The Magicians

The Magicians

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Magicians US S01E08 720p WEB-DL Hevc x265 RmTeam
A Commentary by zirkhaki
IMDB-DL * Zirkhaki * iMovie-DL.Co

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
x265
HEVC
Published on: 2016-03-17
Downloads: 53
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

...‏آنچه در "جادوگران" گذشت

.‏بهتره تا دیر نشده کار رو تموم کنیم

.‏تو همون بهیار هستی

.‏من رو "الیزا" صدا کن ...‏من اون روز اونجا بودم

.‏تا مطمئن بشم که به اینجا میای

‏- ما تا آنتارکتیکا پرواز کردیم؟ ‏- خب حالا این کارها برای چی بوده؟

.‏قراره اینجا توسط مایاکوفسکی آموزش ببینیم

.‏لباس‌هاتون رو در بیارین .‏یالا

.‏تا چند دقیقه‌ی دیگه با هم پرواز می‌کنیم

.‏همه در بریک‌بیلز همه‌چی رو در مورد کارهات می‌دونن

.‏نمی‌تونی برگردی

‏- هی، کیدی کجاست؟ ‏- چه اهمیتی داره؟

.‏فرار کن

.‏نمی‌تونی اینطوری ادامه بدی

.‏یه جایی رو می‌شناسم .‏فردا میان دنبالت

‏یه جا؟

.‏- مایک .‏- اِلیوت

‏ا‏ون چه چیز خاصی داره؟

Untranslated Line -

Untranslated Line -

.‏یه چیز کوچولو که خودم ابداع کردم

.‏اُه

.‏من آبجو می‌خوام البته اگه داشته باشی

‏آبجو؟

.‏خیلی شانس داری که خوشگلی

.‏الیوت

.‏برگشتین

!‏هورا

.‏اُه، خدا رو شکر

‏چطوریه که همیشه واسه ما مشروب دارین؟

.‏اُه، فکر کنم فقط یه میزبان خوب هستم

.‏بچه‌ها، ایشون دوستِ من "مایک" ـه

،‏چند سال پیش فارق‌التحصیل شده ،‏در نیویورک زندگی می‌کنه

،‏و مارگو سعی کرد با یک جن، اون رو بکشه

.‏ولی اوضاع رو درست کردیم

.‏اینها آلیس و کوئنتین هستن

.‏- آماتور هستن .‏- کاملاً مشخصه

‏جنوبِ بریک‌بیلز چطور بود؟ ‏کسی تا حد مرگ منجمد شد؟

...‏خب اونجا

.‏اتفاقات زیادی افتاد ...‏من

‏چرا قیافه‌ت اونجوری میشه؟

.‏خدای من

.‏- با هم سکس داشتن .‏- آره

.‏- نه، اتفاقی نیفتاد .‏- خب، یهو پیش اومد

.‏بذار حدس بزنم

...‏با خوردن ودکای مایاکوفسکی مست شدی

.‏و اون رو اغوا کردی

.‏شاید من او رو اغوا کرده باشم

...‏بی‌خیال. راستی عزیزم

...‏مست شدن و سکس کردن با یه استاد جادو

.‏چیزی نیست که ازش شرمنده باشی

‏سکس؟

.‏خودم هم توی فکرش بودم

...‏می‌خوام برم یه چرتی بزنم

.‏و تظاهر کنم که این حرف‌ها اصلاً گفته نشده

.‏باشه

...‏خ...خب من

.‏از دیدنت خوشحال شدم

.‏توی فکر سکس بودی

.‏- اون خوشگله .‏- می‌دونم

.‏ولی چشمم دنبال اونه

.‏هی، حرف‌های الیوت رو جدی نگیر

.‏می‌دونی که، الیوت هستش دیگه

.‏نه

.‏فکر کردم کلمه‌ی "چرت زدن" حرف رمز ماست

‏میشه چند لحظه در این مورد جدی حرف بزنیم؟

،‏کاری که کردیم به خاطر استرس .‏شرایط و ترشح "فرومِن" بود {‏{ماده‌ی که ترشح آن در بدن، شهوت رو زیاد می‌کنه

