The first 200 lines.
اصالت شکوفه هلو
در جنگ بین کُنشو و شانگو
قبیله اژدهای سرخ شکست خوردن و عقب نشینی کردن
اینجا بود که
سرزمین شعله به قلمروی شیطان تبدیل شد
سیما ین، از نسل اژدهای سرخ حاضر به قبولش نبود
همیشه میخواستم به دنیای فانی برگردم
ولی برای برگشت به دنیای فانی
باید از نقشه برای پیدا کردن مسیر استفاده کنیم
نزدیک به صد سال میشه که حفاظت از نقشه چشمه شکوفه هلو رو به عنوان دختر مقدس به عهده گرفتم
حالا که زمانش داره میرسه
الهه درخت هلو پیشبینی کرده که دختر مقدس بعدی
از آب دریای شرقی قدم به اینجا میذاره
و وقتی دل به زلالی آیینه بشه،
میتونه حقیقتا مسئولیت حفاظت ازش رو به عهده بگیره
پس فردا
حافظت از دنیای فانی رو پاک میکنم
همسرم مرده
دیگه هیچ احساس نزدیکی
به دنیای فانی ندارم
حالا که تصمیم گرفتی با گذشته خداحافظی کنی
برای همین
از این به بعد
وو یو نامیده میشی
اعلیحضرت و من هردو درک میکنیم میخواین به دنیای فانی برگردین
ولی دنیای فانی مثل قلمروی شیطانه
دروازه همیشه بسته ست
اگه میخواین برگردین
نقشه رو میخواین
بخاطر همین داریم برمیگردیم خونه
درباره نقشه آخرین وضعیت
لطفا با دستورات نگهبان پیش برین
تمام زندگیم، همه مهارتهام روبهت منتقل کردم
دستت رو بیار جلو
نشان روی دستت، طلسم دختر مقدس آسمانیه
زنده باد قبیله
صلح برای نسلها
خبر بد
خبر بد
شیاطین حمله کردن
قبیله شیطان گستاخ
چطور جرئت میکنین به سرزمین مقدس قبیله آسمانی تجاوز کنین؟
شیاطینی نیستیم که
ارباب شیطانی فرستاده
قصد تحریکتون رو نداریم
فقط میخوایم نقشه عمه تائو یوان رو امانت بگیریم
شیطان نیستی
چون شیاطین
هیچوقت نمیتونن از اینجا فرار کنن
ولی نمیفهمم چرا
دوست داری شیاطین کنترلت کنن
کارهای ظالمانه ای انجام داده
راستش
یی هانگ نمیخواد زیاد چیزی بگی
نقشه رو بگیرین
خدای من
صبر کنین
نقشه رو بگیرین
زودباشین
برادر فن
چیکار میکنی؟
یی هانگ
کجا میری؟
ولم کن
ولم کن
بذار ببینم زخمت جدیه یا نه
از افراد شیطانی
چرا نجاتم دادی؟
چیونگ یی
فن لانگم
فن لانگت
فراموشم کردی؟
کی هستی؟
چرا نجاتم دادی؟
قصدت چیه؟
خوب نیست
باهام بیا
بیا! اینجا خطرناکه
یی هانگ
چرا به اعلیحضرت خیانت کردی؟
برادر فن
چی برای گفتن داری؟
یادت رفته چرا اومدیم اینجا نقشه رو بدزدیم؟
درباره دختر مقدس
...ما
نمیذاریم اعلیحضرت چیزی بفهمن
نقشه یشم رو بهم بده
بهم اعتماد کن
اذیتت نمیکنم
صادقانه بگم فقط میخوایم از نقشه
برای برگشت به دنیای فانی استفاده کنیم
هیچوقت نقشه رو به دست نمیارین
دالونگ
دوباره از اینکه نجاتم دادی ممنونم
چیونگ یی
واقعا چیونگ یی نیستی؟
حرف نزن
زخمت سیاه شده
حتما مسموم شدی
بذار جلوی خونریزی رو بگیرم
چیونگ یی
اونی که بهش میگی چیونگ یی نیستم
