The first 200 lines.
دارم رو چي کار ميکنم؟
دارم رو چيزي کار ميکنم ...که دنيا و حيات بشريِ مرسوم رو
.دگرگون خواهد کرد
دگرگونيِ زياد يا فقط يه کوچولو؟ .بايد واضحتر توضيح بدين
،چيزي که شما ازم ميخواين اينه که ...اينجا تو اين مکان
که نصفِ مجمع علمي آمريکاي شمالي جمعن و آمادهن تا چيزي رو بقاپن، توضيح بيشتري بشنوين؟
مگه کار ديگهاي هم ميشه کرد؟
.ميتوني بياي به آزمايشگاه من
.گوش کن، برات کاپوچينو درست ميکنم
.من واسه خودم يه "فائِما" دارم ميدوني "فائما" چيه؟
اين يه مدل پلاستيکي آماتوري نيست .که توي آشپزخونه ميذارن
...يکي از همون ...دستگاههاي اسپرسو سازي که تو رستورانها دارن
که بالاش هم يه عقاب داره، و
يه جورايي حس ميکنم .که زياد توي محيطِ بيرون نميري
تو هم فهميدي؟
.آره
.فکر کنم داري اشتباه ميکني
.بنظرم تو واقعاً مايلي با من حرف بزني
،شرمنده. من قبل از تموم شدن اين مهموني .سه تا مصاحبهي ديگه هم بايد بکنم
،آره، اما چيزي که اونا دارن روش کار ميکنن .چيزي نيست که بشه باهاش اين دنيا رو دگرگون کرد
.ميگن که هست همچين چيزي
.آره، ولي دارن دروغ ميگن .اما من نه
cycles “ با افتخــار تقديــم ميکنــد ”
بدليل ترجمهي دقيق، علامتگذاري کامل، تايپ ضعيف! و نهايتاً صرف وقت زياد، از دوستان ممنون ميشم که اسم اين حقير و خود اين متن رو حذف نکن - بااحترام
حالت بده؟ - –اوه -
.نه. البته
.ظرفيت مشروبت خيلي هم بالا نيستا
.نه، نه. من هميشه همين مدلي هستم .*اين... يه جور حالت تهوعـه
...وقتي بچه بودم، من
.روي سهچرخهام بالا آوردم
.من از وسايل نقليه متنفرم - ميخواي آرومتر رانندگي کنم؟ -
.نه، نميخواد. بپيچ به چپ .ديگه رسيديم
اينجاست؟
.توش... تر تميزتر از بيرونشـه
.بفرمائين
.گوش کن .شايد بهتر باشه ازش صرفنظر کني
.نخير. ديگه دير شده
.تو ديگه همه چي رو ديدي
.نميتونم بذارم که زنده پاتو از اينجا بذاري بيرون
.من که هنوز چيزي نديدم
.اونا
.پس کارت طراحي باجه تلفنـه
.چه بامزه
هي، شرط ميبندم يه "جوکباکسِ"* توپ هم .اينجا داشته باشي
شايد اونجا اونور؟ - .نه -
نه. اين
.اين... طرح و مدل اوليهشونه
.اين اولين مدلي هست که ساختم
،اين دستگاه... جواب ميده .اما خيلي لَشـو سنگينـه
.*"اسمشون رو گذاشتم، "تِلِپاد
.با اينم کنترل ميشن
.بابتش خدا رو شکر
پس اين باجه تلفنها به چه کار مياد؟
.تِلِپاد"ها"
.اوه
.خيلي خب. من يه شئ لازم دارم
...بگو ببينم، تو يه چيزي همراهت داري که
شخصي باشه و بتونم ازش استفاده کنم؟
،چيزي که منحصراً مال خودت باشه يه تيکه از لباس يا جواهرات؟
چي، شوخي ميکني؟
.نه، جدي ميگم
.باشه. الان ميدم
.من جواهرات نميندازم
.خوبه
."برندل"، "سِث"
."برندل"، "سِث"
."برندل"، "سِث"
.مراحل "تِلهپورتِيشن"* رو شروع کن عمل انتقال مولکولهاي يک جسم در فضا*) (از طريق تبديل آنها به انرژي و مجدد به جسم
.چشم از جورابت بر ندار
خب؟
.عاليه
