The first 200 lines.
میدونید چرا سبزیجات راه بهتری واسه شروع روزتون هستن؟
چون حاوی فیبر هستن، که .توی گوارشتون کمک میکنه
میدونید فیبر چیه؟
.من تازه شمارهی دو کردم میشه فراستد فلیکز بخورم؟
یادتونه دربارهی چیزهای جدید حرف زدیم؟
98.7. .واسه مدرسه لباس بپوشید
مامانی، هنوز حالم خوب نشده و .بابا مجبورم میکنه برم مدرسه
عزیزم، مامانی واقعاً نباید .الان مریض بشه
.بذار یه قوری قهوه برات درست کنم
.ممنون، ولی باید برم دفتر
میشه دست بذاری روی پیشونیم؟ .میترسم بیماری جوآنی رو گرفته باشم
.بیماریش خوب شده
.مثل خیار سرده، مثل خودت
.دست بردار، میدونی که دیرم شده
.باشه، فهمیدم
.گوردون، عصبانی نیستم. واقعاً دیرم شده
نه، میدونم. نمیخوام .واسه کار دیرت بشه
.ممنون که برام وقت باز کردین
باعث خوشحالیمه. تا وقتی ساعت کاری شروع .بشه گوشم با توئه
چی تو فکرت داری؟ - .موقعیت -
.خب، بذار همینجا متوقفت کنم
.من استخدامی ندارم
خب، بهتر چون .دنبال کار نیستم
.شما روی یه معدن طلا نشستید
بهم 6 ماه وقت بده، شبکه و سیستمهای کامپیوتری رو
.تبدیل به یه ادارهی درآمدزا میکنم
.باشه، ادامه بده
.من درست کنار پردازندههای مرکزی کار میکنم
.کل روز روشن هستن، هر روز
،شبها و آخرهفتهها .بیاستفاده اونجا افتادن
میتونیم فضای پردازندههای مرکزی
و شبکهمون رو در ساعتهایی که کار ندارن
به کسب و کارهای دست سوم اجاره بدیم
.که یه شبکهی بزرگتر و قدرتمندتر میخوان
.مخارجش تقریباً صفره. سود خالص
.یه خطر امنیتی بزرگه
ما تبادلات مالی مهمی داریم .که توی پردازندههای مرکزیمون گردش میکنن
ببین، تو متوجه نیستی که .کار پردازندههای مرکزی چطوریه
میتونیم تنظیمات دسترسی رو جوری برنامهریزی کنیم
.که این کاربرها رو توی یه محیط کنترلشده قرار بدیم
.مثل یه سلول انباشته
هیچ کاربر خارجیای نمیتونه .به فایلهای شرکتمون دسترسی پیداکنه
.و اون تازه اول کاره
این اداره میتونه یه محظفه رشد واسه .یه عملیات با مقیاس بالا باشه
میتونیم این نیروی بزرگ رو
تبدیل به یه موجودیت بزرگ و پیشرفته کنیم
و تو، از نظر ردهای .فرقی با جیکوب ویلر نخواهی داشت
،فقط باید تصورش کنیم، بهش اعتماد کنیم
.و کلید رو بچرخونیم
اگه اینقدر به این رؤیا واسه ،وستگروپ اعتقاد داری
چرا نمیری با پدر زنت دربارهاش صحبت کنی؟
.میدونم کی هستی
نکنه فکرکردی قبول میکنم با یه کارگر ساده از دیتاسنتر ملاقات کنم؟
من قبل از اینکه اولین ازدواج دخترش خراب شد اینجا بودم
و وقتی کارش با تو هم تموم بشه .اینجا خواهم بود
آمادهای؟ - .آره -
...پس کارت رو انجام بدم و بعدش من - .باشه، فهمیدم -
خیلیخب، میخواستم از همه تشکرکنم
،که این چند روز خیلی زحمت کشیدن
.و تقریباً هیچی نخوابیدن
،همه میدونید که به فلاکت افتادیم
،البته تقصیر هیچکس اینجا نیست
.و باید به کارمون ادامه بدیم
،هر ریالی ارزش داره
