The first 200 lines.
=قسمت دوم=-
لقب بهترين گيسانگ پايتخت شايسته اش نيست، قربان؟
.رقصش تو چوسان نظير نداره
راستي، افسر دولت کيم يون هو که پارسال به چين رفته بودُ ميشناسين؟
.ميشناسمش
، شنيدم وقتي از چين برگشته
.يه جفت قورباغه ي طلايي با خودش آورده
قوباغه ي طلايي؟ با چشمهاي خودت ديدي؟
.خب...حرفشُ شنيدم
،اگه حرفي که شنيدي راست باشه
خيلي عجيبه ، مگه نه؟
!نذاريد يکيشونم فرار کنه
اينجا رو نگاه،سرورم، وزير حزب چپ اومده اينجا؟
شنيده بودم که سرورم سرش با ،رسيدگي به امور دولت خيلي شلوغه
.ولي اينجا داره از استراحت شبانه لذت ميبره
،فقط براي اين که با چشماي خودم ببينم .بدون کفش راه افتادم اومدم اينجا
اي خدا ، سرورم ،ظاهرا اخيرا .مشکلات زيادي نداشتيد
،نايب السلطنه هيونگ يون حالتون چطوره؟
اي خدا، اين القاب بي فايده ي سلطنتي ،چيه استفاده ميکنين
.اين لقب ها اصلا به من نميان
.انگار دارم صداي پارس سگ ميشنوم
!فکر نکنم يه سگ معمولي باشه .يه سگ زرده که داره از گرسنگي ميميره !يه سگ زرد
سگ زرد؟
شاهزاده هيونگ سو من دستور دادم اين ميزُ .اختصاصي براي شما آماده کردن
!اوه خدايا،واقعا سپاسگذارم
.معذرت ميخوام
.اي خدا. اي خدا
!اينجا رو نگاه کن ، قربان !يه کم ديگه خوراکي بنداز اين طرف
ميخواين برين؟
.ظاهرا سگ افتاده تو حوض
قربان، حالتون خوبه؟
.امروز انگار از شونه ي چپ بلند شدم
چرا به اين زودي ميرين؟
.مثل اينکه جلسه به خاطر من به هم خورد
چرا بدون دعوت اومدين اينجا؟
شنيده بودم وزير حزب چپ اينجا .مهموني داره ، گفتم يه خودي نشون بدم
.ممکنه سرما بخورين .بايد لباستونُ عوض کنيد
.خيلي خب
.از اين طرف
زخم عميق نيست ، ولي حتي با اينکه ، اون موقع به هوش بود
احتمال خونريزي شديد و لخته شدن . خون خيلي زياده
.زمان. وقت نداريم
!خانم، زود بياين بيرون !اتفاق وحشتناکي افتاده ! خانم
چيه...چي شده؟
!يونگ هواي! بيدار شو
.بايد ببريمش تو خونه - .برادر -
!يونگ هواي !به هوش بيا
برادر! چي شده؟
صدامُ ميشنوي؟
صدامُ ميشنوي؟ !يونگ هواي ، چشمهاتُ باز کن
چه اتفاقي براش افتاده؟
.اون...داشت محقق يونگُ مياورد
شما کي هستين؟ از کجا برادر منو ميشناسين؟
کي...کي همچين کار وحشتناکي کرده ؟
داشتم راه خودمُ ميرفتم که اتفاقي .ديدمشون
. امکان نداره مثل اين ميمونه که تو آسمون آبي !صاعقه بزنه
چطور همچين اتفاقي افتاده؟
!خانم - .مادر، آروم باش -
آقا منو ميبخشيد، ميشه فورا يه طبيب خبر کنيد؟
!البته
،خانم ، خانم - .خانمُ ببر تو اتاقشون -
.بعدش برام يه ظرف خمير سويا بيار
بله،خانوم
.لطفا برادرمُ تا اتاقش بيارين .از اين طرف
.کمک کنيد
.خانوم،خمير سويا
