Survivor

Survivor

Download Farsi Persian Subtitle

Season 49

Release info

Survivor S49E01 Act One of a Horror Film 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-RAWR
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 49 قسمت 1 Survivor 2000 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-25
Downloads: 15
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

«سروایور» قطعاً مثل یه فیلم ترسناکه.

تو پرده اول یه فیلم ترسناک، فقط داری تلاش می‌کنی زنده بمونی.

فقط داری سعی می‌کنی روز به روز پیش بری.

داری از دست هیولا فرار می‌کنی.

ولی پرده دوم؟

اون موقع‌ست که می‌تونی ورق رو برگردونی.

و حالا...

خودت می‌شی هیولا.

وقتشه این بازی رو بترکونیم.

دور و برم رو نگاه می‌کنم، این آدما هیچ حرفی جلوی من برای گفتن ندارن.

من یکی از جوون‌ترین‌ها بودم...

مدیران روابط عمومی تاریخ توی کپیتال هیل.

و یکی از سرگرمی‌های مورد علاقه‌م...

پاچه‌خواریه.

هر کاری لازم باشه انجام می‌دم...

تا لبخند روی لب یه نفر بیارم.

چون اینجوری خیلی پیشرفت می‌کنی.

دنیای خبرنگاری همش درباره ارتباطاته.

وقتی خبرنگاری، در واقع یه بازی اجتماعی بزرگه.

درباره اینه که کی رو می‌شناسی...

و اونا چی قراره بهت بگن...

قبل از اینکه به رقیبشون بگن.

خیلی شبیه «سروایور».

پس این سرنوشت منه.

این آسون‌ترین یه میلیون دلاریه که تا حالا درمی‌آرم.

من قبلاً برای «سیدنی هات‌شاتس» کار می‌کردم.

خب، در واقع چیپندیلز استرالیاست.

اوه، افتضاحه.

می‌دونی، هزار تا زن اسمتو فریاد می‌زنن...

هر شب وقتی رو صحنه‌ای.

خب... نمی‌خوای اون رو.

من می‌تونم زن‌ها رو مجذوب خودم کنم. می‌دونم چطور کار می‌کنن.

می‌دونم چی بگم و چی نگم.

و این می‌تونه تو «سروایور» کمکم کنه.

«مایک جادویی» زندگی واقعی.

وقتی منو با بقیه ۲۵ ساله‌ها مقایسه کنی...

من خیلی کارا انجام دادم.

وقتی ۱۴ سالم بود...

به پدر و مادرم کمک کردم اظهارنامه مالیشون رو پر کنن.

من اولین نفر تو کل خونواده‌م بودم...

که رفت دانشگاه و فارغ‌التحصیل شد.

و حالا...

من اولین نفر با تبار آلبانیایی هستم...

که تو ۴۹ فصل «سروایور» بازی می‌کنه.

من اولین نفرم.

ر-آی-زد-جی-او-دی

ریزگاد، عزیزم، اینجاست.

و می‌خوام خودمو به عنوان یکی از...

بهترین بازیکنانی که تا حالا این بازی رو کردن، تثبیت کنم.

این ۱۸ غریبه قرار بود...

تو جزایر فیجی رها بشن.

من یه دانشمند موشکی‌ام.

و ما فقط باید بذاریم این موشک بسوزه، عزیزم.

اونا باید یاد بگیرن خودشون رو وفق بدن وگرنه حذف می‌شن.

معمولاً با بیزینس کلاس سفر می‌کنم.

تو هتل‌های پنج ستاره می‌مونم، کارت‌های اعتباری‌مو ته می‌کشم.

مثلاً، من هیچ مهارت زندگی تو طبیعت ندارم.

در نهایت...

فقط یه نفر می‌مونه تا جایزه یه میلیون دلاری رو ببره.

دستکاری‌ها، غافلگیر کردن‌ها...

دروغ گفتن، خنجر از پشت زدن...

این چیزیه که می‌خوام وارد این بازی کنم.

و برای انجامش هیجان‌زده‌ام.

کی اونی رو داره که لازمه...

تا از بقیه باهوش‌تر باشه، بهتر بازی کنه و بیشتر دووم بیاره؟

اینجا «سروایور ۴۹»ـه.

هاها!

خوش آمدید.

بیاین به من ملحق شید.

آآآه!

دارم دیوونه می‌شم!

دارم خودمو درگیر چه چیزی می‌کنم؟

ولی خیلی هیجان‌زده بودم که بازی شروع بشه.

و من داشتم، خب، قبیله‌مو زیر نظر می‌گرفتم.

دارم فکر می‌کنم...

"خب، اینا همون پر سر و صداهان؟

"می‌خوان قوی‌ترین باشن؟

مثلاً، فکر می‌کنن اونا بامزه‌ان؟"

بزن بریم!

سطح انرژی ده از ده.

برقی. آتیشی.

حالا بالاخره می‌تونیم...

تمام اضطراب‌ها رو آزاد کنیم.

تمام ترس‌ها رو.

آره، ما اینجاییم!

این یه ورود قبیله‌ای تمام عیار بود.

خیلی خب، از این انرژی خوشم اومد.

بذارید رسماً بگم...

به «سروایور ۴۹» خوش آمدید.

خیلی خب، بذارید این هیجان رو درک کنم.

خانم اون وسط، جلویی...

شما خیلی هیجان‌زده بودید.

اون انرژی رو که الان حس می‌کنید، چطور توصیفش می‌کنید؟

اسم من کریستیناست. من...

کریستینا!

