The first 200 lines.
این داستان بر اساس دو قتل است که در شهر معدنی ناتینگهامشایر رخ داد این شهر جایی است که نویسنده در آن بزرگ شد برای اهداف نمایشی، شخصیتها و رویدادها تخیلی هستند
« ارائه شده توسط وب سایت آوا مووی »
مترجم Dark_Coffee
به نیواستید نزدیک میشویم ایستگاه نیواستید
این قطار در تمام ایستگاهها
تا ناتینگهام توقف دارد
ببخشید خانمها و آقایون یه مشکلی پیش اومده
که باید بررسیش کنم
خب همگی جمع بشید ما یه قاتل داریم که ۴۸ ساعته آزاده
و یه دهکده وحشتزده پس هیچ آشوب و هیاهویی نباشه
بیاید
خب
میشه یه دقیقه به من فرصت بدید؟
رییس ارشد کاراگاهی، ایان سنت کلر؟
سنت کلر هستم کاراگاه سالسبری
کوین
...ما قبلا با همدیگه برخورد داشتیم، طی دوران
آره، خیلی وقت پیش بود
وقتی بهم گفتن اومدی اینجا تعجب کردم
تنها چیزی که از بخش شما میخواستیم یه سری اطلاعات محدود شده
توی پروندهی قربانی بود
میتونستم برات سوالات رو آنلاین بفرستم
و از پایگاه اطلاعاتی چک کنی، همین - بله، مطمئنم همینطوره -
اما این چیزا خیلی به درد بخور نیستن
رییس من ازم خواسته درخواست همکاری واقعی بدم، نه اینکه فقط حرف بزنم
برای همین اینجام
درسته، الان داریم خلاصه صبح رو مرور میکنیم
اما اگه قهوه میخواید آشپزخونه اونجاست
اگر فایدهای داشته باشه شاید بتونم همینجا بشینم
ایشون کاراگاه سالسری از پلیس لندن هستن
ایشون اومدن بهمون کمک کنن اگه کمکی نیاز داشتیم
صبح به خیر
تیری که از جسد گری بیرون آورده شده
از کمان تفنگی بوده
قسمت روشن روی جمجمهش شکل یه قنداق تفنگ رو نشون میده
که احتمالا از همون اسلحهست
کلیور
پروندهی قربانی ما گری جکسون شوهر، پدر و پدربزرگ دوست داشتنی
معدنچی بازنشسته، از نظر سیاسی یه عضو فعال اتحادیه ملی کارگران معدن باقی مونده
بیشتر همراه معدنچیهای سابق شمال مرز
اما بین عدهی زیادی از معدنچیها به خاطر اینکه
سال ۱۹۸۴ کنارهگیری کردن شهرت بدی داره
زن صاحب باشگاه خدمات رفاهی گفت از وقتی گری از کلمهی اعتصاب شکن استفاده کرد
انگار که یه بمب منفجر شد
اون مثه همیشه سه گیلاس مشروب مخلوط خورد
همسایهها گفتن گری سالهاست که به اون این رو میگه
و هیچ اتفاقی قبلا نیفتاده بوده
منظورم اینه که به من بدتر ازین حرفا رو زدن
هممون همینطوریم - درسته، خانواده اسپارو ها چی؟ -
میدون تیراندازی
من هنوز دارم روی لیست بازدیدکنندههای میدون تیراندازی کار میکنم
همراه با یه چیزای دیگه مثلا اون عدهای که بهشون میگن اعتصاب شکن
خیلی خب
ممکنه برای شما به خصوص جوونترها عجیب باشه
نمیخوام ازین کار حمایت کنم اما این کلمه هنوز
بار معنایی زیاد و خیلی دردناکی توی این منطقه داره
اینجا بیشتر معدنچیها به اعتصاب ملحق نشدن
در حالیکه بیشتر معدنچیهای انگلستان این کار رو کردن
گری جکسون یه استثنا توی ناتینگهامشایر بود
