The first 200 lines.
آنچه گذشت
همه جا رو گشتم
هيچ هيولايي نيست
حالا ديگه راحت ميتوني بخوابي، باشه؟
آخه من که خسته نيستم
باز ديگه چيه؟
اگه وقتي خواب بودم هيولاها برگشتن چي؟
خب، اونوقت خودم ميام نجاتت ميدم، باشه؟
هميشه مواظبتم
دوتا از بچهها دررفتن - کدوما؟ -
...کارل و
همون يارو گردن کلفته
خب حق دارن، ندارن؟
فقط يه ماموريت ديگه ميخواستم
همه گندههاي ريتنهاوس يکجا جمع ميشن و ميتونستيم خدمتشون برسيم
دقيقا مثل پاريس سال 27 و شيکاگو در سال31
منظور؟
تو هم ميخواي ترکم کني؟ - نه -
فقط ميخوام مطمئن بشم که من رو هم مثل آنتوني نميکشي
موفق شدي روفوس برمون گردوندي خونه
کلي خون از دست داده
گلوله توي بدنش گير کرده
شايد بهتره که ببريمش بيمارستان
نه، بيمارستان نه
ممکنه ريتنهاوس پيدامون کنه
فهميدم به کي بايد زنگ بزنيم
خيلي خب
خوشبختانه تا جايي که ميبينم
به هيچکدوم از اندامهاي حياتيش آسيبي نرسيده
حالش خوب ميشه؟
بالاخره تير خورده، لوسي
منم توي يه انباري توياوکلند
و بدون هيچ امکانات درست و حسابياي بهش رسيدم
فعلا وضعيتش ثابته
اما بايد ببرينش بيمارستان
در اولين فرصت، دکتر - ...به محض اينکه -
فکر کنم بايد بهتر از اينا عمل کنين
حق سوال پرسيدن هم ندارم ديگه، درسته؟
ميدونم که عصباني هستي حق هم داري
چند روزه که غيبت زده مادرتم پشت سرهم داره بهم زنگ ميزنه
هيچ خبري ازت نداشتيم
تمام بيمارستانها رو دنبالت گشتيم لوسي
شرمندهام - ...بعد هم که زنگ زدي -
...عين کوليها لباس پوشيدي و
سر تا پات خونيه، بعدشم ...انگار داري ميگي
اين رفيقمون رو بخيه بزن و گمشو بيرون
اينجا، جات امن نيست
بهتره ديگه بري
شرمندهام - اينقدر هي نگو شرمندهام -
خب شرمندهام... نميدونم ديگه چي بايد بگم
بگو قضيه چيه؟ - نميتونم -
نميتونم
تو چت شده لوسي؟
...انگار يکي نامزدم رو دزديده و
با يه چيز ديگه عوضش کرده
لوسي، تو اينجوري نبودي - مسئله همينه ديگه نواه -
من همينجوري بودم
اون لوسياي که تو ميشناختي ...اوني که عاشقش شدي
من نبودم اون لوسي، کس ديگهاي بود
و کاش ميتونستم واسهات توضيح بدم که چي به چيه، ولي نميتونم
من هيچوقت نميتونم اون لوسياي که ميشناختي بشم
همه اينا بخاطر اون پسرهاس؟
وايت؟
نه، نه
نه
نواه، تو واقعاً بينظيري
و حقت اينه که با کسي باشي که ...باهاش خوشبخت بشي
ولي اون يه نفر من نيستم
شماها کي اومدين؟
تازه رسيديم - کسي که تعقيبتون نکرد؟ -
فراري دادن جيا کار سادهاي نبود، ولي نه، مشکلي پيش نيومد
بچهها؟ يه مشکلي داريم
سيپييوي سيستم راه افتاد
فلين همين الان رفت به سال 1954، واشنگتن
سال 1954 چه خبره مگه؟
...همون جلسه ريتنهاوس که
کاپون درموردش ميگفت
فلين ميخواد همه کله گندههاي ريتنهاوس رو يکجا گير بندازه
و شر همهاشون رو کم کنه
خيالش هم راحته که بدون روفوس نميتونيم بريم دنبالش
مطمئنين که نبايد بذاريم فلين کارش رو بکنه؟
من که بدم نمياد همچين کاري بکنه - واقعا؟ -
فلين سعي داشت روفوس رو بکشه
هار شده. بايد جلوش رو بگيريم
ولي دليل نميشه که نقشهاش واسه ريتنهاوس اشتباه باشه
باشه. پس چجوري جلوشون رو بگيريم؟
روفوس؟
ميتوني ماشين زمان رو بروني؟
البته - عاليه -
اتاق دور سرم ميچرخه
نه - خيلي خب -
تو چي؟
ميتوني به روفوس کمک کني؟
ميتوني کمک خلبانش بشي؟ - چي؟ -
من همهاش 60 ساعت با شبيهساز تمرين کردم
توي همهاشون هم... مُردم
فراموشش کن
سفينه نجات فقط واسه سه نفر طراحي شده
خب، مثلا اگه چهار نفر بشه، چي ميشه؟
...بذار ويکيپديا رو چک کنم ببينم
