9-1-1

9-1-1

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

9-1-1 - 03x04 - Triggers TBS persian srt
9-1-1 - 03x04 - Triggers TBS persianx264 srt
A Commentary by ladaani
💚💚LADAN 💚💚زیرنویس از: لادن💚💚Email:[email protected]

Tags

x264
Published on: 2019-10-22
Downloads: 46
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫لطفا همگی به سمت منطقه امنی که

‫در نظر گرفته شده بروید

‫خدای من این بزرگترین آتش لعنتی هست که تا به حال دیدم

‫از مانور آتش نشانی متنفرم

‫ یه دستوره که هر سه سال یه بار باید انجام بشه

‫نمیشه با شهرداری مخالفت کرد

‫اولین زنگ هشدار ساعت 12:20 به صدا درمیاد

‫و تماس سی ثانیه بعد گرفته میشه

‫و ساعت 12:43 باید لوله های آتش نشانی رو به ساختمون برسونیم

‫برای چی ؟

‫چهار دقیقه بعد ما میتونیم عملیات رو شروع کنیم

‫ممکنه چندتا امتیاز مثبت برامون داشته باشه

‫یه روز مجبور میشیم به سر دسته گروه آتش نشانی توضیح بدیم

‫به وسیله اتوبوس مسیر دسترسی به اینجارو مسدود کردیم

‫به خاطر این یه کم تاخیر داشتیم که ماشین ها مسیر رو خلوت نمیکردند

‫و ایستگاه 144

‫در کمتر از 6 دقیقه حادثه رو مدیریت کردن

‫دقیقا هفده دقیقه قبل از ایستگاه 118

‫ایستگاه 144 فقط پنج تا ساختمون اون طرف تره

‫می فهمم بابی ، واقعا می فهمم

‫و ... و ... میخوام کمک کنم

‫میخوام منصف باشیم ، میدونی که ؟

‫ببین اگه من اینکار اداری رو

‫جدی بگیرم و طبق قانون پیش برم

‫دقیقا همونجوری که تو از من انتظار داشتی میشه

‫برای تمام زحماتی که میکشی من بهت افتخار میکنم

‫خوشحالم که از شغلت دست نکشیدی

‫اونم فقط به خاطر اینکه وقفه ای در پیشرفتت به وجود اومد

‫من یه درس از سونامی گرفتم اونم اینکه :

‫بیخیال نمیشم ، به جاش مبارزه میکنم

‫تا زمانی که به جایی که بهش تعلق دارم برنگردم

‫ از مبارزه دست برنمیدارم

‫همراه با تیمم حتی با این آتش مصنوعی مبارز ه میکنم

‫از این روش بیشتر خوشت میاد

‫مواظب باش که پله ها مسدود نشن

‫من مجبورم که ...