.فايده نداره
.خون زيادي از دست داده
.علاوه بر اين،بايد تو سرش خونريزيه داخلي هم باشه
.با ماليدن خمير سويا خوب نميشه
شما طبيبين؟
يعني راهي براي نجات برادرم ميشناسين؟
.ممکنه بشه با عمل جراحي نجاتش داد
عمل جراحي؟
.نه. نميشه
ديوونه شدي جين هيوک؟ ميخواي مغز جراحي کني؟
.الان دوران چوسانه
...و اين دختر
.لطفا صبر کنيد
.شما گفتين که راهي براي نجات برادرم ميشناسين
پس چطور ميتونين تو چنين وضعيتي رهاش کنين؟
چطور ميتونين اسم طبيب رو خودتون بذارين؟
با اينکه راهشو ميدونم ولي انجامش تو .اين موقعيت غير ممکنه
اون روش دقيقا چيه؟
...اون ، مته، برش ، ساکشن .حالا ميکروسکوپ دو قطبي رو آماده کنيد
.راهي برا ي کمک بهش وجود نداره .بايد حقيقتُ قبول کنيد
!لطفا! لطفا برادرمُ نجات بدين
اگه نسب خانوادگيمون اينطوري قطع بشه من و مادرم
بايد براي پايان دادن به اين رسوايي و .قطع شدن نسل خودمونُ بکشيم
،اگه بتونيد برادرمُ نجات بدين
.حتي اگه لازم باشه 10 بار هم ميميرم .با کمال ميل حاضرم پا تو جهنم بذارم
. التماستون ميکنم .خواهش ميکنم برادرمُ نجات بدين
تو فکر ميکني حق داري چنين تصمياتي بگيري؟
مگه خدايي؟ .فقط يه جراحي.
مگه وظيفه ات اين نيست که تا آخرين لحظه براي نجات جونِ بيمار تلاش کني؟
.وظيفه ي يه پزشک نجات زندگي بيماره
.وقت زيادي برامون نمونده
.بايد فورا جراحي رو شروع کنيم
يعني ميتونين برادرمُ نجات بدين؟ - حدود يک ساعت...نه -
.فقط نيم ساعت وقت داريم
سي دقيقه؟ يعني چي؟
اول از همه بايد وسايل مورد نياز جراحي .رو آماده کنم
،حتي در قرن 12، دوره ي امپراتوري اينکان
.شواهدي از جراحي مغز به دست آمده است
به علاوه شواهدي از رشد مجدد استخوان ،جمجمه در دست است
که نشان ميدهد بيمار .از عمل جان سالم به در برده
حتي اگه مجبور بشم از اين وسائل ابتدايي .استفاده کنم ، بازم بايد سعي خودمُ بکنم
.اينها رو تو آب بجوشونيد
پارچه ي تميز چي؟ دارين؟
.منظور شما رو نميفهمم
.گفتم که وقت زيادي نداريم
مگه ازم نخواستي برادرتُ نجات بدم؟
.پس هر کاري که ميگم انجام بده
پارچه ي تميز دارين؟
!نبايد بذارين فرار کنن
چيکار ميکني؟
اين کارها چيه ؟ به جاي پرستاري کردن از برادرته؟
.بايد بيشتر استراحت کنيد
طبيب گفت يه راهي براي نجات .برادر وجود داره
حتي اگه کوچکترين شانسي هم باشه .بايد امتحانش کنيم
تا حالا نشنيده بودم که طبيب با چکش .جون آدم ها رو نجات بده
دقيقا ميخواد چيکار کنه؟
.خانم، الکلُ آوردم
گفتي الکل؟
مطمئني که طبيبه؟
...ميدونين، فکر ميکنم قبلا يه جايي ديدمش
کجا؟
.خب...الان يادم نمياد
.مطمئنم که ديدمش
.سوزن، چاقوي جراحي، سرنگ، دستکش جراحي
.اين چيه؟ داروي بي حسي
