Zorro

Zorro

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Zorro 1957 S02E33 Invitation to Death 1080p DSNP WEB-DL AAC2 0 H 264-XiBiU
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 33 Zorro.1957 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-22
Downloads: 14
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 172 lines.

می‌خوام یه سؤال جالب ازتون بپرسم

حالا که شما کفیل فرماندار هستین،

اگه فرماندار واقعی فوت کنه، چی میشه؟

متوجه نمی‌شم.

خب، سؤال خیلی ساده‌ای هست.

چرا می‌پرسین؟ آه، فقط کنجکاوم.

اگه فرماندار واقعی از دنیا بره،

شما مستقیماً فرماندار نمی‌شین؟

اوه، نمی‌دونم، من... فکر کنم شاید بشم.

و خب، اگه شما از فرماندار بودن خوشتون میاد، این، اِمم...

زمان مناسبی نیست که فرماندار پیر از دنیا بره؟

سینیور لاریوس،

امیدوارم فقط از روی بیکاری حرف می‌زنید.

این عجیب شبیه خیانت به نظر می‌رسه.

استودیو والت دیزنی تقدیم می‌کند: زورو، با بازی گای ویلیامز.

توجه!

هی! توجه! مزرعه دلا وگا!

توجه!

چی شده؟ تصادفی پیش اومده، سینیور.

چه جور تصادفی؟ عالیجناب، فرماندار...

اسب‌ها رم کردن، کالسکه واژگون شده.

حالش خیلی بده؟ مطمئن نیستم، آقا. شاید فوت کرده باشه.

لطفاً، آقایان، دارن ایشون رو اینجا میارن.

میشه براش یه تخت آماده کنید؟ - بله.

میتونیم اونجا موقتاً یه تخت آماده کنیم. - ممنون.

تو، پتو و آب بیار.

خدمتکار ما. نه می‌شنوه نه حرف می‌زنه.

فرماندار تصادف کرده.

تا من لباس بپوشم و دکتر رو بیارم، یه تخت تو سالن آماده کن.

آروم، رفقا. مستقیم ببریدش تو مزرعه.

حواستون باشه. آروم، آروم. مواظب باشین، رفقا.

حرف کاپیتان رو شنیدین. ببریدش تو مزرعه. تند. تند.

برای یه چیز خدا رو شکر می‌کنم، عزیزم،

که تو موقع حادثه با پدرت سوار نبودی.

حالش خوب میشه، نه؟ اون...

عزیزم، نمیخوام نگران باشی.

بگذاریدش زمین. همینجا.

آروم اونجا. بیشتر از این تکونش ندین.

نزدیکترین دکتر کجاست و چقدر طول میکشه اینجا بیارنش؟

پسرم، دیگو، در اسرع وقت اونو اینجا میاره.

ممنون.

خوبین، پدر؟ چطور حس می‌کنین؟

مثل یه تخم مرغ...

که تازه هم زده شده.

مضحکه که بهش بگیم حادثه.

من متقاعد شدم که این یه تلاش برای قتل با خونسردی بوده.

وقتی شنیدم چی شده، این اولین فکرم بود.

به کسی خاصی مشکوکین؟

گروهی از مردان مخالف فرماندار هستند،

مخالف اتحاد ما با اسپانیا.

این مردان به عالیجناب هشدار داده بودن که به جنوب نیان.

از "رباتو"ها حرف می‌زنین.

اسمشون رو شنیدین؟ - بله. شایعاتی شنیدیم.

متاسفانه عالیجناب با بعضی از مردم ما خودش رو محبوب نکرده،

با درخواست سوگند وفاداری به اسپانیا.

اینو میفهمم، اما...

سؤال اینه که میتونین چیزی رو ثابت کنین؟

میتونین برین جلوی یک قاضی و بگین:

"این یه تلاش عمدی برای قتل بود و این مردان این کار رو کردن"؟

رباتوها بچه نیستن، دیگو. اونا آماتور نیستن.