‫چرا این مانور همیشه در زمان ناهار باید اتفاق بیوفته ؟

‫کاربنای من (غذای ایتالیایی) زیادی پخته میشه

‫نمیدونم

‫حالت خوبه ؟

‫این که آتش واقعی نیست

‫فکر میکنی عکاس ها تو این موقعیت هم ازت عکس میگیرن ؟

‫این یه آتیش غیرواقعیه . چرا نباید از شلنگ غیرواقعی استفاده کنیم ؟

‫سلام باک ما خوب پیش رفتیم ؟

‫از شنیدنش خوشت نمیاد

‫آلان

‫فکر کنم به آلان حمله دست داده

‫خیلی خب بیاید اول بلند بشیم

‫این اتفاق غیرقابل پیش بینی بوده

‫حمله بیماری صرع ممکنه با

‫نور فلش یا حتی صدا پیش بیاد

‫من خیلی خجالت زده شدم

‫خجالت زده نباش

‫مانور تموم شده

‫برای اینکه از وضعیتت مطمئن بشیم به بیمارستان منتقلت میکنیم باشه ؟

‫ممنونم

‫چیس مکی هستم وکیل طبقه دهم

‫میخوام که بدونی من همه چی رو دیدم

‫و دلایلی دارم که میتونه اثبات کنه

‫این ساختمان برای اتفاقاتی از این قبیل ایمن نیست

‫چند راه برای شکایت کردن داری که میدونم دوست داری ازشون باخبر باشی

‫آقا ؟ ‫بله

‫قبل از اینکه شروع کنی بذار ما اونا

‫به آمبولانس ببریم

‫باشه

‫نکته خوب این بود که این یه آتش سطح پنج نبود

‫آره خوب بود

‫احتمالا این قضیه هیچ کمکی بهت نمیکنه

‫میدونی من اینو به گزارشم اضافه میکنم

‫خوبه

‫مشکلی نیست

‫تو دوبار باهاش بازی کردی

‫این که اسباب بازی تو نیست

‫دنی ، بذار هری بازی کنه

‫چرا با اسباب بازی های خودش بازی نمیکنه ؟

‫بس کن

‫مهربون باش وگرنه اسباب بازی رو ازت میگیرم

‫ما یه آزمایش دیگه هم داریم

‫و بعدش باید آمپول هورمونی برای تحریک تخمک گذاری بزنم

‫و سی و شش ساعت بعد تخمک ها بازیابی میشوند

‫دکتر امیدواره که 15 تا تخمک گرفته بشه

‫پانزده تا تخمک ؟

‫من فکر کردم شما دوتا بچه میخواید

‫نمیدونستم تیم بیسبال میخواین

‫نه اونا انتظار دارن که تو هر مرحله ای که در حال انجامه نصف تخمک ها از دست میره

‫پس با پانزده تا تخمک شروع میکنند

‫و در نهایت 2 الی 3 تخمک زنده باقی میمونه

‫اوه خوبه

‫من همیه تو هر زمینه ای موفق بودم

‫پس روی تیم بیسبال سرمایه گذاری میکنم

‫-بده به من ‫- نوبت منه

‫- بازیه منه ‫-اینجا خونه ی منه

‫-بده به من ‫- نوبت منه

‫بچه ها

‫بهمون یاد بده که چطوری اینکارو میکنی

‫اگه دنی خواهر و برادر دوست نداشته باشه چیکار کنیم ؟

‫اینجوری نیست

‫بچه ها با خواهر و برادرشون بهتر کنار میان

‫اونارو ادم بهتری میکنه

‫یه لحظه صبر کن

‫من و آتینا هردومون تک فرزند بودیم

‫و هیچ مشکلی نداریم

‫بله شما هردوتون بزرگسال های خوبی هستید

‫ولی منظورم اینه که ... من بدون برادرم چه آدمی قرار بود بشم

‫اون منو مهربون تر و فهمیده تر کرد

‫و تمایلم به اشتراک همه چیز رو بیشتر کرد

‫ولی بچه کوچولوی ما

‫با مسئله قرض دادن مشکل داره

‫اگر کل روز رو باهم درگیر باشن چی میشه ؟

‫همینطور هستن

‫می خیلی دوست داشت که یه خواهر و برادر کوچیک تر داشته باشه

‫البته فقط تا قبل از زمانی که بچه حرف بزنه

‫ راه بره و به همه وسایلش دست بزنه

‫مطمئن نیستم که این قضیه رو در نظر کرفته بودیم یا نه

‫خانوادمون داره رشد و تغییر میکنه

‫باید خودتون رو تطبیق بدید

‫ولی میدونم شما دوتا کارتون رو خوب انجام میدید

‫دنی از داشتن برادر خیلی خوشحال میشه

‫بالاخره

‫داداشت دیونه ام کرده

‫اونجا نبودی ببینی

‫اون از کارش لذت میبرد

‫من تا حالا مردی رو ندیده بودم که اینقدر با شور و شوق

‫لیستش رو تیک بزنه

‫اگه به یه مرد قدرت بدی دیونه میشه

‫آبکش به کفگیر میگه تو چندتا سوراخ داری

‫کاپیتان چیمنی قضیه اش تموم شد

‫من الان کفگیر عاقلی شدم

‫در واقع نقش تو توی این صحنه "آبکش" هست

‫- چی شد ؟ ‫- هیچی خوبم

‫فقط ... ببخشید

‫نه ، نه ولش کن من جارو میارم

‫نه خودم جمعش میکنم باشه ؟

‫من اصلا فقط ... من نفهمیدم

‫مدی حالت خوبه ؟

‫من نفهمیدم چطوری...

