The first 200 lines.
SANDS Movie
این مکان زیبا افسانه ایه.
باورم نمیشه داویت میخواد نابودش کنه.
شراب شما یه اثر هنریه.
آدم که مونالیزا رو نمیسوزونه.
یه زمانی بهش پیشنهاد دادم زمین رو به هر قیمتی که میخواد بخرم، ولی اون قبول نکرد.
برادرت اصلاً شبیه تو نیست.
انگار داری با دیوار حرف میزنی.
اصلاً نمیشه باهاش کنار اومد.
داشتن پدر مشترک باعث نمیشه که شبیه هم باشید
آره، میفهمم چی میگی.
انگار باید از این خونه برم.
داویت همیشه بد بوده، حتی وقتی بچه بود.
هیچ بچه ای بد به دنیا نمیاد.
خب، این یکی اینجوری بود.
وقتی کتِوان به دنیا اومد، اون ۱۲ سالش بود.
پدربزرگم میخواست اسم محصول شراب اون سال رو به افتخار اون بذاره.
برای همین داویت قبل از اینکه درِ کِوِوری رو ببندن، توش جیش کرد.
اون به بچه من حسودی میکرد.
نمیتونست خوشحالی من رو با اون ببینه.
اون همیشه از کتِوان متنفر بود.
چیه؟
به لطف دخترت بود که تونستم با داویت آشنا بشم
وقتی اولین بار اومد تفلیس، ازش کمک خواست، و با هم خیلی صمیمی شدن.
من هیچی در مورد این نمیدونم.
این اولین باره که دارم این رو میشنوم.
هوم.
به پدرت چیزی نگو، فقط باعث ناراحتیش میشه.
نمیتونی از دخترت ناراحت بشی.
وقتی مادری، نمیتونی هیچی رو از بچه هات به دل بگیری.
باید با مادر من حرف بزنی.
منظورت چیه؟
اون حتی وقتی حادثه غواصی برام پیش اومد هم نگران نشد.
چی گفت؟
نمیدونم. هیچ وقت بهش زنگ نزدم.
خب، شاید بهتره این کار رو بکنی.
سه ساله که باهاش حرف نزدم.
اون از من متنفره.
همیشه بوده.
هیچ وقت بغلم نکرد.
حتی وقتی بچه بودم.
میتونم بغلت کنم؟
- وای، خدای من! - چیه؟
این انگار بهترین زرد آلوییه که توی عمرم خوردم
- اوه، کامیل. - نه، جدی میگم.
باید این رو امتحان کنی.
بیا دیگه. امتحانش کن، امتحانش کن.
خب؟
بهترین زرد آلوییه که توی عمرم خوردم.
واقعاً خاصن.
مثل شرابِ تو.
و مثل شرابِ تو، اینا هم خیلی زود تموم میشن.
واقعاً آدم رو ناراحت میکنه.
ببخشید.
الو؟
داشتم به پیشنهادت فکر میکردم.
داویته.
میتونیم با هم حرف بزنیم؟
یه ماشین برات فرستادم.
اون ژاپنی رو هم با خودت بیار.
میخواد ما رو ببینه.
کاری که کردی خوب نیست.
نباید غریبه ها رو وارد مسائل خانوادگیمون کنی.
قیمت تخمینی زمین و خونه چقدره؟
مطمئن نیستم بشه روی نفرتِ داویت قیمتی گذاشت.
آره. میفهمم.
ولی اگه پول میخواد، من بهت قرض میدم.
میتونی ۲۰، ۳۰ سال دیگه پس بدی یا اصلاً ندی
واقعاً برام مشکلی نیست.
حرفت رو باور میکنم و ازت ممنونم.
ولی تو داویت رو دیدی و میدونی که این قرار نیست کار ساده ای باشه.
من آدم هایی مثل اون رو میشناسم.
اون درست مثل پدربزرگمه.
باید وقت بذاری تا نقاط ضعفش رو پیدا کنی.
و بعد مذاکره کنی.
ممنونم، از هر دوتون.
نمیدونم چجوری باید بیشتر از این ازتون تشکر کنم
خواهش میکنم، لازم نیست.
نگران نباش، این فقط یه بازیه.
واقعاً؟ خب، انگار داره جواب میده.
من پشت سرتون میام.
عالیه.
اینجا دیگه کجاست؟
نگران نباش.
اینجا زمین گلف اونه.
سه سال پیش کلی پول خرج کرد تا اینجا رو بسازه.
مردم میگفتن دیوونه شده و هیچکس اینجا نمیاد.
ولی، خودت ببین.
خب، حداقل الان دیگه نمیترسم که ته یه گودالی جایی ولم کنن.
تو همینجا بمون.
در مورد این مطمئنی؟
خب، همونطور که داشتم میگفتم...
دست هات باید سبک باشن، بازوهات هم کاملاً شل و آزاد.
کل بدنت باید محو بشه تا حس ها بتونن کنترل رو دست بگیرن.
و آخرین قانون...
