The first 200 lines.
...دیگه...باید برم
خیلی عجیبه
کو مونیونگ گفت باهات بیام اینجا
ولی خودش اینجا نیست
مونیونگ؟
...مونیونگ
نمیدونم با گانگته آشتی کرده یا نه
...آشتی کرده
این یعنی باید نقشهام رو عوض کنم
اگه کاری میکردم تو و مونیونگ باهمدیگه بخوابید خیلی جالبتر میشه
...فکر کنم همدیگه رو بوسیدن
وای، چقدر تو بانمکی
!دست نزن، به موهام دست نزن
به موهام دست نزن
به موهام دست نزن
ای خدا
...حالا چیکار کنم
ترجمه و زیرنویس ::..:: Bahar336 & SaFira ::..::
برادرم
سانگته
...سانگته، کجایی - اوه، آقای مون -
شما هم که همیشه دنبال برادرت هستی
سانگته
سانگته
سانگته
!سانگته
کجا باید بیام؟
قلعه نفرین شده
قسمت 15 افسانه دو برادر
آدرس ما در تلگرام @opussub
سانگته
سانگته
!سانگته
سانگته
چرا اینطوری نگاهم میکنی؟
انگار میخوای منو هزار شقه کنی
از نگاهت خوشم میاد
با سانگته چیکار کردی؟
نگران نباش، نکشتمش
بهش آرامبخش دادم به زودی بیدار میشه
ولی خیلی حیف شد
ای کاش مونیونگ هم اینجا بود
واقعا دوست داشتم ببینم کدومشون رو انتخاب میکنی
جایی قایمش کردی؟ - چرا داری اینکارو میکنی؟ -
چرا داری اینکار رو باهامون میکنی؟
چون تو دخترم رو نابود کردی
چی؟ - اون عالیترین اثر هنریم بود -
اما بخاطر تو عوض شد
...دخترت برای تو
یه اثر هنریه؟
اصلا شبیه همدیگه نیستیم، درسته؟
به خاطر اینکه شبیهش نباشم رفتم زیر تیغ جراحی
ولی اجزای صورتش به من رفته
چهره، بدنش موهاش و حتی روحش
من بهش شکل دادم و خلقش کردم پس اثر هنری منه
مونیونگ مال تو نیست
اون یه انسانه، نه یه اثر هنری
!یه انسانه
لعنتی
!اون به خاطر تو به حرفام گوش نمیده
همه نقصها باید از بین برن
منم به خاطر تمام سختیهایی که کشیدم
نمیخوام اینکارو بکنم
بجاش بهت یه فرصت میدم
دست برادرت رو بگیر و از اینجا فرار کن
هرچقدر که میتونی از مونیونگ دور شو
نه
هرگز اینکارو نمیکنم
میدونستم این حرف رو میزنی
پس یه گزینه دیگه برات وجو داره
منو بکش
اگه منو بکشی انتقام میگیری
...و وقتی هم مونیونگ ببینه
،که منو کشتی به خود سابقش برمیگرده
اینطوری رابطه شما دوتا همیشه شوم باقی میمونه
...پس
این پایانی بود
که میخواستی؟
درسته
اینطوری همه خوشحال میشن
یه پایان شاد برای همه
بیخیالش شو
چی رو؟
این پایان مزخرفی که آرزوش رو داری
هیچوقت اتفاق نمیفته
چون من هرگز - ای خدا -
از مونیونگ دست نمیکشم
حتی با وجود اینکه مادرت بخاطر مونیونگ مُرد؟
میخوای داستانش رو بشنوی؟ خیلی جالبه
برای اولین بار مادرت رو اینجا دیدم
"قتل جادوگر غرب"
ببخشید
سلام
آژانس کاریابی منو فرستاده اینجا
خیلیخب، کارت رو شروع کن
چشم
با اجازه
هی، اونجا داری چیکار میکنی؟
یه پرنده با بال شکسته نمیتونه پرواز کنه
چی؟
باید بکشمش، درسته؟
گفت چون اون پرنده نمیتونه پرواز کنه
بهتره که فقط بکشمش
بهش افتخار میکنم
...چیزه
یه بیمارستانی هست که پسر بزرگم اونجا میره
خانوم
بله؟
خسته نباشی
اوه، باشه
...مامان
به خاطر همین؟
به خاطر همین
اون رو کشتی؟
...به خاطر
حرفی که زد؟
برای همین مادرم رو کشتی؟
یه جوری حرف میزد انگار دخترم روانیه
چطور جرئت کرد
آره، منو بکش
...دیگه
دیگه هیچوقت ضعیف نشو
ولی میدونی
اون بازم
مادرمه
ای ترسوی بزدل
برای همین از آدمای ضعیف خوشم نمیاد
ولی من و مونیونگ با شماها فرق داریم
فهمیدی؟
اینقد مزخرف نگو
بالاخره اومدی
انکار کردنش بی فایده است
چون من و تو همخون هستیم
نه
!من مثل تو هیولا نیستم
حتی اگه پروانه جلوت ظاهر شد
اونو نکش
نباید اینکارو بکنی
...تو
بهم قول دادی
که اینکارو نمیکنی
هی
تو چت شده؟
بیدار شو
مون گانگته
مون گانگته بیدار شو
!مون گانگته
فکر کردی با کوتاه کردن موهات میتونی از چنگم فرار کنی؟
بیدار شو
لطفا بیدار شو ...مون گانگته
!بهت که گفته بودم
باید به حرف مامان گوش میکردی
دخترم، عزیزم
عزیزم
به خواهر و برادرم آسیبی نزن
به خواهر و برادرم آسیبی نزن
"بهترین افسانههای جهان"
خدای من، ممنون
ای خدا
انگار یکی بدجور زده توی صورتت
زیاد خوشحال نشو، چون من بردم
اون دو نفر نمیتونن با همدیگه باشن
خودم یه کاری کردم که نشه
ما که هنوز نمیدونیم
نخیر
انسانها
خیلی ضعیفاند
،برای همین زجر میکشن درست مثل مریضهات
هنگجا
آدمها چون ضعیفن کنار همدیگه میمونن
اینطوری به همدیگه تکیه میکنیم
همین ما رو تبدیل به انسان میکنه
تو تاحالا انسان بودی؟
بریم
با پارک اوکران دقیقا چیکار کردی؟
اوه، اون زن
بازیگر فوق العادهای بود
صبح زود، تو راهرو قدم بزن
در همون حال آهنگ اوه عزیزم، کلمانتین" رو بخون"
شب، به قلعه دو هیجه برو
و به مونیونگ، تولدش رو تبریک بگو
تولدت مبارک
برو به اتاق مطالعه
و پاکت با پروانهی روش رو بذار روی میز
"قتل جادوگر غرب"
"قتل جادوگر غرب"
خانوم پارک اوکران
چون نمایش تموم شده دیگه باید صحنه رو ترک کنه
شاید داره یه جای دیگه یه نمایش دیگه رو بازی میکنه
دیگه وقتشه تو هم صحنه رو ترک کنی
لطفا حرکت کنید
واقعا خوابیده؟
بیدار میشه، درسته؟
چیه؟
اگه هیچوقت بهوش نیاد
توام مثل رومئو جون خودت رو میگیری؟
ممکنه هیچوقت بیدار نشه؟
چون دوز بالایی از آتیوان بهش تزریق شده بیهوشه
ولی بهش سرم زدم که تا چند ساعت دیگه بیدار بشه
زیاد نگران نباش
No comments yet. Be the first to leave one.