اسمم وو یوئه
دختر مقدس جدید چشمه شکوفه هلوام
دختر مقدس چیه؟
برگزیده ای که قبیله آسمانی انتخابش کرده
و ماموریت حفاظت از نقشه رو داره
به خاطرم نمیاری؟
واقعا کل رابطه مون رو یادت رفته؟
سی سی
سی سی
استاد هسته وجودیش رو شکست
و همراه شیاطین مرد
ارباب شیطان سرزمین مقدس قبیله آسمانی رو تصاحب کرده
مطمئن شو خوب از نقشه
محافظت میکنی
حالا دیگه الهه ای
معذرت میخوام که دیگه نمیتونم ازت محافظت کنم
عمه مقدس
روزی که به من و خواهر ژونگ جادو و هنرهای رزمی یاد دادین
هنوز یادمه
همه مهارتهام رو بهش یاد میدم
وو یو به چشمه میره تا خاطرات زمینیش رو پاک کنه
از حالا به بعد
ارباب و استاد جدیدتونه
بله
ولی حالا همتون
تنهام گذاشتین
حالا که تنهام
میترسم به اعتمادتون خیانت کنم
همش بخاطر توئه که عمه مقدس
و خواهرام تنهام گذاشتن
چیونگ یی
وقتی ناراحت میبینمت
قلبم بیشتر میگیره
نمیخواد تظاهر کنی
مگه هدفت فقط به دست آوردن این نقشه نیست؟
از همون اول
میخواستم اینجا رو زیر و رو کنم
ولی حالا فقط میخوام ازت محافظت کنم
عمه همه زندگیش رو
صرف محافظت از نقشه
در برابر خطر
قبیله اژدهای سرخ کرد
ولی همتون از سیما ین فریب خوردین
و کشتینش
درست رو از غلط تشخیص نمیدی اون وقت میخوای باورت کنم
چطور زنده موندی؟
و میخوای از این نقشه تا حد مرگ محافظت کنی؟
باید بفهمم کی پشت شیاطینه
اعلیحضرت
وقتی به چشمه شکوفه هلو رسیدیم
اکثر خدمتکاران آسمانی رو کشتیم و عمه مقدس یی چینگ هم مرد
حالا نقشه پیش دختر مقدس جدید وو یوئه
ولی
ولی چی؟
ولی فن یی هانگ خیانت کرد
نقشه امون رو بهم ریخت
خیلی وقت بود به یی هانگ مشکوک بودم
الان کجان؟
هردو از پرتگاه پریدن
و سخته بتونیم تشخیص بدیم زنده ان یا مرده
چطور همچین اتفاقی افتاد؟
دقیقا چه اتفاقی افتاد؟
وایسا
کجا میری؟
میرم دنبال
برادر فن بگردم
نمیخواد بری- پدر-
اگه زنده ان
میخوام پیداشون کنین اگه مرده ان
میخوام اجسادشونو ببینم
شده سه قلمرو رو
زیر و رو کنین
باید یی هانگ و دختر مقدس رو پیدا کنین
برام بیارینشون
برادر فن
برادر فن
اینکه حالت خوبه
عالیه
یی هانگ
اعلیحضرت
ازمون خواست سه قلمرو رو برای پیدا کردن اون زیر رو کنیم
چرا همچین کاری کردی؟
برادر فو
لیو پنگ
برای اتفاقی که اون روز افتاد دلیل دارم
برادر فن
باهامون برگرد و برای اعلیحضرت توضیح بده
شاید بتونی زندگیت رو نجات بدی
اعلیحضرت
فو یی چن و لیائو پنگ روزهاست که دارن چشمه شکوفه هلو رو میگردن
مطمئنم فن یی هانگ و دختر مقدس به زودی پیدا میشن
خوبه- عرض ادب اعلیحضرت-
فن یی هانگ
چطور جرئت کردی اعلیحضرت رو فریب بدی، باید بمیری
هنوز یادته چطور اینجا اومدی؟
برادر
اینجا کجاست؟
همینه
No comments yet. Be the first to leave one.