The Boat

The Boat (El barco)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

El Barco S02E04 La tripas de Bobby el oso 720p BluRay FLAC2 0 x264-SbR
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 4 El.Barco زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Published on: 2025-11-22
Downloads: 39
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

قبلاً

کمک! اینجا!

کمک! کاپیتان، آدم هستن.

یه قایق با چند تا نجات‌یافته.

کاپیتان، باید مانور رو متوقف کنید.

اون آدما صورتشون پر جوش و زخمه. ممکنه مریض باشن.

کاپیتان، من تقاضا می‌کنم اجازه بدید بیان بالا. شما نمی‌تونید تقاضای چیزی بکنید.

من کاپیتانم.

و من دارم بقای شما رو تأمین می‌کنم.

همین الان از این کشتی پیاده میشی و برمی‌گردی قایقت.

پس باید بهم شلیک کنید. من اجازه نمیدم مردم منو ول کنید برید.

ریکاردو، سفینه فضایی خالیه. فضانوردها اونجا نیستن.

اون دستگاه یه نوع فرستنده-گیرنده است.

اون نه تنها سیگنال‌های دوربرد ارسال می‌کنه، بلکه دریافت هم می‌کنه.

وصله؟ بله.

فرستنده-گیرنده کار نمی‌کنه. می‌دونستی یه بردش کمه؟

فکر می‌کردم شما توی یک تیم هستید. بله، ولی موقعیت‌ها فرق می‌کنه.

عواقب کاری که کردی خیلی

بالاتر از توئه. بالاتر از منه.

و بالاتر از هر کس دیگه‌ای توی این کشتی.

برای تو

من هیچ‌کس نیستم

اگه نمی‌خوای با من باشی، به نظرت احترام می‌ذارم.

اما، با هیچ‌کس دیگه‌ای نخواهی بود.

هر کاری می‌کنم!

مطمئنی؟ آره، قسم می‌خورم. لطفا.

اشتباه کردم.

گامبوا برگشته و...

دوستت ندارم، اولیسس. ندارم. برام مهم نیست چی می‌گی.

می‌دونم هنوز دوستم داری.

بگو ببینم، گامبوا ربطی به این قضیه داره؟

آینوا. دوستت دارم.

می‌خوام مثل یک پدرخوانده ازش مراقبت کنم.

از وقتی که اینو اینجا حبس کردی، چاره‌ای ندارم جز اینکه مراقب تو باشم.

تلاش برای اینکه مدام خودتو قانع کنی عاشق نیستی، باید خسته‌کننده باشه.

من دیروز تو رو بوسیدم.

و حالا

دارم به خودم شک می‌کنم. من غافلگیری نمی‌خوام.

نه هدیه، نه اینکه دیگه آزارم بدی. حرفم واضحه؟

نمی‌تونی فقط دست از سرم برداری و اینقدر بهم سخت نگیری؟

There must be a reason I'm so hard on you. You have no idea!

Maybe I've been in love with you since day one

Are you sure you're in love with Julia? Head over heels

It's the best and most personal feeling I've had in a while

عاشقتم، جولیا

ما که مریض نیستیم. چرا داری این کارو می‌کنی؟

جولیا داره به ما دروغ می‌گه. از این کارش خوشم نمی‌آد. تو کی هستی، جولیا؟

می‌خوام آقای گامبوآ رو بهتون معرفی کنم

اینجا چیکار می‌کنی؟ اگه جوابشو می‌دونی دیگه نپرس.

فقط کارتو بکن.

ممنون.

هر بار که سال تحصیلی جدید شروع می‌شد، بچه‌های جدیدی می‌اومدند.

بچه‌ها، بفرمایید. اینم حوله‌ها!

بچه‌های تازه‌وارد اولش خیلی ناراحت بودن.

واسه همین خانم مایکا ازمون می‌خواست که باهاشون کاری کنیم احساس راحتی کنن.

بفرما. ممنون. استلا، درسته؟

آره. مرسی.

