Drops of God

Drops of God (Les Gouttes de Dieu)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Drops of God S02E04 1080p WEB-DL x264
A Commentary by Ehsan_Cn

Tags

webdl
Published on: 2026-02-17
Downloads: 49
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

SANDS Movie

‫این مکان زیبا افسانه ‌ایه.

‫باورم نمیشه داویت میخواد نابودش کنه.

‫شراب شما یه اثر هنریه.

‫آدم که مونالیزا رو نمیسوزونه.

‫یه زمانی بهش پیشنهاد دادم زمین رو ‫به هر قیمتی که میخواد بخرم، ولی اون قبول نکرد.

‫برادرت اصلاً شبیه تو نیست.

‫انگار داری با دیوار حرف میزنی.

‫اصلاً نمیشه باهاش کنار اومد.

‫داشتن پدر مشترک باعث نمیشه که ‫شبیه هم باشید

‫آره، میفهمم چی میگی.

‫انگار باید از این خونه برم.

‫داویت همیشه بد بوده، ‫حتی وقتی بچه بود.

‫هیچ بچه ‌ای بد به دنیا نمیاد.

‫خب، این یکی اینجوری بود.

‫وقتی کتِوان به دنیا اومد، ‫اون ۱۲ سالش بود.

‫پدربزرگم میخواست اسم محصول شراب ‫اون سال رو به افتخار اون بذاره.

‫برای همین داویت قبل از اینکه ‫درِ کِوِوری رو ببندن، توش جیش کرد.

‫اون به بچه ‌من حسودی میکرد.

‫نمیتونست خوشحالی من رو با اون ببینه.

‫اون همیشه از کتِوان متنفر بود.

‫چیه؟

‫به لطف دخترت بود که تونستم ‫با داویت آشنا بشم

‫وقتی اولین بار اومد تفلیس، ‫ازش کمک خواست، و با هم خیلی صمیمی شدن.

‫من هیچی در مورد این نمیدونم.

‫این اولین باره که دارم این رو میشنوم.

‫هوم.

‫به پدرت چیزی نگو، ‫فقط باعث ناراحتیش میشه.

‫نمیتونی از دخترت ناراحت بشی.

‫وقتی مادری، نمیتونی هیچی رو ‫از بچه ‌هات به دل بگیری.

‫باید با مادر من حرف بزنی.

‫منظورت چیه؟

‫اون حتی وقتی حادثه‌ غواصی ‫برام پیش اومد هم نگران نشد.

‫چی گفت؟

‫نمیدونم. هیچ‌ وقت بهش زنگ نزدم.

‫خب، شاید بهتره این کار رو بکنی.

‫سه ساله که باهاش حرف نزدم.

‫اون از من متنفره.

‫همیشه بوده.

‫هیچ وقت بغلم نکرد.

‫حتی وقتی بچه بودم.

‫میتونم بغلت کنم؟

‫- وای، خدای من! ‫- چیه؟

‫این انگار بهترین زرد آلوییه که ‫توی عمرم خوردم

‫- اوه، کامیل. ‫- نه، جدی میگم.

‫باید این رو امتحان کنی.

‫بیا دیگه. امتحانش کن، ‫امتحانش کن.

‫خب؟

‫بهترین زرد آلوییه که توی عمرم خوردم.

‫واقعاً خاصن.

‫مثل شرابِ تو.

‫و مثل شرابِ تو، ‫اینا هم خیلی زود تموم میشن.

‫واقعاً آدم رو ناراحت میکنه.

‫ببخشید.

‫الو؟

‫داشتم به پیشنهادت فکر میکردم.

‫داویته.

‫میتونیم با هم حرف بزنیم؟

‫یه ماشین برات فرستادم.

‫اون ژاپنی رو هم با خودت بیار.

‫میخواد ما رو ببینه.

‫کاری که کردی خوب نیست.

‫نباید غریبه ‌ها رو وارد ‫مسائل خانوادگیمون کنی.