اگه يک نفر اضافي رو بفرستيم توي يک کرمچاله، چطور ميشه
يه چيزي توي دوربينهاي امنيتي هست
تو که گفتي هيچکس تعقيبتون نکرده
اونا ماشينهاي دولتي نيستن ريتنهاوسن
بريد توي ماشين زمان من معطلشون ميکنم
روفوس، شرمندهام. بايد بريم
منم ميام - نميتوني بياي -
تو نميتوني سرپا وايسي، پريدن که جاي خود داره
چارهاي نداريم
بريد تو
جالبه که چجوري شرايط عوض ميشن
تا چندروز پيش توي اتاقهام قدم ميزدي
با منم عين نوکرت رفتارت ميکردي
...حالا که ورق برگشته
در چه حالي؟
وکيلم رو ميخوام
ميارم واسهات
باورم نميشه که موفق شديم
...خيلي
همگي خوبين؟
وايت؟ - خوبم -
مثل هميشهام
خب به نظرتون اين جلسه ريتنهاوس کجا ميتونه باشه؟
...اگه من بودم، قبل از هرچيزي
ميرفتم سراغ مک کارتي
واسه اينکه مک کارتي فکر ميکرد که کمونيستها همه جا نفوذ کردن
بين افراد دولتي، نويسندهها، روزنامهنگارها
الانم يکي از مشهورترين سخنرانيهاش رو در مورد
پيدا کردن کمونيستهاي توي ارتش رو داره
اين يارو درواقع يه ...تابلو انداخته گردنش که
روش نوشته ريتنهاوس
تو همينجا بمون روفوس
هي بچهها؟
...نميخوام مامان بازي دربيارم، ولي
با اون لباسها ميخواين برين؟
ببين، من کلي کار دارم
اگه يه جاسوس کمونيست توي ارتش سراغ داري، به منشيم بگو
خب، هموني رو که به همه گفتم رو :به شما هم ميگم
من فقط به جناب سناتور جو مککارتي بزرگ اعتماد دارم
لهجهات مال کجاست پسر؟
...ببينيد، بهتون ميگم چيا ميدونم
اما قبلش بايد يه چيزي رو بهم بگين
جلسه امشب ريتنهاوس کجا برگزار ميشه؟
چي ميگي واسه خودت؟ - بيخيال ديگه -
فکر کنم که تو... چطوري بگم؟
جزو اعضاي رسميشون هستي
من نه ميفهمم که چي داري ميگي
و نه وقت شنيدن اين مزخرفات رو دارم
...حالا اگه اجازه بدي - نه ديگه -
مگه اينکه بخواي همه بفهمن که
اون سي و دوتا ماموريت رو جعل کردي تا مدال بگيري
مزخرف ميگي
اينکه يکي هم پيدا بشه که تو رو شکار کنه، زياد جالب نيست، مگه نه؟
حالا اگه ميشه آدرس رو لطف کن
...اگه بهت بگم
ميکشنم - هيچکس نميفهمه کار تو بوده -
قسم ميخورم
...ولي اگه آدرس رو بهم ندي
حق من اين نيست
که روزنامهها بهم حمله کنن
ملت بهم بخندن
دشمن همه جا نفوذ کرده
من يه ميهنپرستم
هرکسي قهرمان داستان خودشه
تو هم همينطور
توي جنگ با ريتنهاوس، مطمئن باش شکست ميخوري پسر جون
اونم بعداً معلوم ميشه
فکر کنم ديگه کارمون تموم شد - نه هنوز -
قرار بود يه اطلاعاتي هم من بهت بدم
من هميشه روي حرفم ميمونم
اينم اون جاسوسهايي که قولشون رو دادم
درمورد دهه 50 تحقيق کردم
چيزي زيادي نيست... جز يه مشت نژادپرست و بيمار وراني
کلش مفت نميارزه
ولي ماشينهاش حرف ندارن
آره
ميتونم باهات صحبت کنم؟ - بله، چيکار ميتونم براتون بکنم؟ -
افبيآي
اسلحه روسي
اون رو که خودت گذاشتي توي جيبم
خبردار شديم که دوتا کمونيست اينجان
تا سخنراني مککارتي رو بهم بزنن
فکر کنم بازيافت توي دهه 50، اين مدلي بوده
شرمنده که قسمتهاي خوبش رو کنار لوسي و وايت نيستي
چي؟ - چشمت -
قرمز شده - ماليدمش -
نه، نه... زيادي قرمز شده
مثل سس اسپاگتي
نکنه بخاطر اينه که چهار نفري سوار ماشين زمان شديم؟
شايدم يه سرخي سادهاس
نگران نباش
وايت حالش خوبه
فکر کنم روفوس هم حالش بهتر شده
فقط ميخوام بدوني که
وقتي که امشب کار ريتنهاوس رو ...تموم کردم... که ميکنم
...که البته شامل حال ايتن کيهيل
پدربزرگ تو هم ميشه ...در اينصورت
راستش نميدونم چي به سر تو مياد
اما هرچي که باشه، احتمالا خوب نباشه
چرا اينا رو بهم ميگي؟
No comments yet. Be the first to leave one.