The first 200 lines.
!اونها برگشتن
!آره
!"جیم" و "پَم"
پورتوریکو چطور بود؟رمانتیک بود؟- !آره،رومانتیک بود-
.آره،واقعاً بودش
!واقعاً بودش
!خیلی براتون خوشحالم
!پورتوریکو فوقالعاده بود
!وای خدای من!ماه عسل عالی بود
،با یه زن و شوهر دیگه توی هتل آشنا شدیم ."فرانک" و بنی"
.خیلی باهاشون میچرخیدیم
!"فرانک" و "بینز" !همیشه میخندونش
!"فرانک" و "بینز"
کسی اینجاست؟ کیه؟
.صدا میشنوم کسی اینجاست؟
!آره
.کسی اینجاست؟نمیتونم ببینمتون !چون کورم
!جیم" و "پَم" اَن مایکل"
واقعاً؟- .آره-
برگشتن؟
!پَم- .نه-
!و جیم
.سلام مایکل
.از وقتی اون حادثه برام پیشومد ندیدمتون .... همونی که افتادم توی
.استخر اسید.اول چشمام واردش شد...
.آدم کور
."آدم کور "مکاسکوییزی چطوری توصیفش کنم؟
....یه شخصیته که دارم روش کار میکنم
.که عدم دیدنش،توی همه جور دردسر میندازش
!زنهای توی کلاس بازیگریم ازش متنفرن
خب،چی واسمون آوردی؟
.یکم شکلات
دیگه چی؟
.فقط همین
.آها،بخاطر اینکه خیلی خرج عروسی کردین
.هیچ جا خونه آدم نمیشه
"اداره" قسمت ششم فصل ششم "
:مترجم سینارجبی.............................King_Sina
.این مکالمه دو گزینه مورد بحث داره
ببینم قبلاً وقت واسه صحبت کردن گرفتی؟
.شماره یک:وسایلت رو روی میز من نزار
.میز من جاخودکاریت نیست
.برام مهم نیست چقدر ترفیع بهت دادن
.که منو میرسونه به گزینه شماره دو
.هیچوقت رسماً بهت ترفیعت رو تبریک نگفتم
"!پس فقط دوست دارم بگم: " تبریک میگم
.واقعاً نشونه بافکریـته دوایت .ممنون
.خواهش میکنم
.توی شکم مرغابی،یه دستگاه شنود گذاشتم
،حالا میتونم جیم رو مشاهده کنم،ردش رو بگیرم !و نابودش کنم
.مثل یه داستان تخیلی
.فقط ایندفعه مرغابی،پوست ورغ رو زنده زنده میکنه
،والبته توی این نسخه
.دیگه "کایزر" نمیتونه نقد مثبت از روش برداره
.شرمندهاَم که این همه سال تورو اذیت کردم
.واقعاً اردک خوشتیپیه
.مرغابی
.خیلی خب،میرم باد بیاد
!هی- .هی-
.با خودمون یکم شکلات پورتوریکویی آوردیم
.کوکولِچه.خیلی دوستشون دارم- !ایول-
.همین بالا میزارم که همه ازش لذت ببرن
.بزار اول با مایکل هماهنگ کنم
.فکر کنم مشکلی نباشه
.منم همینطور،ولی بازم باهاش هماهنگ میکنم
.عالیه
!آخی،شرمنده.آخ
.اخیراً یه معشوقه گیر آوردم
.خب،خیلی عالیه .تبریک میگم
بانوی خوشبخت کیه؟
.مامان ِ پَم
چی؟- ."مامان پَم،"هلین-
یادته؟ توی عروسیتون؟
!داری باهام شوخی میکنی- درمورد چی؟-
!تو با مامان پَم سکس نکردی
!چرا ! خیلی هم زیاد
چه ماشینی میرونه؟
.یه کَمری سبز میرونه
.و صندلیهاش تا آخر پایین میاد
!تا آخر
!وای خدای من
!وای خدای من
چیه؟
،خیلی خب،هیچوقت به پَم نگو ....و دومندش
.خوبه.یه پیمان. یه پیمان
.اگرچه امشب مجبورم بشکنمش
.وقتی "هلین" و من سر شام به پَم همه چیز رو گفتیم
حالت خوبه؟
!وای خدای من
!هی،جیم- !الان نه،توبی! خدای من-
!ای بابا- !برو گمشو بیرون احمق-
چیکار کردم؟
.خیلی خب،تا اینجای کار،شام امشب رو کنسل کن
،و خواهشاً برای سلامتی جفتمون
.هیچ وقت،هیچوقت،هیچ وقت دوباره نبینش
.فکر کنم داری پَم رو دست کم میگیری
.فکر کنم بیشتر ار هرچیزی میخواد خوشحال باشم
.نه،نه بیشتر از همه چیز
....خیلی خب،من
.من با مامان اوضاعم خوبه- "بهش نگو "مامان-
.درست سر راهم به خونهست
!پس از یه راه دیگه برو خونه
.خیلی خب،از خیابونهای فرعی میرم
آخرین چیزی که تو دنیا میخوام،اینه که پَم رو !ناراحت کنم
.باشه،پس مشکلی نداریم