اونا تو میدان شهر ظاهر نمیشن و به عالیجناب شلیک کنن،

و بعد اونجا با هفت‌تیرهای دودکننده تو دستشون بایستن،

تا شما بتونین تمام مدارک لازم رو علیهشون داشته باشین.

شاید هیچ مدرک واقعی نباشه، اما کاملاً واضحه

که این حادثه همینجوری اتفاق نیفتاده.

من در این مورد بحث نمی‌کنم. من فقط یه سؤال پرسیدم.

و حتی اگه اونا از کشتن عالیجناب فقط با فاصله کمی جا موندن،

باز هم اونو از برگزاری جلسه‌اش در لس‌آنجلس بازداشتن.

دکتر چی میگه؟ خب، هنوز زوده که مطمئن بشیم.

پاش شکسته. ممکنه جراحات دیگه هم داشته باشه.

متاسفم، دون آلخاندرو،

ممکنه مجبور بشیم برای مدتی مزاحمتون بشیم.

حرفاتو عاقلانه انتخاب نمی‌کنی، فرزندم. این افتخاره، نه مزاحمت.

تعجب میکردم زندگی تو مزرعه فرماندار چطور میتونه باشه.

و حالا، آقایان، اگه اجازه بدین پدرم میخواد باهاتون حرف بزنه،

و دکتر هم همینطور.

اوه! اگه قرار باشه به هر حال بمیرم،

خدایا رحم کن، بذار قبل از اینکه بازم از اون چیزا بخورم، بمیرم!

به این راحتی از زیرش در نمیرین.

سینیوریتا گفتن مایلید ما رو ببینید. - بله، سینیور.

یه سری مسائل هست که بهتره همین الان حل و فصل بشن.

این یه معجزه است که عالیجناب اصلاً زنده‌ان.

و اگه بخوایم اون معجزه رو حفظ کنیم،

لازمه که ایشون رو آرام نگه داریم و از هرگونه مسئولیتی آزادشون کنیم.

ما هر کاری بتونیم انجام میدیم.

البته، ایشون تا زمانی که کاملاً بهبود پیدا کنن، همینجا میمونن.

حالا، چیزی هست که عالیجناب مایلن به همه شما بگن.

و من فکر می‌کنم که در این شرایط،

باید به ایشون اجازه داده بشه که برای آسودگی خاطرشون این رو بگن.

آقایان، من...

از علاقه و نگرانی شما سپاسگزارم.

اما اتفاقی که برای من میفته، به اندازه اتفاقی که برای کالیفرنیا میفته، مهم نیست.

امروز قرار بود در جلسه‌ای در لس‌آنجلس شرکت کنم،

تا مردممون رو ترغیب کنم که دوباره

وفاداریشون رو به اسپانیا تأیید کنن.

جلسه میتونه به تعویق بیفته عالیجناب.

مردم قطعاً درک خواهند کرد.

نه، نه، آقایان.

تاریخ فقط به خاطر اینکه یک مرد پیر به بستر بیماری افتاده، متوقف نمیشه.

جلسه برگزار خواهد شد.

استاندار آنجا خواهد بود.

و شما، سروان، فرماندار خواهید شد.

اما... اما عالیجناب، من...

آه، من آماده نیستم آقا... منظورم اینه که خیلی چیزا هست.

شما دستیار فرماندار هستید، مگر نه؟

بله. شما بیشتر آشنا هستید با...

فعالیت‌ها و وظایف او تا هر کس دیگری که می‌توانست منصوب کند.

افراد وفادار زیادی پیدا خواهید کرد که حاضرند به شما کمک کنند.

فقط کافیه بخواهید. شما از پسش برمی‌آیید، فیلیپه.

نمی‌خواستم از شما بخواهم اما کس دیگری نیست.

این...

این فرصتی برای شماست تا نشان دهید چه کاره‌اید.

تا ایمان مرا به خودتان اثبات کنید.

