The first 200 lines.
.سلام به همگي!اينجا "کارلن کاکبرن" ـه !خوش اومدين به دالاس
!شما تنها کسي نيستين که برگشتين
"ناراحت, بي پول , خوار , "آماندا واين
,"دوباره برگشته پيش مامانش, "جي جي
!بعد از اينکه شوهر کَلاش و کلاهبردارش تو تصادف مُرد
آماندا" خودِ خودِ شيطانه"
ما دخترها که همچين ذوق زده نشديم از ديدنِ
.سردستهُ گروه تشويق کننده شيطاني ـه سابق
,اون ادعا مکينه که راه و روشش رو عوض کرده .اما هفته اول اون برگشت سر جاي اولش
...اون در حقيقت شوهر بهترين دوست من رو بوسيدش
!نه! "زک" تو بايد دست و پا بزني. خداحافظ
...يه کار هم تو رستوران "بوبي" گرفت
!من قدرداني ميکنم از کارفرمام
.و تحقير کردن من و عشقم
.خدا نگهدارِ "ريپ" و "کارلن" باشه
.فقط بخاطر اينکه ما اونجا رو داريم
حالا چقدر گناه اونجاست دقيقاً؟ .خودتون محاسبه کنيد
.آمين
.:: TV CENTER PRESENT ::.
.کارلين"؟ يالا , پيشي"
.تو کل هفته رو از اين تخت بيرون نيومدي
"نميتونم "ريپ
ميدوني, تو نبايد هرگز کليسا رو ,يک روزم تو زندگيت از دست بدي
و آوازي که تنهايي قراره ارايه بدي
من نميتونم صورتم يا استعدادمو
جلوي همه اون آدمها نشون بدم
.نه بعد اينکه "آماندا" "غاز خوشمزهُ" ما رو لو داد
آيه 31
"تو زنِ با فضيلتي هستي, فراتر از ارزش هزاران ياقوت"
ميدونم
,اما درمورد جايگاه ما در جامعه
يا اعتبارمون بعنوان چراغي روشنايي بخش پس چي ميشه؟
چيزي در مورد اين يکي تو کتابه نگفته
تو نميتوني رستوران "بوبي" رو نگهش داري
,پس بيا بريم "آماندا" رو از کار بيکارش کنيم
.اون نميتونه دوباره به من آسييب بزنه
من نميخوام "آماندا" رو بيرنش کنم
در حال حاضر ما به يه زنِ شکست خورده يه کار داديم
.اين کاريه که يک مسيحي انجام ميده
.دلت تنگ ميشه
.شارون" من امروز فقط نميتونم بيام کليسا"
,شايد تو بخواي بري مناجات
يه کم عبادت بخوني؟
"من نميتونم بزارم "زک
.تنهاييي با اون "آماندا"ي بي بندوبار بره کليسا
من بايد از ازدواجم در برابر اون عفريته محافظت کنم
خوبه. ميخواي چيکار بکني؟
کارلن", عزيزم" سعي کردم با يه چيزهايي
که سر حالت کنه يه سري بهت بزنم
اما "کارمليتا" گفت که تو کسي رو نيميبيني
الان بيارتشون
.اوه,نه. من نميتونم کليسا رو از دست بدم
يه گاوچرون سابقه دار, داره ,رو دالاس رو ترک ميکنه
و دنبال خالي کردن زمين 10,000 فوت مربع ـشه
لازمه که خودمو بهش برسونم
قبل اينکه بقسه آژانسهاي املاک روش دست بزارن
خب, معلومه که تو الويتهايي داري
.شايد اين دوستته
"----وا-- ,"کار
کريکت"؟"
"کارمليتا" به "کونسويلا" به سختي تمام هفته رو غذا خوردي
خانم "کارلن"؟
.درسته. من دارم داغون ميشم
گوش کن, ميدونم که تو قراره
سرود مخصوص جمع آوري اعانه
براي "آماندا" رو بخوني .....امروز صبح
ميدونم, فقط نميتونم اينکارو بکنم
خب, پس تو نبايد خودتو شکنجه کني, عزيزم
من ميخونمش
.کارمليتا",بيا اينجا ببينم"
.نمايش بايد ادامه پيدا کنه ياقوتام کجانم!؟
صبح بخير مامان
صبح بخير
ميري کليسا؟
قوانين خونه. اگه من اينجا زندگي کنم پس بايد برم کليسا ديگه
.و ... منم دوسش دارم
فوق العادست. "گوچي"ـه؟
.نه. "آرماديلو مارت"ـه
.ويل"! "لورا"! صبحونه"
اون مغازه عالي هستش به روز, ارزون
خب, پس براي اينکه صنعت مد رو جلو ببرن ....اونها بايد برن
اوزبکستان
من نميخوام تو براي نوه هام از مغازه اي که
کاهو ميفروشه لباس بخري
!صبح بخير
!صبح بخير .صبح بخير
اوه , ببين
"آرماديلو مارت"
رو مد نيست؟
سلام
"سلام ,"لوپه
.اوه. اوم, صبحونه ـت رو بخور
.هي, "لوپه" . امروز تعطيلي
يالا برو
من دارم در مورد لباسهايي که
بچه هاي تو باهاشون بايد برن به .اون موسسه مدِ "هيل سايد" الان
