The first 18 lines.
باستر کیتون در بستگان همسرم
برگردان از س.ف.ر.ی
پیشگفتار در بخش خارجی نشین یک شهر بزرگ ...
جاییکه به زبانهای مختلف صحبت میشد و مردم کامل یکدیگر را نمی فهمند ...
جوان هنرمندی زندگی می کرد که با سختی گذران زندگی میکرد
شرکت آبنبات سازی بیزی بی
به زبان لهستانی
آیا میشه همین الان ما را به زبان لهستانی عقد کنید ؟
بله، این تنها زبانی ـه که من بلدم.
اس.اف کوالسکی و شرکا شرکت امور مهاجرین
ک.آ.بولستا قاضی محکمه
آیا این مرد را به عنوان شوهر قانونی خود قبول دارید؟
مطمئنم! او بود که پنجره شما را شکست.
آیا قول می دهید او را دوست بدارید بهش احترام بذاری و او را تا دم مرگ بپرستید؟
گواهی ازدواج
خانه عروس و خانواده اش.
دانیل هرگز به چنین پاتوقی وارد نشده بود .
بابا! چشماتو ببند و ببین چه ازدواجی کردم!
No comments yet. Be the first to leave one.