The first 200 lines.
شلدون، میخوای جدولها رو
...بعد از هر بخش بذاری
یا توی یه ضمیمه آخر مقاله؟
میدونی چیه؟ ما این مقاله رو با هم نوشتیم
...به نظرم باید با همدیگه تصمیم بگیریم
که آخر مقاله توی یه ضمیمه باشن
.چه جالب پس توی تیم هم "من" داریم
ببین چی ساختیم
میدونم
واقعاً بهترین جنبهی هر دومونه
ریاضیِ من رو داره
...و تشکیک گستاخانهی تو
.در ماهیت اساسیِ تقارن
...کنجکاوی عقلانی بیانتهای منو داره
...و امتناع قهرآمیز تو
"gray" از نوشتن کلمهی مینویسن a مثل آمریکاییها که با حرف
متوجهی که قبل از انتشارش
هنوز خیلی کارها داریم
چطوره کارها رو تقسیم کنیم تا راحتتر بشه
...خب، تو تمام ارجاعات رو پیدا کن
و به طور صحیح توی فهرست منابع بنویس
و من آستینم رو بالا میزنم
و تصمیم میگیرم که چه فونتی استفاده کنیم
شلدون، صدها ارجاع داریم که باید پیدا کنیم
،و هزاران فونت داریم
ولی مگه میبینی من نق بزنم؟
من نمیرم چند هفته توی کتابخونه بشینم
و مقالههای قدیمی رو بگردم
نمیشه یه دانشجوی ارشد پیدا کنیم که این کارو بکنه؟
آره، یه دانشجوی ارشد؟
من مقالهی منتشر نشدهمون رو
دست یه دههی 90ی نمیسپرم
حتماً با ایموجی تکشاخ
میذاردش روی شبکههای اجتماعی
چرا باید همچین کاری کنه؟
،تشویش اقتصادی خوردن زیادیِ ساندویچ آووکادو. چه فرقی میکنه؟
ببین، منظور اینه که
نباید بذاریم این مقاله ...قبل از آماده شدن برای انتشار
جایی لو بره
همینطوریه که مجبور میشی ...جایزهی نوبل رو ببوسی و باهاش خداحافظی کنی
به جای سلام و روبوسی که قصدش رو دارم
لابد منظورت استعاریه دیگه
اصلاً. اگه پادشاه سوئد ...یه نشان بده دستم
میخوام روش ضدعفونیکننده بزنم و ببوسمش
ولی اگه از یکی از دوستهامون بخوایم کمکمون کنه چی؟
لئونارد چطوره؟
.خدایا، نمیدونم
میتونیم بهش اعتماد کنیم؟
اون بهترین دوستت در کل دنیاست
...بله، ولی همیشه به نظرم
مثل کسیه که توی سقوط هواپیما
قبل از اینکه کاملاً بمیری تو رو میخوره
به نظرم میتونی بهش اعتماد کنی
اوه، ایمی، تو هیچوقت
این معصومیت بچگانه رو از دست نمیدی
لئونارد، میخوام یه چیزی بهت بگم
من یه رابطهی مخفیانه دارم
خیلی خب
باید قسم بخوری به کسی نگی
باشه
فقط تو میدونی
یعنی تو و ریتا، دختری که ...توی کافهتریاست
که غیر از سیبزمینی چیزهای بیشتری بهم داده
سلام، شلدون
یه کلمه هم نگیا
چی میخواست؟
.اوه، هیچی
یه آزمایش احمقانه ترتیب داده بود
تا ببینه راز نگهدارم یا نه
اوه، چه رازی بود؟
این رو بهت نمیگم
،آزمایش احمقانهایه ولی بازم میخوام قبول بشم
ارائهای از تیم ترجمهی دیبا موویز
« DC تـرجمـه از شیرین » .:: Shirin DC ::.
