The first 200 lines.
این برنامه حاوی الفاظ تند است.
هر دوشون بر اثر جراحت ناشی از گلوله مردن. تیم پزشکی قانونی ما اثر انگشت تو رو داخل خونه بِت پیدا کرد.
من با جیجی بودم.
خب؟
اوضاع طبق برنامه پیش نرفت.
آنی بِت یه جاسوس بود.
و فکر میکنم تو هم همینطوری.
آنی هفته پیش اومد سر کارم تا منو ببینه.
چی میخواست؟ شروع کرد در مورد پروازها پرسیدن.
چند تا هواپیمای باری که وارد شده بودن.
پس، اینکه جاکوبسون تو این لیست بوده، چه ربطی به آنی و بِرگن داره؟
ممکنه ارتباطی وجود نداشته باشه.
اون هیچوقت در مورد آنی بِت باهات حرف زد؟
نه.
اما در مورد دختری که ازش مراقبت میکرد حرف زد.
چرا در مورد این به ما نگفتی؟
یادم رفت. یادت رفت؟
اون هیچ ارتباطی با تالین؟ استونی؟ داشت؟
تا جایی که یادم میاد، نه.
اینجاست که شبی که بِرگن مُرد، اون اومد دنبالش.
اونا اینجا چیکار میکردن؟ جواب اونجاست.
دنبال یه نفر به اسم اَنگوس والاس میگردم.
اوه، یه نفر زودتر اومده بود دنبالش. اون هنوز گمشدهست؟ آره، هست.
اون... حق... باهاش بود.
اَنگوس، کی درست میگفت؟
بِرگن.
میدونی چیه؟ مامانم خجالت میکشید!
فرگوس؟
خب فرگوس، بهت نشون میدم چرا اینجاییم.
به این چیزای کوچولو میگن "اسپت".
بیا، یکی بردار.
میخوای به برادرت نشون بدی؟
نه، من خوبم.
هر جور راحتی.
اونا صدفهای نوزادن.
ما طنابهامون رو میندازیم و اونا بهشون میچسبن.
اونا از آب دریا تغذیه میکنن.
بعد، حدوداً بعد از یکی دو سال، این شکلی میشن.
بعد ما برداشتشون میکنیم.
و برای اینکه مردم بخورن، میفروشیمشون.
میدونی، یه روزی این قایق مال تو و برادرت میشه.
آره؟
ولی تا اون موقع من ازش براتون مراقبت میکنم.
آره؟
مواظب خودت باش.
مِیدی، مِیدی، مِیدی!
اینجا آزور داونه! آزور داون، آزور داون!
پاشو، فرگوس.
خواهش میکنم، خواهش میکنم. مِیدی! آزور داون!
موقعیت: ۶۰.۱۱۱۸۵ شمال.
۱.۵۴۵۹۸ غرب.
فوراً به کمک نیاز داریم.
آسیب به سر. اون برادرمه.
مِیدی آزور داون. اینجا گارد ساحلی شتلنده.
پیام مِیدی دریافت شد، آماده باشید.
آرچی، تویی؟ یه حادثه پیش اومده.
فرگوسه. حالش خیلی بده.
الان داریم میایم، ولی اینجا به کمک نیاز داریم.
مِیدی آزور داون، اینجا گارد ساحلی شتلنده.
یه آمبولانس و تیم نجات گارد ساحلی اعزام شدن.
پاتریک، دارن میان. میرسن اونجا، رفیق.
دارن میان. پاتریک! اون نفس نمیکشه!
نمیذاره کسی دست بهش بزنه.
هی. خوبه.
جان؟
جان، باید ازت بخوام اجازه بدی الان ببریمیش.
ما ازش مراقبت میکنیم.
قول میدم.
باید صدفها رو از قایق بیارم پایین... هی. نه، نه، نه.
آمادهشون کنم برای... نه، نه، نه. گوش کن.
باید از قایق دور بمونی. اینجا الان صحنه جرمه.
و باید بذاریم پزشکی قانونی کارشو انجام بده.
باشه؟ پس میخوام با من بیای. ما از این راه میریم.
خب، الان تو شوکی پس فقط باید نفس بکشی.
فقط روی نفس کشیدنت تمرکز کن، رفیق باشه؟ فقط نفس بکش.
تقصیر منه.
چرا اینو میگی؟
من و بابا داشتیم دعوا میکردیم. فرگوس سعی داشت جلوی ما رو بگیره.
اومد بینمون. (او گریه میکند)
هی.
در مورد چی دعوا میکردین؟
آنی.
خب، من... باید در مورد اون باهات صحبت کنم.
ولی لازم نیست الان انجامش بدیم. میتونیم بعداً انجامش بدیم، باشه؟
من خوبم. من خوبم.
من خوبم. مطمئنی؟
آره، من خوبم.
جمعه شب کجا بودی پاتریک؟
من... اِ...
سرقت از خونه بِت. من انجامش دادم.
چرا؟
میدونستم آنی قراره تو اون مهمونی باشه.
برای تولد دوستش با نوآ.
و ایان هم اونجا خواهد بود.
ش-شنیدم اون برای کارش پول زیادی تو خونه نگه میداشت.
