Black Sunday

Black Sunday (La maschera del demonio)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Black Sunday 1960 1080p BDRip x264 Dan
A Commentary by daniiial

Tags

bdrip
bdr
x264
1080
BDR
Published on: 2019-01-04
Downloads: 58
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

در قرن هفده شیطان در زمین سکونت گزیده بود و خوبی آن خشم بر آن موجودات غول‌پیکر بود

تشنه به خون انسانی

که قدیمی‌ها نام «خون‌آشام» را بر آن‌ها نهادند

هیچ جذابیتی برای خوار شمردن و رحم نبود

برادران برای متهم کردن یک‌دیگر درنگ نمی‌کردن

و پدران پسران را متهم می‌کردند

در تلاشی آتشین برای پاک کردن زمین از این رقابت وحشتناک

از قاتلین خون‌خوار

ولی قبل از کشتن آ‌ن‌ها

عدالت انسانی بر عدالت الهی پیشی گرفت

با سوزاندن‌شان به گوشت‌هایی از آن نفرین‌شدگان

جنس شیطان

آسا دختر خانه‌ی وايدا

این دادگاه بزرگ از استنطاق ملداویا

تو را گناهکار دانسته است

من، پسر دوم پرنس وايدا

به عنوان داردس بزرگ تو را محکوم می‌‌کنم

و به عنوان برادرت تو را انکار می‌کنم

اعمال شیطانی زیادی برای ارضای عشق هیولاییت انجام داده‌ای

برای آن برده‌ی شیطان: ایگور ياووتیچ

باشد خدا در این مسئله بر تو رحمی کند ، ساعت پایانی تو

صورتش را با ماسکی از شیطان بپوشانید

تصویبش کنید

باشد تا شعله‌های تطهیرکننده بدنش را به خاکستر تبدیل کند

تا باد هر گونه اثری از وجود داشتنش را محو کند

نه...نه!

