The first 143 lines.
!میو
!کار خودت رو کردی، میو، اریس
!اریس، خیلی عضلهای هستی !حرف نداره
!وایستا! اونجا نه !قلقلکم میگیره
!تمومش کنید
چی شده؟ .الان جای خوبشـه
.صبر کن نوبتـت بشه .دفعهی بعد جامو باهات عوض میکنم
.آخ
،رودئوس دونو همچین جایی چیکار میکنید؟
.تـ... تماشای مردم سرگرمی منـه
.بوی برانگیختگی جنسی میدی
!چی؟! نه بابا، امکان نداره
مطمئنی که از طرف یه دخترِ عشق حیوون که خیلی تابلو، به وجد اومده، نیست؟
رودئوس دونو، بابت قضیهی اون روز .قدردان شما هستم
بابت اینکه به خاطر یه سوتفاهم .شما رو انداختم زندان هم پشیمونم
...ولی... اگه دستت به دخترم بخوره
!عمیقاً متأسفم
!چطوره؟
آخه چرا فقط من؟
علاف
تناسخ
اگه به یه برم میکنم
دنیای دیگه
تمام تلاشمرو
!دو
!سه! دو
.اسم من اریس است
!امتحان کنید
!اسم... من... مینیتونا... است
.ا... اسمِ من... ترسنا است
!جفتتون هم گل گاشتید
،هیچکس هم نه، اریس !داره یه زبان درس میده
،به عنوان معلمش .کم مونده اشک شوقم دربیاد
.تونا، دیگه کم کم وقت خوابته
اریس دونو، از اینکه با دخترم .دوست شدید، ممنونم
اذیتتون که نمیکنه؟
!اصلاً! تونا دختر گُلـیه
!ا... اریس، درد گرفت، میو
اون حلقه... مطمئنم که یه نماد از قبیلهی دولدیاست. ار کجا آوردیدش؟
این؟
،تو تولد ده سالگیم !گیلنه بهم کادو داد
گیلنه؟
درسته! گیلنه هم عضو قبیلهی دولدیاست، مگه نه؟
.کلاً از ذهنم پریده بود
چیزی ازش میدونید؟
قدش تا اینجاست .و خیلی هم شبیه خود شماست
...اون
.پس هنوز زندهست
ها؟
،فکر میکردم تو یه جوبی .جایی، جون داده باشه
.یه... یه لحظه صبر کنین بین شماها اتفاقی افتاده؟
اون وظیفهی خودش رو به عنوان .نگهبان جنگل و موجود مقدس دولدیا ترک کرد و فرار کرد
بابا؟
...مایهی
.شرم و رسوایی اهالی این روستاست
...تو
.داریم میریم، تونا
!بابا! آخ! درد گرفت، میو
!اریس
!اریس
!تو چه مرگته؟
!گیلنه استاد منه !بیشتر از هر کسی واسش احترام قائلم
!گیلنه فوق العادهست
!فوق العاده، فوق العادهست
،وقتی ازش کمک میخوام !سریع به دادم میرسه
...خیلی سریع و !و خیلی قویـه
...گیلنه
کسی نیست که ...راجع بهش اینطوری حرف بزنی
گیلنه... مورد احترام قرار گرفته؟
.نه، امکان نداره... شوخیش هم زشته
...گیلنه
.اریس، بیا این بحث رو تموم کنیم
!چرا، رودئوس؟
!تو از گیلنه خوشت نمیاد؟
.منم گیلنه رو دوست دارم
ولی... به نظر میاد گیلنهای که ما میشناسیم .با گیلنهای که اونا میشناسن، فرق داره
گیلنه واقعاً همچین آدم ستودنیای شده؟
.حداقل من براش احترام قائلم
.گیلنه
.اریس
من میخواهم از خاله گیلنه .بیشتر بدونم
خاله گیلنه؟
.گیلنه خواهر کوچک بابائه
.که اینطور
.گیلنه استاد شمشیر زنی منه .خیلی مهربون و قویـه
،هر وقت تو دردسر افتادم .میاد و نجاتم میده
...ولی بابا همیشه میگه
«.نباید مثل گیلنه بشی»
پس، با شمشیر تمرین کن» «و ذهنت رو تمرین بده
.ولی من از تمرین شمشیر بدم اومد
.اگه خوشت نمیاد، انجامش نده
.اما بابا عصبانی میشه
.تونا، تو مثل خودمی
مثل اریس؟
.من از درس بدم آمد
.واسه همین از گیلنه متشکرم
.به من شمشیر زنی یاد گرفت
اریس، به من هم مثل .خاله گیلنه شمشیرزنی یاد بده
ها؟
!توناً خطرناکه
!نه، نیست، میو
!اگه اریس بهم یاد بده، مشکلی پیش نمیاد، میو
.ولی عمو گیس ازت عصبانی میشه
!اریس، خواهش میکنم
.باشه
!دنبالم بیا
اونقدر تمرینت میدم !که ببینی گیلنه چقدر فوق العادهست
!هورا، میو
!محض اطلاعت، من سختگیرم، ها
!خیلی هم عالی، میو
همینطوری دیوونهوار !شمشیر رو تاب نده
بهت گفته بودم، نه؟
!تونا، طاقت بیار
!دیدی؟ همونجا
!حواست باشه
دخترم، هر چقدر هم که ...بهش میگفتم
.یادگیری شمشیرزنی رو رد میکرد
خب... این که گیلنه استاد اریس دونوئه، حقیقت داره؟
.بله. اریس عاشق پادشاه شمشیر، گیلنهست
گیلنه سطح پادشاهیه؟
.درسته
در ضمن، شاگرد جادوگری .من هم هست
گیلنه و جادوگری؟
،رودئوس دونو .شما هم خوب شوخید، ها
شوخی بود دیگه؟
حقیقت داره. تازه خوندن و نوشتن .و حساب و کتاب هم یاد گرفته
اون گیلنه...؟
.آدما عوض میشن
تونا، فقط تو سه ماه خیلی پیشرفت کردی، ها، نه؟
.معلومه، میو
...خیلی زود از تو هم بهتر میشم
.خیلی سادهای
!نامرد، میو
!پسش بده، میو
فصل بارندگی .یکم دیگه تموم میشه
واقعاً؟! پس بالاخره میتونیم !راه بیوفتیم سمت شهر بعدی
!شاید سر و کلهی هیولاهایی که تا الان ندیدم، پیدا بشه
اریس، واسهی همیشه .اینجا بمون، میو
..تونا
نمیتونم، آخه جایی هست .که باید حتماً به اونجا برم
.بعد از فصل بارانی، من میرم
.ببین از سر بی کاری چقدر خلاق شدم
!واقعاً که نازی، میدونی؟
No comments yet. Be the first to leave one.