The first 200 lines.
نميتونه باشه..
اون واقعيه...
اون قاتل زخمهاي روشنه هيوک سان؟
قسمت سيزدهم
هشت سال قبل،جزيره ي جوجو...
من اونو درون تو ديدم...
...مردي که زندگيشو فداي نگهداري از يه چيزي کرده
.مردي که بابامو کشت
.من هرگز کسي رو نديدم که زندگيشو اينطوري وقف کنه
.تو اوليش بودي
...احتمالا اين دليلشه
.بخاطر همينه من تو رو ذخيره نگه داشتم
آيا اون تو رو از گناه پاک کرد؟
...با وقف کردن زندگيم ،تو فکر ميکني ميشه،نه...
فکر ميکني اين از گناه کشتن مردم بيگناه کم ميکنه؟
.خودتو از طريق من تسلي نده.
.من نميخوام با کسي مثل تو تسلي داده بشم
.من نه احساس تاسف با تو ميکنم نه همدردي
.من هيچ عشقي ندارم که به تو بدم
?اينطوري نيست
مدير جوان
مدير جوان
مدير جوان
.من دنبال گياهان داروئي خواهم گشت.
مدير جوان
! مدير جوان
مدير جوان
اگه شوهرم بياد،تو رو ميکشه
.اگه شوهرت نياد،تو ميميري
.اين کوه رو ترک کن
,براي حفاظت از تو
من دستور دادم که پسر پرنس رو بکشن.
!برو،حالا
اين همون دختره!بگيرش!
بگيرش!
بگيرش!
بگيرش!
> بگيرش!
بگيرش!
?تو کي هستي
? تو کي هستي
.اين منم،بانو
.جناب افسر
...اما چطوري ميتونه تو باشي
.من نگران بودم که نتونم از تو دفاع کنم
.فکر ميکردم ديوونه ميشم
.نگران بودم که تو رو از دست بدم
.ميدونستم که تو بخاطر من مياي
از اينطوري که به نظر ميام متجعب شدي؟
Yes. بله>چه خبره؟
...چول سوک..
اون چطور؟
. اونها ميخوان چول سوک رو بکشن
.اونها ميخوان چول سوک رو بکشن
.نونا
تو چول سوکي؟
! چول سوک ! چول سوک
... چول سوک
! چول سوک
.ما بايد چول سوک رو پيدا کنيم
.گشتن اونا تو اين مکان به معني اينه که اون اينجا نيست،پس آروم باش
.ما بايد چول سوک رو نجات بديم
.بياين همه جاهايي رو که اون معمولا ميره رو چک کنيم
.اينه. اين جايي که چول سوک چاقوها رو تيز ميکنه
مطمئني؟
.اگه اينجا صبر کني،چول سوک خودشو نشون ميده
.نگران نباش.من حالم خوبه
,من رفتم خونه به اميد اينکه تو برگشته باشي
.و من بهش دروغ گفتم چون يه چيزايي مشکوک به نظر ميرسيد
.خوب بود. خوبه
.تو بايد نگرانه خودت باشي نه من
صورتت چي شده؟صدمه ديدي؟
.نه حالم خوبه
چول سوک
مدير جوان
تو دنيا چه خبره؟
!تو دختررو گم کردي و حتي نمي دوني هيوک سان کجاست
.من اهميت نميدم که چي برده تو بايد هيوک سانو پيدا کني
بله عاليجناب
.خونه ي افسر سانگ بله؟
,من برات يه نامه مينويسم
پس به يوگيم بو برو و از اونا مردشونو بخواه
.بله عاليجناب
تو بايد بايد هيوک سانو پيدا کني حتي اگه...
.تو بايد تمام شبو تو کوه ها بگردي
.هيوک سان تنها کسيه که ميتونه همه ي آدم کش هارو بگيره
!بله عاليجناب
,راستي
.رِئيس به ما گفت برادر کوچک دختررو بکشيم
?دستور نداد که پسررو بگيريم بلکه گفت بکشيمش
.بله عاليجناب بايد پسررو پيدا کنيم و ناپديدش کنيم
?خواست که پسره کشته بشه
.پيداش کنيد و به جاي کشتنش براي من بياريدش
!بله عاليجناب
.ابنجا امنه.از حالا بايد اينجا بمونيد
کجا ميري؟
دارم ميرم يه چيزي واسه خوردن پيدا کنم
بيرون نميرم پس نگران نباش
زخمت چطوره؟
خوبي؟
البته زخمم کاملا التيام پيدا کرده
من خيلي نگران تو ام
.نه به اندازه ي نگراني من براي تو
? اما چرا
?چرا اون مردا شما رو بردن بانوي من
چيزي شده؟
تو چطور؟
کي يه قاتل شدي؟
و چطوري چول سوک درگير اين ماجرا شد؟
موريون دانگ
من به خودم قول دادم که هرگز به اينجا برنگردم
چه بي ادب!تو بچه ي يه برده هستي!
