The first 200 lines.
"قسمت چهارم" شکارچيان برده بازنويسي و ترجمه خط هاي جاه افتاده :kiyavash62
برو کنار
از رو جنازه ي من بايد بري
بچرخ ما از راه ديگه اي ميريم
دگيل برادر
صد قدم اون طرف تر روي پشت بوم اون کلبه هه
ژنرال چويي ،تو حواست به سمت چپ باشه وانگسون به سمت راست برو و دوره اش کن
حرکت کنيد
اين ور
برادر
تو خوبي ؟
بگيرش
با روبان ابريشمي تزئين شده بود از بالا رفت
دست هاش پُر از گُل بود
ادامه ميداد لبخند زير کانه اي به لب داشت
کي ميتونه اون رو پيدا کنه کي ميتونه
اين چيه ؟
اون اينجا نيست ؟
نيست
اونو ديدي؟
مطمئنم که يه تير توي مخ معيوبش خاي کردم
اينطوري کردم و
کارت خوب بود
ميخواي همش مسخره ام کني ؟
من ؟کي ميگه همچين کاري کردم ؟
واقعا معجزه است بسيار خوب
يکم نزديکتر بود ،يه سوراخ گنده اينجا داشتي که بايد نگرانش مي بودي
مطمئني ميدوني داري چيکار ميکني ؟
اوه !اوه ! کله اسب ها با کله تو چه فرقي داره ؟
اگه يه جا چاقو بخوره ،پاره ميشه اگه تير بخوره ،سوراخ ميشه
اروم ...اروم رديفش کن
آه ...واقعا ،بابا گفتم آروم
چرا درست کار نمي کنه؟ بيا ...وبريم بابا
بابا جان يه جا وايسا !هميشه روي کله اسبهام کار ميکنه
ميخواي آروم تر انجامش بدي ؟ آه ....يکم خودت آروم باش فقط
آه ...تمومه ديگه
يک پون= 1/100يک نيانگ
دو پون و نصفي ميشه
واسه چي مثلا ؟
چي فکر کردي ؟
هر کي معالجه ات ميکرد نبايد پول ميدادي ؟
جدي بايد بدم ؟ حتما بايد بدي
پول قمار و پول درمان چيزهايي هستن که هميشه بايد به درستي داده شن
يکي مثل تو بايد زخم اسب ها رو مدارا کنه ،تو اين قانون رو نقض کردي
تمام طبيب ها بايد از تو واسه اين کارت شکايت کنن
توئه بدبخت
دستي رو که بهت نون و نمک هم ميده ميشکني نه ؟
مشکلي داري تو برو شکايت کن ببين چيزي بهت ميدن
متاسفم که مثل يه بچه خوک هيچي حاليت نيست
بر حقه بازها و خسيس ها لعنت ببند بابا
بيخيال شو ،و برو به اسب ها برس که اسهال خوني نگيرن
اگه نه ،ميرم و به همه ميگم که اين کار رو کردي ها
که من رو معالجه کردي
آه ! برو همون برده ها رو بگير تا يه روزي زمين بخوري ،بي مصرف عوضي
اون خوبه ،مگه نه ؟
نميدونم کي بوده اما نتونسته بوده به سرش بزنه
واقعا زدن يکي مثل اون خسيس اينقدر سخته ؟
تمام چيزي که تو ميخواي يکي يه که بتونه درست شليک کنه
پس ژنرال چويي من سالم و خوبه ؟
اوني که تير خورده
اون نبوده
اه ..باور کن ببرهاي گرسنه هم اين خسيس رو اگه زورشون هم کني نمي خوردن
اينطوري نيست
بايد به ژنرال چويي بگم از کار هاش دست برداره
...ميگم که يعني فکر ميکني نتونم از پس اون بر بيام ؟
يعني با يه ميخونه هم نميشه زندگي کرد ؟
گوش کن
فقط آدمهاي بي ارزش اينطوري برخورد مي کنن
فقط آرزو ميکنم اين تپش قلب من رو به پايان برسونه
ادم بزرگ اوني که اگه مردش تلاش گر
باشه ،اون به ارامي صبر کنه
اگه همش اين کارا رو بکني و ازش بخواي بيخيال کاراش بشه
انگار که اون اصلا مشکلي نداره فکر ميکني ؟...فکر مي کني دوست داره ؟
اينطوري ؟
بازم فکر کنم من نبايد ؟
حيواناتي که بهشون مَرد گفته ميشه
هميشه زنهايي رو دوست دارن که به ارامي ازشون پيروي کنن
برو يه مرغ بيار
ژنرال چويي بايد شوکه بشه
بسيار خوب ،سئونگنيم
سئونگونيم
ممنونم
واقعا ريسک کردم که اينقدر شلخته بودم
اوه ...حتما
چيز جدي نيست ،اميدوارم
خوب ...نميخواد نگران باشي
اما
چرا اين زندگي پر خطر رو بيخيال نميشيد ؟
حتي با يه ميخونه هم خيلي بيشتر از فقط زنده موندن ميشه گزروند
انقدر قلب من رو به تپش نندازيد
چرا ،يعني اونجات انقدر بزرگه که اينطوري نشون ميدي ؟
انگاري دو تا تخم مرغ آب پز چسبوندي اونجا
واقعا اين بخاطر دستپاچگي ئه
پس بذار من يه جوجه برات بپزم
اوني که تير خورده منم ها
چرا ژنرال چويي رو دارين جوجه بهش ميدين؟