پس ممنون بچهها، که .اینقدر آدمهای باحالی بودین
کارمون تموم نشده، ولی .به سختی افتادیم
داریم با یک سوم ایکستیهامون کار میکنیم
.و مشترکهامون همهاش کنسل میکنن
نمیدونم، فکرکنم گیمرها .شرافت ندارن
...پس یهجورایی
ببینید، داریم بیشتر از اونی که ،درمیاریم خرج میکنیم
...که از نظر حسابکتابیش
.تقریباً پولی نداریم
با همون مقدار کمی که داریم ،باید هزینههای عملیاتی رو بدیم
پس یعنی فعلاً نمیتونیم .حقوق کسی رو بدیم
،ولی در ازای حقوقهاتون
،داریم بهتون سهام شرکت رو پیشنهاد میدیم
.که در دراز مدت ارزش خیلی بیشتری خواهد داشت
.در موفقیت - .آره -
.بله، در موفقیتمون
.ببینید، این چیزیه که همهمون براش جلو اومدیم
،ریسک کار کردن تو چنین شرکتیه
ولی یادتون نره که .نقطه مقابلش خیلی بزرگتره
،به نظر من این ریسک ارزش خطر کردن رو داره
.ولی باید خودتون تصمیم بگیرید
.من هستم
.منم
.آره
.هستم
.نیستم
.بیخیال، مرد
.تا اینجا خیلی خوشگذشت
.وامهای دانشجویی دارم، شرمنده
هی، میشه صحبت کنیم؟
من نمیخوام چنین ریسکی انجام بدم
.روی چندتا بازی آنلاین
.نوشتن کارتریج بهت خوش بگذره
،همیشه میخواستی اونکار رو انجام بدی
.پس من فقط یه بهونهی ساده بهت دادم
یا شاید من فکرمیکنم سهامها
.ارزشی نخواهند داشت
illusion مترجم: امیرعلی
Sync:AliNet
.دو روز پشتسر هم
چیه، میخوای برگردی سرکار؟
.کار؟ تو که پولی به کسی نمیدی
.بیشتر شبیه کار داوطلبانهاست
.نه، اینجای شهر یه کاری داشتم
گفتم چندتا تاکوی صبحونهای براتون بیارم
چون همهتون دارید شبیه .قحطیزدهها میشید
و متوجه این فایل با صورتحسابهات توش شدم
و چندجا که میتونستی خرجهای کمتری .انجام بدی رو دیدم
.اگه میخوای پیشنهاداتم رو بشنوی
.آره
.بسه دیگه، برمیگردم سراغ بازیها
.نه، لو، کارت عالیه
.از پسش برمیای .فقط 6 تا اتاقه
.18تا
.واقعاً به حرفهام گوش نمیدی
بیخیال، چطور این اتفاق افتاد؟
بهم گفتی هربار که دربارهی یه موضوع بحث شد
.واسه اون کاربرها یه اتاق جدید بسازم
.این واقعاً عالیه، لو
تازه ساخت یه اتاق جدید رو تموم کردم و حالا چندتا علاقهمند به پرندهها
اتاق گربهدوستها رو مال خودشون کردن تا دربارهی استفاده از غذای گربهها
.با علاقمند به پرندهها صحبت کنن - .بذار ببینم -
پس حالا گربهدوستها عصبی شدن
چون نمیتونن مطلب از بینبرندهی بوی ادرارشون رو دنبال کنن
که این من رو عصبی میکنه چون .از گربهها و گربهدوستها متنفرم
کابرها میان توی اتاقهامون فقط واسه غر زدن؟
یعنی مردم فقط واسه انجمن ثبتنام میکنن؟
میخوای برات نمودار ون گربهدوستها و گیمرها رو بکشم؟
.زیاد تفاهمی باهم ندارن
حالا میشه به کمرون بگی یه نفر دیگه رو بیاره کمکمون؟
،وقتی به 30 تا اتاق رسیدیم .بهم خبر بده
همین الان هم پستچی فرستادیم
.که دستورکار نصب دوبارهی نرمافزار رو توضیح بدن
.هنوز هم دارن کنسل میکنن - .خب، البته که کنسل میکنن -