.يه اجاق ماکروويوِ غول پيکر
،خوب شد که ساعت رولکسام رو بهت ندادم .البته اگر که داشتم
.نه، مطلب رو نگرفتي .نگاه کن
تلهپورتيشن"؟"
.خواهش ميکنم
اوه
.يه دقيقه وايسا
اين يه جور تصوير هولوگرامـه؟
جورابم کو؟ - .خودشه، جوراب خودت -
.يالا. برش دار
.بنظرم نگرفتم چي شد
چي شد؟ - .دقيقاً گرفتي چي شد -
.فقط نميتوني مطلب رو هضمش کني
...همين الان جورابت، از يه محفظه
.به محفظهي ديگه منتقل شد
،مولکولهاش اينجا از هم پاشيد .و اينجا دوباره جمع شد
.تو همين مايهها
اين اون دنياي مرسوم ما رو دگرگون ميکنه، درسته؟
اوه، نه
–اين .اين حيرتآوره
يعني اينکه، اين غير ممکنـه، درسته؟
چطور سر و صداي اين قضيه رو درنياوردي؟
.بشين لطفاً - چطوري تنهايي از پسش براومدي؟ -
خب، من تنها کار نميکنم. يه قطعاتي اون تو هست .که من اصلاً ازشون سر رشته اي ندارم
.من در واقع... يه مدير سيستمام
من اجزاء و قطعات رو به آدمايي که .از خودم خيلي کار درستترن سفارش ميدم
.بهشون ميگم: ”اين ليزر رو برام بسازين “.يه تحليلگر مولکولي واسم طراحي کنين
.اونام انجام ميدن .و من فقط همه رو سوار هم ميکنم
اما هيچکدومشون خبر ندارن .که اين پروژه واقعاً چيه
پس
واي. و... اونوقت پولش چي؟
صنايع علميِ "بارتاک" تقبل ميکنه؟
،اما اونا کاري به کارم ندارن .چون که من پرهزينه نيستم
و خودشون ميدونن که آخرش هم –هر چي بشه مال خودشونـه. پس
تو بهشون چيزي نگفتي؟ - .هر وقت که آماده شدم -
.يه لحظه صبر کن
چيکار ميکني؟
خب، ميخواي که نقل قولهات درست ضبط شه، نه؟
.نقل قول؟ نه، نه
.فکر ميکردم بدوني که اينا خصوصي بوده .حق نداري چيزي راجع بهش بنويسي
از چي حرف ميزني؟ .من يه روزنامهنگارم
،واي، نه، نه .نه، نه، نه، نه
.خودت که ميدونستي
.ببخشين. معذرت ميخوام .من اشتباه کردم
.نبايد اين چيز رو نشونت ميدادم .خيلي خيلي ببخشيد
گوش کن. "مجلهي ذره" واسه تهيهي يه مقاله .منو به اون مهموني فرستاد
.و اين مهيجترين چيزيـه که تا حالا ديدم
.نه، نه. معلومه که نيست
در حقيقت، بايد ازت بخوام .که اون نوار رو بديش به من. خواهش ميکنم
.نميتوني چنين کاري رو بکني
حق نداري هيچ مقالهاي بنويسي. من اصلاً واسه .يه روزنامهنگار از اين دم و دستگاه حرف نميزدم
.اما شما اين حرفا رو به يه روزنامهنگار زدين - .واي، آره، بگمونم که زده باشم -
.معلومه که زدين - .يه دقيقه وايسا. يه دقيقه وايسا -
.صبر– بيا اينجا پس جورابت چي؟
.واسه خوش شانسي پيشت بمونه
...من اجزاء و قطعات رو
به آدمايي که از خودم خيلي کار درستترن .سفارش ميدم
.بهشون ميگم: ”اين ليزر رو برام بسازين .“يه تحليلگر مولکولي واسم طراحي کنين
.اونام انجام ميدن .و من فقط همه رو سوار هم ميکنم
اما هيچکدومشون خبر ندارن –که اين پروژه واقعاً چيه. پس
واي. و... اونوقت پولش چي؟
صنايع علميِ "بارتاک" متقبل ميشه؟
،اما اونا کاري به کارم ندارن .چون که من پر هزينه نيستم
