Colorful (Karafuru)

Colorful (Karafuru) (カラフル)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

[AnimWorld] [Doki] Colorful
A Commentary by sfmking
دنیای انیمه و مانگا تقدیم می کند | forums.animworld.net | مترجم : Ramo 7

Tags

other
Published on: 2013-05-16
Downloads: 54
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

کند می یمتقد نیمها ینیاد

دنیای انیمه تقدیم می کند

ایستگاه اتوبوس

ایستگاه اتوبوس

... من باید الان مرده باشم

... برام اهمیتی نداره

چی ؟

چی ؟

. عیبی نداره

. بهم اجازه بدید که این رو قبول نکنم

. یه حس درونیه ... بیشتر ، باید بگم که خیلی سخت و پر دردسره

... یا اینکه باید بگم که دیگه دلم نمی خواد به یه دنیایی مثل اون برگردم

... در این مورد

رئیس ؟

یه فرشته ای ؟ ... تو

یه فرشته ای ؟ ... تو

این یارو کوبایاشی ماکوتو کیه ؟

چیز خاصی در مورد اون وجود داره ؟

. یه لحظه صبر کن

... من هنوز

تو ... یه فرشته ای ؟

... یا نکنه

این صدای منه ؟

... آه ، این صدای

علامت : اتاق هنر

هتل فوتاکو

هتل فوتاکو

. نوشته روی جلد : زمانی که تامادن کار می کرد . واگن برقی گم شده ی ستاگایا

اتاق هنر

هتل فوتاکو

زنده ای ؟

! تبریک میگم

. تو انتخاب شدی

. تو روحی هستی که بعد از اینکه یه گناه خیلی بزرگ رو مرتکب شدی ، مُردی

... ولی فرصت دوباره ای بهت داده شده تا مبارزه بکنی

. تا اینکه یک بار دیگه به دنیا برگردی

! تو یه روح خیلی خوش شانس هستی

ها ؟

داری کجا میری ؟

. اگه این راه رو ادامه بدی ، اون وقت از چرخه ی تناسخ حذف میشی

. دیگه هیچ وقت دوباره متولد نمیشی

یعنی این برات اصلا عیبی نداره ؟

چی ؟

واسه چی ؟

یعنی همه چیِ اون پایین روی زمین رو فراموش کردی ؟

مگه اصلا تا حالا خاطرات تلخ و غم انگیزی داشتی ؟

. پس نباید این مشکل خاصی باشه

. متاسفم که این رو بهت میگم ، ولی ما هیچ گونه حقی برای مخالفت کردن نداریم

! تصمیمات رئیس مطلق و واجب الاجرا هستن

. خب ... اون باید به عنوان پدر همه چیز شناخته بشه

. اگه این چیزیه که فکر می کنی ، پس بذار همینطوری باشه

. من رو ببخشید . هنوز خودم رو معرفی نکردم

. اسم من پورا پورا ئه

. من مسئول راهنمایی کردن شما هستم

. اون دروازه ایه که به زمین منتهی میشه

. تو قراره مرد جوانی بشی که اسمش کوبایاشی ماکوتو هستش

. کی می دونه ؟ این تصمیم رئیسه

! اول شما بفرمائید

! چیزی نیست

. به جای اینکه اینقدر بهش فکر بکنی فقط انجامش بده

! زود باش

. سه روز پیش ، کوبایاشی ماکوتو کون با خوردن مقدار زیادی دارو اقدام به خود کشی کرد

. اون باید به زودی بمیره

. وقتی که بمیره ، روحش از بدنش بیرون میره

. اون وقت می تونی به عنوان یه جایگزین وارد بدنش بشی

. ماکوتو

! ماکوتو

اگه بتونی توی این دوره ی کار آموزی موفق بشی ، اونوقت بهت . اجازه داده میشه تا دوباره وارد چرخه ی تناسخ بشی

. بعد از اون بهت اجازه داده میشه تا دوباره از نو متولد بشی

راستی ، لغت " کار آموزی " واژه ایه که توی حرفه ی ما برای کسایی مثل تو استفاده می کنیم . که در یه دوره برنامه ی اقامت موقت قرار می گیرن

. ماکوتو کون عضو یه خانواده ی چهار نفرست

! ماکوتو

! ماکوتو

! ماکوتو

! دکتر

! یه لحظه ، ببخشید

! مامان

! نبضش برگشته

. نوار قلب رو وصل کنید

. همین الان

. برگشتش

! ماکوتو برگشتش

. ماکوتو

. ببخشید ، لطفا یه لحظه ازش فاصله بگیرید

کوبایاشی کون ، می تونی صدام رو بشنوی ؟

... آ

. آه ، این صدای ماکوتو ئه

چی شده ؟ چیزی می خوای ؟ آب ؟

. آینه ... یه آینه بهم بدید

آینه ؟

چرا ؟ می خوای صورتت رو ببینی ؟

. این آینه نیست ، ولی می تونی باهاش صورتت رو ببینی

می تونی ببینیش ؟

. چیز عجیبی روش نیست

. خوبه دیگه

! ماکوتو

چی شده ؟ حالت خوب نیست ؟

. زخم روی شکمم جوری داره می سوزه که انگاری یه چاقو کرده باشن توش

. خیلی حال بهم زنه

... این پدرمه

.. این مادرمه

. این برادرمه ، میتسورو

. و اینجوری شد که ... شدم کوبایاشی ماکوتو

. یه هفته توی بیمارستان موندم

. نتایج بعد آزمایش های مختلف و گوناگون : بدن ماکوتو هیچ گونه وضع غیر عادی ای نداره