‫قیمت تخمینی زمین و خونه چقدره؟

‫مطمئن نیستم بشه روی ‫نفرتِ داویت قیمتی گذاشت.

‫آره. میفهمم.

‫ولی اگه پول میخواد، ‫من بهت قرض میدم.

‫میتونی ۲۰، ۳۰ سال دیگه پس بدی ‫یا اصلاً ندی

‫واقعاً برام مشکلی نیست.

‫حرفت رو باور میکنم و ازت ممنونم.

‫ولی تو داویت رو دیدی و میدونی که ‫ این قرار نیست کار ساده ای باشه.

‫من آدم ‌هایی مثل اون رو میشناسم.

‫اون درست مثل پدربزرگمه.

‫باید وقت بذاری تا ‫نقاط ضعفش رو پیدا کنی.

‫و بعد مذاکره کنی.

‫ممنونم، از هر دوتون.

‫نمیدونم چجوری باید بیشتر از این ‫ازتون تشکر کنم

‫خواهش میکنم، لازم نیست.

‫نگران نباش، این فقط یه بازیه.

‫واقعاً؟ خب، ‫انگار داره جواب میده.

‫من پشت سرتون میام.

‫عالیه.

‫اینجا دیگه کجاست؟

‫نگران نباش.

‫اینجا زمین گلف اونه.

‫سه سال پیش کلی پول خرج کرد ‫تا اینجا رو بسازه.

‫مردم میگفتن دیوونه شده ‫و هیچکس اینجا نمیاد.

‫ولی، خودت ببین.

‫خب، حداقل الان دیگه نمیترسم که ‫ته یه گودالی جایی ولم کنن.

‫تو همینجا بمون.

‫در مورد این مطمئنی؟

‫خب، همونطور که داشتم میگفتم...

‫دست ‌هات باید سبک باشن، ‫بازوهات هم کاملاً شل و آزاد.

‫کل بدنت باید محو بشه ‫تا حس ‌ها بتونن کنترل رو دست بگیرن.

‫و آخرین قانون...

‫سرِ چوب گلف رئیسه، نه من. ‫داری حرف ‌های تکراری میزنی، فرث.

‫متأسفم قربان.

‫خیلی خب.

‫خطا رفت. چرا اینجوری شد؟

‫به نظرم برای یه پایان خوب، ‫باید بدنت رو کاملاً فراموش کنی.

‫بدنم رو فراموش کنم؟

‫هفته‌ ای یه بار از بریتانیا با هواپیما ‫میارمش اینجا که این اراجیف رو تحویلم بده.

‫واقعاً کلافه‌م میکنه.

‫حالت خوبه، آقای فرث؟

‫- خوبم. ممنون قربان. ‫- معلومه که خوبی.

‫چون خیلی پولم رو دوست داری.

‫نوبت ضربه توئه، آقای تومینه.

‫لطفاً یه نمایش درست و حسابی ‫بهمون نشون بده.

‫گلف بازی میکنی؟

‫فکر کنم آره.

‫اون سال ۲۰۱۵ توی مسابقات ‫ایژین دایموند کاپ، جایزه برده.

‫هیچ وقت بهم نگفته بودی که‫ قهرمان گلفی

‫هیچ وقت نپرسیدی.

‫تو قهرمان گلفی؟ ‫سؤالی نیست که آدم همینجوری بپرسه.

‫شما دو تا خیلی بامزه ‌اید.

‫اوه!

‫خیلی خوبه.

‫شاید بهتر باشه به جای اون، ‫تو رو با هواپیما بیارم.

‫ممنونم.

‫ولی من به اندازه کافی پول دارم.

‫حالا میتونیم در مورد کار صحبت کنیم؟

‫بیاید.

‫خیلی باحالی.

‫فکر کردم شاید از یکم شراب ‫لذت ببرید

‫بهترین شراب اینجاست، یا حداقل ‫این چیزیه که کارشناس ‌هام میگن.

‫احتمالاً به خوبی شراب‌ های شما ‫از شاسانگر نیست.