ملحق شدن به اعتصابکنندهها که اون کلمه رو فریاد می زنن
و باعث خشم زیاد و خشونت شدیدی میشدن
پس مراقب باشید، باشه؟
میدونید که تنشها هنوز ادامه داره
و ما نمیخوایم اوضاع رو بدتر کنیم
سگ چی شد؟
راستش هیچی
خیلی خب، برید ایستگاه رادیو و خبر رو بهشون بدید
دربارهی پودری که توی باغ گری پیدا شد چی؟
بله. با آزمایشگاه حرف زدم
ردی از کتامین داخلش پیدا شده ولی از بین رفته
اما دارن نهایت سعیشونو میکنن
قربان
ببخشید. بخش کنترل تماس گرفته
یکی از قطارها نزدیک نیواستید
با یه تیر بهش حمله شده
چی؟
بیاید بریم اونجا
تو این کار رو ادامه بده - باشه -
باید باهاتون بیام؟ - نمیدونم اسکاتلندیارد
چه انتظاراتی داره - فکر میکردم ناتینگهام برای کمک تماس گرفت -
اما تنها چیزی که نیاز داشتیم اطلاعات بود
باشه، درسته
با ماشین من میریم. ده دقیقه فاصلهست - باشه -
میتونم وسایلم رو اینجا بذارم؟- هرجور راحتید -
خوبه
مگه اینکه توی اتاقش باشه و جواب نمیده
نه،نه. فکر نکنم اون تو باشه ..فکر میکنم اون
امروز بعد از ظهر حکمش رو گرفتیم - آره. اون برمیگرده -
فقط اینکه امشب آخرین شب آزادیشه
..همین. میدونی که اون هیچ کاری با
پس چرا به پلیس هیچی دربارهی اسلحهش نگفتی؟
چطور تونستی بهشون نگی؟ - خیلی از مردم اینجور کارها رو میکنن-
اونا قاتل نیستن
نمیدونم رو همچین کارتی چی بنویسم
ننویس. ناسلامتی اون خواهرته برو ببینش
محض خاطر عیسی مسیح - اون نمیخواد من اینکار رو بکنم -
و نمیتونم هیچی هم نگم، می تونم؟ من درکش نمیکنم
پس میخوای چکار کنم فرد؟ ازم انتظار داری چکار کنم؟
میخوام یه چیزی بنویسم
جعبه ابزارم رو کجا گذاشتم؟
[رونان: میخوای حرف بزنیم؟ بازم تلاش میکنم باهات حرف بزنم]
یه ساعت دیگه برمیگردم
بیرون خونه رو تمیز کن پس
تازه دستگاهها رو ریست کردم الان می خوان یه دور دیگه بازی کنن
نمیخوام اگه خوکها دنبال وسایلت گشتن پیداشون کنن، روری
و اونا دنبالشون می گردن
کاری که مامانت می گه رو بکن
رونان بهش کمک کن پسر خوب
و روری
مطمئن نیستم چه کمکی میتونم بکنم
غیر از اینکه به نظر میاد این یه تیر باشه
و از اون سمت اومده فکر کنم تقریبا از ۴۵ تا ۷۰ متر اون طرف تر
با این حال تعیین مسیرش سخت تره
میتونیم حداقل اثر انگشت رو چک کنیم؟ - بله قربان -
شیبسنج کمکی میکنه؟
منظورم یه اشارهگر لیزریه
باید با زاویهی ضربه تنظیمش کنید -
آره میدونم شیبسنج چیه
اما برای تیر ، باد
و مهارت تیرانداز تاثیرگذاره
لازم نیست بگم که قطار موقع اصابت تیر در حال حرکت بوده
مطمئن نیستم شیب سنج به درد بخوره
فقط یه ایده بود
چیز دیگه؟ - نه، همین بود -
من این رو میبرم آزمایشگاه
ممنون - ممنون -
رییس ارشد کاراگاهی، ایان سنت کلر هستم
میخوام خدمات هوایی پلیس ملی برامون فورا یه هلیکوپتر بفرسته
پس اولین بار نبوده؟
کی میدونه؟ شاید فقط یه تقلید احمقانه باشه