اگه خيلي ترسيدي،هنوزم دير نشده به من بگي برادر بزرگ
.اگه ببازي،تو بايد بقيه ي زندگيت به من رئيس بگي
?تو چطور يه جاني شدي، و چطوري چول سوک درگير اين ماجرا شد
.حوادث اينطوري شدن.
.اما من هرگز چول سوکو تو خطر نذاشتم
... اين رئيسي که منو نجات داد
.واسه من کاملا غريبه بود
پس تا الان داشتي با همچين مرداي خطرناکي ميجنگيدي؟
.يه دليل براي اون وجود داره
چه دليلي؟
هيچ ايده اي داري که اون مردا چه جور آدمايي هستن؟
?چطور تونستي چول سوک رو عضو اين گروه کني و اينو از من مخفي کني؟
خوب راز تو چيه؟
.ما نبايد در مورد خودمون حرف بزنيم اما در مورد تو..
جنرال يانگ گولدا و قاتل زخمهاي کشنده دنبال تو هستن؟
ما سه تا داريم با هم کار ميکنيم تا از مرد کلاه نيي انتقام بگيريم
.ما داريم با هم کار ميکنيم تا اونو بگيريم
تو چطور؟
چرا اين حرومزاده دنبال توئه؟
اين شمشير اينجا چيکار ميکنه؟
اين کلماتو بخون
گئوسه بالجئوم
معني اين چيه؟
.معنيش اينه که مردي شمشيرشو کشيده تا دنيا رو نجات بده
.درسته
.من اين شمشيو با رئيس ساختم وقتي ما موريون دانگ رو پيدا کرديم
.اون فقط پدر چيل ووه
.شمشير جنگجو آوازشه
.يه جنگجو بايد دليل خوبي داشته باشه تا شمشيرشو غلاف کنه
به ما بگو. چرا اونا دنبال تواند؟
پس،تو چرا دنبال اونايي؟
.اونا کشتن تمام همراهاي منو کسايي که محافظهاي وليعهد بودند.
.اون زندگي تمام افراد تاريخ نويس پادشاهي رو گرفت
.اون کيم هونگ جو رو هم کشت
.تنها هدف من ما تو زندگي تا الان اين بود که اونو بگيريم
,داريم ميريم که اونو بگيريم
.و انتقام تمتم کسايي رو که اون کشته بگيريم
?!به ما بگو.اون از تو چي ميخواد
!يه چيزي بگو
.هر چيزي که ممکنه به ما تو پيدا کردن اون کمک کنه رو بگو
.فقط فراموشش کنيد
.تنها چيزيه که من ميتونم بگم
My Lady!بانوي من
.خيلي دير نيست،فقط اين تلاش بيهوده رو متوقف کنيد
.و تو کارهاي من و چول سوک دخالت نکنيد
بانوي من
! بانوي من
.اين کارو نکن
.خوب
.اما من ميخوام از تو محافظت کنم
.اينجا صبر کن. من ميرم وسايلمو جمع کنم
.تو و چول سوک در خطرين.پس بايد با من بياين
.باشه
...قربان
. ميدونم چه احساسي داري
.ميدونم بايد چه احساسي داشته باشي وقتي وو يونگ مرد
.احتمالاتو نموتنستي تحمل کني مگر انتقامتو بگيري
.اما ديگه اينکارو نکن
.خيلي خطرناکه
...زنده موندن خيلي مهم تر
.از فهميدن حقيقته
.خودتو درگير اين نکن
.اين تنها نصيحتيه که من به تو ميتونم بدم
.اينجا صبر کن.من زود برميگردم
.مراقب خواهرت باش .باشه،هيونگ
اينجايي که چيزي جمع کني
.نه،اينجام که شمشيرمو تيز کنم
.بغير از اينجا،جاهاي ديگه اي هم هستن که شمشير تيز ميکنن
,چون تو تمام روز رو اينجا وايستادي
.فکر کردم اينجايي که پول جمع کني
.شنيدم يه پسر به اسم چول سوک اينجا شمشير تيز ميکنه
?چول سوک
.تو داشتي ديروز با اون صحبت ميکردي
?پس پسر ديروزي چول سوکه
درسته،چول سوکه .چول سوکه
چي...
.بانوي من
!چول سوک
!نميخوام برم
.يالا
?کجا داريم ميريم
?چرا به هيونگ نگفتيم کجا داريم ميريم
?ميشه به من گوش کني
.اما من نميخوام برم.نونا،بيا برگرديم
.چيل وو منتظر ما هستش
بيا بريم
.نونا،من ميخوام به چيل وو هيونگ برم
بيا بريم به چيل وو هيونگ
No comments yet. Be the first to leave one.