Threshold

Threshold

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Threshold S01E10 DVDRip x264 DD5 1-TVV fa
A Commentary by kparnian

Tags

webdl
persian
farsi
Published on: 2026-03-23
Downloads: 20
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

دفتر مرکزی در واشنگتن، ساعت ۸:۱۷ عصر

اکو!

عصر بخیر، دیویس.

اوضاع چطور است آقای نواک؟

رد اسکینز دیروز ریونز را شکست داد.

۵۰ دلار به دکتر رمزی بدهکارم.

فقط یک نصیحت دوستانه...

هرگز با یک ریاضی‌دان شرط‌بندی نکن.

این یک هشدار امنیتی است!

آژیر از بلوک سلول بی به صدا درآمده.

نواک.

قربان! سلول‌ها خالی هستند.

محوطه امن است...

آن‌ها فرار کرده‌اند.

- ساختمان را قرنطینه کنید! - بله قربان!

- هیز، به آن‌ها کمک کن! - بله قربان!

مالی، ما اینجا پایین مشکل جدی داریم.

نواک کارت شناسایی آدامز را دزدیده...

و اسلحه‌اش را برداشته.

او همچنین یانکو و سنفورد را آزاد کرده است.

خیلی خب. ساختمان را قفل کردیم.

تک‌تیراندازها تمام خروجی‌ها را زیر نظر دارند.

آن‌ها راه دوری نمی‌روند.

کاونا، چه خبر؟

دو نفر از نیروهای ما اینجا هستند، به آن‌ها شلیک شده.

اثری از فراری‌ها نیست.

به نظر می‌رسد که رفته‌اند.

سیستم تهویه هوای ساختمان از حسگرهای حرارتی استفاده می‌کند، درست است؟

تقریباً دوازده تا از آن‌ها در هر طبقه وجود دارد.

فنوی می‌گوید موجودات بیگانه دمای بدنشان از ما بالاتر است. آن‌ها گرمای بیشتری از خود ساطع می‌کنند.

من به دنبال تغییرات دمایی می‌گردم.

بله، هر طبقه را چک کن.

آنجا! درست همان‌جا! در آن لحظه دما ۱۲٪ افزایش می‌یابد.

کاونا، آن‌ها در طبقه هشتم، ورودی شرقی هستند.

دارند بالا می‌روند.

طبقه نهم... دهم...

آن‌ها داخل آسانسور هستند.

کاونا...

اوضاع چطور است؟

کاونا!

پاک است! پاک است! محوطه پاک است!

تمام زندانی‌ها را گرفتم.

به نظر می‌رسد آن‌ها به سمت بخش پزشکی می‌رفتند.

آن‌ها را به سلولشان برگردانید!

بخش پزشکی؟

چرا باید به آنجا می‌رفتند؟

هم‌نوعان آلوده‌شان آنجا هستند.

باید بفهمیم چطور این اتفاق افتاده!

فقط یک چیز می‌توانم بگویم...

دیگر تکرار نخواهد شد.

وقت آن است که آن‌ها را از اینجا ببریم.

تلاقی

آدامز هر مستر.

تو شخصاً قوانین ایمنی را زیر پا گذاشتی، چیزی که نزدیک بود باعث فرار

سه زندانی آلوده شود.

خوشبختانه آن‌ها را دوباره گرفتیم...

وگرنه باید الان محاکمه نظامی می‌شدی.

قربان، من طبق دستورالعمل‌های امنیتی عمل کردم.

بهتر؟

او سعی کرد به یکی از زندانی‌هایی که هنوز نگهبان نداشت، غذا بدهد.

به چه حقی این کار را کردی؟

قربان، کار دیویدز بود.

دیویدز شیفتش ساعت ۱۰ شب شروع می‌شود!

من او را دیدم، با او صحبت کردم.

او هنوز خانه است، آدامز.

نمی‌فهمم.

آدام؟

قربان، درخواست دارم به بهداری منتقل شوم.

کمکم کنید!