خب پس این فقط یه فرصت کوچیک بود واست
که بری تو و بزنیش، هان؟
به پول نیاز داشتم. به جیجی بدهکار بودم.
خب. پس زدی تو.
و بعدش چی؟
همه جا رو زیر و رو کردم ولی پولی اونجا نبود.
خب، کسی میتونه اینو تأیید کنه؟
اِم، آره، آره. جیجی.
جیجی میدونست قراره چیکار کنم.
بعد از اینکه از خونهی آنی رفتم، اِم... یه مدت تو خیابونا چرخیدم.
کسی تو رو دید؟
من... آنی رو نکشتم.
فکر میکردم آدم عوضیه ولی من نکشتمش.
حقش نبود این بلا سرش بیاد.
حالا چی میشه؟
میره کلانتری، ازش بازجویی میشه.
بعد از اون، واقعاً بستگی داره.
صدای بستهشدن در ماشین
موتور روشن میشود. در بازداشت نگه داشته میشه.
شاید حتی دادگاهی هم بشه.
باید من میبودم.
دوباره میبینمش؟
تا بعد از کالبدشکافی نه.
ولی میتونیم درخواست بدیم.
او آه میکشد.
او گریه میکند.
گریه ادامه دارد.
تاش، باید به این یه نگاهی بندازی.
لیست پروازهایی که رفیقت جیمی گفت رو بررسی کردم.
آره، عالیه. ممنون.
اِم...
اگه وقت کردی میشه واسه جان هریس یه چایی ببری؟
مشکلی نیست.
و یه چشمتم روش باشه، باشه؟
آره.
صدای آب شیر
اوم.
اِمم.
هوم.
او آب دهانش را قورت میدهد.
او آه میکشد.
آسترید؟
آسترید؟
آسترید! آسترید!
در باز میشود.
در بسته میشود.
باد سوت میکشد.
این همونیه که دنبالش بودیم.
چیزی که بِرگن و آنی رو وقتی زنده بودن بهم وصل کنه.
من اینو میفهمم، ولی دلیلی برای حکم بازرسی وجود نداره.
هیچ دلیلی؟ جدی میگی؟
یکی از قربانیان قتلمون، اون یکی رو سوار کرده.
تو اون مرکز، شب مرگشون.
آره، چون بچه یه دایناسور دیده.
باشه، انگز والاس چی؟
اون داشت اونجا رو زیر نظر میگرفت و بعدش ۲۴ ساعت ناپدید شد.
چطور پیش رفت؟
اوه.
جان هریس داغونه.
خب، چی در مورد این مکان میدونیم؟
خب، تا جایی که میدونم قانونیه.
یه آزمایشگاه خصوصی با تمرکز روی تحقیقات دریایی.
به مدیریت این دکتر موهان.
آره. کی بودجهشو تأمین میکنه؟
یه شرکت به اسم فارمارس. یک سال پیش تأسیس شده.
هنوز دارم سعی میکنم بفهمم صاحبانش کین.
گفتی فارمارس؟
آره. چیه، شرکت رو میشناسی؟
نه، ولی به این نگاه کن.
چی دارم میبینم؟ پروازهای چارتر ورودی.
آنی چند روز قبل از مرگش در موردشون میپرسید.
ببین کی داره چارترشون میکنه.
فارمارس.
هری، ما باید داخل این آزمایشگاه رو ببینیم.
پس، یه مدرک پیدا کن که نشون بده واقعاً داره جرمی اتفاق میافته.
تاش آه میکشد. انگز الان کجاست؟
مرکز پزشکی ترخیصش کرده.
اون و لیزا الان پیشِ... کشیش کالدر هستن.
اوه، معلومه که هستن. خب، پس بریم باهاش حرف بزنیم.
ببینیم میتونه چیزی بهمون بده که به دردمون بخوره.
من با پلیس حرف نمیزنم. فقط چند تا سواله، انگز.
اینجوری گیرت میندازن، کشیش، فقط با چند تا سوال.
و بعدش چند تا سوال دیگه. تا به خودت میای میبینی...
دارن از تمام قدرت دولت پنهان استفاده میکنن که برای همیشه ساکتت کنن.
اون پرستار بهش چی داد؟ پاراستامول.
او آه میکشد. باشه. آنتون بِرگن.
وقتی تو مرکز پزشکی بیدار شدی،
گفتی بِرگن حق داشت.
در مورد چی حق داشت؟
انگز، آنتون بِرگن مرده.
همراه با زنی به اسم آنی بِت.
پس اگه چیزی میدونی باید به ما بگی.
جواب سوالو بده، انگز.
آزمایشگاه تحقیقاتی.
اون گفت اونا داشتن... اونجا آزمایش انجام میدادن.
چیزای خیلی شومی. و کی اینو بهت گفت؟
چند هفته پیش.
از طریق وبسایت با من تماس گرفت.
چه وبسایتی؟ شِتلند کُنفیدنشال.
پر از تئوریهای توطئهی انگز.
واقعیتها. نه فرضیهها.
اونجا یه تالار گفتگو داره.
برگن حتماً از اون طریق باهاش تماس گرفته.
اون بهم گفت اون آزمایشگاه رو بررسی کنم و منم همین کارو کردم.
بعد؟
No comments yet. Be the first to leave one.