اونا کتاب‌هاشون و یه روپوش مثل ما رو گرفتن.

آماده‌ام.

مطمئنی؟ من که هستم.

چهار تا تخت؟ عزیزم، هر چهار تاشون؟

تازه‌واردا خوششون میاد؟ قشنگه.

سالومه، بوبل، دستشویی‌ها دارن سیل میان!

بچه‌های جدید به میزای نو نیاز داشتن.

تا بتونن بشینن و کاردستی‌هاشون رو درست کنن.

اون تشک واسه چیه؟ دخترا...

کابینشون رو دادن به تازه‌واردا.

دخترا می‌مونن اینجا پیش تو. یکم شلوغ می‌شه، نه؟

چرا غر می‌زنی، رامی‌رو؟ بالاخره کابین‌هامون مختلط شدن.

قراره حسابی از دیدن مناظر لذت ببریم.

یالا، کمکمون کن! فکر نکنم حق داشته باشی انقدر گله کنی!

خب، اینجا عرشه خدمه است.

ما به بچه‌های جدید اینجا رو نشون می‌دادیم.

موتورخانه، جایی که بهداریه.

جایی که می‌تونستن کت‌هاشون رو آویزون کنن.

جایی که اتاق غذاخوری بود.

و سرویس‌های بهداشتی، محض احتیاط اگه می‌خواستن جیش کنن یا شماره دو انجام بدن.

حال به هم زنه! اه!

سر تا پامون آشغاله.

این همه مو از کجا اومده؟ این مو نیست، سالو.

مو ریشه داره و انقدرام ضخیم نیست

اون رو بنداز تو سطل. بیاین سیفون‌های این رو باز کنیم.

خوش آمدید

خیلی ممنون. قبل از اینکه کلاس شروع بشه

بچه‌های جدید باید می‌رفتن جلو و خودشون رو معرفی می‌کردن.

سلام. سلام

اینجوری، همه اونا رو می‌شناختن و کم‌کم دوباره لبخند می‌زدن.

چقدر حس خوبی داره، مگه نه؟

خب، اسم من ویکتوره.

تام

دولسه

لئونور

کشتی تکان شدیدی خورد و نزدیک بود غرق بشه.

مردم سعی می‌کردن هر چیزی رو بگیرن.

بعد از تکان شدید دوم، آب اومد تو.

آب با شدت به همه جا می‌رفت.

همه جا.

سالن و اتاق‌ها تو چند ثانیه زیر آب رفتن؟

صدها نفر از پنجره‌های شیشه‌ای پرت شدن بیرون.

دریا داشت مردم رو می‌بلعید.

همه از ترس از خود بی‌خود شده بودند.

مادرهایی بودند که داد می‌زدند

و بچه‌هاشون رو التماس‌کنان صدا می‌زدند.

پس ما تمام تلاشمون رو کردیم تا سوار قایق نجات بشیم.

اوضاع حتی بدتر هم شد، چون

می‌تونستی ببینی

که خیلی‌ها دارن برای کمک فریاد می‌زنن.

دست‌هایی

از دریا بیرون می‌اومدن و می‌گرفتن

قایق رو، کناره‌های قایق رو. اما جا نبود.

جا نبود.

بنابراین

مجبور بودیم اونا رو با

زدن پاروها دور کنیم.

و ناگهان، هیچ چیز.

هیچی. سکوت مطلق.

مجبور شدیم اونا رو جا بذاریم. مثل این بود که...

مثل این بود که کشتیمشون.

اونا موندن.

بقیه چی؟

اونایی که توی قایق نجات بودن، غیر از خودت؟

ما ۲۰ نفر توی قایق نجات بودیم.

پنج نفرشون روزهای اول به خاطر جراحات مردن.

اون ۱۱ نفر دیگه چند روز پیش مردن.

اتفاقای زیادی افتاد. یه طوفان قایق رو واژگون کرد.

ما ساعت‌های زیادی رو صرف کردیم تا برش گردونیم.

