The first 183 lines.
سلسلهها 2
:تلگرام doc_uni
،پارک ملی آمبوسلی جنوب کنیا
زمانی خانهی یک سلسله بزرگ از فیلها بود
اما از زمان مرگ رهبر با تجربه آنها
این خانواده در تلاش بوده است تا نوزادان خود را زنده نگه دارد
اما امید جدیدی، در یک فیل مصمم وجود دارد
یک فیل ماده با خرطوم پیچیده، به نام آنجلینا
او باردار است و نسل بعدی را حمل میکند
اما او نمیتواند به تنهایی فرزندش را بزرگ کند
او به قدرت و پشتیبانی خانوادهاش نیاز دارد
آیا آنجلینا میتواند همه آنها را
در اولین سال مهم حیات فرزندش گرد هم آورد؟
و سرنوشت این سلسله را تغییر دهد؟
فیل
پارک ملی آمبوسلی
زیر قلههای پر از برف کیلیمانجارو قرار دارد
صبح امروز، خانوادهی آنجلینا
در اطراف او به صورت فشرده جمع شدهاند
و دلیل آن ، این است
یک پسر
که لحظاتی قبل متولد شده است
این اطلس است
اولین قدمهایش را
در دنیای غولها برمیدارد
همه نوزادان تازه متولد شده به سختی میتوانند روی پاهای خود بایستند
و دید خیلی کمی هم دارند
پیدا کردن مادرش کمی زمان میبرد
یک راهنمایی ملایم از طرف آنجلینا
و اطلس بالاخره میتواند اولین شیرخود را بنوشد
فیل های مادر، نمیتوانند فرزندانشان را به تنهایی بزرگ کنند
مانند تمام فیلهای نوزاد
اطلس هنوز نمیتواند بگریزد، پنهان شود
یا از خودش در برابر حملات شکارچیان محافظت کند
این یکی از دلایل اصلی است که
فیلها در گروههای خانوادگی زندگی میکنند
آنجلینا نیاز به کمک عمهها، پسرعمهها
و دختران بزرگترخود دارد
آنها باید با هم سعی کنند اطلس را ایمن نگه دارند
هنگامی که او اولین و خطرناکترین
سال زندگی خود را
شروع میکند
چهار روز بعد
چیزی فوقالعاده رخ داده است
چیزی که به طور غیرقابل برگشت
،سرنوشت اطلس
آنجلینا و خانوادهاش را تغییر خواهد داد
،در طول شب آنجلینا یک فرزند دیگر
به دنیا آورده است
این آلانا است، یک دختر
برای فیلها، دوقلو داشتن بسیار کمیاب است
...که تا به حال فقط پنج بار در کنیا ثبت شده است
اگرچه این ممکن است خبر خوبی
برای قدرت آینده خانواده به نظر برسد
اما نوزادان به شیر و مراقبت زیادی نیاز دارند
و به همین دلیل بزرگ کردن دوقلو ها تقریباً غیرممکن است
اکنون یک احتمال واقعی وجود دارد
که آنجلینا ممکن است در نهایت هر دو نوزادش را از دست بدهد
برای خانواده ای که ده نوزاد خود را
،در طول پنج سال اخیر از دست دادهاند
زنده نگه داشتن دوقلو ها .بزرگترین چالش خواهد بود
آنجلینا خانوادهاش را هدایت میکند تا صبحانه ای پیدا کنند
آلانا در حال بازی کردن است
و او از خانواده اش عقب افتاده است
شروع خوبی نیست
خوشبختانه ،برادرها و خواهرها و پسرعمههای بزرگترش
برای کمک به او می آیند
تاثیر این مراقبت کنندگان
برای شانس بقای دوقلو ها بسیار حیاتی است
با بازگشت خانواده کنار هم
آنجلینا آنها را
به یکی از منابع مورد علاقه تغذیه اش هدایت میکند
...یک تالاب وسیع
در قلب آمبوسلی
...که در طول سال
با آبی که از کوه کیلیمنجارو میآید، پر میشود
بزرگسالان وارد آب میشوند و شروع به تغذیه میکنند
اما دوقلو ها یکم مرددتر هستند
اطلس خواهرش را تشویق میکند تا به آب بپردازد
خانواده به جاهای عمیقتر تالاب میروند
تا بهترین علف را پیدا کنند
اما مراقبتکنندگان دوقلو ها را به
به یک بخش از گل بسیارچسبناک،هدایت کرده اند
در عرض چند ثانیه اطلس به مشکل میخورد
آلانا سعی میکند به برادرش برسد
اطلس کاملاً برعکس شده است
زمانی که خانواده تلاش میکنند کمک کنند فقط وضعیت را بدتر میکنند
آنجلینا آلانا را عقب میکشد
نباید خطر از دست دادن هر دوی دوقلو ها را بپذیرد
مراقبتکنندگان اکنون در حال جستجو در لجن، برای یافتن اطلس هستند