سرِ چوب گلف رئیسه، نه من. داری حرف های تکراری میزنی، فرث.
متأسفم قربان.
خیلی خب.
خطا رفت. چرا اینجوری شد؟
به نظرم برای یه پایان خوب، باید بدنت رو کاملاً فراموش کنی.
بدنم رو فراموش کنم؟
هفته ای یه بار از بریتانیا با هواپیما میارمش اینجا که این اراجیف رو تحویلم بده.
واقعاً کلافهم میکنه.
حالت خوبه، آقای فرث؟
- خوبم. ممنون قربان. - معلومه که خوبی.
چون خیلی پولم رو دوست داری.
نوبت ضربه توئه، آقای تومینه.
لطفاً یه نمایش درست و حسابی بهمون نشون بده.
گلف بازی میکنی؟
فکر کنم آره.
اون سال ۲۰۱۵ توی مسابقات ایژین دایموند کاپ، جایزه برده.
هیچ وقت بهم نگفته بودی که قهرمان گلفی
هیچ وقت نپرسیدی.
تو قهرمان گلفی؟ سؤالی نیست که آدم همینجوری بپرسه.
شما دو تا خیلی بامزه اید.
اوه!
خیلی خوبه.
شاید بهتر باشه به جای اون، تو رو با هواپیما بیارم.
ممنونم.
ولی من به اندازه کافی پول دارم.
حالا میتونیم در مورد کار صحبت کنیم؟
بیاید.
خیلی باحالی.
فکر کردم شاید از یکم شراب لذت ببرید
بهترین شراب اینجاست، یا حداقل این چیزیه که کارشناس هام میگن.
احتمالاً به خوبی شراب های شما از شاسانگر نیست.
- اطلاعاتت خوبه. - آره.
ولی هنوز برام سواله که چرا دو سلبریتی بین المللی شراب...
میخوان زمین من رو که هیچ ارزشی نداره بخرن.
ما فقط میخوایم تامار خونهش رو نگه داره و شراب خودش رو بسازه.
همین و بس.
باورش برام سخته.
شما پولدارید، مگه نه؟
پولدارها پول رو دوست دارن.
پس لطفاً حقیقت رو بهم بگید.
این حقیقته.
شراب خواهرت استثنائیه.
ولی هیچ ارزشی نداره.
حق با توئه، ارزش بازاری نداره.
ولی این یه اثر هنریه.
شما دیوونه اید.
نه، ما عجیب و غریبیم.
خب، چقدر؟
یه قیمت بده تا بتونیم در موردش صحبت کنیم.
داری خیلی تند میری.
من فقط با دوست هام معامله میکنم.
چجوری میتونیم با هم دوست بشیم؟
میدونید چیه؟
امشب چند نفر رو برای شام دعوت کردم.
و یه زنی هم هست، خیلی پولدار و خیلی افاده ایه...
که عاشق شرابه و میخوام باهاش وارد معامله بشم
مشکل اینجاست که اون فکر میکنه من یه آدم دهاتی ام.
داشتم فکر میکردم، شاید بتونید امشب بیاید اینجا.
نمیدونم، با یه سری سیسولهله شراب تحت تأثیر قرارش بدید.
سیسولهله؟
مزخرفه.
ازش متنفرم.
اون خیلی پر از سی... س... اون کلمه چی بود؟
سیسولهله؟
هر چی. خیلی ادعاش میشه.
اگه دو برابر پیشنهادی که اون آمریکایی داده رو وسط بذاریم...
- اون رو بهمون میفروشه. - احتمالاً.
ولی فعلاً، بیا سعی کنیم این پولدارِ افاده ای رو تحت تأثیر قرار بدیم.
بیلکار سالمون رُزه.
جواهری از ظرافت.
به به.
وُلنی کلو دِ دوک.
خالص ترین عصاره پینو نوآر.
عاشقشم.
پل روژه.
محبوبِ وینستون چرچیل.
عالیه.
شاتو دِیکم، مرواریدِ مرواریدها.
با کلاسه.
گرونه.
ممنونم.
این چه کوفتیه؟
این اصلاً شبیه یه مهمونی شام نیست.
باید شراب بیشتری میاوردیم.
اینجوری فکر میکنی؟
اونجاست.
سلام.
خیلی خوشحالم که اومدید.
ایشون کامیل لژه و ایشون هم ایسی تومینه هستن
بزرگ ترین نوابغ شراب دنیا.
این چیه؟ کادوئه؟
برای منه؟ ممنون.
خب، همه این آدم ها دوست هاتن؟
بعضی هاشون، آره.
من دوست های زیادی دارم.
یکی رو دعوت میکنم، صد نفر میان.
شامپاین!
مثل اینکه از کادوتون خوششون اومده.
ببخشید.
و اون خانمی که میخواستی باهاش آشنا بشیم؟
ماکا؟
اونجاست.
هی. بذار من...
بذار این رو برات باز کنم.
خودم بازش میکنم.
No comments yet. Be the first to leave one.