.خوبه
.يا موفق ميشم يا نميشم .در هر صورت بايد تمام تلاشمُ به کار بگيرم
اينا چيَن؟
لطفا بيرون منتظر باش
بيرون منتظر باشم؟ .من بايد کنار برادرم باشم
.اگه اينجا بموني فقط مزاحم کار من ميشي .زود برو بيرون
براي چي بايد برم بيرون؟ ميتونين يه دليل خوب برام بيارين؟
در حين عمل جراحي بايد همه چيزُ .تميز نگه داشت
پس منظورتون اينه که من کثيفم؟
.منظورم اين نبود
،توضيحش سخته ، فقط لطفا
،اگه ميخواي برادرت نجات پيدا کنه .کاري رو که ميگم انجام بده
!زود باش
مطمئنين که ميتونين برادرمُ نجات بدين؟
.نميتونم با اطمينان بگم .جراحيِ خطرناکيه
،هر چند اگه اينجوري هم ولش کنيم
.مطمئنا برادرتون ميميره
چاره ي ديگه اي نداريم .اميدوارم موفقيت آميز باشه
.مراقبش باشين
الان قراره اولين جراحي مغز در دوران .چوسانُ انجام بدم
تا جايي که من ميدونم ، اولين عمل جراحي مغز .حدود 100 سال بعد از دوران چوسان انجام شده
بدون داشتن ابزار و تجهيزات مناسب جراحي .مجبورم با اين ابزار اوليه جراحي رو انجام بدم
چرا تنهايي؟ طبيب کو؟
يه گروه از سارقين همين الان به خونه ي .يکي از مقامات دولتي حمله کردن
سارقين؟
درسته ، همه ي نگهبان ها و خدمتکارها موقع حمله .مجروح شدن
.همه ي طبيب ها رو بردن اونجا
يعني نتونستي طبيب پيدا کني؟
پس يونگ هواي ِ ما چي ؟
!درسته . نگهبان خداي من ! حالا چيکار کنيم؟
براي چي داد و فرياد ميکني؟
.مونده بودم کجا ديدمش
دادگستري يه پوستر از کسي که تحت تعقيبه .پخش کرده بود
!صورتش دقيقا شبيه همون نقاشيه
کاملا مطمئني؟
.البته
.با وجود اين که يه سارقه ولي خيلي خوش تيپ بود
.براي همين چند بار نگاش کردم
يعني استفاده از اين ابزار درسته؟
.ولي چاره ي ديگه اي ندارم
!تمومش کن
داري چيکار ميکني؟ تمومش کن! نشنيدي چي گفتم؟
.لطفا بيرون بمون
!گفتم تمومش کن
!يه لخته خون تو سرشه !اگه ولش کنيم ميميره
.تنها راه نجاتش ، در آوردن لخته است
اين همه سر و صدا براي چيه؟
!مادر
!اوه، خداي من
.اينقدر سر و صدا نکنين و برين بيرون
!همه برن بيرون
!خانم!خانم
...مادر
.مواظب خانم باش
شما چي ، خانم؟
.آقا، يه درخواست ديگه ازتون دارم
چي شده؟
لطفا برين دادگستري و فورا نگهبان ها .رو بيارين اينجا
بهشون بگو که مجرم فراري اي که عکسشُ به ديوار .زدن، اينجا ديدي، بايد فورا براي دستگيريش بيان
.لطفا عجله کنيد .وقتي براي هدر دادن نداريم
!فهميدم
!پيداش کردم
.ديدمش. لخنه ي خونُ پيدا کردم
!اي شيطان صفت
!بمير
داري چيکار ميکني؟ زده به سرت؟
!ولم کن
.تويي که زده به سرت
گفتي برادرمُ نجات ميدي ولي به جاش !سرشُ سوراخ کردي
No comments yet. Be the first to leave one.