My Story

My Story (മൈ സ്റ്റോറി)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

My Story 2018 All Web Farsi
My Story 2018 720p WebDL BollyCine Exclusive
My Story 2018 1080p WebDL x264 AAC BollyCine Exclusive
My Story 2018 (Original) Proper 720p WEB-DL TamilMV
My Story 2018 WEB-HD - 1080p TrUe - TamilRockers
A Commentary by Bollywoodiha
کاملترین ترجمه تخصصی - WebHD

Tags

web
1080
HD
Web-DL
web-dl
WEB-DL
720p
720
Published on: 2019-12-19
Downloads: 24
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

"داستان‌ها"

"داستان‌هايي که در صفحه زندگي شکفته شدند"

"آن داستان‌ها را در گوش‌ـت زمزمه مي‌کنم"

"با فونت سياه و سفيد"

"زمانه در حال ثبت کردنش است"

"اشک‌ها و روياهايم"

"لبخندها و حقايق و دروغ‌هايم"

براي اينکه تو داستان را بداني" "همه آنها گرد هم آمدند

"به مانند ابري از سکوت در حال گريزم"

"بذار داستانم رو بهت بگم"

"داستان من"

"داستان من"

"بذار داستانم رو بهت بگم"

"داستان من"

"داستان من"

درمورد خودت هيچ رويايي نداري؟

چند تا اميد زيبا که به هيچکس نميگي و واسه خودت نگه‌شون ميداري؟

با اون رازهايي که آدم تو کل زندگيش ...به هيچکس اعتراف نمي‌کنه

هر شخص از ديگري متمايز ميشه

در دل يه پسر معمولي روستايي

فيلمنامه يه فيلم، اينجوري شروع ميشه

بدون اطلاع خودش...

تو واقعا خوش شانسي پسرم

خدا همراهته

ببينيد اين دو تا دايره رو ديدين؟

تو 19 سال گذشته تا حالا چنين نشونه‌اي نديده بودم- درسته-

پسرم

اون رو مي‌شناسي؟

ناگشوار رائو

من به اون سر دست زدم

اين رو ديدي؟

بذار اين طلسم خوش شانسي تو دستت بمونه

فقط چيزي که اين بابابزرگ بهت گفت رو يادت باشه

آينده تو، توي سينماست

تو اونجا پادشاهي خواهي کرد

به جون خودم و آينه قسم ميخورم

کشاوا پرومال بود که چراغ درخشان سينما رو وارد روياش کرد

اون طلسم خوش شانسي رو کنار قلبش نگه داشت و هميشه کف دستش بود

:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهشيد.ظ - ويرايش: سميرا

درود به الهه کاتري مانگولام

...قهرمان خشمگين جوان سينماي هند

جاياکرشناي ما، وارد مي‌شود...

از لحاظ فاميلي من پدرتم

اسمم، شاهنشاهه

رويايي که در طي شب‌هاي بي‌خوابي در فستيوال روستا ديدم

مدراس

خدا به من دستي داد تا باش درب‌هاي بزرگ را بکوبم

صديق محمد الياس سيدو

صبح بخير قربان- صبح بخير-

سيدو کجاست؟

قربان، اسم "اسپاديکام" رو تاييد کنيم؟

سيدو- قربان-

سيدو، موهانلان رسيده؟- ...لالتان-

متاسفم فربان، جناب لال از خونه راه افتاده

بسيار خب

چاکوچا، قبل از دادنش يه بار ديگه تاييدش کن- باشه، باهات تماس مي‌گيرم-

باشه، خداحافظ

آقا...آقا

يکي از دوستام از کرالا اومده

ميخواد به شما معرفيش کنم صداش کنم؟

اونجاست

باشه

بيا! بيا

خوبه

توي چشماش اعتماد به نفسه

هنوز با بازيش خرابش نکرده- بله-

اسمت چيه؟- جاياکريشنا

جِي

الان يه سال و نيمه که دارم رو اين فيلم کار مي‌کنم

فقط به شرطي به فيلم بعدي فکر مي‌کنم که اين تموم بشه

خب، صديق

تو کنترل کننده توليد فيلم بعدي ويليام نيستي؟

به ويليام معرفيش کن، مرد

قربان، شما خودتون ويليام رو مي‌شناسيد

اين رو ميگم چون ميدونم جناب ويليام رو ميشناسيد

اگه ميشه سفارشش رو بکنيد

بهش ميگم

همونطور که من رو ديدي، با اون هم ملاقات کن

...خب ديگه جي

موفق باشي

مچکرم، قربان- خيلي ممنونم-

قربان

اسم من جي هست

يه دقيقه اين صدنلي رو لازم دارم

...قربان

...منظورم، ويليِتن

سيدو بهم گفت که شما زود از کوره در ميرين

و اين که شخصيت خاصي دارين

منم گفتم که نيازي به اومدنش نيست و خودم شخصا به ديدارتون ميام

توي فيلم بعديتون بايد بهم يه نقش بدين

در ضمن

نه هر کاراکتري

نقش اول

زحمتي که 4 سال کشيدم

روياي 14 ساله م

و يه عمر قدرداني

اينها صلاحيت‌هاي منن

بهتون يه تضمين ميدم

به خاطر چنين تصميمي هرگز اسم‌تون جايي بدنام نميشه

به جاي اينکه بدينش به يکي ديگه و فيلم شکست بخوره

بهتر نيست که من بهتر انجامش بدم؟

نوشيدني مي‌خوري؟

از اين عادت‌ها ندارم

منم همينطوري پرسيدم

پاسپورت داري؟

با اينکه داشتم از سر تا پا مي‌لرزيدم

خيلي شجاعانه رفتار کردم بخاطر اون بود؟

يه بخاطر برکت حرف آقاي بادران بود؟

چيزي رو که قلبا آرزوش رو داشتم

ويليتن بهم دادش...