ممنون، عالیجناب.

جلسه را امروز طبق برنامه برگزار کنید، فیلیپه.

کارها را به جای من ادامه دهید.

به شورشی‌ها نشان دهید که نمی‌توان جلوی ما را گرفت.

از حالا به بعد، شما فرماندار موقت کالیفرنیا هستید.

مسئولیت سنگینی است عالیجناب.

تمام تلاشم را می‌کنم.

و حالا، آقایان، بیمار به استراحت نیاز دارد.

کتابخانه‌ی ما اینجاست. شاید برایتان مناسب باشد...

که از آن به عنوان دفتر کار استفاده کنید، عالیجناب.

واقعاً لازم نیست مرا عالیجناب خطاب کنید.

من فقط یک سروان هستم. من موافق نیستم.

شما فرماندار موقت کالیفرنیای اسپانیایی هستید.

و باید با شما بر همان اساس رفتار شود.

این موضوع سلیقه شخصی نیست. این یک موضوع سنتی است.

آه.

خب، آقایان، ما نمی‌خواهیم حوادث بیشتری...

برای عالیجناب در حالی که در بستر بیماری هستند، رخ دهد.

من دستور می‌دهم این اتاق همیشه تحت شدیدترین نگهبانی نظامی باشد.

و حتی من هم با برخی از استدلال‌های شورشی‌ها موافقم!

اسپانیا در ده سال گذشته کار زیادی برای کالیفرنیا نکرده است.

اما اجازه دهید یادآوری کنم که کشور مادر درگیر جنگ بوده است...

در حال نبرد برای بقای خود.

آیا حالا وقت آن است که بپرسیم "برای ما چه کرده‌اید؟"

ما باید بپرسیم "ما برای شما چه کاری می‌توانیم انجام دهیم؟"

او حق دارد.

به عنوان فرماندار موقت کالیفرنیا...

من دلیلی برای شک به وفاداری و میهن‌پرستی شما ندارم.

لطفاً با امتناع از سوگند وفاداری، به من دلیلی ندهید.

عالیجناب. -بله.

من آن را افتخار و امتیازی خواهم دانست...

که اولین نفر در لس آنجلس باشم که وفاداری خود را به تاج و تخت دوباره تأیید می‌کند.

ممنون، دون آلخاندرو.

آقایان.

من حرفم را زدم. حالا نوبت شماست.

بدین وسیله تأیید می‌کنم... بدین وسیله تأیید می‌کنم...

وفاداری‌ام را به کشورم، پادشاهم و پرچمم.

وفاداری‌ام را به کشورم، پادشاهم و پرچمم.

با اذعان به وظیفه خود در دفاع از هر یک.

با اذعان به وظیفه خود در دفاع از هر یک.

در برابر هر گونه دشمن داخلی و خارجی.

در برابر هر گونه دشمن داخلی و خارجی.

عالیجناب خوب سخن می‌گویند.

اجازه دهید. مانوئل لاریوس از سن لوئیس ری.

شما از خانه خیلی دور هستید، آقای لاریوس.

بله.

همه جای کالیفرنیا یکی است.

می‌توانید اینجا هم سوگند یاد کنید، مثل سن لوئیس ری.

مایل هستم یک سؤال جالب از شما بپرسم.

و سؤال چیست؟

حالا که شما فرماندار موقت هستید...

چه اتفاقی می‌افتاد اگر فرماندار اصلی از دنیا می‌رفت؟

مطمئن نیستم که متوجه شدم.

خب، سؤال خیلی ساده‌ای است.

چرا می‌پرسید؟ اوه، فقط کنجکاو بودم.

اگر فرماندار اصلی از دنیا می‌رفت...

آیا آن‌وقت شما مستقیماً فرماندار نمی‌شدید؟

آه، نمی‌دانم، من... فکر می‌کنم شاید بشوم.

و، امم، اگر شما فرماندار بودن را دوست داشته باشید، آیا این، امم...

Zorro subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left