،تبریک میگم، لئونارد
در آزمایش وفاداری مخفیم قبول شدی
حقیقت اینه که من هیچوقت رابطهای
با دختر کافهتریا نداشتم
فقط یه زن هست که اجازه داره
به اندامهای ممنوعهم دست بزنه
و اون زن اینجاست
شلدون - نه، ممنوعه -
خب، واقعاً غافلگیر شدم، شلدون
چون کاملاً باور کردم که ...زنی که گزارش دادی
نخود سبز کم میذاره
عاشق چشم و ابروت شده
خب یه کم ناراحت شدم که نمیخواستی بهم بگی
.شوهرم بهم خیانت کرده
فکر میکردم با هم دوستیم
من که واقعاً حرفشو باور نکردم
چرا؟ فکر میکنی از نظر زنهای دیگه
شلدون جذاب نیست؟
نه
به گمونم کنجکاوی بدونی که
چرا این همه اذیتت کردم
منظورت دو دقیقهی گذشتهست یا 20 سال گذشته؟
میخوایم یه لطف بزرگی ازت بخوایم
خب، مطمئناً از راه درستی وارد شدین
میدونی که ما تقریباً کار مقالهمون تمومه
فقط برای پیدا کردن ارجاعها کمک میخوایم
.این که بیگاریه
نمیتونی بدی یه دانشجوی ارشد برات انجام بده؟
نه، این مقاله برامون فوقالعاده مهمه
و باید کسی باشه که بهش اعتماد داشته باشیم
خواهش میکنم، خیلی برامون ارزش داره
میدونی چیه؟ باشه
ما سه تا توی کتابخونه ...مقالههای قدیمی رو بگردیم
اتفاقاً شاید کیف بده
اوه، نه، ما نمیایم
پس بیشتر کیف میده
بوم، کشتمش
حالا با یه رقص پیروزی جشن میگیرم
تو کجایی؟
میخوام به یه عوضی شلیک کنم که داره میرقصه
!هی
حالا من رقص پیروزی میکنم
چی بازی میکنین؟
.فورتنایت
چند نفر با چتر نجات روی یه جزیره فرود میان
و با هم مبارزه میکنن تا تنها بازمانده بشن
مثل "بازیهای عطش"؟
بیشتر شبیه سریال "مجردها در بهشت" ـه
ولی مثل اون خشن نیست
چه باحال. میشه منم بازی کنم؟
.فکر نکنم خوشت بیاد یه جورایی برای گیمرهاست
.هی، منم گیمر هستم
...من آبنباتها و جواهرات رنگی بازی میکنم
"و "آموزش الفبای سسمی استریت
و تک تک دفعات دخترمون رو شکست دادم
خیلی خب، یه امتحان کن
،با این جابجا میشی با این شلیک میکنی
"با "ای" میپره، با "بی به حالت ساختن میره
و بسته به چیزی که میخوای بسازی
میتونی از دکمههای استفاده کنی RT یا LT ،RB ،LB
،فقط منو داخل کن خودم سر در میارم
اوه، مثل حرفی که توی ماهعسلمون بهت زدم
خب، داری با چتر فرود میای
داری به زمین میرسی
خب، وقتی فرود میای ....باید حواست
خب، مُردی
صبر کن، همین؟ اینکه اصلاً باحال نبود
اوه، اینم مثل حرفیه که خودت توی ماهعسلمون زدی
ممنون که اومدی کمک
پس دوست به چه درد میخوره؟
دوست من منو فرستاده به این زیرزمین
....تا بخش سخت کارش رو انجام بدم
پس، نمیدونم
هی، احتمالاً نباید چیزی بگم
ولی شنیدی شلدون با دختر ناهارخوری رابطه داره؟
آره، این حقیقت نداره
اینو شلدون فقط برای امتحان کردنمون سرهم کرد
کاش اینو زودتر میدونستم ...تا جلوی کل صف ناهار
بهش نمیگفتم زنیکهی بوالهوس
این لیست مقالههاییه که باید دربیاریم
چطوره جدا بشیم؟ نصفش با من، نصفش با تو
نمیدونم، این پایین خیلی ترسناکه
چطوره پیش هم بمونیم؟
بیخیال، راج، فقط یه کتابخونهست
اینو دربارهی همهچی میشه گفت
.فقط یه قبرستونه فقط یه خونهی شبحزدهست
فقط یه دروازه به جهنمه
باشه، چطوره جدا بشیم
ولی مرتب با همدیگه در ارتباط باشیم؟
آره، ممنون
لئونارد؟
هنوز اینجام - خیلی خب -
لئونارد؟ - هنوز اینجام -
باشه
لئونارد؟
لئونارد؟
!اوه، خدایا
زیادی گرد و خاک اینجاست
هی، برای ناهار حاضری؟
صبر کن
واقعاً؟ بازی میکنی؟
... "نکنه مثل فیلم " جمعهی عجیب
بدنتون عوض شده و الان تو هاوارد هستی؟
بس کن، اگه من هاوارد بودم الان این کارو میکردم
میدونی چیه؟ حق داره
خب دیگه، میتونیم بریم؟
یه دقیقه صبر کن. میخوام به هاوارد نشون بدم این بازی رو بلدم
میدونی، تو خیلی بیشتر از اون پول در میاری
میشه در اون زمینه پوزهش رو به زمین بمالی؟
میتونم، ولی میخوام توی این بازی پوزهش رو به زمین بمالم
،اه، لعنتی چرا نمیتونم به کسی شلیک کنم؟
بده من امتحان کنم
...موفق باشی خیلی سختتر از اونیه که به نظر میاد
زدمش
.خب، این ارجاع درسته تو چطور پیش رفتی؟
.خیلی خوب :در حال گشتن این مقالهام
تأثیر موآنهای پرانرژی" بر پیون پروتون در حال پراکنش
...در آزمایشگاه ملی
"شتابدهنده
هی، میخوای استراحت کنیم؟
نه، اتفاقاً هیجانانگیزتر میشه
باید همهی اینا رو بگردیم قبل از اینکه این تموم بشه
، "مثل فیلم " سرعت ...ولی به جای اتوبوس
ریههای توئه
،و به جای ساندرا بولاک سوز و غم داره
این مقالهی روسی رو چرا آوردی؟
No comments yet. Be the first to leave one.