مردم خسته و از سرما یخ‌زده بودند.

پس ما دیدیم که

اونا جلو

چشمای ما غرق شدن.

متأسفم. معذرت می‌خوام.

خب، کابوس شما تموم شد.

این کشتی خونه‌ی جدید شماست.

و همه‌ی ما، خانواده‌ی شما.

به کشتی "نجم شمالی" خوش اومدید.

ممنونم.

خب، زندگی ادامه داره.

اگه درست فهمیده باشم، کسی پنج دقیقه‌ی دیگه کلاس بقا داره.

بیاید! کاپیتان، ببخشید.

قبل از اون، ما می‌خوایم با خانواده‌هامون صحبت کنیم

که بهشون بگیم زنده‌ایم.

می‌تونیم از تلفن شما استفاده کنیم؟

می‌دونم خیلی از شماها

الان کلاس‌های بقا رو مسخره می‌دونید.

با این حال، امیدوارم داستان دوستای جدیدمون باعث شده باشه نظرتون عوض بشه.

دیروز اونا بودن، اما فردا ممکنه نوبت ما باشه.

چطوره؟

دو سانتی‌متر قدشه.

پنج تا برگ کوچولو داره.

و زیباترین رنگ سبزیه که تا حالا دیدم.

باید خشک بمونیم.

مخصوصاً پاهامون. چرا؟

یادت میاد وقتی تازه جوانه زده بود چیکار می‌کردیم؟

تمام خدمه باید داشته باشن

خب، پس

باید شروع کنیم کارهایی که زوج‌های عادی انجام میدن رو انجام بدیم، نه؟

می‌دونی چیه؟ هر روز برات پیام می‌فرستادم و می‌گفتم که چقدر خوشگلی.

با موتورم می‌اومدم دنبالت مدرسه.

دل و روده‌ی بابی خرس!

و می‌بردمت سینما.

سر فیلم با هم به توافق نمی‌رسیدیم.

باید خشک بمونیم. فیلم برام مهم نیست.

چون از اول تا آخرش داشتم می‌بوسیدمت، آینوا.

اگه... چی؟

بیشتر بدنتون رو بپوشونید.

بهت گفتم صبور باش، اولیسس.

آینوا، فکر نمی‌کنی کلاس جالبیه؟

چرا، جالبه.

با کی حرف می‌زدی؟

مگه صدای من رو نشنیدی؟

دارم ازت می‌پرسم داشتی با کی صحبت می‌کردی.

داشتی با کی حرف می‌زدی؟

سلام!

داشتم با خواهرم حرف می‌زدم. خواهرم بود، متأسفم.

کلاس همین‌جا تموم میشه. می‌تونید برید.

گفتم کلاس همین‌جا تموم میشه. لطفاً حالا می‌تونید برید.

کارتون تمومه.

سلام. سلام!

حال شما چطوره؟

خوبه. خیلی ممنون، خانم دکتر.

خداحافظ. خداحافظ!

اونا چطورن؟

کمی سوءتغذیه و کم‌آبی دارن.

تا جواب آزمایش‌ها رو نگیرم، نمی‌تونم تشخیص بدم.

چند ساعتی طول می‌کشه.

خب، هر وقت جواب‌ها رو گرفتید می‌تونید بهمون اطلاع بدید.

و

روز خوبی داشته باشید. شما هم همینطور.

خوبی؟

آروم باش.

بشین. بفرما.

اینو بخور، کمکت می‌کنه. دمنوش آرامبخش بهار نارنجه.

من تازه فهمیدم زمین ناپدید شده.

یه چیز قوی‌تر نداری؟

البته.

بفرما. ممنون.

شاید این کمکی نکنه، اما

زمین فقط تا حدی ناپدید شده.

ما می‌دونیم یه جزیره‌ای هست.

ما توی ضبط جعبه سیاه شنیدیم. یه هواپیما اون رو دیده بود.

The Boat subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left