امم، این خیلی وقت بود که داشت اتفاق می‌افتاد.

و حس می‌کنم بالاخره می‌تونیم...

بترکیم و بگیم: "آآآه! ما اینجاییم!"

بزن بریم!

آقا، سمت چپ جلو، اسمتون چیه؟

جلوی سمت چپ؟ آره، تو.

اوه، اون منم. من جیسون هستم.

سلام. سلام، جیسون.

آره. آره.

از هیجانت برام بگو.

چون با کلی انرژی اومدی بالا.

جف، من...

نمی‌دونم اجازه دارم یا نه...

پرده‌ها رو کمی کنار بزنم،

ولی من ذخیره مرد این فصل هستم.

نمی‌دونستم... اوم.

که قراره تو این برنامه باشم.

تا سی دقیقه قبل از اینکه دیشب برم بخوابم.

خب، قضیه ذخیره بودن اینه که...

باید برای هر چیزی آماده باشی.

من سه تا پیراهن بسته بودم؛

یه قرمز، یه آبی و یه زرد.

پس دارم خودم رو وفق می‌دم،

و من در سوروایور ۴۹ با همه شما هستم.

آره، هستی، داداش. بریم!

بریم این طرف.

اون وسط، عقب، اون بنفشه.

آره. اه، نه.

اسمت چیه؟

من سیج هستم.

در مورد حسی که الان داری برام بگو،

که بالاخره داره اتفاق می‌افته.

تو واقعاً تو شن‌های فیجی‌ای.

آره، اه، وقتی هیجان‌زده و مضطرب می‌شم یه اتفاقی میفته.

زیاد دستشویی میرم.

فقط برای اینکه بیام اینجا، سه بار دستشویی کردم،

از پشت قایق تا امروز بیام اینجا.

پس اگه کسی امروز پشتم رو دید، عذر می‌خوام.

بیشتر شبیه نیم‌ماهه تا ماه کامل.

من لگن‌های مادرم رو دارم، اما...

پسره اون عقب اسمت چیه؟ هی، جف، من جیک هستم.

من از، اه، دوست شمالی شما، کانادا هستم.

اه، از جایی به اسم ادمونتون.

خب، چقدره که سوروایور رو تماشا می‌کنی؟

اه، از فصل یک، جف.

وقتی بچه بودم، امم...

مامان و بابا من و برادرم رو می‌نشوندن،

چهارشنبه شبا قبل از اینکه باید می‌رفتیم بخوابیم.

ما برنامه رو تماشا می‌کردیم.

سوروایور همیشه پایه ثابت خانواده بوده.

هنوزم تا امروز در موردش حرف می‌زنیم.

اما حالا، بریم سراغ فصل ۴۹، امم...

ببخشید. امم...

بابام به یه بیماری به اسم گلوکوم مبتلا شده.

و تا آخر امسال کاملاً نابینا میشه.

پس این آخرین فصل سوروایور هست

که می‌تونه ببینه.

و من فقط می‌خوام بابام رو برای آخرین بار، به صورت بصری، سربلند کنم.

پس... ببخشید.

از شنیدنش متاسفم.

ببخشید.

اون پسره وسطی، اون عقب.

خودت رو معرفی کن.

اسم من استیون هست. من اهل دنور، کلرادو هستم.

و از اینکه اینجا هستم هیجان‌زده‌ام.

باشه، اینجا که برنامه The Price Is Right نیست.

این جواب برای اون برنامه عالی می‌بود.

استیون، در مورد لحظه‌ای که تصمیم گرفتی برام بگو...

که "من می‌خوام تمام تلاشم رو بکنم تا وارد سوروایور بشم."

صد در صد.

خب، سفر من با جزایر مروارید شروع شد.

وقتی برای اولین بار همه شرکت‌کننده‌های مختلف رو دیدم،

از همه قشرهای مختلف جامعه،

و اونا خیلی آسیب‌پذیر بودن.

و فکر می‌کنم وقتی آدم بزرگتر میشه،

نوعی تجربه‌های جدید کم میاری.

و سوروایور فقط پر از

تجربه‌های اولین باره.

اونا کمکت می‌کنن از منطقه امنت خارج بشی،

و بهت فرصت میدن که آسیب‌پذیر باشی.

آره.

هیچ وقت اینجوری نشنیده بودم. جواب عالی بود.

خیلی خب.

خب، اگه یه چیزی خیلی واضح باشه،

در طول ۲۴ سال و ۴۸ فصل، اون اینه:

سوروایور همیشه در حال تکامله.

و این به خاطر پیچ و خم‌ها یا مزایا نیست.

سوروایور تکامل پیدا می‌کنه...

به خاطر شما، بازیکن.

هر کسی که قبل از شما این بازی رو انجام داده،

به نوعی روی بازی تاثیر گذاشته.

و با این کار،

اونا بازی رو ارتقا دادن.

تلاش اونا برای عالی بودن، پایه‌ای رو بنا گذاشته،

که شما الان روش ایستادید.

و هر کدوم از شما دلیل‌های خودتون رو برای اینجا بودن دارید،

انگیزه خودتون، رویاهای خودتون،

و داستان خودتون برای نوشتن.

چیزی که سوروایور رو پیچیده می‌کنه اینه که لحظه‌ای که بازی شروع میشه،

تمام ایده‌های فردی شما با هم برخورد می‌کنن.

چون سوروایور یه بازی با حاصل جمع صفره.

فقط یکی از شما برنده میشه.

اما...

این ۱۸ تلاش فردی شماست،

برای اون پیروزی.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left