،‏اولیش شاید .‏ولی چهار تای بعدی نه

‏- داشتی...می‌شمردی؟ .‏- البته که می‌شمردم

.‏شاید حق با الیوت باشه

...‏شاید هم مست و بی‌اختیار بودیم یا

.‏الان که تحت تاثیر چیزی نیستم

.‏البته که هستیم، کیو

،‏هنوز می‌تونم بوی تو رو حس کنم ،‏انگار که هنوز مثل روباه هستیم

.‏مطمئنم که تو هم می‌تونی بوی من رو حس کنی

...‏شاید هم دلیلش این باشه که ما

.‏چند هفته است که حموم نرفتیم

‏تو عاشقم شدی؟

.‏نـ...نمی‌دونم

...‏حتی اگه روی زانوهات بشینی

.‏و این رو جار بزنی هم با عقل جور در نمیاد

.‏می‌دونم که اونجا واقعاً خودت نبودی

...‏فکر کنم باید ،‏یه مدت جدا از هم باشیم

‏تا بفهمیم چقدرش واقعی بوده .‏چقدرش به روباه بودن مربوط بوده

...‏وقتی گم می‌شدن

‏ملوان‌های قدیم، از ستاره‌ها برای ،‏پیدا کردن مسیر استفاده می‌کردن

...‏ولی برای شما،اونا مانع به شمار میان

...‏چون اونا شرایط رو تغییر میدن

.‏پس ممکنه واقعاً اجرای جادو توسط شما رو مختل کنن

...‏وقتی به دنبال صورت فلکی ثریا هستین

...‏باید این نکته رو فراموش نکنید که

!‏وای

.‏وای

...‏شرمنده، من فقط ...‏الان شما رو

.‏با گروهتون تنها میذارم

،‏پنی، تو یه برنامه درسی داری

...‏و قرار بود تو در حال مطالعه‌ی

...‏مگه نشنیدی ...‏نشنیدی

.‏قرا بود در مورد اَشکال ستاره‌ها مطالعه کنی

.‏خب من فقط این رو می‌دونم

...‏فهمیدم که خیلی بهتره

.‏اگه ترس از این قابلیتم رو کنار بذارم

...‏خب یعنی اگه واقعاً بخوام بتونم رهنوردی کنم

...‏یه رهنوردی واقعی بین دنیاها، باید

...‏اول باید یاد بگیرم

.‏روی این زمین مزخرف شبیه به سیب‌زمینی، بگردم

‏اتفاق دیگه‌ای افتاده؟

.‏می‌دونم که به کیدی نزدیک بودی

.‏اونطوری که تو فکر می‌کنی نزدیک نبودیم

.‏می‌دونی، من یه ایده‌ی عالی دارم

،‏خب، تو خیلی نگرانِ من هستی

‏چرا باهام همسفر نمیشی؟

...‏تو به من آموزش بده

‏و من هم چند تا چیز بلدم که .‏می‌تونم بهت یاد بدم

.‏فکر نکنم کار درستی باشه

.‏کاملاً موافقم

‏کی راه میفتیم؟

.‏برو که به کلاس بعدیت دیر نرسی

...شما در ‏ترم اول در بریک‌بیلز

.‏مشغول یادگیری مبانی جادو بودید

.‏من ابزارهایی به شما دادیم

.‏حالا وقتش رسیده که از اونا استفاده کنید

.‏داخل کیفتون رو نگاه کنید

...‏از امروز

.‏زمان آموزشتون دو برابر میشه

.‏کیمیاگری، ستاره‌شناسی، گیاه‌شناسی

.‏اینا فقط چند تا از اونا هستن

.‏الزاماً باید گروهی کار کنید

.‏گرِچن

...‏هی، خب من شنیدم که تو

.‏با آقای اِسپاک همخواب بودی

...‏در موردت قضاوت نمی‌کنم. من فقط