‫من نمیدونستم که دیروقته ...

‫و... باید ... باید برم

‫واقعا نمیدونستم بعدش چی باید بگم

‫اهای مدی من شبیه

‫ شوهر دیونه ی قبلیت نیستم

‫من اون ادمی نیستم که تو بخوای ازش بترسی

‫ولی ترسیده بود

‫منظورم اینه که برای چند ثانیه

‫وحشت زده به نظر میرسید

‫و واقعا مطمئن نبود که میخواد چیکار کنه

‫خیلی معذرت میخوام بحران زندگی من حوصله ات رو سر برده ؟

‫ببخشید دیشب خوب نخوابیدم

‫از زمان سونامی کریستوفر

‫شب ها کابوس میبینه

‫اون و نصف شهر کابوس میبینند

‫قابل قبوله مگه نه ؟

‫با گریه و جیغ از خواب بیدار میشه

‫تلاش کردم باهاش در این مورد صحبت کنم ولی باهام حرف نمیزنه

‫میگه حالش خوبه

‫وضعیت همه تقریبا مشابه هست

‫مواظب باشید بچه ها مبصر سالن اینجاست

‫شما رنگ کردید ؟

‫چرا اینجا کوچیک تر شده ؟

‫فکر کنم کله ات گنده تر شده

‫پس سرگروه اتش نشان ها اقای باک

‫تصمیم گرفتن که شخصا گزارششون رو تحویل بدن

‫این نشونه ی رسیدگی به امور هست ؟

‫یا میخوای واسه مواقعی که من گزارشت میدادم انتقام بگیری ؟

‫نه در واقع شما قبول شدید

‫من عدد ها رو افزایش دادم که به یه نتیجه ریاضی خوبی برسیم

‫تو که ریاضیت خوب نیست

‫که همین دلیل خوبیه

‫اگر کسی مچم رو گرفت

‫حالا که حرفش پیش اومد

‫شما بچه ها تماسی از وکیل داشتید ؟

‫همون تعقیب کننده آمبولانس؟

‫اون میخواست در مورد تخلفات ساختمان با من صحبت کنه

‫فکر میکرد که کسی میخواد از ساختمان شکایت کنه

‫آره کارتش رو مثه نقل و نبات بین همه پخش میکرد

‫دیاز اینجا به کمک نیاز دارم

‫اومدم

‫خوشحال شدم دیدیمت پسر

‫اون ... اون دیگه کیه ؟

‫چی؟

‫اسمش لنا باسکو هست

‫ایستگاهشون توی محل حادثه بوده

‫و بقیه همکاراش موقتا به ایستگاه های دیگه رفتن

‫و منم اونو به اینجا اوردم

‫- تو به جای من جایگزین آوردی؟ ‫- چی ؟ نه

‫پس اون چیه ؟

‫باک اروم باش

‫بهت قول میدم که تو هر زمانی آماده بودی

‫جایگاهت محفوظه

‫کاپیتان من الان اماده ام

‫باک گوش کن...

‫به زودی باهات صحبت میکنم

‫بابا

‫کریستوفر

‫اون داره غرق میشه

‫اون داره غرق میشه .... اون داره غرق میشه

‫اون داره غرق میشه

‫اون داره غرق میشه ... اون داره غرق میشه

‫چیزی نیست رفیق

‫من اینجام

More Farsi Persian subtitles for 9-1-1

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left