هي

به کسي قول دادي که نصف شبي بياي و وايسي اينجا؟

خيلي شب‌ها اينجوري وايسادم

...ولي آدرسي که امروز دارم

اون روزها نداشتم، رفيق

آدرس يه قهرمان

مدراس اين هديه رو به من نداد؟

...پس

نبايد ازش تشکر کنم؟

از حالا به بعد فقط کافيه يه اسم رو يادت باشه

اسم نقش اول زن اين فيلم

تارا

تنها ستاره‌ي خوش شانس جنوب هند، بعد از سري ديوي

اون يکه تازه چقدر فيلماش بيننده دارن

...اگه ازت خوشش بياد

...حتي ممکنه سفارشت رو هم بکنه

اونوقت ديگه نيازي نيست پشت سرت رو نگاه کني

چون پدرش آقاي ويشوان مجبورش کرده اين فيلم رو قبول کرد

اينم از آشنايي بين جناب ويشوان و تهيه کننده ما آقاي ديويد ايپن

ولي از اين فيلم انتظار يه چيز رو نداشته باش

پول- درسته-

از کجا فهميدي؟

رفيق، ما واسه شروعي که نمي‌تونيم به دستش بياريم خيلي تلاش کرديم. حالا هر چقدر که پول بگيريم

تا اگه مجبور بشم دوباره مدراس رو ترک کنم

فقط به عنوان برنده از اينجا ميريم

عصربخير خانم‌ها و آقايان و به ويوو سايما خوش اومدين

شبي که ستاره‌ها و فيلم‌هاي مورد علاقه تون ...به بهترين شکل

مورد تقدير قرار مي‌گيرن...

بيست سال، 200 فيلم و يک مرد

جي

بيست سال دويست فيلم

بعد از اون همه دستيابي فهميدم کاملا تنهام

وقتي سيدو از پيشم رفت پسرش که دقيقا شبيه خودش بود رو به من سپرد

قبل از مردنش دوباره اون اسم رو بهم يادآوري کرد

تارا

...با خون من

که در شکم خواهرت پرورش پيدا مي‌کنه...

....قربان- خب-

خانم تارا آماده ست

صبرکن

من از تو نمي‌ترسم کاپيتان وينست گادفري

يا از اون سگايي که کفش‌هات رو ليس ميزنن

جي، وقتي اين ديالوگ رو تا نصفه گفتي

بايد قهرمان زن رو به سمت خودت بکشي

و بعد بايد به چشم‌هاش نگاه کني

باشه؟- باشه، آقا-

موفق باشي

بريم واسه برداشت؟

جي، حاضري؟

بله

صدا آماده

...دوربين- 4214، برداشت 4، حاضر-

حرکت

من از تو نمي‌ترسم کاپيتان وينست گادفري

يا از اون سگايي که کفش‌هات رو ليس ميزنن

اون گناه بزرگي که در حق من و خانواده‌م انجام دادي

انتقامش رو با خون تو نمي‌گيرم

به جاش با خون خودم مي‌گيرم

با خون خودم که تو شکم خواهرت پرورش پيدا مي‌کنه

..از امروز

اون زن منه...

هي

من بزرگ ترين طرفدارتم

تارا؟

..از امروز

اون زن منه...

:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial

...قربان

بريم؟

"تو کي هستي؟"

"ستاره‌اي که توسط شب محصور شده؟"

"تو کي هستي؟"

ميتونم از کارگردان برجسته آقاي گيريش کاساراوالي درخواست کنم

تا مهربانانه به استيج بيان و جايزه‌ي بهترين بازيگر مرد رو تقديم کنن؟

...بهترين بازيگر مرد سايما تقديم ميشه به

جي

تبريک ميگم- مچکرم-

جي، بخاطر جايزه بهت تبريک ميگم

ميتونيم بدونيم الان چه احساسي داري؟

"قلبم داره ذوب ميشه"

"اين‌هاله‌اي از عشق مهتابه"

"به عنوان باران، به درونت مي‌بارم"

روزي که ارزشمندترين هديه‌ي زندگيت رو بگيري

به دنيا چي ميگي؟

من يه آدم معمولي بودم که بازيگري براش يه اشتياق بود

و سينما يه رويا

وقتي داشتم براش تلاش مي‌کردم، هيچوقت

هيچ تضميني نبود که بتونم وارد اين صنعت بشم

وقتي براي اولين بار روبروي دوربين ايستادم

و تاريکي درونم رو دور مي‌کردم

My Story subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left