The first 200 lines.
هُش. هُش
هُش
میدونی اینی که اینجاست خیلی ناخوشاینده، مگه نه، پسرجون؟
عینک بنجل
یه مشت مزخرف
...واقعاً اونقدر احمقی، آقای گود
که سواری کنی به سمت یه مانع؟
یا اونقدر باهوشی؟
...در هر صورت
حتماً پیش خودشون فکر کردن قطعاً توی چنگشون دارنـت
اونجوری که مجبور بودی ...ازش سواری بگیری
حیوون بدبخت حتماً وضعش خيلي بد بوده
امکان نداشت زنده بمونه
واسه همین خلاصـش کردی
ولی حالا تو بودی که اونا رو توی چنگـت داشتی
هفت نفر تو یه چشم بههم زدن كُشته شدند
و حتی قبل از اینکه نقشِ بر زمين بشن، مُرده بودن
به جز یکیشون
گمون میکنم بعد از اون قضایا ...خیلی دلسرد شدن
و زدن به چاک
...ولی البته
برگشتن
حتی قبل از اینکه شروع بشه تموم شده بود
جريان رو ديدي؟
بهقدر کافی دیدم
...برو
همونطوری که بنظر میاد بوده؟
یه نفر کُل گروه رو فراری داده؟
اگه تیراندازی طرف رو میدیدی تو هم بودی فرار میکردی
الان دیگه همهشون اعدامیان
ناواهویی هستی؟
شوشونیام
شوشونی؟
پس اینجا چه غلطی میکنی؟
سوای غافلگیرکردن من
زندگی میکنم
هیچ شکاری توی کوچگاه نمونده
و من غافلگیرت نکردم
تو منو ندیدی
حتی همین الانـش میتونی منو ببینی؟
خیلی هم خوب میتونم ببینم
واسه همین اون پایین تقریباً اون اسب مُرده رو چپه کردی؟
مردی که اون تیراندازیهای ...استثنایی رو انجام داد
خاطر داری چه شکلی بود؟
شبیه مرگ
میشه دقیقتر بگی؟
هوم
هوم»؟»
هوم» چی؟»
تو روحـت رو از دست دادی
زيرنويس از هـومـن صـمـدی و عـرفـان Raylan Givens & €rik
،فرانک گریفین توی آركانزاس متولد شد
ولی توسط مورمونها توی یوتا بزرگ شد
،وقتی کودکی بیش نبود عضوی از مردمان فنچر شد
همون قومی هستن که در 1854 توسط سرخپوستها قتل عام شدن؟
،کار مورمونها بود ولی انداختن گردن پایوتها
هوم، طبق گفتهی پایوتها
منظور اینه که، بنظر میاد گریفین از وقتی روی گود تنهاش گذاشته
کنترلشو از دست داده
اصلاً کنترل زیادی هم نداشت که بخواد از دستـش بده
...مارشال
سپاسگزار نگرانیـت برای ،سلامتیـم هستم
،ولی همونطور که شاید متوجه شده باشی من یکی دو تا آدم خوب کنارم دارم
سلامتی شما سر سوزنی برای من اهمیتی نداره
اون زنهای توی لابل هستن که منو نگران میکنن
،همونطور که میدونید
اونا اونجا فقط همون یه قانون رو دارن
اگه بتونی طرف رو قانون صدا کنی
،اگه بتونم ازتون درخواست کنم، قربان ،تا موقعی که بتونم گریفین رو بگیرم
،افرادتون رو اين نزديكي نگه دارين
قطعاً نگرانیـم رو کم میکنه
چیزی برای نگرانیـت وجود نداره، مارشال
،آقای لوگان که اونجاست ،سرپرست گروه حفاظتیـم
اکنون درحال جمعآوری تمام افراد مورد نیازه
بهنظر من که اکنون درحال خوردن صبحونهـشه
مارشال، اتحادیهی استخراج جیوه
،حالا مالکیت مطلقی در زمین لابل داره
که باید اضافه كنم، دارای مقدار قابل توجهی سنگ معدنـه
و ما قصد داریم همونطور که به تمام سرمایهگذاریهامون رسیدگی میکنیم، بهش رسیدگی کنیم
همونطوری که به کرید رسیدگی کردید؟
در تعقیبـت موفق باشی، مارشال
يه كيلو آرد
پونصد گرم بیکن
یه پونصد گرم دیگه قهوه
دو جعبه فشنگ واسه وینچستر
44 میلیمتری؟
اگه میشه، 95-15
بوفالو شکار میکنی؟
چطور؟ بوفالویی دیدی؟
،اون خمره رو بشکنی، دختر
!باید پولشو بدی
برادرت کجا فرار کرده؟
اگه بهت نگفته، قطعاً منم نمیگم
،وقتـشه از اون نشان دست بکشه اینطور فکر نمیکنی؟
!خدا لعنتـت کنه، دختر
!گفتم بهش دست نزن
...حالا، ازت میخوام
یالا. دوباره سرش داد بزن