نه

گریابی

این چیزی است که من از تو انکار می کنم

و با یاد شیطان من بر تو نفرینی می کنم

یالا برو

من رو با میخ چوبی باز کن

ولی تو هیچ‌وقت از گرسنگی من نمی‌توانی فرار کنی، نه تو نه شیطان

عناصر رهاشده از قدرت‌های تاریکی در مخفی‌گاه پنهان شده

حواست باشه گریابی

انتقام من تو و خانه‌ات را تکذیب و غیرقابل دیدن می‌کند

و در خون پسرانت و پسران پسرانت

من تا ابد زندگی خواهد کرد

آن‌ها زندگی که تو از من دزدیدی را برمی‌گردانند

من باید به هنگام شب برای شکنجه و نابودی بازگردم

همچنان که دستور توسط شیطان داده شد

خشم ناگهانی عناصر شعله‌های تطهیرکننده را خاموش می‌کند

مردم وحشت‌زده به سرعت از مکان نفرین شده فرار کردند

و برای تمام آن شب، کلیسا هم‌چنان به زنگ زدن پرداخت

تا روح‌های شیاطین را دور کند

وقتی که خشم بروز داده شد

بدن یاویوتیچ با زمین نامقدس پوشیده شده

در مکانی دفن شده مختص قاتلین

و بدن آسای عجوزه، در قبرستان اجدادش است

!کاسکه چی! کالسکه چی

چقدر تا تقاطع میرگورود مونده؟

شش صىد يا هفتصد متر قربان

شنیدید قربان؟

اگر در میرگورد توقف کنیم، تا عصر ممکن نیست به موسکو برسیم

مهم نیست، می‌تونیم شب رو تو یه مهمان‌خانه‌ی میرگورد بمونیم

چه قزل‌آلای دودی خوبی و ودکای محشر

همه‌ی ما در انجمن فردا خواهیم بود

ولی این‌جوری سخنرانی افتتاحیه رو از دست می‌دیم

چه بد، دکتر بلیستانوو از سنت‌پترزبورگ و دکتر استینر از وی‌ینا آنجا خواهند بود

چه مدته که مدرکت رو گرفتی؟

سه ساله پروفسور، من برای دو ساله با شما هستم

وقتی که به اندازه‌ من در این حرفه باشی

یاد می‌گیری که تمام سخنرانی‌های این کنفرانس‌ها رو با شور و نمک ریختن بگی

کالسکه‌چی، وایسا

اولین جاده رو برو، کوتاه‌تره

پر از سوراخه، هیچ‌کس ازش استفاده نمی‌کنه

من میفهمم، تو از جادوگر می‌ترسی

ترساندن من خیلی آسان نیست

من در طول جنگ با ناپلِئون جنگیدم

ولی حقیقتش رو بگم

ترجیح می‌دم با یه فرانسوی نفرین شده مواجه بشم

تا با یه روح ملاقات کنم

این باعث میشه همه چیز رو در مورد ارواح فراموش کنی‌ بیا

یالا الان، بریم

زوزه‌ی چیه؟

هیچی نیست، فقط باد بین درختانه

- چی شد؟ - شاخه‌های درخت قربان

شاخه به حرکت در آمد و سعی کرد من رو خفه کنه

سعی کن با اون ودکا خودت رو خفه نکنی، حالا تکون بخور

چرا انقدر عجله داره؟

خب بین انعام من و ترس اون

اوه

اوه چه بساطی، ای بهشت عزیز

بهشت عزیز، از بین تمام مکان‌ها برای رخ دادن این اتفاق

- اوه - جدیه؟

نه نه، خوشبحتانه خودش افتاد

خیلی زود برش می‌گردونم

- فقط یه دقیقه - خوبه

بی شک اینجا خیلی فضای شادی نداره

اون صدای عجیب غریب

از اونجا میاد، ببنیم چیه

اونجا، میبینی؟

فقط باده که به این لوله خراب میخوره

چه اتفاقی داره میفته سرورانم؟

چیزی نیست، به کارت ادامه بده

بیش از یک هزار سال مقابله، نفرت‌ ورزیدن و عشق ورزیدن

همگی به خاکسترهای داخل این قبرها بدل گشت

هیچ چیز از اجداد پرنس وایدا باقی نمی‌ماند

جز سایه‌های مرده‌ی شکوه‌های سابقشان

تاریخ اجداد مولداویا در این سنگ‌ها کنده‌کاری شده

آندره بیا اینجا

این عجوزه‌ی دوران اسطوره‌ی قدیم است

این ماسک برنز رو می‌بینی؟

این همیشه جایگرین چهره‌ی یک عجوزه‌ی محکوم میشه

تا او بتونه تا تمام ابدیتش برای چهره‌اش بپوشاند، چهره‌ی شیطان را

چرا یه پنجره هست؟

ترسیدند که شاید عجوزه دوباره برخیزه

و یک مسیر قابل دید بهش رو از شیشه ایجاد کردند

تا ابد میخ‌شده به قبرش میمونه

- شگفت انگیز - سرورانم

سرورانم کجایید؟