تو مطميناً نميخواي دخترت مارکِ
هاولينا" بهش بچسبه, حالا چيکار ميخواي بکني؟"
هاولينا" چيه؟"
يه خوک وحشي تگزاسي--- يعني,زشت شما نميتونيد خيلي سريع بکشينشون
برميگرده به زمانِ دوران ,دبيرستان مامانت
اون اسم دخترهاي خوشگل رو "روباه" گذاشت
و تمام دخترهاي نچندان خوشگل رو "هاولينا"
اونها ديگه اونکارو نميکنن, نه؟
اوه, آره. انجامش ميدن
عاليه
جي جي" ,چيکار داري ميکني؟"
جدول نشستن
از اونجاييکه مامانتون 18 سال پيش منو ول کرد و رفت
و شانس مادر بودنِ " دختر نمونه" رو از دست دادم
منم به افتخارش يه ناهار تدارک ديدم
.براي معرفيش به انجمن
!چقدر شيرين
شانس خوبيه که يه ذره تو جامعه باشي
.و شايدم يه کار درست حسابي پيدا کني
.مامان, بس کن .کارم من خيلي هم درست حسابيه
چرا ديگه "کارلن", "کريکت", "شارون" رو دعوت کردي؟
!مامان
,اوه, "کارلن" که مطميناً ديگه نمياد
بخصوص بعد اينکه
.چقدر خجالتش دادي تو کليسا , يکشنبهُ پيش
اوه, قيافه اش ديدني شده بود
...وقتيکه من به همه گفتم "غاز خوشمزه" واسهُ اونه
خدا, چقدر پرهيزگار
خب, از قرار يه نفر وصيتـش رو خونده
من فقط دورو بودنش رو پيدا کردم
اوضاع يه کم نيمه آرومه
!توي قصرِ "کاکبرن" ها
شايد چيزي سرش اومده
چيزي هيچوقت سر "کارلن" نمياد
بترس. .خيلي هم بترس
# مسيح, فرمون رو بگير #
# اونو از دست من بگير #
# چونکه نميتونم خودم انجامش بدم #
# من رها شده ام #
# پس شانس بيشتري بمن بده #
تا در امان باشم از جاده اي # # که درونشم
# مسيح, فرمون رو بگير #
# اوه #
ميدوني, در واقع اين خيلي بدجور باحالتر
از چيزيه که براي تو بخونتش
مسيح, فرمون رو بگير"؟" .مامان, شوهر من تو تصادف ماشين مرده ها
# اون گفتش , من متاسفم براي راه و روش #
# من زندگيم رو دارم #
# من ميدونم که شانس دارم #
# اما واسه الان همين امشب رو #
برو
# مسيح, فرمون رو بگير #
# اونو از دست من بگير #
# چونکه نميتونم خودم انجامش بدم #
# من رها شده ام #
# پس شانس بيشتري بمن بده #
تا در امان باشم از جاده اي # # که درونشم
# اوه, مسيح, فرمون رو بگير #
اوه, خانم "چسي" اونجاست يادت ميادش؟
اون رييس گروه موزه هستش
خيلي با نفوذه
و "فرانسوآ" و "بوفي" هم هنوز زنده ان. بيا بريم يه سلامي بگيم
!ببين کي اينجاست !اوه
!خودت و ببين با شکوه نيستش؟
مامانت بهم گفت دنبال کار ميگردي
اوه, خانم "چسي", نظر لطفتونه اما من الان کار دارم
شما خانمها يه لحظه ما رو ببخشيد
ممنون. الان برميگرديم
مامان, يادت مياد 18 سال پيش
وقتيکه خارج از شهر جيغ ميکشيدم؟
چونکه تو ميخواستي کنترل من رو بدست بگيري
مثل مادرِ توي نمايش "تنسي ويليامز" ؟
.ما اونجا بر نميگرديم دوباره
....من, اوه .مامان
يه چيزي رو کرواتت ريخته
مثل آب گوجه فرنگي ميمونه
سرکه
کاين"؟"
شکر قهوه اي
احتمالاً سس باربيکيو هستش
پنير بلو"؟"
بال مرغ؟
مشتريها دوست دارن واسه ناهار ."برن "غاز خوشمزه
بزار برم
حالا يه ذره قهوه ميخواي؟
نه
اما چرا يه فنجون واسه آماندا" نميبري؟"
.چه ايده خوبي, کدو تنبلِ من
اوه, من بايد ديدمو عوض کنم
اوه
"نه, "زک
..."آماندا", "آماندا" "و "هدر
چقدر خوبه تو الان دوست "آماندا" هستي
!"آواز تکيت خيلي قشنگ بود "کارلن
!اوه, ممنون !ميدونم
اوه, آره
خيلي خوب بود که ياد بچه هام انداختي
که باباشون تو تصادف ماشين مُرده
"آماندا", عزيزم, اشتباه ميکني "آماندا" تو نکته رو نگرفتي
پيغام اين آواز
تمام چيزهايي هستش که بايد مسيح کنترل تقديرشون رو بدست بگيره
در مورد تو, اون فقط خواست خدا بود
که فرمونت رو بگيره و چپه بشه
اون تورو هدايتت ميکنه ....جاييکه تو بايد بري
No comments yet. Be the first to leave one.