.آره
میشه زنگ بزنی قرار شامم رو از چهار نفر به دو نفر تغییر بدی؟
البته،راستی،اشکالی نداره .... یکم شکلات
که پَم از پورتوریکو آورده رو،بزارم این بالا؟
.البته،ممنون که پرسیدی
.پََم،مشکلی نیست
!بَه بَه
!فرانک و بینز
!فرانک و بینز
خب،حالا واسه مایکل کدومش رو بدیم؟
شیشه مشروب؟ یا ساعت صدفی؟
میدونی چیه؟میشه این آخر هفته رو فکر کنم روش؟
.پس شیشه مشروب رو میدیم
خیلی خب،اجازه هست؟- میدونی چیه؟-
.واقعاً سرم شلوغه،باید به اوضاع رسیدگی کنم
.و میدونم مایکل هم سرش شلوغه
پس شاید بهتر باشه زمانی این کارو بکنیم که .اوضاع یکم میزون تر باشه
.بیخیال،دو ثانیه طول میکشه
....نه،این
.فوقالعادهست .احساس میکنم یه پورتوریکویی واقعی اَم
.مایکل،درمورد رستوران باتوچیلی مشکلی نیستش
.رزرو رو به دو نفر تغییر دادم
.اِرین" نگاه کن"
!ایول- .آره-
!باتوچلی! به نظر مناسبت مهمی میاد
.آره،نه،کسی نیست
!نمیدونم،فکر کنم مایکل قرار داره
.نه- !آره،فکر کنم قرار داری-
.ندارم،ندارم- !بیخیال-
.فکر کنم بهتره بیخیالش بشیم
.چون ظاهراً نمیخواد درموردش صحبت کنه
.من لیاقت اینو ندارم بچه ها- .چرا ، داری-
.نه،ندارم- !طوطی رو وردار بیخیال شو-
.خیلی خب،برگردیم سر کارمون
.به هرحال میخواستم باهاش بهم بزنم
!چه بد- .نکن-
.پمَ،موضوع خیلی پیچیدهست
.خیلی چیزها هست که دخیله
.پیچیده به نظر میرسه
،آره،ولی اگه واقعاً از این آدم خوشت میاد
.پس باید ادامه بدی ببینی چی میشه
میخوای خوشحال باشم؟
.البته
.بخشی از مشکل اینه که مادر یه دوست نزدیکمه
!اوه
.بیشتر از یه دوست .یه همکار
!ایول! غیبت کی هستش؟
کیه؟
مایکل،کیه؟
کی؟
.چیزی نیست
.نه،نه،نه،نه
!نه،وای خدای من !وای خدا
!نه
.میتونست دوحالت پیش بیاد
.ولی هیچوقت توقع نداشتم که ناراحت بشه
.عصبی به نظر میای میخوای آرومت کنم؟
.باشه
×یه تخم مرغ روی سرته و سفیدش داره میاد پایین×
.سفیدش داره میاد پایین
.حس خوبی میده
×.یه چاقو تو کمرته و خون داره میپاشه بیرون×
.با مامان پَم خوابیدم .بعضی وقتها هم شام خوردیم
×.خون داره میپاشه بیرون،خون داره میپاشه بیرون×
.....میدونی،واقعاً خوشحال میشدم یه اطلاعی بهم میدادی
.که دوست داری با مامانها دوست بشی
.به مامان خودم معرفیت میکردم
چطور همچین کاری باهام کردی؟ !اون رئیسمه
چند دفعه از دستش،اومد پیشت غُر زدم؟
،نه،من فیلم بازی نمیکنم !تو دیوونه شدی
کی شکلات گرم میخواد؟
.ممنون
.دوایت یه مرغابی چوبی بهم داد،به عنوان کادو
.توش یه دستگاه ضبط پیدا کردم
،آره،با خودم گفتم اگه درست بازی کنم
میتونم کاری کنم که دوایت،بیرون صحنه فیلم برداری .فیلم ِ "گنجینه ملی" زندگی کنه
.باید بیشتر دراین مورد ناراحت باشی .اون الان دیگه مامان تو هم هست
.مامانت با مایکل اسکات میخوابه
اندی،میتونم یه ثانیه باهات حرف بزنم؟
!"البته رئیس "تن ماهی
چطور میتونم بهتون خدمت کنم؟
.نصیحتت رو لازم دارم
داشتم با خودم فکر میکردم بلیط .این اپرا رو واسه دوایت جور کنم
نظرت چیه؟
.تکخوانیش مسخرست- واقعاً؟-
چه فکری با خودت کردی؟
.میخواستم این یکی رو انتخاب کنم
،بزار یه چیزی بهت بگم،اگه بهش یکم هم احترام بذاری
.یه چیز بهتر میگیری
برنارد"؟ جریان چی بود؟"
میدونم،نه؟
داشتین درمورد چی حرف میزدین؟
.بهم اعتماد کن،فقط عصبانیت میکنه
،به دلیل حادثه اخیر
شرکت از همه شعبه ها خواسته که .... ایده هایی پیدا کنن
No comments yet. Be the first to leave one.