تمام اون افراد، راننده
می تونسته همشون رو هدف بگیره یا هیچکدومشون رو، شاید تصادفی بوده
این ریل از کجا میاد و کجا میره؟
شهر، ناتینگهام، چندتا دهکده دیگه
واقعا بهش همین رو میگن؟ رابین هود؟
من نمی گم. رییس ازین جور چیزا بدش میاد - چه جور چیزا؟ -
داستانها. افکار اغراقآمیز
توی اون دفتر یادداشت چی هست؟
یادداشت
ببخشید که منتظر نگهتون داشتم
ما همدیگه رو قبلا دیدیم شب شنبه
آره. آره. عروسی نیل
کاراگاه سالسبری
خدایا. پلیس لندن شماها اینجا چکار میکنید؟
این مسیر همیشگیته اندی؟
کسی خبر داره که این وقت روز از اینجا عبور میکنی؟
آره، هرروز
چی؟شما فکر میکنید هرکس که بوده من رو هدف گرفته بوده؟
کسی وجود داره که ممکن باشه همچین کاری بکنه؟ یا دلیلی؟
فکر نکنم
من کت و شلوارش رو آماده کردم
خب
از اون مسیر پرتاب شده
و بعدش فرار کرده ازون سمت
به اونجا چی میگن؟
اونجا جنگل انسلیه یه بخشی از جنگل قدیمی شروود
این کار رو نکن
میتونم بکنم به جای تلفن
میتونستم روی کلی چیز کلیک کنم
و لایکشون کنم و هرکاری
این نرمافزار خودکار هزاران کلیک در ساعت رو انجام میده
تو اونقدرا خوب نیستی رفیق
به هرحال این فقط پول توجیبیه نباید ردش کنی
اما فقط دارم سعی میکنم از خودمون بیشتر حفاظت کنم. برای تغییرات
دنیای مدرن هرکسی توش موفق نمیشه
اون اینکار رو کرد، نه؟
اون پسره که اومد اینجا و توی میدون تیراندازی تمرین میکرد
...من فقط
تو هم گاهی باهاش این پایین میومدی
دربارهی تکنولوژی و این چیزا حرف میزدید
نگاش کن، مرد کوچولو که حواسش به همه جا هست
نه، نه. من فقط- اشکال نداره، خانوادهایم دیگه، مگه نه؟ -
باید مراقب همدیگه باشیم
گوش کن، به خاطر اون پیرمردی که اون شب کشته شد
خوکها قراره ما رو زیر نظر بگیرن مثه همیشه
به خاطر چیزی که هستیم و به خاطر تیری که اونجا بوده
مشکل اینجاست که یکشنبه ما هممون اینجا بودیم
تو بیرون بودی، نه؟
گفتی با یکی از رفیقات بیرون بودی
اون پسر همکلاسیت، همکلاسی خوبیه؟
آره
ببخشید که میپرسم، اما مساله اینجاست که میدونی که اونا چجورین
اگر تو و اون پسره بتونید قبول کنید که اگه کسی پرسید
بگید که منم پیش شما بودم
توی پارک با هم میچرخیدیم
بعدش هممون با هم برگشتیم اینجا
و تمام مدت همینجا بودیم
باشه؟
خیلی خب رفیق
مساله اینه که اونجا پرچین من هم هست
میدونم، قرار گذاشتیم تا بعد عروسی صبر کنیم
و الان بعد از عروسیه
خوبه که یه کم ابتکار به خرج بدیم، همین اینا چیزای جدیدین
من یه کم وقت رفته بودم بیرون، همین
و بعدش اومدم خونه و اون افتضاحی که بیرون هست رو میبینم
ببین، اهانت نباشه اما اون پرچین مال چقدر وقت پیشه؟
کاملا پوسیدهست ما هزینهاش رو میدیم
و این کار برای هردومون بهتره درسته نیل؟
قراره یه در بینمون بسازی، نه؟
این برای مامانت مهم بود
No comments yet. Be the first to leave one.