به طور اعجابانگیزی، او آزاد شده است
...اما خیلی خسته است
او نیاز به کمک دارد تا سرش را بلند کند و نفس بکشد
مراقبتکنندگان به او کمک میکنند
تا با مادرش دوباره ملاقات کند
فیلها از تجربیات خود درس میگیرند
،و این بیشک درس مهمی برای آنجلینا
خانوادهاش
و شاید حتی دوقلو هایش بود
فیلها به تنوع غذایی نیاز دارند
و برای چریدن در دشت، از تالاب بیرون میآیند
،برای دوقلو ها این زمین باز مکانی عالی برای بازی است
همانند نوزادان انسان، دوقلو ها از طریق تعاملات اجتماعی چیزهایی یاد میگیرند
در این سن، حتی خرطوم آنها کمی رمز و راز دارد
همه چیز نیاز به بررسی دارد
حتی عاج کج مادرشان
دم خواهر بزرگشان
...یا گوش پسر عمویشان
این بازی دو طرفه است
مراقبتکنندگان باید شروع به یادگیری نیازهای دوقلوها کنند
و ارتباطات مهمی میتواند شکل بگیرد
در افق
یک گروه از فیلهای نر ظاهر شده است
نرها پس از حدود ۱۴ سالگی
از خانواده خود جدا میشوند
و وقت خود را در گروههای مجردان میگذرانند
،یکی از اعضای خانواده آنجلینا، ایز در دوران جفتگیری قرار دارد
چهار روزی است که آماده تولید مثل است
این فقط حدود یک بار در هر چهار سال اتفاق میافتد
و میتواند نرها را از هر نقطهای جذب کند
نرهای معمولاً آرام
سعی میکنند به نزدیکی مادهای که در دوران جفت گیری است برسند
و این میتواند هرج و مرج ایجاد کند
آنجلینا دوقلو ها را نزدیک خود نگه میدارد
وقتی دوقلو ها در سر راهشان قرار میگیرند
نرها لگد میزنند
همچنان که رقابت بین نرها شدیدتر میشود
هراس در خانواده گسترش مییابد
،با دوقلوها بهطور ایمن در وسط
تمام گروه فرار میکند
اطلس و آلانا خستهاند
سعی میکنند همراه مادرشان قدم بردارند
اما حداقل آنها موفق شدهاند
از دست نرهای عاشق فرار کنند
،در بازگشت به مرداب
اینبار آنجلینا مکان تغذیه بهتری را انتخاب میکند
و همه چیز آرام میشود
یک نر عظیم تنها
بر اثر نزدیک شدن خانواده به او، بیقرار شده است
آنجلینا فقط آلانا را پیدا میکند
اطلس خیلی به نر نزدیک شده است
،با باز کردن گوشهایش به نشانه تهدید
آنجلینا سعی میکند نر را از پسرش دور کند
و سایر اعضای خانواده او را حمایت میکنند
چون با خانواده ای متحد مواجه شده است
نر عقب میکشد
حالا میتوانند اطلس و آلانا را از خطر دور کنند
آنجلینا و خانوادهاش
در حال تبدیل شدن به قدرتی قابل توجه هستند
حالا قادر به حفظ هر دوی دوقلو ها هستند
شانس بقای هر دو پسر و دخترش
در سال اولشان
به طور قابل توجهی افزایش یافته است
با تشکر از کمک تمام خانواده
اما در آمبوسلی
هیچ چیز برای طولانی مدت ثابت نمیماند
،دو ماه بعد و فصل خشک فرا رسیده است
این سختترین زمان سال برای فیلهاست
دانش یافتن غذا
در این دوران خشکی بسیار حیاتی است
و با مثالهایی از نسلی به نسل دیگر
منتقل می شود
آنجلینا دوقلو هایش را به جنگل آکاسیا برده است
جایی که هنوز چیزی برای خوردن در ان وجود دارد
اما خارهای آکاسیا خیلی به سلیقهٔ آلانا نمیخورد
وقتی مادرش سرگرم است
خودش شروع به بررسی اطراف میکند
او الان چند ماهه است
و بسیار کنجکاو شده است
...مانند برادرش
اما هیچکدام از آنها دقیقاً نمیداند
که چگونه با این بوفالو
،که سعی در استراحت دارد برخورد کند
امروز فرصتی برای آن وجود ندارد
ماجرای صبح تمام شده است
آنها به سمت آنجلینا بازگشتهاند
قبل از اینکه او حتی متوجه نبودن آنها شود
،اما با گذشت زمان
ساوانا در حال خشک شدن است
مرتع به خاک تبدیل میشود
ماههاست بارانی نباریده است
حتی قویترینها
ممکن است به خاطر خشکسالی از بین بروند
No comments yet. Be the first to leave one.