اون مُخـش سر جاش نیست
خودتم اگه همینطوری به هول کردنـش ادامه بدی، به همون وضع دچار میشی
آبنبات رو هم برمیداریم
،عمه مگی
اون خانومه اصلاً لباسی تنـش نیست
نه، نیست
فكر ميكنه داره چيكار ميكنه؟
بهنظر میاد داره ميذاره اعضاي تناسليـش هوا بخورن
شنیدم که یه میلیون دلار میارزه
شوهرش توی برلین کارخونهی آبجوسازی داره
نقل مکان کردن به مکزیک تا یه کارخونهی دیگه باز کنن
اون عقلشو از دست داد و فرار کرد
شوهرش توی کار آبجو بوده؟
اونطور که بهم گفته شده
صد حیف که توی کار معدن نبود
یالا، بچهها
اینا چیان دیگه؟
اینا چیان دیگه؟
اول من پرسیدم
ویلیام! یاپیغمبر! یارو رو به حال خودش بذار
اصلاً کجا زندگی میکنه؟
نمیدونم
!هـی! مری اگنس
بسیارخب
بکِشـش بالا
!تراکی
هُش
بخواب
هُش
هُش
در رو باز کن، پسر
چی؟
!در لعنتی رو باز کن
خداحافظ، سگ ولگرد
هُش
خوبه که دوباره میبینمـت، پسر
اوناهاشش
مهمون دارید
برای آقای وارد اومدیم
صبر کن
چه کار بیشرمانهای انجام دادی
اونطوری یه مرد رو از زندان فراری دادی
خب، وحشتناکـه
عصبانی هستی چون به فکر خودت نرسید
،حالا برام الم شنگه به پا نکنید
ما هم اتفاقی که دیشب افتاد رو فراموش میکنیم، بسیارخب؟
آقای وارد؟
خیلی محترمانه ازت درخواست میکنم
که یکی از این دو گاریای که اینجا هست رو انتخاب کنی و سوارش بشی
حالا، دوباره ازت درخواست نمیکنم
خانومها، یه معاملهای باهاتون میکنم
بذارید اینجا بمونه و بهم کمک کنه تمام این اسبها رو رام کنم
و کُلشون رو بهجز ششتاشون 4500 تا بهتون میفروشم
میشه واسه هرکدوم 100 تا كمتر
فقط شش تا نگه میداری واسه خودت؟
وقتی کارم تموم بشه، جول و پلاسمو جمع میکنم و میرم به خونهم در بوستون
،اینجا هیچوقت خونهی من نبوده و به لطف شما، هیچوقت هم نخواهد بود
... خانم، متأسفم، ولی نمیتونم بهتون اجازه - 4450 تا -
قبوله - لعنتی، مری اگنس -
کلانتر از این قضیه خوشحال نمیشه. ابداً
کلانتر که اینجا نیست
...وایتی
...یا با این قضیه همراهی میکنی
یا اینکه دوباره زندانیـت میکنیم
چیه، فکر میکنی فرزتر از منی؟ - نه، مطمئنم که فرزترم -
عمراً
میخوای دوباره امتحان کنی؟
میشه به شماها یه قهوه تعارف کنم؟
خیلی خوب بهنظر میاد
!مارشال
!دو کلمه حرف بزنیم
پسرم، برو واسه خودت آبنباتی چیزی بگیر
برو دیگه
میخوای بشینی؟
خواهش میکنم
حالا، شنیدم داری میری به اولهگرند تا سرهنگ لوئل رو ببینی
اگه تو شنیدی، پس باید حقیقت داشته باشه
.جف لوئل مرد خوبیـه یه بار باهاش مصاحبه کردم
این دیدارتون ربطی به اتفاقی که توی کرید افتاد، داره؟
الان داری با منم مصاحبه میکنی، آقای گريگ؟
اگه میخوای فرانک گریفین ...رو پیدا کنی
باید بشناسیـش
باید از طرز فکرش باخبر باشی
و باید بدونی داستان اون و روی چطوری شروع شد
...و برای دونستن تمام اون چیزها
باید بری با خواهر لوسی کول صحبت کنی
خواهر چیچی؟
لوسی کول
،توی شهر موزس زندگی میکنه
نزدیک مرز اوکلاهوما
اون چه ربطی به قضایا داره؟
خب، اون روی گود رو از وقتی بچه بود تا زمانیکه 15 ساله شد، بزرگ کرد
و فکر میکنی ممکنه برگرده اونجا؟
همین الانـش برگشته
یه راهبه اونجا دیدهتـش
همين چندهفته پیش
یاپیغمبر! مگه چندتا راهبه توی موزس هست؟
خب، لوسی واقعاً که یه راهبه نیست
در هر صورت، نه از لحاظ معنوی
بهواسطهی موهبتی که همیشه، خب بیشتر خواهرانه بوده، اسم خودشو
«گذاشته «خواهر
اگه بدونی منظورم چیه
No comments yet. Be the first to leave one.