده بمبئی
ولی اینکه مست نیست، برای سرگرمی میاد؟
یا اگه میخوره بعدش چیکار میکنه؟
سلام بای
کسی واسه دیدن امر اومده
اونجا نشسته
چی شده؟
میخوای کیو ببینی؟
من کریشنا هستم از چنای
من برادر راجو ام
من میخوام اونو ببینم
مثل اینکه شما بهش میگین امر
میتونم ببینمش؟
کدوم راجو؟
اگه من بتونم امر و ببینم ازش میپرسم
من کسی به اسم راجو نمیشناسم
من فقط یکبار میخوام- من گفتم که نمیشناسم-
بیا اینجا
تو ازشون چی پرسیدی؟
دیگه اسمشو نیار
بگو رام بهارات
چطور این خوکها چیزی در مورد یک شیر میدونن؟
اونا چیزی نمیدونن
راجو بای ،پادشاه اندری
اون یک ببره
تو کی هستی؟
من کریشنا ...برادر راجو برادر؟-
بشین ...کریشنا
نوشیدنی
..کافیه
من مشروب نمیخورم
هیچوقت؟
راجو بای
میدونی الان راجو بای کجاست؟
اگه اسمشو بشنویی شلوارتو خیس میکنی
اگه بهت حمله کنه ، حتما مردی
راجو بای دوست و پادشاه منه
اون میتونه ، همه رو بکشه
!خدایا منو ببخش
چی شد؟
وایلا
کوری مگه؟
ببخشید
تو اصلا عقل توی کله ات هست ؟ رانندگی میکنی اصلا پشت سرتو میبینی؟
!باشه
تف به این شانس
بنظر میاد داری میخواستی من تنها بزاری
نه خیر ، من کل داستان و شنیدم
تو برادر راجو بای هستی؟
فکر میکنی این چیزایی که به ماشین چسبوندم واسه خوشگلیه؟
ببین
اینا جای گلوله هایی هست وقتی که برادرت ، سوار این تاکسی شد
اگه زنده ام شانس آوردم
برادرت متخصص تیر اندازیه
معمولا به لاستیک ماشین شلیک میکنه
وقتی که برادرت سوار ماشین میشه انگار مال خودشه
وقتی داری باهاش حرف میزنی ممکنه تو رو بکشه
برادر لطفا دست از سر من بردار
من نمیخوام توی دردسر بیوفتم
بزار برم ولی من-
بزار به زندگیم برسم
هی ، برادر
مگه نمیبینی؟
چیزی نشده
کی خسارت منو میده؟
منو ببخش ، داداش
خدا رو شکر رفت
کی اومدی؟
از این فرصت استفاده کردی و سوار شدی
برادر تو یک قاتل خشن عه و تو یک قاتل آرام
بنظر میاد من از دست شما نمیتونم خلاص بشم
خیلی خوب ، بگو کجا برم؟
برو کامیندارپورم- کامینداراپورم؟-
...کامیند
بلدم
تو با یک نقشه ی قبلی اومدی بمبئی
صبح رفتی بار و الانم اینجا
عالیه- راه بیوفت-
اینجا بود کجا رفت؟
اینجا نشسته بود
اگه اینجا بود ، پس کجا رفت؟
ببخشید ، میتونم آقای مانوج رو ببینم؟
اسم شما؟- کریشنا هستم برادر راجو-
هی لب تابم ، بگیرینش
چی شده؟
یه پسری لب تابم و دزدید
همه اینجا کارشون همینه
منظورت همون کیفه که دستت بود؟
باید میرفتی دنبالش
متاسفم ، یادم رفتی مشکل داری
اون پوستر و دیدی؟
با دیدنش باید همه چی دستگیرت بشه
اونا همه چی رو میدزدن
قبل از اینکه بتونم لاستیک جلو و عوض کنم یهو میبینی لاستیک عقب نیست
دیگه پیداش نمیکنی ، بهتره بریم
بیابریم اون دیگه برنمیگرده
آقا...آقا
عذرخواهی کن
لازم نیست
آقا ببخشینش
اون شما رو نمیشناخت لب تاب و دزدید
وقتی لب تاب و باز کرد عکس راجو بای و دیدیم
لطفا ببخشینش آقا
راجو بای آدم خیلی خوبیه
ما همه ایشون و میشناسیم
فهمیدی چی شد؟
اونا فقط عکس برادرتو دیدن
از ترس خیلی زود لب تاب و برگردوندن
مردم وقتی اسمشو میشنون وحشت زده میشن
بیشتر میفهمی
سوار شو
اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official
برادر ، یک نفر منتظرتونه
کی هستی؟
من کریشنا برادر راجو ام
دنبال برادرم اومدم
کجا میتونم پیداش کنم؟
...بیا
راجو چاندرو دو نفر متفاوت نیستن
رابطه ی خاصی با هم دارن
به اندازه ی که توی این شهر روشنایی وجود داره ، به همون اندازه تاریکی هم وجود داره
راجو و چاندرو خیلی زود وارد این بازی شدن
فقط پول و قدرت اینجا معنی داره
میتونی قیمتش رو پرداخت کنی؟ یا میدونی چقدره؟
"هر گلوله فقط برای یک نام"
"راه و رسم بمبئی همینه"
"هر لحظه ممکنه شعله ی خطر روشن شه"
No comments yet. Be the first to leave one.