.شما کاربرهاتون رو ناراحت کردین
فکرمیکنی ارسال پستچی میتونه درستش کنه؟
.باید گل بفرستی، نه پنیسیلین
به نظرت باید چیکار کنیم؟
اولاً، باید جلوه خودتون .رو ترمیم کنید
متوجه یه صورتحساب اینجا شدم ."واسه فضای تبلیغاتی از پیش پرداخت شده توی "مجلهی بایت
.ببین، از این واسه تغییر داستان استفاده کنید
عالی به نظر میاد، ولی نمیتونیم .الان هزینهی آژانس تبلیغاتی رو بدیم
.نه، لازم نداریدش .دو کلمه با حروف مشکی... استخدامی داریم
مردم که ببین، فکرمیکنن دارید .مشکلاتتون رو درست میکنید
ببینید، و یه مقدار پاشیدن رنگ اون وسطها .میتونه به کارتون بیاد
.چشمها رو به خودش جذب میکنه، پولی هم لازم نداره
.آره، شاید یه عکس از بچهها سرکار
.اوهوم - .آره، اون واقعاً عالیه -
اینکه یه مشت فلکزده قوز کردن روی کیبردهاشون؟
آره، باعث میشه مردم استیو جابز رو بخاطر بیارن .که توی گاراژش اَپل رو راهاندازی کرد
.مردم هیچوقت از بخاطر آوردن اون پیرمرد خسته نمیشن
.هی، دیگه بیتفاوتی کافیه .باید برید در خونهی مردم
.باز، تعداد کافی رو نداریم - .برید دنبال گندهها -
هوم؟ - .گندهها، سگهای بزرگتون -
،اون 10 اسمی که هایلایتشون کردم
.بزرگترین بازیکنهاتون هستن
.با اونها شروع کنید
.بشه، فکرکنم میتونیم لو رو بفرستیم بره
.با مردم خوب حرف میزنه
.نه، نه، من لو رو واسه انجمن لازم دارم
چرا؟ - .نزدیک به 20 تا اتاق داریم -
.چی؟ اون که خیلیه - میدونم، یه خبر نسبتاً خوبه، درسته؟ -
کی چنین اتفاقی افتاد؟
...همین صبح. اون بهم نشون داد
،خانومها، اینجا باید بگید
"میشه لطفاً اینکار رو واسهمون انجام بدین، باسورث؟"
".تو یه فروشندهی عالی هستی
بعدش من میگم، "نه، اون بخش ".از زندگیم دیگه تموم شده
،و بعدش شما میگید "لطفاً این لطف رو در حقمون میکنی؟"
".بعدش من میگم، "نه، نمیتونم
و بعدش هی همینجوری میگیم
.بعد من میگم آره
.ممنون
.از اینجا به بعدش با خودم
تو دستور کاری چی بنویسم؟
کدوم دستور کاری؟
چه خبره؟ چرا فقط امروز من شرح کار دارم، بچهها؟
.زودباشید، هرچی دارید بگید .هرچیزی... نظراتتون
.زودباشید بچهها، بیاید جدی بشیم
.سهامشون رو گذاشتن وسط
...اوه
.بله
میتونیم ورژن خودمون از باردز تیل،" رو بسازیم"
ولی بازیکنها درواقع سعی میکنن یه شاهدخت رو .آزاد کنن که درواقع یه هابیتـه که تغییرشکل داده
.باشه، فکرکنم باید بزرگتر فکرکنیم
.شاید به خوبی توضیحش ندادم
...ببین، بازیکنها
اگه یه بازی تیراندازی بسازیم
که کاملاً همهجانبه باشه چی؟
که دیدهای اطراف بازیکن .رو بهش نشون میده
بعد میخوای آنلاینش کنی؟ - آره. چیه؟ -
یعنی، میدونم از نظر گرافیکی ،یه مقدار محدودیت بیشتری داریم
،ولی اگه بسازیمش .عالی میشه
یه دشمن خوب چیه؟ .و تانک یا فضایی نباشه
.یه چیز جدید میخوایم
.صبحبخیر - .شرمنده، گرفتار شدم -
No comments yet. Be the first to leave one.