فوراً به دکتر فنوی اطلاع دهید.

بله قربان!

آدامز آلوده شده بود.

چطور ممکن است؟

هنوز نمی‌دانم، اما به طریقی دی‌ان‌ای او...

به یک مارپیچ سه‌گانه بیگانه تبدیل شده است.

هیچ عامل غیرعادی‌ای پیدا نکرده‌ام.

او هر روز بین زندانیان آلوده کار می‌کرد.

شاید به خاطر صرف وقت زیاد با آن‌ها بوده است.

شک دارم. من بیشتر از هر کسی با آن‌ها وقت می‌گذرانم. و آلوده نشدم.

باور کن، این موجود از طریق هوا پخش نمی‌شود.

آدامز توسط نواک مورد حمله قرار گرفت.

شاید همان موقع بوده.

ممکن است.

می‌خواهم تمام نگهبانانی که در بخش زندانیان کار می‌کنند را معاینه کنی.

باید مطمئن شویم که او تنها نفر نیست.

و می‌خواهم تمام جزئیاتی که از آن می‌دانیم را داشته باشم.

این سوالات زیادی ایجاد می‌کند.

معمولاً به بیمارانم می‌گویم چه چیزی در انتظارشان است...

اما در این مورد، این نقض دستورالعمل‌های مقدس شما خواهد بود.

کنایه را کنار بگذار، دکتر.

من اتفاقاً با تو موافقم.

او حق دارد حقیقت را بداند.

خودم به او خواهم گفت.

و در این فاصله...

هیچ‌کس نمی‌تواند وارد یا خارج شود

تا زمانی که تمام نگهبانان آزمایش شوند.

تمام زندانیان در امنیت کامل هستند، آقای ویتاکر.

اما هنوز هیچ ایده‌ای ندارند که چطور گروهبان آدامز آلوده شد؟

خیر، اما هیچ‌کدام از نگهبانان دیگر آزمایششان مثبت نبود.

عالی است. خدا را شکر.

و حالا برای انتقال زندانیان به جای امن‌تر برنامه داریم؟

برنامه این است...

ما فقط آن‌ها را موقتاً در دفتر مرکزی نگه داشتیم،

تا زمانی که محل جدید آماده شود.

یک تاسیسات زیرزمینی در کوه‌های ویرجینیای غربی است. امنیت حداکثری.

عالی است. چه زمانی انتقال را شروع می‌کنید؟

باید گانیسون و درنان را در بخش پزشکی نگه داریم.

به خاطر کما، گانیسون احتمالاً انتقال را تحمل نمی‌کند.

و دکتر فنوی هنوز می‌خواهد نوزاد درنان را معاینه کند.

در مجموع پنج نفر آلوده داریم...

قصد داریم روزی یک نفر را منتقل کنیم.

یعنی یکی‌یکی منتقل می‌شوند.

در مسیرهای متفاوت، زمان‌های مختلف...

جزئیات تا یک ساعت قبل از حرکت نهایی نمی‌شود.

فکر نکردید همه را یک‌باره انتقال دهید؟

پنج سفر یعنی پنج بار ریسکِ اینکه چیزی اشتباه پیش برود.

خب، اگر در مسیر چیزی شود...

حداقل نیاز نیست همزمان با پنج نفر درگیر شویم.

با آن موافقم.

این آلودگی‌ها به‌شدت خطرناک هستند.

دلیل دیگری برای تجدید نظر.

قربان، شما دقیقاً می‌دانید آن‌ها چه کارهایی می‌توانند بکنند.

بعد از افتضاح دیشب،

باید قبول کنید که دست‌کم گرفتن آن‌ها چقدر خطرناک است؟

ما فقط هشت بلوک با کاخ سفید فاصله داریم.

اگر فرار کنند...

دو عضو آلوده خدمه "بیگ هورن" هنوز مفقود هستند...

کاپیتان منینگ و ملوان پنیا.

و می‌دانید که نقشه‌ای دارند...