گفتم که يه چيزايي اين وسط هست
چه هواي بدي يه ؟اه ؟
من چندين بار تا به حال زخمي شدم
اما حالا يه تفنگ فيتيله اي رُس منو کشيده و ببين
حالا يه تفنگ فيتيله اي و يه شمشير مگه يکي ان ؟
چه اهميتي داره ،خنگي ها
تير به هدف ميخوره ،تو هم مي افتي اگه نخوره ،چيزيت نميشه
در نظر بگير که خيلي خوش شانس بودي چون من اونجا بودم
اگه من جلو تو نميگرفتم اصلا نميديديش
نميتونسته چئون جيهو باشه ،يعني ميشه ؟
اون انقدر ها هم با هوش نيست
به کي فکر ميکني ؟ من ايده ي مبهمي دارم
منم ،منم همينطور
از جايي که من ديدم
ادماي واقعا بدي بودن که تو رو زدن
يه مدت پيش هم اينو شنيدم
انگاري يکي داره توي آهنگري اسلحه گرم سفارش ميده
اهنگري بريا پول هر کاري رو ميکنه
ميشه منم حرف بزنم ؟
چيه ؟
از مدت ها پيش پول زيادي جمع کرديم بيايد با هم تقسيمش کنيم و بريم
تو هميشه مواظب پول ما بودي
اما اگه دفعه بعدي باشه و تو بميري دست ما ميونه توي حنا
وانگسون چي دارم ميگم
نميگم بهش اعتماد ندارم اما نميدونم که کي ممکنه بميره
نميگم که قراره زودي بميري
هنوز ،هيچ اطميناني نيست حتي ،درسته ؟
صادق باش ميتوني به کسي اطمينان کني ؟
ببين بين برادرها و اقوام چه جنگ ها که پيش نمياد
موافق نيستي ،ها ؟
ميدوني ..ميدوني دارم چي ميگم درسته ؟ها؟
نه ،نميدونم تو ديونه ي ياوه گو ئه خُل
مگه به يه زبون حرف نميزنيم ؟ آه ...چرا نميدوني ؟
منم همينو فهميدم نميبيني
چي ميگم آخه چرت نگو
خوب گوش کن
اوه ؟توي اين تجارت صبور بودن شرط هر روزه
پس مثل دخترهاي زائو زر نزن
موضوعش مهم نيست ،اينطور رفتار کردن نشون ميده که ما اهل خيابونا هستيم
فکر کن که دنيا داره تغيير ميکنه
چي باعث ميشه به جاي شمشير تفنگ فيتيله اي بردارن ؟
معنيش اينه که هميشه حواسش به ما هست
پس ،حالا چي ؟ چي ميخواي بگي ؟
سونگ ته ها
از لحظه اي که دنبالش رفتيم يه همچين اتفاقاتي افتاده
پس ،چي ميخواي بگي اين ها يه اتفاقات سياسي هستش که در شرف وقوعه؟
براي اول ،بايد بدونيم کي بوده تو رو زده و از دردسر بيشتر ممانعت کنيم
انگاري مجبوريم
با اين روش نميشه
نميشه اول پول رو تقسيم کنيم ؟
وانگسون
دگيل ،تو يکم استراحت کن
توي اين مدت تو هم به آنگري برو و اب رو بچش
منم يه کاري دارم بايد انجام بدم
اه ...هر چي
هر جور راحتين 3يا 4 ساله داريم اين کار رو ميکنيم و هميشه من بي پولم
هيچ رفاقتي اين وسط نيست ؟
اه
به هر حال برادر
نميخواي چيزي بخوري ؟
شب دير ميشه ،اما چي ؟
يک نياينگ ،فقط يکي
! هي
شنيدم دگيل تير خورده ؟
خوب چي شده ؟ زنده اس؟
مثل يه خر عرعر ميکني همش
چيکار ميکنم ؟
من مثل يه خرم ؟
يعني چي منظورش از خر چي بود ؟
يک نياينگ
فقط يکي
تا شب تموم ميشه فقط يکي
انگاري جدا چيزيش نشده ؟
فکر کنم از اين به بعد اون دنبالشون باشه
متاسفم
مطمئن بودم که يه سوراخ روي پيشونيش ايجاد کردم
اه ..بيخيال بابا
هر چقدر بيشتر رنج بکشي اونا هم بيشتر باقي ميمونن
اما من درست نشونه گرفتم آه...فراموش کن . مرد
اين تازه مزه اولشه که اينطوريه
حتما دفعه بعد ميگيريمش و به شکل خفني مي کشيمش
حتما ....حتما
نگرانش نباش
هالبائه
مار ها اونجا ان
اوه ...اون خانوم گائبوبي نيست ؟
اوه ...درسته
چوبوک فاون بچه زيادم بد نيستا؟
درسته که جوونه ،اما باهوشه
و اونقدري ثبات داره که دو سال مونده
عذر ميخوام
در اين لحظه آشفته بودم من ندانسته...
وحشت کردم
معذرت ميخوام
اما ...اينجا کجاست ؟
جايي که براي ارامش خاندان من بهشون هديه شده - گوشه تنهايي - و
زخمت خيلي هميق به نظر ميرسيد واسه همين آوردمت اينجا
چند مدت هست که بيهوشم ؟
اولش
...لباست
عجب ! بيدار شدي باعث خوشحاليه
شما کي هستين؟
من راهب ميونگان هستم
بفرما ...يکم بخور
No comments yet. Be the first to leave one.