‫- اطلاعاتت خوبه. ‫- آره.

‫ولی هنوز برام سواله که چرا ‫دو سلبریتی بین ‌المللی شراب...

‫میخوان زمین من رو که ‫هیچ ارزشی نداره بخرن.

‫ما فقط میخوایم تامار خونه‌ش رو ‫نگه داره و شراب خودش رو بسازه.

‫همین و بس.

‫باورش برام سخته.

‫شما پولدارید، مگه نه؟

‫پولدارها پول رو دوست دارن.

‫پس لطفاً حقیقت رو بهم بگید.

‫این حقیقته.

‫شراب خواهرت استثنائیه.

‫ولی هیچ ارزشی نداره.

‫حق با توئه، ارزش بازاری نداره.

‫ولی این یه اثر هنریه.

‫شما دیوونه ‌اید.

‫نه، ما عجیب و غریبیم.

‫خب، چقدر؟

‫یه قیمت بده تا بتونیم ‫در موردش صحبت کنیم.

‫داری خیلی تند میری.

‫من فقط با دوست هام معامله میکنم.

‫چجوری میتونیم با هم دوست بشیم؟

‫میدونید چیه؟

‫امشب چند نفر رو ‫برای شام دعوت کردم.

‫و یه زنی هم هست، ‫خیلی پولدار و خیلی افاده ‌ایه...

‫که عاشق شرابه ‫و میخوام باهاش وارد معامله بشم

‫مشکل اینجاست که اون فکر میکنه ‫من یه آدم دهاتی ‌ام.

‫داشتم فکر میکردم، ‫شاید بتونید امشب بیاید اینجا.

‫نمیدونم، با یه سری سیسوله‌له شراب ‫تحت تأثیر قرارش بدید.

‫سیسوله‌له؟

‫مزخرفه.

‫ازش متنفرم.

‫اون خیلی پر از سی... س... ‫اون کلمه چی بود؟

‫سیسوله‌له؟

‫هر چی. خیلی ادعاش میشه.

‫اگه دو برابر پیشنهادی که اون آمریکایی ‫داده رو وسط بذاریم...

‫- اون رو بهمون میفروشه. ‫- احتمالاً.

‫ولی فعلاً، بیا سعی کنیم این پولدارِ افاده‌ ای رو ‫تحت تأثیر قرار بدیم.

‫بیلکار سالمون رُزه.

‫جواهری از ظرافت.

‫به ‌به.

‫وُلنی کلو دِ دوک.

‫خالص ‌ترین عصاره‌ پینو نوآر.

‫عاشقشم.

‫پل روژه.

‫محبوبِ وینستون چرچیل.

‫عالیه.

‫شاتو دِیکم، مرواریدِ مرواریدها.

‫با کلاسه.

‫گرونه.

‫ممنونم.

‫این چه کوفتیه؟

‫این اصلاً شبیه یه مهمونی شام نیست.

‫باید شراب بیشتری میاوردیم.

‫اینجوری فکر میکنی؟

‫اونجاست.

‫سلام.

‫خیلی خوشحالم که اومدید.

‫ایشون کامیل لژه و ‫ایشون هم ایسی تومینه هستن

‫بزرگ ترین نوابغ شراب دنیا.

‫این چیه؟ کادوئه؟

‫برای منه؟ ممنون.

‫خب، همه این آدم‌ ها دوست هاتن؟

‫بعضی هاشون، آره.

‫من دوست های زیادی دارم.

‫یکی رو دعوت میکنم، ‫صد نفر میان.

‫شامپاین!

‫مثل اینکه از کادوتون خوششون اومده.

‫ببخشید.

‫و اون خانمی که میخواستی ‫باهاش آشنا بشیم؟

‫ماکا؟

‫اونجاست.

‫هی. بذار من...

‫بذار این رو برات باز کنم.

‫خودم بازش ‌میکنم.

More Farsi Persian subtitles for Drops of God

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left