" ! تنها کاری که حالا باید کرد ، اینه که بهش توجه بشه و ازش به معنای واقعی مراقبت بشه "

. به نظر می رسید که والدینم این دستور رو از دکتر دریافت کرده بودن

. خب ، چیزی برای نگرانی نیست

. چون من فقط کسی هستم که داخل اون بچست

چی شده ؟

می ترسی بری داخل ؟

. نه

. از دیروز تا حالا کلی چیز آماده کردم

. همه ی اونا ، غذا های مورد علاقه ی تو هستن

. همین الان میرم میارمشون بیرون

! آه ، امروز اتاق رو به سبک ژاپنی چیدم

... چیزه

. زود باش ، برو تو

. هر از گاهی باید از چیدمان سبک ژاپنی هم استفاده کرد

. فعلا واسه الان چمدون ها رو بذارید توی حموم

. برادرت باید خودش رو برای امتحاناتش آماده بکنه ، با این حال مجبورش کردم که واسه آوردن تو باهامون بیاد

. می خواستم که همه ببینن که تو داری از بیمارستان میای بیرون

. بعداً یه چوب بخور برای مادر بزرگت روشن کن

مادر بزرگ ؟

. شاید به خاطر دعای خیر مادر بزرگت بوده که حالت خوب شده

. یکمی صبر کن ، خیلی زود آماده میشه

. اون که غیر ممکنه

مگه نه ؟

ولی خوب نیست که از یه سوء تفاهم بیرون اومد ؟

. هنوز یکمی گوشت کباب شده ی دیگه هم مونده ها

رو در بایستی نکن و بیشتر بخور ، ازش خوشت میاد ، مگه نه ؟

. آره ، ولی واقعا دیگه سیر شدم

. همچین چیزی نگو ، بیا

... موندم که چرا

. داداش یه جورایی بی تفاوت رفتار می کنه

. اوه ، راستی

... چند وقت پیش که داخل یه هتل توی یه مهمونی بودیم

. تو فقط گوشت کباب شده می خوردی

. آره

. تو همش عقب و جلو می رفتی تا بتونی اون گوشت ها رو ور داری

. سر آشپز هم حتی براش گوشت ها رو خیلی زخیم می برید

برای چی ماکوتو خودش رو کشت ؟

. اونم با وجودی که همچین خانواده ی شادی داره

. من حتی محض احتیاط اینکه نکنه بعدا هم یه چیزی بخواید ، یه کیک هم خریدم

. یه کیک اینقدری توی راهرو ئه

. ولی واقعا سیر شدم

. اما ، واقعا ممنونم

... همه ی این کار ها رو به خاطر من کردید

. خیلی خوش مزست

یعنی شخصیتم قبلا یه جور دیگه بوده ؟

. درسته

. خیلی خوبه

. برو تو اتاقت و یکمی استراحت کن

. فوتانت رو گذاشته بودیم جلوی خورشید و خشک شده ، واسه همین الان خیلی آرامش بخشه

. باشه ، فعلا

اتاقم ... کجاست ؟

چی شده ؟

چیزی شده ؟

... اه ، هیچی نیست

. طبقه ی دوم

هی ، تموم این مدت کجا بودی ؟

اصلا می دونی چقدر این سر در گم کنندست ؟

! هی

داری بهم گوش می کنی ، پورا پورا ؟

. انگاری زیاد خوشحال نیستی

! البته که نیستم

. تو به هیچ وجه درباره ی ماکوتو هیچ چیزی بهم نگفتی

. من حتی نمی دونم که اون چجور آدمی هستش

. اگه اون موقع ای که توی بیمارستان بودم ، گند می زدم خیلی بد میشد

. واسه همین ، همیشه در حال خوابیدن بودم

مگه همین خوب نیست ؟

ها ؟

. همون خیلی بهتره که هیچ پیش اندیشه ای ازش نداری

. اول از همه ، تو باید خودت با تجربه ی خودت حسش بکنی

... مثل این می مونه که

. تو خیلی به خودت می نازی

. ممکنه که مثل یه بچه ی دبستانی به نظر برسی ، ولی در واقع یه پیرمرد وحشتناک هستی

! تمومش کن ببینم

تو باید یه چیز هایی داشته باشی که می خوای دربارشون بپرسی ، مگه نه ؟

. درسته

. اتاق ماکوتو

. این یه نقاشی مال اون موقع ایه که هنوز تو مدرسه ی ابتدایی بودش

. اون جایزه ی نفر اول اون مسابقه رو برنده شد

. اون به ویژه در نقاشی خیلی عالیه ، و الان هم عضوی از سازمان هنر هستش

پس اون باید یه سال اولی تو مدرسه ی راهنمایی باشه ؟

. سال سومی

ها ؟

! چقدر قدش کوتاهه

. خب ، اونم به نظر می رسه که یکی از دردسر هاش بوده

... شخصی که تو تصرفش کردی

. نشون میده که توی زندگی قبلیت چه گناه جدی و بزرگی رو مرتکب شدی

من چی کار کردم ؟

. خدا می دونه

. به یاد آوردن اینکه چی کار کردی ، یکی از اهداف دیگه ی این کار آموزی هستش

. شرط می بندم ، چیز اونقدر خاصی هم نیستش

آخه تو چقدر می تونی ساده لوح باشی ؟

معمولا ، یه آدم خوشحال و شاد پا میشه بره خودش رو بکشه ؟

. فکر کنم باید یکمی به اون عقل ناقصت کمک بکنم

اون دیگه چیه ؟

. این یه کتاب راهنما برای دوره ی زندگی کوبایاشی ماکوتو هستش

Colorful (Karafuru) subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left