خودشون ميدونن که آخرش هم –هر چي بشه مال خودشونـه. پس
.خب، همين يود
نظرت چيه؟
.اين يه سر کاريـه
چي؟ - .اون داره سرت شيره ميماله -
.اين طبق روال قديميِ يه کلوب شبونهست .دو تا اطاقک
.تو رو سر کار گذاشته
–يه دقيقه صبر کن، اون طبق روال - بريم ناهار بخوريم؟ -
.گوش کن. اون طبق روال يه کلوب شبونه نبود .من خودم اونجا بودم. به چشم ديدم
.بله
.حتماً .بفرستش داخل
.معلومه که شديداً تحت تأثير قرار گرفتي - منظورت چيه؟ -
.شعبدهباز جنابعالي تا اينجا دنبالت کرده
.من "استاتيس بورانز" هستم ."سردبير "مجلهي ذره
–"سِث برندل" - .ميشناسم شما کي هستين -
گوش کن. چرا شما دو نفر از دفتر کار من استفاده نکنين؟
.من عجله دارم
،اگه قصد دارين چيزي رو غيب کنين .به منم بگين
من يه دستيار دارم .که بيشتر از اينکه بدرد بخوره نفس کشيده
.اصلاً معطلش هم نکردي
.جوونيم که ديگه برنميگرده
–ظاهراً اون تحت تأثير اون نوارت قرار نگرفته بود؟
.اون فکر ميکنه شما يه شياد هستين
.محشره
"آره؟ خب، بذار ببينم که آدماي توي "آمني .دربارهش چي فکر ميکنن
."نه، نه، ببين، "ورونيکا
.من اومدم اينجا که يه کلمهي فوقالعاده بهت بگم
جدي؟
.چيزبرگر
.من خيلي وقته که تنها کار ميکنم
من شديداً ميل دارم .که دربارهي کاري که ميکنم حرف بزنم
ولي اگه اين الان به بيرون درز کنه
.ورونيکا، پدرم رو درميارن
.آدماي "بارتوک" و همکارام دخل منو ميارن
.ببين، اين هنوز آماده نشده
.ظاهراً که درست کار ميکنه - .نه. يه چيز مهمش کمه و نيست -
جداً؟
.آره
چيش؟
.من فقط ميتونم اشياء رو "تِلپورت" کنم
خب، چي ميشه اگه روي چيزهاي زنده امتحان کني؟
.الان سر غذا نميشه گفت
.از خود اين که بدتر نميشه
،گوش کن، تو توي مُجاب کردن من .کارت خيلي هم درست نيستا
...بنظرم الان وقتشه که کل دنيا دربارهش بدونن
.و بنظرم اوني که بايد لب باز کنه هم خود منم
...تو بايد بگي
.اما... هنوز وقتش نيست
ببين، از گفتنش تا الان چي نصيبت شده؟
.اينقدر که برم رو مخ تو
واسه چي بيشتر نه؟ .بذار من تبديل بشم به اون پروژهي بزرگت
،دارم از يه کتاب حرف ميزنم .نه در حد يه مقاله واسه مجله
،در طي کل اين کارم با من باش ...هر روز و هر روز
.تا هر اندازه جزئيات که بخواي در اختيارته
من زندگي شخصيِ خاصي ندارم .که تو بخواي مزاحمتي براش باعث بشي
.روي بستر ماجرا تحقيق کن .روند کار رو حمايت کن
...ثبت کامل وقايعِ تکاندهندهترين اختراع تاريخ”
کسي که به تمام نظريات ...و عقايد راجع به جابجايي
“.از ميان حد و مرزهاي زمان و مکان، خاتمه داد
...کتابت هم با شخصِ خود من و انتقال خودم
،از يه "تلپاد" به "تلپاد"ي ديگه که 4/5 متر دورتره .تموم ميشه
.اين اون چيزيـه که کمه و نيست
تا اون موقع برام صبر ميکني؟
تو اينجا تو خونهي من چيکار ميکني؟
.چون که همين نزديکيا بودم
.حس ميکنم يه خرده چرک و کثيف شدم
No comments yet. Be the first to leave one.