The first 155 lines.
زیرنویس و ترجمه Patrick
هدف: ساسکه
!خیلی گرسنمه
!همه اینا مال خودته؟
.فردا رو بعد از کلی مرخصی گرفتم
باید توان بدنم رو ببرم بالا، درست؟
.بابا هواپیمات نمیپره
اگه رودل کنی بیفتی .من دیگه نمیام کمکت ها
.برو بچه
با هم میخواین برین جایی؟
.آره، یه تور چهار روز و سه شبهی کاملا عیونی
تو چطور، اینوجین؟
.بابام مرخصی گرفته تا خانوادگی بریم ماهیگیری
!واای چه باحال تو چطور شیکادای؟
باید برم خونهی پدری مامانم .تو کشور باد
.منم. باید با بابابزرگم برم کمپ
!منم، پدربزرگتون
...بابابزرگ
!بابابزرگ
.ماموریت رو ترجیح میدم
.خب موفق باشید
!ای کاش میتونستم با ساسکه تمرین کنم
هنوز خبری ازش نشنیدی؟
مگه ازش نخواستی آموزشت بده، درست؟
آره. ساسکه سان گفت از طریق ،شاهینش باهام در ارتباطه
.منم منتظرم
واقعا روی قول بابای من حساب کردی؟
!ما که خانوادهشیم نمیدونیم کجاست و چکار میکنه
یعنی الان داره چکار میکنه؟
کل سال رو این ور و اون ور کمپ میکنه
.اصلا نمیشه فهمید کجاست
!اصلش همینه دیگه
،اسیر دهکده نیست
میره دنیا رو میگرده
...از پشت پرده هوای هوکاگه رو داره
!دمش گرم
موافقم که کارش خیلی ممهمه، ولی بنظرم
همین جا تو کونوها هنوز .خیلی چیزها هست که یاد بگیریم
.باز رفت تو فاز اصولی
میشه ضد حال نزنی وقتی خودم داغونم؟
.هوی، این طرف
!من این طرفم
آتش
یه پیام از ساسکه سان؟
.آره، میدم به گروه رمزگشایی
،بعنوان شاگرد تاپ ساسکه
باید بدونم چی داخلشه، نه؟
انگار ساسکه بازم .تو دردسره
!منطقهای که داره بررسی میکنه خیلی بزرگه
اون یارو اوتسوتسوکی میتونه هر جایی تله پورت کنه، نه؟
،ولی چون همش از دستمون درمیره .ساسکه تنها امیدمونه
،اینو ببین
!میگه احتمالا رد اوراشیکی اوتسوتسوکی رو پیدا کرده
.ساسکه سان داره میره جنوب
...چهار روز دیگه منتظر خبرشیم
...تو منطقهی 37ام غرب کشور شن
اون جا چیه؟
.سه ستون سنگی
.هوی، برگرد ببینم !یالا برگرد
چتونه؟
!متاسفم
!شاهین فرار کرد
!مطمئنم بستیمش
!تف
!خب! موقعیت ساسکه رو پیدا کردم
مطمئنم یه قطار هست
.که فردا میره کشور باد
!عجب سفری بشه
چته؟ چیه اینقدر هیجان داری؟
.سارادا .یه خبر فوق العاده
...بذار بهت بگم
چیه؟ باز میخوای بری دور دنیا رو بگردی؟
.اصلا بی خیال
چیه؟
.هیچی
.خب، تور خوش بگذره
.ببخشید ولی این بار تنها میرم
.همیشه تیم 7 باشی کسل کنندس
.تف، خیلی رفته تو فاز خودش
کمپ آموزشی؟ با تیم 7؟
بهتون نگفتم؟
.فکر کردم بابا گفته
پس نمیتونی باهامون بیای داداش؟
هیما... تمرین روزانه خیلی .برای شینوبی مهمه
...اینو درک کن
!بابابزرگ ناراحت میشه
منم بدم میاد .ولی بابابزرگ درک میکنه
یک هفته میخوای کجا بمونی؟
اممم... خونهی میتسوکی؟
.پس باید برم ازش تشکر کنم
.قراره ازت مراقبت کنه
!نه ولش کن! تنها زندگی میکنه
.شما باید زودتر برید
،خب اگه سارادا باهات باشه .نگران چیزی نیستم
.آره .سارادا حواسش به همه چی هست
،اگه عجله نکنم !دیر به قطار صاعقه میرسم
ایستگاه مرکزی قطار
پس بابا میمونه خونه؟
.تو تنها خواهرزادشی
!خوبه روز تعطیلت یه سر بزنی
!باشه بابا
!به بابابزرگ سلام برسونید
!خودت میومدی سلام میرسوندی
دفعهی بعدی، باشه؟
!وااای، بد شد
قطار بعدی سه روز دیگهس؟
بلیط میخوای؟
...نه بابا! اون موقع
!ساسکه رفته یه جای دیگه
...خب دوست داشتم میشد کمکت کنم، ولی
اون یکی چطور؟
اوه اون... داره میره کشور باد
.ولی قطار باربریه .مسافر نمیبره
...مامان، هیما، بابابزرگ !ببخشید
.خیلی سرده، همین جا میمیرم
!ای کاش از سارادا سبک آتیش یاد میگرفتم
!همه چی اوکیه
.خب، برید
!کشور باد، من دارم میام
.وااو، نزدیک بود
.داشتم ایستگاه رو رد میکردم
همش همینه؟
!وای! بعدی بود
یک ایستگاه بیشتر نیست
ولی چرا اینقدر دوره؟
...تا ساسکه سان... رو ببینم ...باید
...آب
...خیلی عجیبه !که یکی رو این جا ببینی
من کجام؟
!وای خدا رو شکر
.فکر کردم دیگه بیدار نمیشی
تویی که منو نجات دادی؟
.آره، من ایساگو هستم .اینجا خونهی منو و بابامه
.من بوروتوئم
چقدر بیهوش بودم؟
.یک روز تمام
...پس
!ساسکه داره فردا میاد
.از گرما بیهوش شدی
.باید استراحت کنی
چقدر راه تا ایستگاه صاعقه مونده؟
اگه الان بری .زودتر از غروب نمیرسی
این قدر دوره؟
.آره، ما تو منطقهی ایزولهای هستیم
.وای. باید به قطار فردای صاعقه برسم
چرا یه شب بیشتر نمیمونی؟
.اگه صبح بری میرسی
...همم
.باشه؟ قبول. بمون پیشمون
بیدار شده؟
...اممم
.اگه بیدارشوی، بزن به چاک
.ناراحت نشو
...پدرم
.از نینجا خوشش نمیاد
No comments yet. Be the first to leave one.