لعنتی، آن‌ها ممکن است هنوز اینجا در واشنگتن باشند.

شما باید تمام منابعتان را بر گرفتن آن‌ها متمرکز کنید،

به جای اینکه زندانیان را یکی‌یکی منتقل کنید.

مطمئن نیستم شما در جایگاهی باشید که به من بگویید چه کار کنم.

واقعاً؟

می‌دانم...

رئیس‌جمهور مرا به عنوان مشاور امنیت ملی انتخاب کرده است.

موضوع قدرت نیست.

بیشتر بحث تاکتیک است.

من زمان زیادی را صرف بررسی نحوه مقابله با آلوده‌ها کرده‌ام.

گوش کن، مالی.

او یک برنامه عالی ریخته. کسی در آن شک ندارد.

اما همان‌طور که دیدی، بی‌نقص نیست.

آن‌ها را یک‌باره منتقل کنید، تا فردا شب.

آیا همه موافقند؟

فردا شب؟

ماشین‌ها حرکت می‌کنند.

در مورد دست‌بندهای جدید چطور؟

خب... همه‌چیز ردیف است، اما فکر می‌کردم دو هفته وقت دارم تمامشان کنم.

می‌توانی تا فردا شب پنج جفت بسازی؟

انتخاب دیگری دارم؟

نه واقعاً.

آسان نیست، اما می‌توانیم.

- لوکاس... - جواب من مثبت است.

دکتر کفری می‌خواهد مسیر کاروان را محاسبه کنی.

خیلی خب. وضعیت ترافیک و زمان رسیدن،

بر اساس جاده و شرایط آب و هوایی، بهترین مسیر را مشخص می‌کنم.

برنامه‌ها را برای کاونا بفرست، او مسئول کاروان است.

خبری از نحوه آلودگی آدامز هست؟

هنوز نه.

شما دو نفر دوست بودید، درست است؟

بله.

قبل از اینکه آن‌ها را به بخش زندانیان منتقل کنند...

ما با هم هم‌اتاق بودیم.

شب‌ها پوکر بازی می‌کردیم.

او خیلی باهوش نبود...

اما آدم خوبی بود.

چطور آلوده شدم؟

دقیق نمی‌دانیم.

پس این مارپیچ سه‌گانه الان در من است؟

متاسفانه بله.

تمامِ وجودم دارد تغییر می‌کند...

تا به یک هیولا تبدیل شوم.

نتیجه نهایی جهش هنوز مشخص نیست.

اما من هم شبیه...

شبیه آن موجودات آن پایین خواهم شد.

و شما نمی‌توانید کاری برای جلوگیری از آن انجام دهید؟

دارم روی واکسن کار می‌کنم.

پس جواب منفی است؟

تمام تلاشمان را می‌کنیم.

ممنون که حقیقت را گفتید.

هر اتفاقی برایم بیفتد، دکتر کفری،

می‌خواهم بدانی که افتخار می‌کنم که در این نبرد حضور داشتم.

شاید هنوز بتوانی کمک کنی.

منظورتان چیست؟

ما تمام اطلاعات پزشکی‌مان را ثبت کرده‌ایم...

اما نمی‌توانیم به درون مغز آن‌ها نگاه کنیم.

اگر بتوانی به من بگویی چه حسی داری...

بینش خوبی از روند تغییر بیولوژیکی به ما می‌دهد.

مرحله به مرحله، آخرین روز من به عنوان یک انسان، نه؟

هر چیزی که درباره خودمان یاد بگیریم،

می‌تواند به شکست آن‌ها کمک کند.

بله، درسته.

من این کار را می‌کنم.

اما در عوض یک چیز می‌خواهم...

چی؟

اگر نتوانستید مرا نجات دهید...

اگر شبیه آن‌ها شدم...

لطفاً مرا از بین ببرید.

من می‌خواهم که آن‌ها کشته شوند.

ما نمی‌توانیم این کار را انجام دهیم، آقای آدامز.

More Farsi Persian subtitles for Threshold

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left