یکی بهتر می‌بود میومد و به من با این چرخ کمک می‌کرد

لطفا من رو در این مکان شیطانی تنها رها نکنید

تا حد مرگ ترسیده

برو و کمکش کن، من میخوام یه نگاه به این اطراف بندازم

راستش رو بگم، ترجیح میدم بیرون باشم

نه تنها اینجا هیچ هوایی نیست بلکه خیلی هم دل‌گیره

پروفسور؟

پروفسور کروایان، چه شد؟

- چرا شلیک کزدی؟ - اینجا رو نگاه کن

اون هیولا به یه دلیلی به من حمله کرد

خیلی عجیبه

معمولا خفاش‌ها از انسان‌ها گریزانند و خجالتی‌اند

بیاید از اینجا بریم پروفسور، وضعمون بیرون بهتر خواهد بود

وگرنه کالسکه‌چی راضی خواهد کرد که حق باهاشه

صبر کن

داری چیکار می‌کنی؟

بعد از دو قرن همچنان سالمه

اوه خودت رو بریدی

راست می‌گی، متوجه نشده بودم

حتما خرده شیشه‌ای چیزی بوده

فقط یکی دو قطره خونه، همین

اون چشم‌های خالی به نظر می‌رسه داره ما رو نگاه می‌کنه

خیلی خب، خواهیم رفت

تو کی هستی؟

چی می‌خوای؟

من پروفسور چوما کروایان هستم و اینم دستیاره

آندره گوروبک

داشتم در پارک قدم می‌زدم که صدی شلیک شنیدم

چه شد؟

یه خفاش رو اون پایین در سرداب کلیسا کشتم

شما باید ما را ببخشید که از آزادی ورود به کلیسا استفاده کردیم

ولی ما فکر کردیم که این یک خرابه‌ی متروکه است

می‌خواستیم حس کنجکاوی‌مان رو ارضا کنیم

اینجا همه چیز خیلی عحیب و مرموز هست

همه چیز قراره خراب بشه

پدر من، پرنس وایدا، حتی از تعمیر این کلیسای قدیمی امتناع میکنه

از دید اون این مکان یک نفرینه

سرورانم چرخ تعمیر شده است و می‌تونیم بریم

خیلی خب، داریم میایم

ما رو ببخشید پرنسس، ولی ما باید بریم

ما همچنان 500 متر تا میرگورد فاصله داریم

شب رو اونجا می‌گذرانیم

اگر ناراحت نمی‌شی، من بدرود نمی‌گم

شاید باز هم رو ببینیم

بله...

من بهت اعتماد می‌کنم که شب خوبی را در...میرگورد می‌گذرانی

خب، طلسم شده؟

چه اندوهی در چشمانش بود

ولی ببین

آه، یک سوغاتی از عجوزه

انگار یک صدا داره قطع میشه

- اون چیه؟ - گرگ ها

برای همین بود امروز در جنگل هیچ ردی نمی‌تونستم از گوزن وحشی پیدا کنم

نه به نظر می‌رسه یه چیز دیگه اون بیرون باشه

اونا گرگ نیستن

شیر دال حرکت کرد شیر دال: حیوانی افسانه‌ای که نیم بدنش شیر و نیمی دال

کنستانتین! کاتیا

- چی شده؟ - پدر

- اینجوری نقاشی نشده بود - چی؟

قبل زنده بود، الان مرده

- چی داری می‌گی؟ - مطمئنم

پدر راست می‌گه، قبل در این حالت نبود

کاتیا، اون پرتره همیشه روی تو تاثیر غریبی داشته است نمی‌دونم چرا

مثل شعله‌ای میمونه که نمی‌تونه فرار کنه

یه چیز سر زنده‌ای درش وجود داره

چیزی متفاوت در مورد چشمان و دستان

انگار داشته چیزی رو پنهان می‌کرده

گاهی می‌ترسم برم نزدیکش

کاتیا

شاید کنستانتین درست میگه

حتما داشتم خیال‌پردازی می‌کردم

دیگه در این باب چیزی نخواهیم گفت

چقدر سرده

یه سردی بنظر میرسه از مکان آتش‌سوزی امشب بیرون اومد و به استخوان‌هام رخنه کرد

چرا یکم نمی‌خوابی پدر؟ چشمانت خستست

نه چشمانم خسته نیست

روحم خسته هست

شما دوتا برید بخوابید، میخوام تنها باشم

شب خوش

شب خوش

- شب خوش سرورم - نه صصبر کن ایوان

تو چندین ساله که در این خانه خدمت کردی

من اینجا به دنیا آمدم قربان

امروز مهمانی سنت جورج است

تو باید افسانه‌ی نفرینی که در این قلعه جا خوش کرد رو بدونی

دو قرن پیش در چنین روزی، دو نفر بخاطر اعمال جادوگری اعدام شدند

پرنسس آسا و همراهش، پرنس یاووتیچ

و با میخ بر صورتشان ماسک شیطان زده شد

صد سال بعد دوباره در روز سنت جورچ

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left