...‏خودم هم یه مجموعه‌ِ کامل

.‏از سخن‌های لئونارد نیموی در مورد "وینیل" دارم

‏برات جالبه؟

...‏کوئنتین، چیکار داری

...‏خب "گرچن" از من خواهش کرد

.‏تا باهاش هم‌گروه بشم، شرمنده

.‏راستی یه عالمه هم خوشبوکننده زدم

،‏آره .‏بوش زیاده

‏خب، کل گروه ما همینه؟

...‏جهنم واقعیه

.‏و بوش مثل اسپریِ بدن "اَگز" می‌مونه

.‏کوئنتین عزیز

.‏گفتم شاید بهتر باشه بدونی که جادو رو بی‌خیال شدم

.‏حق با تو بود

...‏"‏ممنون واسه هیچی

".‏و برو بذار دَرِت

‏دوست مکاتبه‌ایِ تو کیه؟

.‏قبل از اینکه جیغ بکشم، از اینجا برو

.‏سخت نگیر .‏فقط اومدم حرف بزنیم

‏گفتم شاید بشه یه نوشیدنی بگیریم ...‏و بزنیم بیرون، ولی

.‏احساس می‌کنم اینجا همش فاز "نه، نکن" برپاست

.‏چرا در مورد کاری که با "آنا" کردی حرف نمی‌زنی

...‏داشتم از اموالم در مقابل یک دزد مراقبت می‌کردم

.‏و ای کاش در اون موقعیت قرار نمی‌گرفتم

‏این نامه‌ی بهبودِ حالِ تو هستش؟

.‏آره. بعضی‌ از ماها از پسِ این کار بر میایم

.‏باشه

.‏این حرکتم رو ببین

.‏جولیا، معذرت می‌خوام

.‏من اجازه نمیدم آدمای زیادی بهم نزدیک بشن

...‏و اونایی که بهم نزدیک میشن

.‏باهاشون یه حس مشترک پیدا می‌کنم

.‏راستش از تو خوشم میاد

‏و این؟

.‏این چیزی نیست که انتظارش رو داشتم

‏واقعاً اون نوشته‌ها جدی هستن؟

‏داری بی‌خیال میشی؟

.‏خب، بهتره همه‌چیز رو خلاصه بگم

...‏تو سر به سرِ من نذار

.‏و من هم هیچ خونی به پا نمی‌کنم

...‏ولی اگه بیفتی دنبالِ من

.‏تو و تمام کسانی که برات مهم هستن رو می‌کشم

.‏خب، حتی اونایی که ترکت کردن

.‏هرزه‌ی عوضی

.‏و تو ضعیف هستی

‏چرا ازش عذرخواهی می‌کنی؟

.‏اون باید اینجا می‌بود، نه تو

.‏پرفسور، عجله نکن

.‏آماده‌ای

.‏خب،هِنری

.‏یه چیزی امتحان کن

.‏به آرومی

.‏خوبه

.‏هِنری، شاید لازم باشه چند بار امتحان کنی

...‏باید کمی هم فیزیوتراپی انجام بدی

...‏وقتی 4 ساله بودم

...‏بدونِ آموزش و کمک گرفتن از کسی

.‏خودم جادو رو یاد گرفتم

.‏باز هم اون کار رو می‌کنم

!‏این فاجعه است

‏- چی شده؟ .‏- هیچی ندارم که بپوشم

!‏شاید فکر کنی دارم اغراق می‌کنم

...‏از لحاظ احساسی، آمادگی این رو ندارم که

.‏مایک، من رو با لباس‌های تکراری ببینه

.‏فکر کنم این موضوع رو باید مارگو حل کنه

...‏درسته کوئنتین ولی اون

،‏با یک "هنرور" به "اِنکانتو آکولتو" رفته

.‏پس ناچار شدم بیام سراغ تو

More Farsi Persian subtitles for The Magicians

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left